نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۰م, تیر ۱۳۸۹، تعداد بازدیدها: 181 نفر

حتی مطمئن نبودم که نمازخانه داشته باشد. از سرایدار که پرسیدم، گفت توی حیاط.
اینجا هم مثل خیلی از آموزشگاه‌های دیگر، یک خانه‌ی بزرگ و کمی قدیمی بوده که با چهارتا دیوار و چند تا تخته‌سیاه، شده  بود آموزشگاه. حیاطش به رسم همان خانه‌های قدیمی، پر درخت و باصفا بود.
گوشهٔ حیاط، اتاقکی ساخته بودند و مثل همهٔ نمازخانه‌ها، فرش رنگ و رو رفته و پوسیده‌ای کف‌اش را پوشانده بود.
یک ربع بیشتر تا شروع کلاس زمان نبود. کیفم را گذاشتم کنار دیوار و قامت بستم. «بسم الله الرحمن الرحیم» را که گفتم، کمی مکث کردم.

توی آن اتاقک مهجور گوشهٔ حیاط، که غیر از صدای ریز جیک‌جیک گنجشک‌ها و صدای کمرنگ بچه‌های آموزشگاه چیزی شنیده نمی‌شد، صدای زمزمهٔ من هم بود. انگار چیز تازه‌ای شنیده باشم.

فکر کردم اصلا نمازخانه یعنی این. محراب همین است. یک جای دنج و خلوت و ساده، که فقط تو باشی و یک زیرانداز ساده و صدای جیک‌جیک گنجشک‌ها و به هم خوردن برگ درخت‌ها؛ و مابقی همه خدا…
جایی که صدای خودت را بشنوی. جایی دور از روزمرگی‌ها، دور از فضایی که هر روز نفس می‌کشی، دور از فضایی که رنگ و بوی هزاران کار خوب و بد کرده و نکرده به تار و پود در و دیوار و فضایش بافته شده باشد.
الحمدلله رب العالمین
نمازخانه یعنی این!

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (1 رأی، میانگین: 4.00 امتیاز از 5)
Loading ... Loading ...
قرارگرفته در شاخۀ: خیزش ِ نرم٬روح زندگی
برچسب ها: ,
  1. آمون گفته است:

    :)

    [پاسخ]

  2. تاکاشی گفته است:

    واقعا چه صفایی داره . . . [smile]

    [پاسخ]

  3. 1991 گفته است:

    نماز! دیگه برای من شده یه کلمه‌ی فراموش شده![watching-sad]
    خدا توفیق رو نگیره، آدم توفیق رو نده!

    [پاسخ]

  4. کوروش گفته است:

    قسم به ۲۰ سال نمازم که نماز و دین خالیست و پوشالیست و بس….. رها کنید تا رها شوید…..بس کنید این شرکای خدا را…. من فقط خدا دارم و بس…. می دونم عصبی میشی..ناراحت میشی و شاید ناسزا بگی ولی خواهشا فکر کن …مطالعه کن….قران رو یکبار فارسی بخون تا ببینی همه قتل است و جنایت و حکومت و دنیا و بس…

    [پاسخ]

    نتیجه‌ای که بعد از بیست سال مطالعه گرفتید؛ ناراحتم کرد. می‌روم دو رکعت نماز بگزارم…

    [پاسخ]

  5. آبشار گفته است:

    چه قشنگ [day-dreaming]

    [پاسخ]

  6. ه.ج.الف گفته است:

    اولش که مطلبتون رو خوندم احساس میکردم مثل بعضیا میخایین نتیجه‌ی کلیشه‌ای بگیرین اما وقتی تا آخر خوندمش احساس خوبی بهم دست داد.

    زیبا و جالب بود.
    [rose]

    [پاسخ]

  7. نعمت زاده گفته است:

    شنیدی در کربلا ریگهای بیابان در روز عاشورا فریاد میزدند.فریاد در وصف حسین،امظلومیت و تسبیح حسین و تمجید حسین.کربلا گوشه ای تاریخی و حسین تنهای ان میدان بود.پس هر تنهایی و هر زمینی میتواند کربلا باشد.شایدم در ان تنهایی،جیر جیرکها ذاکر،،گنجشکها رکوع گو،گلیم تسبیح گو و همه اوازه خوان وصف جمال بی انتهای خدایند.هر تنهایی و هر گوشه نشینی همراه با الطاف غیبیه خداوند هست.شاید انجا شما با خدا بودی نه با بنده های خدا که خود را به رنگ خدا در اور ده اند.شاید همجوار و همسو با ریگهای بیابان کربلا….

    [پاسخ]

  8. آسمان گفته است:

    خیلی زیبا بود
    آفرین به شما که به زیبایی می نویسید
    بیشتر سر می زنم انشالله

    [پاسخ]

    لطف داری آسمان جان :)

    [پاسخ]

  9. امید گفته است:

    [angel] حالا فرشته ها سنگ بندازند تا کتشون باز بشه !

    [پاسخ]

  10. یک پسر شیمیایی گفته است:

    زنده گی یعنی این ….
    خدا یعنی این ….
    عبادت و بنده گی یعنی این ….
    سلام

    [پاسخ]

  11. راهنما گفته است:

    چسبید

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ هشتم
نگارهٔ اول
نگارهٔ چهارم
نگارهٔ بیست و سوم
نگارهٔ دهم
* نرمی

بعد از تو
نمی‌شود شعر خواند، شعر گفت، به شعر گوش سپرد

من ماه‌هاست شعری نگفته‌ام
ماه‌هاست در شب‌هایی به عمق یلدا
و روزهایی به طول فاصله،
لطافتم را به گل بخشیده‌ام،
به قاصدک
به نسیم

شعر، احساس را به من باز می‌گرداند
نرمی، برای قلبم خوب نیست
ماه‌هاست قرصی نخورده‌ام

شعر، احساس مرا
شعر، اوج اخلاص مرا
شعر، تو را
به من باز می‌گرداند

* بباف
* تغییر
* شرم
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon