برنامهٔ دیشب «دیروز، امروز، فردا» و صحبتهای دکتر عباسی، مسبب این نوشته شد که بخشی از مطالبی است که مدتها در آرشیو ذهنم، خیس میخورد.
روی صحبتم در این نوشته، صرفا دوستان مذهبی است؛ کسانی که اگر امیدی به احیا و حفظ فرهنگ و ارزشهای اسلامی و ایرانی باشد، به آنهاست.
موضوع دیدن مداوم فیلمهای بدون سانسور خارجی، موضوعی است که یکی دو سال اخیر فکرم را به خودش مشغول کرده است. البته فیلمدیدنهای اینطوری همیشه بوده؛ یعنی همیشه عدهای بودهاند که فیلمهای ممنوعه را ببینند؛ اما چیزی که در سالهای اخیر اتفاق افتاده و موضوع بحث است، ورود گستردهٔ جوانان مذهبی به این ورطه است.
این مسئله البته بیشتر در بین پسران شایع است و چند سالی است از حالت مخفیانه و خصوصی، به محافل دوستانه و صحبتهای عمومی هم راه پیدا کرده و به گونهای رسمیت یافته است. امروز حرف زدن دربارهٔ سریالهای لاست و [به دلایل فرهنگی سانسور شد!] و غیره، اگر یکی از افتخارات محسوب نشود، هیچ قبحی ندارد.
اولین بار این موضوع وقتی برایم مسئله شد که یکی از کاربران مذهبی اینترنت -که ازقضا طلبه هم بود- لینک دانلود یکی از سریالهای فراگیر را به اشتراک گذاشت. سریالی که با یک سرچ ساده در اینترنت، میتوان از بعضی تصاویر و تمهای اصلی و فرعیاش خبر گرفت.
فراگیر شدن تماشای فیلمها و سریالهای خارجی در بین دوستان مذهبی، با وجود صحنههای اروتیک و جنسی و عریانیهای مکرر، به هر دلیل و بهانه و با هر توجیهی، بدون شک یکی از نشانههای بارز موفقیت هجمهٔ فرهنگی غرب است. کاری که پیش از آن، دوستانی که کمتر در قید مذهب بودند انجام میدادند و مورد سرزنش و طرد واقع میشدند، امروز توسط دوستان مذهبیتر انجام میشود و خبری از نهی و تقبیح نیست.
اما چیزی که مانع شکسته شدن این تابو در ذهن من شده است، فارغ از جنبههای شرعی آن، تأثیراتی است که این قبیل صحنهها بر ارزشها، فرهنگ و روان بینندگان، و در نهایت تزلزل خانواده دارد. بعضی از اثرات آن را اگر بخواهم خلاصهوار اشاره کنم، اینهاست:
یک. شایعترین اثر آن را میتوان در تغییر ارزشها و آنچه که «تسهیل در دین» مینامم، دید؛ یعنی آسانگیری در امور شرعی و مذهبی، کمرنگ کردن خط قرمزهای رسم شده توسط دین، اضافه کردن توجیهات و شخصی کردن احکام دینی و خصوصا عادیسازی روابط فیمابین دو جنس و تغییر ملاکهای ارزشگذاری رفتار افراد و شخصیت آنها.
دو. اثر بارز بعدی، استحالهٔ فرهنگی است. ریخته شدن قبح خطاهای اخلاقی، به رسمیت شناختن روابط دختر و پسر و بلکه ضروری دانستن آن پیش از ازدواج، حرکت به سمت پلورالیسم اعتقادی، و نهایتا فرو رفتن در فرهنگ غرب.
سه. اثر مهم و مخرب بعدی این قبیل صحنهها، متوجه روح و روان فرد است. دیدن دنیایی از صحنههای عاطفی و جنسی با میلیونها متد و طرح و روش ظریف و متفاوت، هجمهٔ بزرگی به ذهن فرد میبرد، او را آمادهٔ خیالپردازیهای مکرر کرده، ذهن او را -به تعبیر دکتر عباسی- خارج از ظرفیت فطرت و طبیعت و غریزهاش به هیجان جنسی وا میدارد. ابتداییترین نتیجهٔ این امر، تنوعطلبی است که فرد، دیگر، ذهنیات خود را در وجود یک نفر، ارضاشده نمیبیند. نتیجهٔ بعدی، سیریناپذیری فرد از این لذات جسمی، و دیدن صحنههای اروتیک است.
اثر روانی دیگری که شاید بیشتر در بین مذهبیها، خصوصا مجردان، شایع باشد، ناسازگاری و کشمکش میان تخیلات ذهنی و امیال شکلگرفته و ممنوعیتها و خط قرمزهای دینی و اعتقادی است. فرد از یک سو خواهان شکل دادن به تصاویر ذهنی و تخیلات است و از سویی دیگر امکان پاسخگویی به آنها فراهم نیست. (چیزی که دکتر عباسی به نقل از شهید هاشمینژاد، آن را «زنای ذهنی» میخواند). نتیجهٔ این میل و ممنوعیت، سرکوب احساسات است که به اختلالات روحی یا واپسزدگی جنسی و احیانا چندشخصیتی فرد منجر میشود.
.
این همه، اثرات مخربش را در تزلزل بنیان خانواده و سقوط ارزشهای اجتماعی نشان میدهد. بسیار طبیعی است که فرد تنوعطلب از روابط زناشویی خود احساس رضایت نکند؛ تواناییها، زیبایی، روحیات و جسم همسرش را قابل قیاس با کاراکترهای ساختگی فیلمها نبیند و ناخواسته در قیاس بین همسرش و هنرپیشههای فیلم، همسرش را شکستخورده بیابد.
اثرات اجتماعی آن نیز، به نظر اظهر من الشمس میرسد. فارغ از تأثیر مستقیم فیلمهای غربی در تغییر ارزشها، فرهنگ و روحیات؛ نفس تزلزل بنیان خانواده و فروپاشی زندگیها و افزایش طلاق، خود موجب مشکلات عدیدهٔ اجتماعی و اخلاقی است. از میان رفتن تقوای چشم، و آنچه که دکتر عباسی «حیای چشم» میخواند، به تنهایی مسبب انحرافات اخلاقی دیگر است.
خوشحالم که دکتر عباسی تئوری چند ماههٔ اخیرم را مُهر تأییدی زد.
-
قابل توجه دوستانی که هنوز ازدواج نکردهاند: علیرغم اینکه یادآور میشوم همه را نمیشود به یک چوب راند؛ اما احتیاطاً بد نیست در ملاکهایتان به این مورد هم نیمچه نظری داشته باشید. به هر حال از قدیم افراد تنوعطلب، برای زندگی، چندان قابل اعتماد شمرده نمیشدند.
- اعتراف میکنم که اخیرا به افرادی که قبح دیدن چنین فیلمها و تصاویری برایشان ریخته است، ناخواسته اعتماد ندارم و با احتیاط از کنارشان عبور میکنم.
- وقتی دیشب و امروز، اعتراض بعضی کاربران اینترنتی را به این برنامهٔ «امروز، دیروز، فردا» دیدم، مصممتر شدم برای نوشتن.
- ویدئوی کامل این برنامه
- اینها همهٔ حرفهایی نبود که مدتها میخواستم بگویم…
- حاشیه ای بر این مطلب
- پستهای مشابه:
- کاش فیلمساز بودم!
- هپی اِند
برچسب ها: , تابو, دستهگل, فیلم, فیلمبینی



(3 رأی، میانگین: 3.33 امتیاز از 5)


















۲۱م تیر, ۱۳۸۹ در ۷:۳۱ ب.ظ
سلام عالی بود فکر کنم اولین نفری باشید که این مطلب را در وبلاگش مورد بررسی قرار میدهد و همانطور هم که اشاره کردید خیلی هم شایع شده است. من به عینه برخی از تأثیراتی را که ذکر کرده بودید حس کرده ام و می دانم چقدر انسان با دیدن این فیلم ها زجر می کشد به خصوص اگر مثل من در خانواده ای مذهبی رشد کرده باشد…
یک مطلب که جا انداخته اید این است که دیدن این فیلم ها توسط افراد مجرد مذهبی منجر به خود ارضایی میشود و این را می گویم چون خودم دیده ام کسی را که به این موضوع دچار شده…!
و یه چیز دیگه اینکه من همیشه با این مسئله درگیرم. من همیشه وقتی تصمیم دارم فیلم رو ببینم قبلش به خودم قول می دم که صحنه های رمانتیک، بوسه ها و … رو رد کنم و نبینم ولی نمی دونم خودتون تا حالا پای این فیلم ها نشستین یا نه آدم رو انگاری مسخ می کنه و بی اراده تو هم با فیلم پیش میری و نمی فهمی از کجا خوردی تهش که فیلم تموم میشه کلی احساس افسردگی و غصه می کنی احساس تنهایی و …
خدا خودش فساد را از بین جوانان مسلمان محو کند آمین
خوشحال میشوم اگر خواستید جوابی برایم بفرستید ای میل بدهید:
[...]
در پناه حق
[پاسخ]
سلام. در واقع یکی از مسائلی رو که من به چند دلیل نتونستم توی متن بیارم، شما ذکر کردید. ممنونم از لطف و نظر و دقتتون
[پاسخ]
۲۲م تیر, ۱۳۸۹ در ۸:۲۷ ق.ظ
سلام علیکم
دست مریزاد!
مطلب و نکته های ذکر شده بسیار به حق و مناسب بود.
بنده دوستی دو آتشه دارم که سابقا ظاهری حزب اللهی و سفت و سخت داشت، (و کلی سوابق مبارزاتی و رسانه ای داشته و دارد که از ذکر آن ها معذورم) اما چند سالی است که شبکه های ماهواره ای را تماشا می کند. توجیهش هم در ابتدا به بهانه غافل نماندن از اخبار و دیدگاه های دشمن بود.
از حدود یک سال پیش هم به شدت دچار مرض فیلم بینی! شده است، آن هم فیلم های هالیوودی و اروپایی.
وقتی علتش را جویا می شوی می گوید: «ما که در عرصه فرهنگ فعالیم باید از همه چیز مطلع باشیم به خصوص فیلم های غربی چرا که با دیدن این فیلم ها می خواهم با تکنیک های فیلم سازی آشنا شده و یک فیلم ساز دینی و انقلابی شوم!». او خود را مقید کرده هر شب قبل از خواب و صبح بعد از بیدار شدن یک فیلم ببیند!!! این در حالی است که نه رشته اش سینما است و نه در این حوزه علاقه ای به غیر از مشاهده منفعلانه فیلم ها به مطالعات سینمایی نشان می دهد.
تغییر رفتار این فرد در طول این مدت کاملا مشهود است. به ورطه ای افتاده که دیگر از شوخی یا ارتباط راحت با زنان ترسی به دل راه نمی دهد. ترانه های عاشقانه قبل از انقلاب را گوش می دهد. به برخی ایام و مناسبت های عزا بی تفاوت است. صدای قهقه و چرت و پرت گفتنش (جک های جنسی)با دیگرانی که قبلا از آن ها دوری می جست، بر محیط کارمان سایه انداخته و خیلی تغییرات دیگری که مجال واگویه آن ها نیست.
بنده دلم برای وی می سوزد و هر از چند گاهی سعی می کنم به گونه ای نصحیتش کنم. اما همه این ها را نتیجه وقت گذاشتن بی حد و حساب و در معرض این گونه فیلم ها و سریال ها قرار گرفتن، بدون تزریق «آنتی تهاجم فرهنگی» که به نظر بنده همان حضور در جلسات دعا و ذکر و ارتباط و توجه بیشتر به خدا است می دانم. چرا که انسان با هر چه بیشتر در ارتباط باشد و به هر مقوله بیشتر بپردازد به همان هم عادت خواهد کرد.
برای آن دسته از دوستانی که هم می گویند ما چاره ای نداریم چون که در معرض رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی قرار گرفته ایم و باید دلمان و نگاهمان پاک باشد و اگر کسی طوری دیگری می بیند مشکل از خود اوست؛ خاطره ای را به نقل از یکی از مسؤولین امنیتی عرض می کنم که می گفت: «چند سال پیش مردی مسن (حدود شصت ساله) را در ممیزی مجلات گمرک به کار گماردیم. کارش این بود که بر روی تصاویر نیمه عریان زنان و تبلیغاتی از این دست، ماژیک می کشید. چند ماهی گذشت تا یک روز همسر آن مرد به دفتر من آمد و گفت: شوهرم را چه شده است که مدتی است حرف هایی می زند و توقعاتی از من دارد که در ایام جوانی اش چنین چیزهایی را به یاد ندارم. ما قضیه را به همسرش نگفتیم اما دانستیم که مشکل از کجاست و او را از آن کار برداشتیم.»
نهایتاً مشاهده مستمر فیلم ها و سریال های غربی که قوام اصلی آن ها بر پایه دو درون مایه شهوت و خشونت شکل می گیرد تأثیری جز تحریک قوا و انگیزه های شهوانی و خشم ما ندارد.
یا علی
[پاسخ]
سلام. ممنون از کامنتتون. این توجیه رو که «ما که در عرصه فرهنگ فعالیم باید از همه چیز مطلع باشیم به خصوص فیلم های غربی چرا که با دیدن این فیلم ها می خواهم با تکنیک های فیلم سازی آشنا شده و یک فیلم ساز دینی و انقلابی شوم!»، بنده هم از دوستانی شنیدهم. متأسفانه.
[پاسخ]
۲۲م تیر, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۶ ق.ظ
عرض سلام
به مطلب بسیار جالبی اشاره کردید.
اصل مطلبی که اشاره فرمودید بسیار بجا و صحیح است.
در غرب در بین دوستان مذهبی در یکی از دانشگاههای آن هستم.
صراحتا عرض می کنم دوستان متدینی که جهانبینی استخوتندار مذهبی دارند با وجود همه این مسایل در اطراف، به هیچ وجه سراغ اینگونه مسایل نمیروند. شاید لنگه این افراد هم در کشور کم باشد چرا که اینها در اینجا واقعا انتخاب می نمایند که دنبال این مسایل نروند در عین حال که بسهولت در دسترس است.
غرض اینکه قبول دارم که باید از محیطهایی نامناسب که فراهم کننده فساد است دوری کرد و این باور که هرکس باید خودش سالم باشد ساده لوحی بیش نیست.
در عین حال فکر می کنم نبایستی واقعیت روز را منکر شویم. دنیای امروز متاسفانه دنیای روزمرگی و ابتذال شده است و با این رسانه ها و اینترنت دیگر نمی توان جلوی این امواج را گرفت لذا بایستی خود را تقویت کنیم و نیز ارزشهای خود را درست ارایه نماییم .
و بایستی به این سوال باندیشیم که چرا اساسا افرادی که شما مذهبی می نامید دنبال این مطالب می روند؟ مشکل کجاست؟
شما از افرادی به نام مذهبی نام بردید. آیا متدین بودن مولفه هایی ندارد؟
به نظرم در ابتدا بایستی لوازم مذهبی بودن را در مورد یک فرد چک نمود و اگر حایز آن بود عنوان مذهبی را برای ان فرد گذاشت.واگرنه اصلا قابلیت بحث نمودن بعنوان نقطه ضعف بچه های مذهبی را ندارد.
اساسا کسی که بطور آشکارا به این مسایل می پردازد دیگر نام مذهبی نمی توان برآن گذاشت .خدای نکرده منظورم به افرادی که به تعداد معدود دچار لغزش شده اند و بعد راه صواب را در پیش گرفته اند نیست زیرا همه جایز الخطا هستند. صرفا افرادی که تعمدا و به تکرار و آشکارا انجام می دهند را لحاظ نمودم.
ممنون از دغدغه شما و از این پست بسیار کاربردی
در پناه حق
[پاسخ]
سلام. ممنون از کامنت شما. تا اونجا که به اتفاق تعدادی از دوستان روی موضوع «کی مذهبی هست و کی نیست» بحث کردیم، به تعریف مانع و جامعی نرسیدیم. اما اونچه که مقصود نظر بنده بوده در این مطلب، اصطلاح «مذهبی» به صورت عام و عرفی هست. کسایی که عموم جامعه به اونها لقب مذهبی بودن رو میدن. یک قشر خاص که به هر نحوی که باشند، مشمول این اصطلاح میشن، طلاب هستند که در بین اونها هم، مبتلا به این مسئله کم نیست.
مهمترین مسئله اینه که با توجیهات فراوونی که ارائه میشه، این افراد هیچ منعی رو برای این کار متصور نیستند. و تا کسی به این باور نرسه که کاری که میکنه اشتباه هست، کاریش نمیشه کرد.
چند باری که از دوستانتون در کانادا یاد کردید، شدیدا و عمیقا مشتاق دیدارشون شدیم!
[پاسخ]
۲۲م تیر, ۱۳۸۹ در ۲:۵۳ ب.ظ
سلام
به نظرم با همین دست حرفها هست که جوانان روز به روز از شناخت دیانت اصلی دورتر و دورتر می شوند.
باور کنید که اسلام عزیز بسیار فراتر از این مقولات جرئی است و مشکل در جای دیگر است.
فکر کنم شما هم از آن دسته “مذهبی”ها باشید که به احمدی نژاد می گویند: لیبرال!
حرف بسیار است ولی فکر می کنم که یکی مثل شما با این باورهای متحجرانه(واقعا ببخشید، لغت دیگری نمی دانستم)، اصولا به حرف جوانهای دیگر اجتماع کاری ندارد.
از رجا به اینجا آمدم
با احترام
[پاسخ]
سلام. این که این مقولات رو جزئی میدونید، نشون از کماطلاعی شما در این زمینه داره. همین اسلام عزیز توصیه به تقوا کرده. ممنون از پیشداوری سیاسیتون!
[پاسخ]
سلام
همین اسلام عزیز دقیقا اصول و فروعش را مشخص کرده است. اینکه شما احکامی مثل نگاه به نامحرم و مستهجنات را جزء اصول می دانید، برای من موجب تعجب زیاد است. شما که اطلاعاتتان بالاست بفرمائید که اصول چیست و فروع کدام است تا ما هم یاد بگیریم.
[پاسخ]
سلام. تعریف شما از اصول و فروع چیه؟ و به نظرتون تفاوت این دو تا در چیه؟
[پاسخ]
سلام
بنده تعریف خاصی از اصول و فروع دین ندارم. تعریف من همان تعریف اسلام عزیز است که بنا به خواسته جنابعالی می نویسم.
اصول دین:
۱- توحید
۲- نبوت
۳- معاد
۴- عدل
۵- امامت
فروع دین:
۱- نماز
۲- روزه
۳- زکات
۴- خمس
۵- حج
۶- جهاد
۷- امر به معروف
۸- نهی از منکر
۹- تولی
۱۰- تبری
۱۱- “حجاب”
ببخشید که افاضه فضل شد و این اولیات اسلام را نوشتم. البته خودتان خواستید.
تفاوت این دو بخش کلی در این است که جوانان جامعه امروز ما از اصول هیچ نمی دانند، آن وقت دوستانی چون حضرتعالی دمادم از فروع برایشان می گوئید.
جوان ما امروزه چون “امامت” برایش جا نیافتاده است(جا نیانداخته ایم)، در خیابان داد می زند: “مرگ بر اصل ولایت فقیه”، آن وقت شما در مقابل، از عدم دیدن فیلم ارجینال صحبت می فرمائید!!!
بسیاری از جوانان حتی به معاد اعتقاد درونی ندارند آن وقت به نظر شما درد جامعه ما این مقاله مورد اشاره شماست؟؟؟
[پاسخ]
سلام
شما لطف کردید و زحمت کشیدید، اما این مطالبی که فرمودید، تعاریف اصول و فروع نبود؛ مواردش بود
اگر شما ربطی بین حیای چشم و خلوص قلب و تقوا به طور عام، و پذیرش یا عدم پذیرش مسئلهٔ ولایت فقیه یا امامت نمیبینید، محترمانه عرض میکنم که کمی بیشتر به این مورد دقیق بشید و روی این موضوع فکر و جستجو کنید
اصول و فروع دین ما از هم جدا نیستند و اصل بودن به معنی کافی بودن، و فرع بودن به معنی کماهمیت بودن نیست. ضمن اینکه هم اصول و هم فروع، به لحاظ وجوب، در یک سطح هستند و هرگز وجوب اصول شدیدتر از وجوب فروع نیست. ضمنا هم عدول از اصول و هم عدول از فروع، معصیت محسوب میشه و از هر دو در پیشگاه خداوند سؤال میشه.
امیدوارم با این توضیح متوجه مقصود بنده شده باشید و اینکه اصول خوانده شدن بخشی از دین، به معنی بیتوجهی و رها کردن بخش “فروع”ش نیست. حتی نمیشه ادعا کرد که ابتدا باید ایمان به همهٔ موارد اصول دین حاصل بشه و بعد شخص بره سراغ فروعات.
سلام
“هم اصول و هم فروع، به لحاظ وجوب، در یک سطح هستند و هرگز وجوب اصول شدیدتر از وجوب فروع نیست.”
خواهشا بفرمائید این موردی که نوشته اید، نظر فقهی کدام عالم دینی است؟ کدام مکتب؟ کدام مرجع؟
با احترام
۲۲م تیر, ۱۳۸۹ در ۳:۳۵ ب.ظ
با سلام.مجذوب شخصیت دکتر حسن عباسی هستم.یادش به خیر .۲ سالی در مرکز دکترینال شاگرد استاد بودم.هفته ای ۱ بار از اصفهان به تهران می امدیم و تابستانها هم یا ایشان جهت سخنرانی که تشریف می اوردن همیشه همراه بودیم.این جوان ۴۵ با دنیایی از ارمان و عشق.به جرات میتوانم بگویم در عرصه مسایل اجتماعی جامعهیت افکار و علوم جاریه و در فن سخنوری در بین سیاسیون حزب اللهی بی نظیر است.من چون در مقام بحث نیستم و حوصله جدال با سرکار خانم کوثر و همفکرانشان را ندارم در مقام نقد مطالب بالا نیستم.فقط لازم دانستم بعنوان یک پیر گوشه نشین به اطلاع خوانند عزیز و وبلاگ نویس گرامی برسانم که اگر رضایت حضرت صاحب یا جامعهیت اخلاقی و سیاسی را در این ورطه میجویی،در افکار و رفتار و کلام استاد حسن عباسی غرق شوید.ایشان تند رویهایی هم دارند ولی فردی الهی میباشد.از نزدیکان رهبری،علمای سیاسی رزمندگان جنگ و دلسوخته های دین و انقلاب.
معتقدم رضایت حضرت صاحب در این افکار الهی می باشد.
[پاسخ]
سلام. متشکرم
[پاسخ]
۲۲م تیر, ۱۳۸۹ در ۵:۱۰ ب.ظ
لازم دیدم متن قبلی رو اصلاح کنم.همراه با استاد در مشهد بودی.مدتی که در محضر ایشون بودم ۲ سال بود.
