نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۲م, تیر ۱۳۸۹، تعداد بازدیدها: 273 نفر

خیلی درد دارد که بزرگ‌ترین ضربه‌های زندگی‌ات را،
از «اعتماد» و «صداقت» بخوری؛
خیلی.

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (3 رأی، میانگین: 5.00 امتیاز از 5)
Loading ... Loading ...
قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
برچسب ها: , , ,
دیدگاه‌ها خاموش

__(Comments are closed.,'kubrick')

نگارهٔ سوم
نگارهٔ پنجم
نگارهٔ چهل و یکم
نگارهٔ بیست و دوم
نگارهٔ چهاردهم
* نرمی

بعد از تو
نمی‌شود شعر خواند، شعر گفت، به شعر گوش سپرد

من ماه‌هاست شعری نگفته‌ام
ماه‌هاست در شب‌هایی به عمق یلدا
و روزهایی به طول فاصله،
لطافتم را به گل بخشیده‌ام،
به قاصدک
به نسیم

شعر، احساس را به من باز می‌گرداند
نرمی، برای قلبم خوب نیست
ماه‌هاست قرصی نخورده‌ام

شعر، احساس مرا
شعر، اوج اخلاص مرا
شعر، تو را
به من باز می‌گرداند

* بباف
* تغییر
* شرم
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon