چند روز است هی به این فکر میکنم که چطوری بنویسمش. از کجا شروع کنم و در چه قالبی بریزمش که شکل خوبی داشته باشد و خوب فهمیده شود و به کسی برنخورد و هزارتا از همین آذینهای وبلاگنویسی.
آخرش دیدم هر چه فکر کنم، بی نتیجه است. پس چه بهتر که همینطوری، خیلی ساده بنویسمش… بگویم که چقدر ناراحتم از آدمهای خودباختهای که به رسم روشنفکری -که نمیدانم این رسم از کدام سوراخ بیفرهنگی وارد شده است- مینشینند و پا روی پا میاندازند و سینهای صاف میکنند و همینطور که با یک دست فنجان قهوهشان را گرفتهاند و با دست دیگر قاشق را در آن تاب میدهند، آرام سر بلند میکنند و میگویند:
بله آقا! ما ایرانیها به دزدی عادت داریم…
ما ایرانیها هر جا که میرویم آنجا را به گند میکشیم…
ما ایرانیهای بیفرهنگ…
ما ایرانیهای نوکیسه…
ما ایرانیهای ندید بدید…
و ما ایرانیهای… هزارتا کلمهٔ دون شأن و تحقیرکنندهٔ دیگر.
کدام ایرانیها؟ همان ایرانیهای مهد تمدن و فرهنگ چند هزار ساله که زمانی نصف دنیا را در فرهنگ غنی خودش هضم کرده بود؟ یا آن ایرانیهایی که هر روز یک موفقیت علمی و نظامی و پزشکیشان صدر خبرهای جهان است؟
هی میگویند «ایرانیهای فلان» و هی مقایسه میکنند با کشورهایی که اگر احیانا، برحسب اتفاق بدانند کجای کرهٔ زمین واقع شده، هرگز در خواب هم به آنجا سفر نکردهاند. یک جوری هم میگویند «ایرانیها فلان»، که تو خیال کنی خودشان زادهٔ ناف سوئد اند و هیچ نسبتی با این ایرانیهای محقر ندارد!
آنچنان هم این رسم روشنفکری شایع شده است که دیگر تعجبی ندارد اگر توی همین جامعهٔ مجازی یکی ایران را سطل بنامد و خودش و همهٔ ما را پسماندههای اشتباهی ِ آفرینش معرفی کند؛ به جای اعتراض به این توهین، بالای ۵۰۰ تا لایک بگیرد!
یا یک عده، وبلاگی مختص این موضوع بزنند، یا بعضی از سر بیسوژگی شروع کنند به نوشتن مهملاتی که با جملهٔ «جهان سوم جایی است که» شروع میشود و تو بدانی که بعدش یک صفت محقر دیگر به من و تو و خودشان و مملکت و فرهنگ و همه چیز کشورت میچسبانند.
وقت این نیست که الان حرف از خودباوری و تأثیر آن روی پیشرفت مملکت بزنم و روی تأکید امام (ره) در وصیتنامهشان در این باره مانور بدهم و همهٔ این ژانرها را طرح و نقشهٔ غرب بدانم. اما برایم جالب است کسانی که همچین روشنفکرانه چنین ابتکاراتی(!) میکنند، چه دید گنگی نسبت به جهان دارند؛ نسبت به کشورهای دیگر. که همه جا را بهشت و بیعیب و نقص میبینند، و همهٔ تلخیها و کاستیها را متوجه کشور خودشان میکنند. و چطور نمیدانند که اگر کشوری به جایی هم رسیده، از خودباوری ملتش بوده.
البته از نتایج از خودبیگانگی همین است. اینکه چشمت هر چیز خوب و ناخوب آن طرف را، طلا و درخشنده ببیند. تشنگی برای آدم، این طور همه چیز را سرابگونه، درخشان میکند.
بعد همین روشنفکران ِ «خودْ جهان ِ اول پندار» که از بد روزگار افتادهاند وسط سطل ِ پسماندهٔ آفرینش، حتی نمیدانند که واژهٔ «جهان سوم» اگر در ادبیات جامعهشناسانهٔ دنیا نسخ نشده باشد، شامل ایران نمیشود. و غافلاند از اینکه اتفاقا همین خصلت خودکمبینی آنها، یکی از صفات بارز کشورهای عقبمانده است!