استاد یک تنه حوزه علمیه و دانشگاهی بود وو هست.راهش جاوید باد
[پاسخ]
۲۲م تیر, ۱۳۸۹ در ۵:۳۶ ب.ظ
حرفتون حرف نداشت !
دیدن فیلم در جامعه بیشتر از اونی که فکر میکنید ریشه دوانده . اوایلی که فروشگاه اینترنتی زده بودم , کمی با بازار عرضه دی وی دی فیلم در شیراز مواجه شدم … مخم سوت کشید ! فروشگاه هایی در سطح شهر که به جرأت از راه فروش فیللم زندگی خود را جمع و جور کردند .
به هر حال دوستان مذهبی گاها برای نقد فیلم و گاها با یک جبهه ای این فیلم ها را میبینند و میدانند که صهیونیستی است اما شما فکر کنید چه بلایی دارد سر نوجوان و جوان بی مطالعه و بدون دفاع فکری میرسد که تمام چیز ها بی برو و برگرد قبول می کند .
کفر و مبارزه با خدا ، ارزش شدن بی اعتقادی و آزادی محض ، و تردید در دین ( هر دینی ) و پیامبرانش , از ابتدایی ترین چیزهاییست که داررند قبول میکنند .
( البته یه دلیل خیلی خیلی واضح برای گسترش این فیلم ها در جمع مذهبی ها همین بحث “نقد فیلم” بود .. من خودم شنیدم یکی از قول همین دکتر عباسی گفت که برید فیلم فلان رو ببینید تا جامعه امریکا بیاد دستتون !! بعد که صحنه هایی از این فیلم رو دیدم … ادامه ندم بهتره . از پورنو هم بدتر بود !! )
یعنی خیلی از این مشکلات گردن استادان روشن فکری است که همین عقب نموندن از عرصه رو در ذهن مذهبی ها کردند .
یادمه همه چیز هم از نقد فیلم ها توی دانشگاه توسط بسیج و تشکل های فرهنگی شروع شد . . .
[پاسخ]
ممنونم از نظرتون. نظرم اینه که دیدن فیلم برای نقد کردن، راه داره. اینی که بعضی از ما داریم انجام میدیم، فیالواقع نقد فیلم نیست، کلک زدن سر وجدانمونه برای دیدنشون.
[پاسخ]
۲۲م تیر, ۱۳۸۹ در ۵:۵۹ ب.ظ
سلام
راستش خودم هم چند وقتی به این موضوع دقت کرده بودم ، متاسفانه خیلی رایج شده … کاش مسئولان فکری کنند
[پاسخ]
۲۲م تیر, ۱۳۸۹ در ۷:۳۳ ب.ظ
[پاسخ]
۲۲م تیر, ۱۳۸۹ در ۸:۰۲ ب.ظ
با سلام
من با کلیات نظرات شما موافقم. اما “تنوع” خواهی بسیاری از آقایان نه مال دیروز و امروز است و نه فقط تماشای فیلمهای لجن و مستهجن نقش زیادی در آن دارد. پدر بزرگ من سه تا زن گرفته بود. عموی من سالی یک ماه به مشهد میرفت و روزی یک زن صیغه میکرد و ضمنا به زن و دخترهایش اجازه نشان دادن حتی بیشتر از یک چشم را نمیداد.
و یک نکته دیگر: اول بگویم که هیچ زبان خالصی وجود ندارد همانگونه که نژاد خالص اصطلاح مسخره ای بیش نیست و جلوی تغییر کار کرد زبان را نمیتوان گرفت مخصوصا وقتی اهل زبان با زبانها و فرهنگهای دیگر بنحو گسترده ای در ارتباط است. ما ناچاریم بعضی واژه های خارجی مثل رادیو, تلویزیون, تلفن, کامپیوتر… را بکار ببریم. باید از واژه های عربی چون تاریخ, اقتصاد, جبر… استفاده کنیم چون در فارسی برای آنها واژه ای نیست. اما چرا وسایل ارتباطی ایران حتی در جائیکه واژه فارسی کاملا بیانگری وجو دارد از واژه های انگلیسی استفاده میکنند. چرا یک “سری” بجای یک “رشته”, “پازل” بجای “جورچین”, “سرچ” بجای “جستجو” , “بیت” عربی بجای “خانه” و ” دهها مثال دیگر. فرهنگ ملتی در زبان آن منعکس و در ادبیات آن متبلور میشود. ولی مثل اینکه زبان فارسی از طرف تحصیل کرده ها بیشتر آسیب می بیند.
با احترام
[پاسخ]
سلام سحر جان. البته توی نوشته ادعا نکردم که تنوعطلبی مال الانه و دلیلش دیدن این فیلم هاست. عرضم این بود که یکی از اثرات دیدن این فیلمها تنوعطلبیه. حالا یکی با همین چیزها تنوعطلب میشه؛ یکی تنوعطلب هست و با این صحنهها تشدید میشه. اگر نوشتهٔ من این مطلب رو جور دیگهای القا کرد، عذرخواهی میکنم.
قسمت دوم کامنتتون در عین حال که درسته، به این نوشته مرتبط نبود.
[پاسخ]
این استدلال از کجا اومده؟
“حالا یکی با همین چیزها تنوعطلب میشه؛یکی تنوعطلب هست و با این صحنهها تشدید میشه.”
همین جوری از روی شکم که نمی شه در باره تاثیر فیلم ها بر مردم حرف زد.
کمی دقیق تر باشید.
روانشناسی بر روی تاثیر خشونت سینمایی (و خصوصا پرنو گرافی خشن)بر رفتار انسانها مطالعه و آزمایش کرده. ولی من تا به حال هیچ جا ربطی بین “تنوع طلبی” و سریال های تلوزیونی نخواندم! پیش فرض های غلط را کنار بگذارید.
[پاسخ]
پس به مطالعه تون ادامه بدید
[پاسخ]
و شما هم به این نوع تحلیل ها!
[پاسخ]
والله من که غیر از خودم خیلی از اطرافیانم را میشناسم که فیلم باز حرفه ای هستند و این تنوع طلبی که شما می گویید را ندارند. تازه اگر هم داشته باشند هم مگر بد است؟ ماشاالله به یکی راضی نشدیم به دو تا که راضی می شویم باز هم اگر نشد سه تا … تا چهار تا هم راه دارد.
۲۲م تیر, ۱۳۸۹ در ۹:۴۸ ب.ظ
سلام
از اول جمهوری اسلامی کلا همه چیزمحکومه مگه خلافش ثابت بشه فارسی وان مشکل داره درست سیمای اسلامی عالیه؟؟؟ چرا کسی درست و پر قدرت این سیما را نتقد نمیکنه؟؟؟ میدونید گاهی خوبه ادم از بیرون به تحولات نگاه کنه ببینه تو چه دور بسته ای مشغول بحثیم ودیگران چه می کنند
والعاقبة للمتقین
[پاسخ]
سلام. هر چی گشتم، توی این متن چیزی دال بر تأیید صدا و سیما و برنامههاش پیدا نکردم
[پاسخ]
۲۳م تیر, ۱۳۸۹ در ۶:۱۲ ق.ظ
یعنی یک ذهن باید چقدر بیمار باشه که مثلا از سریال لاست جنبه سکسی و اروتیک در بیاره. این رو واقعا نمیبینن که لاست در آخرش همه چیز به صورت مذهبی تموم شد. ضمن اینکه انگار غرب بیکاره و سریالها و فیلمها رو فقط واسه ما میسازه
[پاسخ]
پیشفرض انتهایی صحبتتون، توی متن و نوشتهٔ من وجود نداشت. اینکه این جور سریالها رو مذهبی میبینید و ختم شده به مذهب جالبه و دقیقا همون چیزی که اونها انتظار دارند. صحبت فقط بر سر تم فیلمها نیست؛ روی نحوهٔ پردازش اون موضوع هم هست.
