نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۲م, تیر ۱۳۸۹، تعداد بازدیدها: 396 نفر
خیلی درد دارد که بزرگترین ضربههای زندگیات را،
از «اعتماد» و «صداقت» بخوری؛
خیلی.
- پستهای مشابه:
- گمگور
- آنم آرزوست
خیلی درد دارد که بزرگترین ضربههای زندگیات را،
از «اعتماد» و «صداقت» بخوری؛
خیلی.
تازه دانستهام
دلم باز چرا
بیقرار تو بود؛
تأثیر عطر اردیبهشت، کم نیست.
هر وقت دیدی بردهاندت بالا و دارند بادت میکنند، بدان که روزگار از دست آویزانت کرده است به قناره که پوستت را بکند…
* صفحهٔ ۴۲
۱۲م تیر, ۱۳۸۹ در ۶:۰۷ ب.ظ
سلام
عزیزم هیچ وقت آدم ازداشتن صداقت ضربه نمی بینه ممکنه ازاعتمادبی جاضربه ببینه اماصداقت نه اگه واقعاصداقت باشه خداخودش همه جوره هواتو داره
۱۲م تیر, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۵ ب.ظ
سلام
من هم ازاین جورضربه هاخورده ام
۱۲م تیر, ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۲ ب.ظ
عرض سلام
مطلب درستی است ولی
بقول شهید بزرگواری:
“اگر همه چیزمان برای خدا باشد. حتی راه رفتنمان. صحبتمان. نشستنمان و … دیگر چیزی نداریم که از دست بدهیم”
اهانتها. نامردمیها و… همه با حلاوت می شوند اگر خدا برایمان کافی باشد.
پاسخ پرسشهای زیادی در حول و حوش این موضوع را از کتاب ارزشمند دینی زیر یافته ام:
“رضایت از زندگی” تالیف آقای عباس پسندیده، انتشارات دارالحدیث قم