هیچ به این فکر کردهایم که با این تریپها، به کجا میخواهیم برسیم؟ یا چه چیز، جز کجاندیشی و کوتهبینی خودمان را میخواهیم ثابت کنیم؟ یا با این وادادگی، چه پیشرفتی را قرار است نصیب کشورمان کنیم؟ یا با این نفرتی که از خودمان و کشورمان در دل نسلهای بعدی میکاریم، چه چیزی را قرار است درو کنیم؟ یا اصلا خودمان چه گُلی به سر کشور و مردم و جامعهمان زدهایم؟!
وقتش نیست که دست برداریم از این عقدههای خودکمبینیمان و کمی صاف بایستیم و با غرور به علم و فرهنگ و شعور و درک خودمان، ما ایرانیها، نگاه کنیم؟




















۱۵م شهریور, ۱۳۸۹ در ۱:۰۸ ب.ظ
ای ول داشت
دمت گرم
[پاسخ]
دم و بازدم ما به لطف و محبت خود شما گرمه آبجی جان!
[پاسخ]
عزیزی
[پاسخ]
۱۵م شهریور, ۱۳۸۹ در ۵:۰۵ ب.ظ
من هر وقت اینجور آدما رو از نزدیک میبینم دچار افسردگی شدید میشم.
[پاسخ]
[پاسخ]
۱۵م شهریور, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۳ ب.ظ
شما بهتر است از ایران دم نزنید چون هر چی بدبختی این مملکت داره از حکومت ایران ستیز شما و مقامات سخیف الفکرش هست.و کسی که از این حکومت دم بزنه بهتر است از ایران دم نزنه چون این دو با هم ناسازگارند
این حکومت شما حکومت خلخالیهاست که میخواست تخت جمشید این نماد شکوه ایران باستان رو خراب کنه.
این حکومت شما حکومت لاریجانیها است که ایران پیش از اسلام را وحشی و بیسواد و بی تمدن نامید و صفات خود را به ایران پیش از اسلام نسبت داد
این حکومت شما حکومت “آیت الله” مشکینیهاست که در مراسم گشایش شانزدهمین دوره مجلس خبرگان گفت:
“عید نوروز سرشار از کثافت کاریست و اصولن تاریخ شمسی تاریخ چرندیست.تمام دارایی تاریخ شمسی همین نوروز است که غرق کثافت است”
این حکومت شما حکومتیست که در بوقش و کتابهای درسیش از ایران پیش از اسلام هیچ ذکر خیری نمیکند
از جعلیات مجلسی به زور به خورد مردم میدهد ولی از منشور حقوق بشر کوروش متبرکشان نمیکند.
این حکومت شما حکومت شماهاست و شماها حامیان این حکومتید
ایرانی از جهان سوم بودن یا نبودنش نباید بنالد ولی از افکار فقیر تر از جهان سوم که نه، جهان سی امی حکومت غاصب کشورش میتواند بنالد و بر آن فحش نثار کند
[پاسخ]
خیلی ممنونم از راهنمایی و مجوزتون.
[پاسخ]
۱۶م شهریور, ۱۳۸۹ در ۴:۲۷ ق.ظ
متنت یه تکبیر حسابی داشت![[rose]](http://kosaraneh.com/wp-content/plugins/smilies-themer/Yahoo/rose.gif)
و فک کن چه سخته که اکثر اطرافیات این شکلی باشن [worried] و همش منتظرن تو جوابشون رو بدی
راستی از حضورت تو وبلاگم بی نهایت خوشحال شدم . ممنون از دعای قشنگت
[پاسخ]
خواهش می کنم
[پاسخ]
۱۶م شهریور, ۱۳۸۹ در ۳:۳۸ ب.ظ
یا حق
سلام
متنت رو خوندم کامل بود وعالی . حق مطلب رو ادا کرده بودی دستت درد نکنه !