[پاسخ]
۲۳م تیر, ۱۳۸۹ در ۸:۳۱ ق.ظ
سلام.
وقتی با عنوان ۱۰۰ فیلم عاشقانه، خیلی راحت ۳ تا فیلم اولش عاشقانه است مثلا و بقیه اش مساله دار، و این دی وی دی به راحتی در سطح اینترنت تبلیغ می شود، و بانک زحمت پرداخت الکترونیک اش را می کشد و پست زحمت ارسال آن را، و جوان هم …
درد، درد بزرگی است و همتی مضاعف را در سطح گسترده می طلبد…
مضاعف باشید…
یا علی
[پاسخ]
۲۳م تیر, ۱۳۸۹ در ۸:۳۳ ق.ظ
عالی بود…. [smug] [smug] [smug]
[پاسخ]
۲۳م تیر, ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۲ ق.ظ
دقیقا …..توجیبهی برای دیدن فیلم های مستهجن .این حرف ها مدت هابود توی ذهن منم بود !
یادم میفته به اون روایت حدیث یا نمیدونم چی بود که میگفت شیطان اول گناه رو زیباش میکنه رنگ و لعابش میده برای یهخ ادم مومن و بعد بهش دعوتش میکنه .
ممنون عالی بود
[پاسخ]
یادآوری اون روایت خیلی بجا بود. ممنون آسمون جان.
[پاسخ]
۲۳م تیر, ۱۳۸۹ در ۳:۲۵ ب.ظ
بازهم سلام وعرض ادب مجدد
کاملا با نظرتون موافقم و یادآوری میکنم که شیطان قدم به قدم به آدم نزدیک میشه و تعبیرقرآنی خطوات شیطانی هم موید این مطلبه
ازخدا میخوام توی این وانفسای دنیا دستمونو بگیره تا بتونیم بندگیشو بکنیم تو این زمونه خیلی سخته و شیرینیش هم به اینه
بازهم میگم منتظرتون هستم به وبلاگ گروهی ما هم سربزنین
یاعلی مدد
[پاسخ]
۲۳م تیر, ۱۳۸۹ در ۸:۲۹ ب.ظ
تحلیل زیبایی بود و تلنگر بجایی به بعضی دوستان . گستره ی دیدن و تحلیل این سریال ها متاسفانه بین طلاب هم به شدت فراگیر شده و ….
خدا به خیر کند . والله اعلم
[پاسخ]
۲۴م تیر, ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۵ ب.ظ
یا حسین یا حسین گفتن و مردن خوش است
جان خود را به دست او سپردن خوش است…
[پاسخ]
۲۴م تیر, ۱۳۸۹ در ۴:۱۳ ب.ظ
سلام
میلاد گلهای باغ طاها حضرت امام حسین(ع)، حضرت امام سجاد(ع) و حضرت عباس(ع) و ولادت حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای، رهبر عباس نشان و حسینی تبارمان بر شما مبارک باد
[پاسخ]
سلام. متشکرم. متقابلا این اعیاد بزرگ رو به شما تبریک میگم
[پاسخ]
۲۴م تیر, ۱۳۸۹ در ۴:۲۵ ب.ظ
حرف دل خیلی ها رو زدید کوثر عزیز.
با اجازه این مطلبتون ر و لینک دادم.
[پاسخ]
متشکرم راحله جان. ممنونم از انتشار مجدد این مطلب
[پاسخ]
۲۴م تیر, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۰ ب.ظ
سلام![[confused]](http://kosaraneh.com/wp-content/plugins/smilies-themer/Yahoo/confused.gif)
![[love-struck]](http://kosaraneh.com/wp-content/plugins/smilies-themer/Yahoo/love-struck.gif)
[batting-eyelashes]
من این مطلبتو در گودر به اشتراک گذاشتم و کاملا هم تایید می کنم و هیچ حرفی نمی تونم بزنم …
اومدم تبریکات عرض کنم
بارقه های امید در تو میبینم بعد از چند پست ناامید کننده
[پاسخ]
سلام هانیه جان. ممنون عزیزم. اعیاد بر شما هم مبارک باشه عزیزم.
منو به خاطر پستهای ناامیدکنندهم ببخش… هر چند نمیتونم قول بدم دیگه ناامیدت نمیکنم!
[پاسخ]
[I-dont-know]
[پاسخ]
۲۴م تیر, ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۰ ب.ظ
سلام:
خیلی موشکفانه و دقیق بود!
خبری که چند وقت پیش روی سایت گذاشته بودم بی ربط با این موضوع نبود.دوستان عزیز و مکتبی ما در وزارت ارشاد اسلامی!!! با اطلاع رسانی در سطح حوزه های علمیه تهران حداقل چند تایی که بنده با خبر هستم اقدام به صدور مجوز نصب ماهواره برای طلاب جوان نموده اند که البته بنده بر حسب وظیفه با دفتر جناب ریاست جمهور محترم تماس گرفتم که تا کنون جوابی دریافت نکرده ام.
در حال حاضر بعضی از طلاب محترم از این امکان استفاده کرده و با توجیه مبارزه با وهابیت از ماهواره استفاده میکنند که امیدوارم تحت تاثیر حجم انبوه صحنه های آنچنانی قرار نگیرند.
مشکل از کجا آب خورده بنده نفهمیدم.
انشا الله دوستان همانند کوثرانه یک جهش فرهنگی را بنیان نمایند تا قبل از پشیمانی بتوانیم جلوی این حجمه فرهنگی که دغدغه امام خامنه ای میباشد را بگیریم.
انشا الله
[پاسخ]
سلام. چقدر وقت بود ما رو مستفیض نکرده بودید. خوشحالمون کردید. اعیاد بر شما مبارک.
چه خبر ناراحتکنندهای بود. خب دشمن خوب دستش اومده کجاها رو باید بزنه. چند سالیه از حوزه امیدم رو بریدهم. خدا بصیرت بده بهمون…
[پاسخ]
۲۵م تیر, ۱۳۸۹ در ۷:۳۷ ق.ظ
با سلام.خیلی وقت بود بنا بر دلایل خانوادگی و شخصی دوست نداشتم فریادی بزنم.خیلی از جستجوی گوگل و حوصله شما متشکرم که راهی برای اشنایی و مطالعه مطالب شما برایم گشود.خانمها و اقایا محترم:فراموش کرده ایم سفارش پیامبر به مردم چه بود؟پیامبر چه چیزی را به امانت به ما سپرد؟چه طور میشود برای حفظ حکومت به ظاهر اسلامی و سر کوب مخالف به پیامبر و ولایت استناد میشود ولی برای عمل به وظیفه دینی راه تسامح را برای خودمان باز میکنیم؟دوستان، مردم،پیامبر سفارش به قران و اهل البیت کرد.یعنی مرید واقعیه من از این ۲ سفارش تبعیت کن.سنگ این دو گوهر را به سینه بزن.روحانیه عزیز،خواهر مباز و فرهنگیه ما از این دو گوهر بگو.امور زندگیت را با این دو گوهر هماهنگ کن.![[wink]](http://kosaraneh.com/wp-content/plugins/smilies-themer/Yahoo/wink.gif)
اینجا هست که یاد حکایت مولوی می افتم.بی ادبی و گستاخیست.عذر خواهم.حکایت برقرای رابطه جنسیه کنیزک و الاغ.و از آن بدتر چگونگیه تبعیت احمقانه زن صاحب کنیز از کنیزک …….
