نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۶م, مرداد ۱۳۸۹، تعداد بازدیدها: 588 نفر

برای من که همیشه یک جور غریبی آهنگ گفتن این کلمات مثل رؤیا بود و برق میزد و جادو میکرد؛ این روزها خود خوشبختی است که چادر سفید سر میکنم و دور خودم میچرخم و زمزمه میکنم:
لبیک، اللهم لبیک …(+)
آدم از کار خدا سر در نمیآورد؛ ولی دو روز پیش به سرم زد شاید… شاید این همان «یهدین»ِ آن هجرت باشد.
رفقا! دعا کنید لایق باشم. نائب الزیاره خواهم بود انشالله. نامهربانیهایم را ببخشید…
- پستهای مشابه:
- اولین دیدار
- رحمت للعالمین

(5 رأی، میانگین: 4.20 امتیاز از 5)


















۷م مرداد, ۱۳۸۹ در ۵:۵۷ ق.ظ
حتما لیاقت داشتی…
[پاسخ]
[پاسخ]
۷م مرداد, ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۳ ب.ظ
وایی ، دلم گرفت کوثر ! خوش به حالت ، رفتی ما رو هم دعا کن، تو دلم مونده برم پشت پنجره های بقیع و حضرت فاطمه زهرا (س) صدا بزنم. خیلی دعام کن …
[پاسخ]
چشم زهرا جان. انشالله. دعا کن قابل باشم. روزی خودت باشه عزیزم.
[پاسخ]
۷م مرداد, ۱۳۸۹ در ۴:۰۱ ب.ظ
به نام خدا
![[sigh]](http://kosaraneh.com/wp-content/plugins/smilies-themer/Yahoo/sigh.gif)
![[wink]](http://kosaraneh.com/wp-content/plugins/smilies-themer/Yahoo/wink.gif)
سلام
خوش به سعادتتون . از اون دعاهایی که برا خودتون می کنید که تند تند زیارت نصیبتون میشه برا ما هم بکنید . [day-dreaming]
خیلی التماس دعا
[پاسخ]
سلام عزیزم. انشالله قسمت شما بشه به همین زودیهای زود. چشم. حتما. همیشه برای شما و خواهرتون دعا میکنم.
[پاسخ]
خوشحال شدیم
[day-dreaming]
[پاسخ]
۷م مرداد, ۱۳۸۹ در ۸:۳۶ ب.ظ
برای فرج آقا هم دعا کن…
برای سلامتی رهبر!!!
ایشا الله زیارت بامعرفت نصیبت بشه!
ماهارو هم فراموش نکن
[پاسخ]
چشم. ممنونم از لطف شما
[پاسخ]
۸م مرداد, ۱۳۸۹ در ۸:۵۵ ق.ظ
سلام
خووووش به سعادتت
. چند وقت پیش کربلا و حالا هم …
التماس دعا
[پاسخ]
سلام. ممنون. قسمت همهٔ عاشقها و آرزومندها بشه انشالله….
[پاسخ]
۸م مرداد, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۰ ب.ظ
ای خدای کعبه ای پـروردگار
ای مهیمن ای نعیم پایدار
ای پناه بی پناهان ای شکیب
کس نباشـد از عطایت بی نصیب
ای خجسته ای امید بی کسان
از حریم فضل خود ما را مران
مقتدر ای خالق هفت آسمان
ما را از نار جهنم وارهان
اگه فرصت کردین یه کوچولو هم برای ما دعا کنین که این روزا واقعا نیازمندشم
[پاسخ]
چشم. انشالله حاجتروا شید.
[پاسخ]
۹م مرداد, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۷ ق.ظ
برسان سلام ما رااااااااااااااااا
[پاسخ]
۹م مرداد, ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۶ ب.ظ
سفر به سلامت خانم.انشالله در جوارشان سعادت را نصیبتان کنند.
[پاسخ]
ممنون از دعای خیرت عزیزم.
[پاسخ]
۹م مرداد, ۱۳۸۹ در ۳:۴۰ ب.ظ
التماس دعا
[پاسخ]
دعاگوئم و محتاج دعا عزیزم.
[پاسخ]
۱۰م مرداد, ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۶ ب.ظ
بسم رب المهدی روحی فداه
و مگر نه اینکه سفر عشق سفر کرب بود و بلا؟!
التماس دعا
یا علی علیه السلام
[پاسخ]
محتاج دعاییم عزیز
[پاسخ]
۱۰م مرداد, ۱۳۸۹ در ۷:۱۷ ب.ظ
قم که زندگی میکردید . مشهد و مناطق جنگی هم که سالی دو سه بار میرید . تازه هم که از کربلا اومدید . حالا که هم که دارید میرید مکه . خب همون خونه خدا اینا بمونید دیگه ! چه کاریه این همه راه بیاید شیراز ؟؟؟
التماس دعا شدید ….
[پاسخ]
[پاسخ]
۱۱م مرداد, ۱۳۸۹ در ۵:۳۶ ق.ظ
خوش به سعادت تون
کربلا…….
حالا هم مدینه……….
التماس دعا
[پاسخ]
ممنون. قسمت شما باشه.
[پاسخ]
۱۲م مرداد, ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۱ ق.ظ
سلام
آیا میل به جبران….؟!
[پاسخ]
۱۳م مرداد, ۱۳۸۹ در ۷:۲۸ ب.ظ
وبلاگ خوبیه , به گودر ام اضافه شد.
[پاسخ]
۱۳م مرداد, ۱۳۸۹ در ۹:۴۶ ب.ظ
سه سال پیش بود…
مرداد۸۶…
۱۶ مرداد۸۶ بود که…
که چشمانم به قبه الخضرا افتاد…
وای که چه حال خوبی بود…
یک هفته بعد وقتی توی هتل مکه نماز صبح رو خوندیم آرام آرام به سوی کعبه دلها رفتیم…
سرم پایین بود…
صدای ضربان قــــــــــــــــلــــــــــبم رو می شنیدم…
یه اضطراب شیرین…
هوا هنوز تاریک بود…
سرم رو بالا گرفتم…
وای خدای من!
این منم؟؟؟!!!
خوابم یا بیدار؟؟؟!!!
نه،بیدار بودم…
آره من بودم،خود”حسین” که چشماش به پرده سیاه کعبه افتاده بود…
سجده شکر…
می تونی درک کنی حال اون لحظه منو؟؟؟
اشک شوق…
فریاد”الهی العفو”توی حیاط مسجدالحرام…
غربت بقیع رو که می فهمه؟؟؟!!!
“یا علی رفتیم بقیع اما چه سود/هرچه گشتم فاطمه آنجا نبود”
دعا می کنم قسمتت شه بری…
[پاسخ]
۱۴م مرداد, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۱ ب.ظ
التماس۲آ
[پاسخ]
۱۷م مرداد, ۱۳۸۹ در ۱:۱۴ ب.ظ
سلام. سفر خوبی داشته باشید.
سلام . زیارت قبول
[پاسخ]
۱۸م مرداد, ۱۳۸۹ در ۴:۳۸ ب.ظ
خوبه دیگه !!
از اون زیارت به این زیارت !
رجب شعبان رمضان !
حالشو ببر ! برا مام دعا کن
[پاسخ]
قسمت شما هم بشه ایشالله
[پاسخ]