همه ی آدما به دنبال اتوپیا ، آرمان شهر یا مدینه ی فاضله ایی می گردن در این میون بیشترشون دنبال مدلی برای کپی کردن هستن اما کمتر پیدا می شن کسایی که بفهمن باید ایده داد باید فکر کرد نه تقلید اگه کسی تو اون جهانِ به اصطلاح اول آرمانشهری ساخته بود پس این همه جنگ و تقلا و یسفک الدماء چیه ؟
می دونی چیه من به همین سطل و پسماند های اشتباهی آفرینش افتخار می کنم چون همین پسماندها امید می فرستند آنژی پارس می سازند هسته می شکافند همین پسماند ها را MIT و امثال آن می دزدند و طلا می یابند اما این روشنفکر مآب های «خودْ جهان ِ اول پندار» چی ؟؟؟
[پاسخ]
سلام. موافقم
[پاسخ]
۱۶م شهریور, ۱۳۸۹ در ۵:۰۹ ب.ظ
سلام
چقدر عالی گفتید… من در سایتی عضو هستم به کرات دیده ام در تالار گفتمان این سایت هر وقت کوچکترین خطایی از کسی سر زده بعضی از اعضای سایت که کم هم نیستند فورا کلی صفات ناروا به ناف ایرانی جماعت بسته اند همیشه هم با این جملات یا چیزی شبیه این: ما با خودمان که رودربایستی نداریم خودمان بهتر جنس خودمان را می شناسیم ایرانی ها فلان اند و فلان… جالب است بدانید اکثرشان هم ایرانی هایی هستند که خارج از کشور زندگی می کنند و بعد بعضی شان در ادامه اضافه می کنند:
البته با نوع حکومت و دولتی که داریم چیزی جز این انتظار نمی رود اما به هر حال کشوری که ما در حال حاضر در آن زندگی می کنیم مردمش انقدر خوبند و… و بعد انقدر آن مردم را خوب توصیف می کنند که انگار مردم آن کشور هیچ ایرادی ندارند!!
و همه ی این ها در حالی است که من باور دارم ما از بسیاری جهات از خیلی از مردم دنیا سر تریم…
[پاسخ]
سلام. آره متأسفانه لیندا جان. داره فراگیر میشه و ما هم ساکت سرمون رو انداختیم پایین تا هر چی میتونن بیشتر بزنن پس گردنمون
[پاسخ]
۱۶م شهریور, ۱۳۸۹ در ۸:۲۸ ب.ظ
سلام
کوثر جون شما رو به موج اعتراض وبلاگی علیه حرکت جاهلانه و خبیثانه برای آتش زدن قرآن در روز ۱۱ سپتامبر دعوت می کنم
کاری کنیم که در مقابل قرآن شرمنده نشیم!
[پاسخ]
سلام عزیزم. ممنونم ازت. امیدوارم که بتونم در این مورد چیزی بنویسم.
[پاسخ]
۱۶م شهریور, ۱۳۸۹ در ۸:۴۰ ب.ظ
سلام. همیشه وقتی گرمکن های ادیداس تری را می دیدم که روی سینه آن عدد ۳ بزرگ نوشته شده به دوستانم می گفتم که این عدد ۳ یعنی اینکه دارن به ما میگن شما جهان سومی هسین و این هم مهر آن است. ما نسل سوم واژه جهان سوم را از ادبیات پاک می کنیم.
یاعلی
[پاسخ]
انشاءالله.
[پاسخ]
۱۶م شهریور, ۱۳۸۹ در ۸:۴۴ ب.ظ
سلام
متن قابل تاملی بود
من هیچ وقت در مورد مملکت و ملتم اینطور فکر نکردم و حرف نزدم…ولی هیچ جای تعریفی هم نیست! از وقتی چشممان باز شده و توانستیم مفهوم دموکراسی و قانون را در مغز کوچکمان گنجایش دهیم،در اینجا(ایران)، نشانی ازش ندیدیم.
سخت است که در گیر و دار این دوران پر گیر و دار در مورد خصوصیاتی حرف بزنیم که همواره باورش نداریم! از مهد تمدنی حرف بزنیم که دیگر تمدنی در آن نیست و تنها چیزی که می توان به آن افتخار کرد همان صمیمیتی است که در قلب مردم است و بس!
شاید شما مرا همان عقب مانده ای که گفتید بخوانید ولی طرز فکر من برگرفته از چیزی است که می بینم…یا بهتر بگویم چیزا هایی که باید ببینم ولی نمی بینم…چیز هایی مثل حق طبیعی هر انسان!
[پاسخ]
سلام. شاید یکی از مشکلات موجود همین باشه که ما به خاطر مسائل سیاسی، همه چیز رو سیاه میبینیم. شاید از نظر شما دموکراسی وجود نداشته باشه، پیشرفت علمی چطور؟ اون رو هم منکرش میشه شد؟ پیشرفتهایی که توی زمینهٔ نانو و انرژی هستهای و مباحث پزشکی داریم رو هم انکار میکنید؟ همین پیشرفت کلیای که توی این سیسال اخیر داریم و شتاب این پیشرفت رو هم نادیده میگیرید؟
من فکر میکنم ما همون ملت متمدن پیشین هستیم، با این تفاوت که چشممون رو به دیدن کاستیها، و گوشمون رو به شنیدن نواقص عادت دادیم. برای همینه که کمتر افتخارات کشور رو میبینیم.
[پاسخ]
۱۷م شهریور, ۱۳۸۹ در ۳:۵۹ ق.ظ
خب مشکل اینجاست که انگار شما هم در ایران زندگی نمی کنی و نمی بینی چقدر بی اخلاقی در جامعه رواج دارد. رشوه و دروغ و دزدی و مال مردم خوری و کم کاری و سر ملت کلاه گذاشتن و تقلب و هزار چیز دیگر را نمی بینی. مشکل اینجاست که شما انتقاد از جامعه ات را بر نمی تابی. افتخار کردن به هویت ایرانی هیچ منافاتی با دیدن اشکالات و تذکر دادن ان ندارد. اگر قرار است رشد کنیم با دیدن همین ایراد ها و بی اخلاقی ها و فسادهاست. نه با به به چه چه کردن.
[پاسخ]
شما اگر فقط یه نیمنگاهی به مطالب وبلاگ بنده بندازید، متوجه میشید که علاوه بر اینکه بنده ایران زندگی میکنم، مشکلاتش رو هم دارم میبینم و نقد میکنم. شما که جاهای دیگهٔ دنیا رو دیدید(!)، بگید تا ما هم بدونیم، فقط ایران چنین مشکلاتی داره؟ مابقی کشورها همه در سلامت کامل اخلاقی و اقتصادی هستند؟!
به این نکته دقت کنید که من حرفی از انتقاد نزدم، حرف من تخریب و تحقیره.
[پاسخ]
۱۷م شهریور, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۷ ق.ظ
متنتان خوب بود اما بیشتر از این هم می توانستید .
خدا قوت
[پاسخ]
۱۹م شهریور, ۱۳۸۹ در ۶:۱۵ ق.ظ
در جواب کامنتری گفتید” همین پیشرفت کلیای که توی این سیسال اخیر داریم و شتاب این پیشرفت رو هم نادیده میگیرید؟”
حامیان حکومت از این حرفا زیاد میزنند. اگر منظورشون عمران و آبادیهای لاک پشتی ای هست که فشار زمان اونها رو ایجاد کرده که باید گفت که مگر اگر یک رژیم دیگه ای روی کار بود مینشت نگاه خودش میکرد. اینها کمترین چیزهاییست که اگر هیات حاکمه بوق هم باشند توی مملکتی با این ثروت ایجاد میشند. از این حرفهای بی ارزش حکومت پرستان زیاد میزنند.مثلن میاد و میگه تعداد روزنامه ها قبل از انقلاب،اینقدر بود،حالا شده این تعداد. تعداد روستاهای برق دار،اینقدر بود،حالا اینقدر شده… یک مقایسه هایی میکنند که آدم میمونه که این شنوندش رو مثل ببو فرض کرده؟جوری که انگار اینها برکات جمهوری اسلامی بودن. آخه اینها که بلافاصله بعد از روی کار اومدن حکومت شما که بوجود نیومده که. یعنی سال ۵۷ انقلاب شد،اینها سال ۵۸ که ایجاد نشده . ۳۰ سال از اون زمان گذشته. ۳۰ سال در قرنی که میزان رشد علم و تکنولوژی،در هر دهه چند برابر دهه های قبلش هست. سطح توقع و خواست و نیازها و فکر و آگاهی و نگرش فرد و جمعیت، افزایش زیادی پیدا کرده. بله،اگر مثلن اوایل قرن پنج رو با اواسطش با هم مقایسه میکرد طرف و تفاوت قابل ملاحظه ای مید،اون حرف درست بود. چون اون قرنها،قرنهای خاموش و راکدی بودند. تغییراتی جزیی درشون بوجود میومد، مثلن سطح فکر و طرز فکر و دید یک فرد در اویل اون قرن،با اواسطش فرق چندانی ممکن بود نکنه . ولی حالا این تغییرات شیبش خیلی تند تر از گذشته هست.برای نمونه اگر در زمینه سواد بخوای بررسی کنی(تو رو منظورم نیستا) ،اون زمان نگاه مردم به همه چیز متفاوت تر از حالا بود.. زیاد در قید و بند فرستادن بچه به مدرسه نبودند و دلایل اینها همش به زمان بر میگرده.رضا شاه خودش در سفرنامش به عدم تمایل عده ای از مردم به باسواد شدن اشاره میکنه. و باسواد بودن یک فرد در اون زمان خیلی شاهکار بوده.یعنی ۱۰ درصدش رو میشه مساوی ۹۰درصد حالا به حساب آورد.
بعد اینکه خانم جان اینکه با صرف هزینه های هنگفت به برکت دلارهای نفتی بیایم با قاچاق علمی و مهندسی معکوس و در کل کپی برداری از دست این کشور و اون کشور چند تا اسباب بازی شبیه همین اسباب بازیهای نظامی رو بسازیم که هنر نیست. این تیر و ترقه ها رو کره شمالی خیلی بیشتر از ما داره ولی مردمش از گشنگی علف میخورند به دلیل کثیف بودن و یاغی بودن رژیمش. اون هم شبیه حکومت ایران به مردمش اهمیتی نمیده و به دنبال جاه طلبیهای خودش هست و نماینده مردمش نیست. در ایران هم حکایت این کپی برداریها و اوضاع کشور مانند حکایت یک کاریکاتور میمونه که یه کله گنده داره و بقیه اندامهاش بسیار کوچکند.کله گنده همون پیشرفت با ضرب و زور دلارهای باد آورده نفتی در بعضی زمینه ها هست ولی در کنارش وضع در بقیه زمینه مانند دیگر اعضای این کاریکاتور هست که بسیار عقب مانده اند. این حکومت در راستای اقداماتی “نمایشی و تبلیغاتی ” اقدام به صرف هزینه های کلان و گذاشتن انرژی زیاد بر روی مواردی میکنه ولی در کنارش اوضاع بیشتر مناطق کشور مانند حلبی آباد میمونه. بعد هم میاد باد به غبغب میندازه و میگه به “ما ساختیم” غافل از اینکه اگر شما یه اسباب بازی ای مثل همین ماهواره ها رو با این ابعاد حالا دارید جعل میکنید و پرتاب میکنید دهها سال پیش آمریکا شاتل فضایی غول پیکر صدها تنی رو همراه با سرنشین به آسمان فرستاد.شاتلی که از نظر ابعاد و تکنولوژی به کار رفته و کارکرد و از همه نظر تفاوتی زمین تا آسمون هفتمی با این ساخته شما داره مانند تفاوت بین یک ناو هواپیمابر و یک قایق پارویی میمونه. وبا در نظر گرفتن اینکه اون زمان که اینها رو ساختند دهها سال پیش بود نه کامپیوتری مثل حالا بود بود و نه پیشرفتهای تکنلوژیکی آسان ساز امروزی وجود داشت. همین کامپیوتر که به برکت همین آمریکا که فحشش میدند خودش اختراعات و اکتشافاتو البته رو بسیار راحتتر کرده. حکومت جمهوری اسلامی فقط قبرستانها رو آباد کرد. مهم این هست که اگر این حکومت واپسگرا و واپس برنده وجود نداشت در چه وضعی بودیم.
“سخنان پسر آیت ا… کاشانی، سال ۶۴:
کارنامه جمهوری اسلامی در همه زمینه ها نشان بی لیاقتی،خیانت،فساد و پارتی بازی مسولان است.در مدت ۶ سال سیطره جمهوری اسلامی،صنایع ایران از نظر تولید به یک پنجم تولید پیش از انقلاب سقوط کرده است. تعداد استادان به یک چهارم تنزل یافته.سطح دانش و کیفیت تدریس نیز در این مراکز به سبب سیطره عوامل حزب الهی ،عامی و بیسواد، به حدی پایین آمده،که امروز وضع دانشگاه تهران حتی از عقب مانده ترین دانشگاههای آفریقایی نیز بدتر است.”