حالا وضعیت ما هم اینچنین شده.بیانات حضرت اقا،حفظ و حکومت و شهدا شده برای یک دورنما.بیدنی و توجیه گناه و تهمت و کم کاری و مسخره بازیهایی به نام دین و کار فرهنگی در لوای اصول اصلی ما رو بیچاره کرده
علما،فرهنگیان،دلسوزان در عرصه فرهنگیه ما،در عرصه دینیه ما چیزی که رنگ باخته قران و اهل البت است.روحانیهای ما روشنفکر شدم.میخواهن نان امام زمان رو بخورند و روشنفکر هم باشند.کانونهای فرهنگی و اردوهای زیارتی به مرکزی برای تفریح خوشگذرانی تبدیل شده است.چرا؟چون به جای اینکه از اهل البت و قران بگوییم از هایدیگر و کانت و موسو ارسطو لاستو فرند و فرار از زندان و فیلمهای روی پرده …..میگوییم.چون دینمام را به جای اینکه از روحانیت سنتی و عارف به مقام اهل البت بگیریم از عدها ای روشنفکر نما و الفاظ و حکومت میخواهیم بگیریم.دیروز زیارت رفتم حرم.دیدم روحانیه جوانی که خوب خط ریش گ
رفته و ادکلن فلان به تبعیت از حضرت امام زده و لباس قشنگ برای امروزی بودن پوشیده باز زنش امده حرم.برادرم تو روحانی هستی؟با این عروسک امدی بیرون داری بازی میکنی؟ارایشی وحشتناک؟چادر به ظاهر ملی و ولی…..؟جوراب نازک؟وسط خیابان با هم عشق تبادل میکردن؟حتما به تبعیت از زندگیه عاشقانه پیامبر؟
برادران خواهران بنام امروزی بودن،حکومت اسلامی ،با جوانا بودن از فقه سنتی و هیئت و مقام قران و اهل البت دور افتاده ایم.تا محوریت امور زندگیه ما به سوی سنت نرود بازم بی دینی و بی حرمتی افزایش می یابد.روزی روحانیت امروزی شریک پدر های روحانی تر توجیه بی دینی میشوند.مگر فتاوای اقای صانعی را یادمان رفته؟مگر اقای طاهری اصفهان را یادمان رفته؟مگر نوه ایت الله بروجردی را ندیدی؟مگر فرزند ایت خویی بازیچه شیطان کبیر نشد؟مگر طلبه های ما،هیئتهای ما اینچنید نشدن؟ما تشنه اهل ابیت و دین نیستیم.حکومت و اسلامی و امروزی بودن را بهانه کردیم.نمیدانیم گناه با ما چه کرده است.طعم فراق را نچشیده ایم.لاست اول راهه.صبر کنید ببینید توجیحات شرعی دیگر چگونه از راه میرسد.
[پاسخ]
۲۵م تیر, ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۸ ب.ظ
با سلام و احترام
مطالبتون خیلی عمیق و درست بود و من کاملا باهاتون موافقم. خیلی آدم رو به فکر فرو می بره. امیدوارم که خودمون سر خودمون رو کلاه نذاریم و به فکر جبران باشیم
با تشکر.
[پاسخ]
۲۵م تیر, ۱۳۸۹ در ۶:۵۲ ب.ظ
سلام.آدرستونو یکی از ذوستای خوبم به نام لیندا بهم داد.مطالب خوبی دارید.
در مورد این مطلب هم به نظر ن سری که درد نمیکنه دستمال نباید بست.خیلی سخته آدم با نفسش مبارزه کنه.تو این مسیر توجیهات زیادی سر راه میاد.اما باید خیلی مواظب بود.
میگن تو ظرفی که سگ غذا خورده نمیشه غذای تمیز خورد.چشمی هم که ناپاک بشه جای دیدار ملکوتو نورانیت نیست
[پاسخ]
۲۵م تیر, ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۰ ب.ظ
مطلبتم خوندم . خیلی خوب بود ، مقادیری کم و کسری داشت که حس نوشتنم نیس
[watching-sad] هههههههههه ! چقد بامزه اس این شکلکه . عزیزم :دی
[پاسخ]
ممنون میشم یه وقتی که حس نوشتن بود، موارد کم و کسری رو بگید
[پاسخ]
۲۶م تیر, ۱۳۸۹ در ۸:۰۵ ق.ظ
خب من ترسیدم …..
سلام
[پاسخ]
۲۷م تیر, ۱۳۸۹ در ۳:۵۲ ق.ظ
عرض سلام مجدد
در مورد جوابی که به کامنت اول من دادید موافقم.
بنظرم این مطلبی که نوشتید تلنگری بود به همه انسانهای مذهبی که دچار این مسایل هستند.
متاسفانه در مبحث “کی مذهبی هست و نیست ” شرکت نکرده بودم. منتهی بنظرم میرسد “سطحی نگری” آفت مشکلات امروز ما در حوزه مذهبی شده است.
هر جهانبینی از جمله جهانبینی اسلامی لوازمی هم همراه خود دارد. چنانکه جهانبینی سکولار و… نیز چنین است. و قطعا شناخت و اجرای آن لوازم لازم است تا فردی باشیم صاحب آن جهانبینی خاص.
همین آفت سطحی نگری موجب شده همه می گوییم مذهبی هستیم ولی کمتر به لوازم آن دقت می کنیم.
در بالاترین سطوح از مثال لوازم جهانبینی مذهبی اسلامی مبحث شناخت توحید و معاد و نبوت و امامت است. چقدر در این مباحث عمیق شده ایم و لذا ابزار روزمره و کاربردی ما در زندگی شده اند؟
مثالی بزنم: یکی از تفاوتهای اندیشه اسلامی و سکولار ، بحث توحید و معاد است که به عینه در اینجا در غرب مشاهده می شود.
ما با یک انسان صاحب اندیشه سکولار در غرب چقدر تفاوت داریم؟
یک انسان مذهبی که می داند خدا او را آفریده و معادی در پیش دارد ، چقدر این اندیشه در زندگی اش جاری است؟
در همین مثال کوچک واقعا می بینم معدود افراد مسلمانند که با انسانهای سکولار عملا متفاوتند.
لذا به گمانم، جامعه شدیدا دچار آفت سطحی نگری و روزمرگی شده است که این چنین مسایلی را می بینیم.
شاید یک ریشه مساله مهمی را هم که شما عنوان کرده اید همین باشد:
دیدن چنین فیلمهایی طبق دیدگاه غربیها برایشان قبحی ندارد ولی آیا جهانبینی ما هم همین را می گوید؟
در پناه حق
[پاسخ]
۲۷م تیر, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۴ ب.ظ
با سلام
بنده به گردن شما حق دارم. چرا که همیشه به وبلاگ شما سر زده و مطالب جدید شما را می خوانم. حال که به تازگی وارد گود وبلاگ نویسی شدهام توقع دارم به بنده هم سری بزنید. با مطلب پیشنهاد خواهر خواندگی برای زیر هشت به روزم.
یا علی
[پاسخ]
۲۷م تیر, ۱۳۸۹ در ۶:۱۲ ب.ظ
سلام
ایام شعبانیه برای ما دعا کنید
کاتب باشی
[پاسخ]
۲۸م تیر, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۲ ق.ظ
بسیار زیبا و کامل بود
[پاسخ]
۲۸م تیر, ۱۳۸۹ در ۲:۱۵ ب.ظ
ما یه دوستی داشتیم همکلاسی دوران دانشگاه بچه بسیجی و حزب اللهی از فاصله ۳ متری به خانمها نزدیک نمیشد خلاصه بعد از ۲ سال حال و احوالش رو از دوستی جویا شدم میگفت اینترنت ۱۲۸ گرفته و شب شروع میکنه به دانلود فیلم های هالیوودی میگیره میخوابه و صبح که بیدار شد فیلمه آماده توی هارد درایوش
فرض کن اصلا اینترنتی در کار نباشه همین فیلما رو از آشنا و دوستانش میتونه بگیره
حالا چطور میخوای قانعش کنی این فیلم رو نبینه ؟ یکم به شعور دیگران احترام یذاریم هر کسی خودش تصمیم میگیره چه فیلمی ممنوع باشه و چه فیلمی رو ببینه یا نبینه
گذشت دنیایی که به دیگران امر و نهی های فرهنگی میکردن دیگه گوش شنوایی برای امر و نهی نیست کسی هم با دیدن فیلم لاست منحرف نمیشه مگه باز هم تخیلات عجیب و غریب دکتر عباسی آدم رو بیشتر گمراه میکنه
[پاسخ]
۲۸م تیر, ۱۳۸۹ در ۲:۴۱ ب.ظ
خب میگفتین بیایم اینجا![[wall]](http://kosaraneh.com/wp-content/plugins/smilies-themer/Yahoo/wall.gif)
هی هر دفه میام سک سک آپ نیست
متنتون عالی بود[applause] …
من فک میکنم خیلی لازمه که یه برنامه اختصاص بدن واسه اینجور اتفاقا.
واقعا کمی با صحبتای اقای عباسی امیدوار شدم که اینا یه تب زودگذر بیش نیست… کاش همینطور باشه
چون دلم برای هم سن و سالای کشورم بدجوری میسوزه
[پاسخ]
حق با شماست. عذرخواهی میکنم که اطلاع ندادم.
[پاسخ]
۲۸م تیر, ۱۳۸۹ در ۲:۵۲ ب.ظ
عذر میخوام ۱ سوال کوچولو پیش میاد
۱٫ دختر و پسر مگه میشه آشنایی خودشون رو بسپارن به بعد از ازدواج ؟ عقل حکم میکنه ۲ انسان که میخوان ۵۰-۶۰ سال زندگی مشترک داشته باشن حداقل یکی دو سال قبل از ازدواج همدیگه رو به خوبی بشناسن تا اینکه نشناسن و ازدواج کنن و مجبور بشن بسازن و بسوزن ………………..
پس این جمله شما که به آن اعتراض دارید کلا روی هواست:{به رسمیت شناختن روابط دختر و پسر و بلکه ضروری دانستن آن پیش از ازدواج}
۲٫ یه کوچولو دیگه اینکه تا جایی که ما سراغ داریم اتفاقا هستن کسانی که دنبال تنوع طلبی اند و از قشر مذهبی هستن
کلاه شرعی بنام صیغه (متعه) روی سر شعور جامعه میذارن و الی ماشاالله بدون محدودیت خاصی صیغه میکنن از یک شب تا هر وقت که بخوان از یک زن تا هر چند تا که بخوان اسم این آدمهای مذهبی که از قضا در میانشون آیت الله و حجت الاسلام هم کم نیست رو نمیارم تا متهم به تهمت نشم و کامنتم در لای تیغ سانسور سرکار گیر نکنه ولی شما که قم تشریف دارید بهتر از ما با اطلاعین
پس این جمله شما هم مثل جمله قبلی لنگ در هواست: {…فرد تنوعطلب از روابط زناشویی خود احساس رضایت نکند …}
۳٫ بهتره سرکار به فکر تنوع طلب های مذهبی ها باشین و اونها رو اصلاح کنید و مادامی که وقت کردید دیگران و غیر مذهبی ها رو از تنوع طلبی منع کنید
۴٫ البته موافقم با شما که فرمودید:{ به هر حال از قدیم افراد تنوعطلب، برای زندگی، چندان قابل اعتماد شمرده نمیشدند.}
برای همین دیگه مثل سابق به آخوند ها اعتمادی نیست چون خیلی از پرده ها بر افتاده
[پاسخ]
کاش قبل از مطرح کردن سؤالاتون، اقلا یه بار دیگه از ابتدای متن، به دقت میخوندین. اگه با دقت خونده بودید متوجه دومین پاراگراف میشدین: «روی صحبتم در این نوشته، صرفا دوستان مذهبی است؛ کسانی که اگر امیدی به احیا و حفظ فرهنگ و ارزشهای اسلامی و ایرانی باشد، به آنهاست.»
[پاسخ]
۲۹م تیر, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۶ ق.ظ
با سلام
یکی از مشکلات کشورهای جهان سوم همینه که مسائل رو از زاویه جزء نگاه میکنن
ببنید شما به عنوان شهروند هزاره سوم دو راه داری
یا اینکه خودتون تولید کنید
یا اینکه از تولیدات بقیه استفاده کنی
یا بشی افریقا
آخه شما چطوری میخوای در عصر ارتباطات بخاطر چند صحنه که میتونی ردش کنی (البته نمیدونم اصلا خود شما فیلم هالیودی نگاه کردی یا ………)تجویز کنی که مذهبی ها نگاه نکن
اگه من بخوام این مبناء رو بپذیرم همین دیدن سریال مسخره سیما میتونه تحریک و تنوع جنسی ایجاد کنه(اینو چیکا کنیم)
لذا شما بایست که خود فیلم ها رو هم تفکیک کنی
مثلا بعضی از فیلم ها صرفا سکس هستن
اما بقیه فیلمها ماهیت هنری و تکنیکی دارن
ولس فکر کنم حماقته که بخوای حزب الهی بودن رو با دیدن فیلم امریکایی محدود کنی
شما بهتری بیاین تو خیابونها ببینی وضع جوونها چطوریه
چرا اینجوری شدن
تا کی من و شما میخوایم با ریش و چادر برای بقیه پیامبری کنیم
شما مطئمن باش با این تفکرات مالیخولیائی که ما همه داریم همه رو به دیدن این فیلم ها حتی مذهبی ها حریص تر میکنیم
اخه شما باید یاد بگیری که وقتی چیزی رو نهی میکنی در مقابل به چیز بهتری امری کنی و این بزرگترین ضعف من و توی مذهبی قرن بیست کم هست
خیلی حرف دارم که بگم ولی…………………….
برادرانه توصیه میکنم که بپردارین به همون مطالب ادبی و شعر و این حرفا
[پاسخ]
فکر نمیکنم پاسخ دادن به کامنتی که حاوی قضاوته، لازم باشه
[پاسخ]
۲۹م تیر, ۱۳۸۹ در ۴:۴۸ ب.ظ
۱-
حرف خیلی خوبی بود.خیلی.خیلی زیاد.یادم نمیرود شبی که با رفیق طلبه ای چت میکردم و بعد از او از فیلم دیدنهایش پرسیدنم و او هم گفت..
۲-
یک چیزی در کامنتها هست.اینکه دوستان علاقه ی زیادی به قاطی کردن مسائل دارند.تا حرفی از این مسائل میشود،سریع کمبودهای دیگر را قاطی میکنند.باشد.دین مردم مشکل دارد.اصول دینشان هم مشکل دارد.اما این دلیل میشود بیخیال اینها بشویم؟کی میخواهیم تفکیک را یاد بگیریم؟اینکه هرمسئله ای جای خودش را دارد و چیزی جای چیز دیگری را نمیگیرد.
۳-
بازهم باید بگویم مطلب خوبی بود.کلا این مطالب جایشان خالی است.نگاه از بیرون به جامعه ی مذهبی ها.که بد مغرور شده اند این روزها به خودشان و مطمئن از رفتارهایشان.و این خیلی خطرناک است.خیلی..
[پاسخ]
مورد دوم رو کاملا قبول دارم
[پاسخ]
۳۱م تیر, ۱۳۸۹ در ۸:۱۵ ب.ظ
سلام![[rose]](http://kosaraneh.com/wp-content/plugins/smilies-themer/Yahoo/rose.gif)
![[rose]](http://kosaraneh.com/wp-content/plugins/smilies-themer/Yahoo/rose.gif)
مطلب ارزشمندتون رو که برآمده از تعهد و دغدغه های اصیل بود ، خواندم و بسیار خرسند شدم.