“دانشگاه صنعتی برای رشته علوم فنی و مهندسی آماده پذیرش دانشجو است. دانشجویان باید در مسابقه ورودی به سوالات تست امتحانی که توسط دفتر مسابقه معلومات مذهبی و تاریخ اسلامی حوزه علمیه قم تنظیم شده است،پاسخ بدهند. چند سوال اعلام شده بدین قرارند: شیطان نر است یا ماده؟خوراکهای بهشتی تفاله دارند یا ندارند؟عزرائیل خوش قیافه است یا بد قیافه؟(آگهی روزنامه جمهوری اسلامی ۶۳)”
[پاسخ]
متأسفم که باید عرض کنم شما از پدیدهای به نام انقلاب در کشورها، چیزی نمیدونید.
[پاسخ]
جناب میرزا جان میتونم به پرسم شما به جای نشستن تو خونه و قر زدن چه کمکی به ایران و جمهوری اسلامی کردین حالا که دانشمندان این سرزمین با تلاش و کوشش یه ماهواره ساختن و موشک شما بش میگین اسباب بازی شما که انقدر سرتون میشه میشه بگین زمانی که تمام کشورای صنعتی داشتن پایه های اقتصادشونو محکم میکردن ایران در زمان شاه چی کار میکرد در ضمن ما اون صنعتیرو نمیخوایم که به خاطر کسب سرمایه اولیش و منافعمون کشورههای دیگرو چپاول و به جون هم بندازیم!اگرم پیشرفتو نمیبینی کافیه پرده رو از چشات بکشی کنارمیخوای تو سی سال از همه بزنیم جلو با این همه اعتماد به نفستون و تکیه بر ما میتوانیم که خیلی تو وجودتون هست!در ضمن اگر از شتاب پیشرفت نمیترسن چرا حول شدن هیچی رو به ایران نمیدن نکنه مثلشو بسازیم و ازشون جلو بزنیم چون از ایران قدرتمند جلو گیری کنند چون نمیخوان ایرانم یه کشور مثل خودشون شه انقدرم ترس دارن که به قول شما علم این اسباب بازی که هیچی خودشم نمیدن هر کشوریو به غیر از ایران تو این وضعیت قرار میدادن تا الان هیچی ازش نمیموند ولی با این وضیعیت داریم پیشرفت میکنیم اینا اونارو میترسونه!این راهیم که دارین میرین به ترکستانه این یعنی چی هر کسی که با حرفتون هم خونی نداشت میگین حامیان حکومت اره ما حامیان حکومتی هستیم که براش شهید دادیم و نمیدیم دست اجنبی نمیدیم کسی که به ما زور بگه نمیدیم به کسی که زمانی که مطیعشون باشیم به ما تکنولوزی بدن صنعت و تکنولوزیرو گدایی نمیکنیم ارشون حداقل طرفدار حکومتی نیستیم که دستش به خون جوانان این مرز و بوم اغشته طرفدار حکومتی نیستیم که ایرانو لایق افتابه درست کردنم نمیدونست حداقل نمیتونی برای پیشرفت ایران کاری کنی جلوشو سد نکن و سنگ اندازی نکن الت دستم نشو در اخرم اواز دقل شنیدن از دور خوش است
[پاسخ]
۱۹م شهریور, ۱۳۸۹ در ۹:۱۱ ق.ظ
سلام.
کاش سرشار شویم از سخنان آقا که عجیب امید می بخشد به ما ایرانی ها!
مضاعف باشید…
یا علی
[پاسخ]
۲۰م شهریور, ۱۳۸۹ در ۳:۰۵ ب.ظ
درد من تنهایی نیست؛بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت؛بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامند.گاندی
[پاسخ]
۹م مهر, ۱۳۸۹ در ۲:۲۷ ب.ظ
هم راه به راه ایراد گرفتن به خودمان و هم افتخار چشم بسته و مداوم به تاریخ و فرهنگ غنی، هر دو، نشانه بد هستند: هر دو بدین معنی اند که ما نمی توانیم خوبیها و بدیهای خود را همزمان و در کنار هم ببینیم و این دقیقا چیزی است که بدان نیازمندیم. برای زندگی بهتر و ساختن آینده بهتر، هر دوی آنها راه اصلاح را عملا می بندند
[پاسخ]
۹م مهر, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۸ ب.ظ
ببینید بد نیست:
deldardsardard.blogfa.com/post-141.aspx
[پاسخ]
باز نشد.
[پاسخ]