اما فکر نمی کنید در قسمت نظرات یه خورده از مسیر اعتدال خارج شدید؟! راستش هرچه تلاش کردم بین این دغدغه ارزشمند و این حرف که « چند سالیه از حوزه امیدم رو بریدم» ارتباطی پیدا نکردم . اظهارنظر کردن درباره حوزه مسئله ایست که باید با دقت نظر همراه باشه و نباید خدای نکرده از روی احساسات چیزهایی گفته بشه. متأسفانه قسمت نظرات این مطلب تبدیل به محلی برای کوبیدن و وهن حوزه شد که انتظار داشتم شما به این جور حرف ها پاسخ معقولانه بدهید نه این که همراهی کنید. حرف هایی که بدون پاسخ در قسمت نظرات مطرح شد مثل طلاب اهل ماهواره و با زن اینچنینی و آنچنانی و آخوندهای فلان و طلبه ای که … و نظراتی مثل : «روحانیهای ما روشنفکر شدن.میخواهن نان امام زمان رو بخورند و روشنفکر هم باشند» بار منفی بسیار بدی دارند. این جا مثل این که طلاب توپی شدن تا هرکس رسید لگدی نثارشون کنه و ناسزایی بگه …
شما واقعا چند طلبه رو به عینه می شناسید و یقین دارید که مشکلات اخلاقی اینچنینی دارند؟ ده نفر ؟! صد نفر ؟! هزار نفر ؟! این هزار نفر دربرابر عظمت حوزه و دو میلیون طلبه و روحانی متعهد که خیمه ی انقلاب رو برپا کردن چیزی نیست که بخواهید از کلیت حوزه قطع امید کنید . من در این فضا زندگی می کنم و خیلی از طلبه های جوان رو می شناسم که سرباز حقیقی امام زمان برازنده وجودشون هست . به خاطر یک گروه معدود، تر و وخشک رو با هم نسوزونید. فراموش نکنید کلام امام رو که اگر روحانیت نبود، اسلام هم نبود. و حالا که اسلام هست به برکت همین حوزه هاست . البته بنده کاملا موافقم که نقد متأسفانه دستاویز عده ای برای توجیه تماشای فیلم های غیراخلاقی شده که نه مطالعات عمیقی در زمینه سینما دارند و نه مبانی فکری چندان محکمی. اما در همین بحث هم مراکزی مثل “خانه هنر مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما” (که متشکل از طلاب اهل پژوهش و تحقیقات مبنایی فرهنگی و هنری است) ، حوزه هنری، جبهه مطالعات فرهنگی ، انجمن هنری حوزه و بسیاری از نهادهای دیگر در این زمینه به صورت اصولی و با برنامه های دقیق مطالعاتی و پژوهشی فعالیت می کنند که نتایجش را می توانید در نشریاتی مثل “اشراق و هنر و اندیشه” و “سیاحت غرب” مطالعه بفرمایید. همینطور دوستان دیگر طلبه که در این زمینه مطالعه دارند و صاحب نظرند. با توجه به این نکته هتک حرمت حوزه ها و طلاب متعهد به خاطر یک عده که نمی دانم از کجا ” بی شمار ” به حسابشان آوردید ، بی انصافی است.
[پاسخ]
سلام. متشکرم از تذکری که دادید و دقتی که داشتید. امیدی که عرض شد بریده شده، از سیستم حوزوی بود. باز هم متشکرم
[پاسخ]
۱م مرداد, ۱۳۸۹ در ۸:۳۴ ق.ظ
خدمت برادر مصطفی سلام.وجود سربازان بی شمار حضرا ولی عصر در حوزه های علمیه باعث افتخار هر شیعه ای می باشد.بنده هم مدت بسیار بسیار اندکی در کنا جمع با صفای حورزویان زندگی کرده ام.لیک،اگر قداست و پاکیه حوزه ها با توجیهاتی همچون انقلاب و حفظ آن،قداست شهدا در حدی بالاتر از انبیا،جوان و نیاز امروز و علمو و جنش نرم افزاری و نظریه پردازی نبود،شاید امروز مساجد ما پر رنگتر و حیات طیبه ما شکوفاتر بود.واقعیت فراری بودن جوان و نوجوان از مراکز دینی و حقیقت نیازمندی انان به اسلام ناب و سنتی می باشد.باید قداست این نهاد پاک بیش از پیش حفظ شود.اهله معرفتی رو میشناختم که چندین حوزه علمیه رو دایر یا تامین مالی میکرد.ایشان بارها مورد تایید حضرات معصومین بود.ولی یادتان باشد اگر یک روحانی وسط خیابان بستنی بخورد هزاران نفر به اصل نهاد روحانیت بدو بیراه میگویند.حال یک روحانی یا طلبه به جرم منکرات کوچک و بزرگ زندانی شود،یا منکر او علنی شود تمام زحمات شما خوبان زیر سئوال میرود.مشکل اینجاست که سیستم داشنگاهی به جای اینکه حوزوی شود سیستم حوزوی دانشگاهی گردیده.پذبرش حوزه به جای اینکه بر اساس نماز شب و دعا و عشق بلشد جای خود را به کنکورو رسیدن به مسئولیت اجتماعی داده است.ولی امید دارم همه ما در حد توانمان خدمتگزار حضرت صاحب باشیم
[پاسخ]
۲م مرداد, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۱ ق.ظ
فیلم اینا نیگا نیکنین زشته بنیان خانواده سست اینا میشه یعنی چی ؟ دست خانواده را بگیرید برین مسجد اینا باتوم اینا هم بردارید تو راه مردم رو ارشاد کنید .
[پاسخ]
نه من، نه هیچکدوم از دوستان و آشناهام، نه باطوم داریم، نه باطوم به دست دیدیم. کاش کمی بغض تون رو کمتر میکردید و چشمتون رو بیشتر به روی واقعیتها باز میکردید.
[پاسخ]
۲م مرداد, ۱۳۸۹ در ۷:۳۹ ب.ظ
خدمت برادر نعمت زاده سلام و عرض ادب دارم![[rose]](http://kosaraneh.com/wp-content/plugins/smilies-themer/Yahoo/rose.gif)
با گفته شما در مورد پذیرش حوزه و این حرفتون که : “اگر یک روحانی وسط خیابان بستنی بخورد هزاران نفر به اصل نهاد روحانیت بدو بیراه میگویند.” ، کاملا موافقم و دقیقا عرض بنده هم این بود که سعیمون این باشه که مغالطه نکنیم و این جور مفاسد رو از موارد جزیی به اصل و کلیت حوزه تعمیم ندهیم.
[پاسخ]
۲م شهریور, ۱۳۸۹ در ۵:۱۲ ق.ظ
چقدر بحث و پرشوره ىاد وبلاگ نقدسزارمون افتادم موفق باشىد ولى اىن وبلاگ باعث نشه از درس و زندگى بىفتىد امىدوارم
[پاسخ]
[پاسخ]
۲۵م اردیبهشت, ۱۳۹۰ در ۱:۴۲ ب.ظ
ای عزیز جان!!
کاش اینا رو همه می فهمیدن تا وقتی کسی رو به دلیل موجه ماهواره داشتن و ماهواره دیدن در منزل رد میکنم با توجیهات مزخرفشون منو مثلا نصیحت به سختگیر نبودن نمی کردن.
گرچه واسه من ابدا مهم نیست و تصمیم دارم به همین روش ادامه بدم
[پاسخ]
۲۱م مهر, ۱۳۹۰ در ۹:۴۷ ب.ظ
خوشا دلی که ودام از پی نظر نرود
به هر درش که بخوانند بی خبر نرود
[پاسخ]
۲۱م مهر, ۱۳۹۰ در ۹:۴۹ ب.ظ
خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود
به هر درش که بخوانند بی خبر نرود
[پاسخ]
۷م آبان, ۱۳۹۰ در ۶:۰۸ ب.ظ
سه – چهارتا ایراد به سریال گرفتی همه اش مربوط به مسائل جنسی میشه … ذهن بیمار
[پاسخ]