نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۷م, شهریور ۱۳۸۹، تعداد بازدیدها: 189 نفر

بعضی آدم‌های مهربان، با همهٔ مهربانی‌شان پایهٔ مشورت و سنگ صبور خوبی در بعضی از مشکلات نیستند. آدم‌های مهربانی که کم‌حوصله‌اند و دوست دارند تو زودتر خودت را از مخمصه‌ای که توش گرفتار شده‌ای بکشی بیرون. دلشان نمی‌آید صبر کنند و هر روز شاهد زجرکشیدنت باشند و قدم‌های ریز ریزت را ببینند. می‌خواهند ببینند که چطور یک‌باره از زمین پا شُدی و شاد و شنگول و بی‌عار از اتفاقات، داری به آینده می‌روی.

این‌ها گاهی بدترین آدم‌های درد دل و مشورت‌اند. آدم‌هایی که نمی‌گذارند توی خودت باشی و با درد خودت دست و پنجه نرم کنی، خودت را پیدا کنی و کم‌کم دست به زانو بگیری و بلند شوی. آدم‌هایی که به‌ات مهلت نمی‌دهند دل بکنی یا فراموش کنی.

آدم‌هایی که وقتی می‌گویی «نمی‌تونم»، از سر مهربانی، با تحکّم به‌ات می‌گویند «یعنی چی که نمی‌تونم؟ زیادی گنده‌ش کردی. بچه شدی؟ جمع کن این مسخره‌بازی‌ها رو». وقتی می‌گویی «دلتنگش شده‌م» چین به پیشانی می‌اندازند و می‌گویند «باز شروع کردی؟ تمومش کن دیگه». وقتی می‌گویی «نمی‌تونم فراموش کنم» می‌گویند «بهش که فکر نکنی یادت می‌ره». وقتی می‌گویی «زمان لازمه»، می‌گوند «هر چی بیشتر به دلت رو بدی بدتره». وقتی می‌گویی «هیشکی مث اون نمی‌شه»، به‌ات می‌خندند و می‌گویند «دیوونه شدی؟ مگه اون چی داشت؟ فلان چیز داشت که نداشت، فلان طور بود که نبود…». نه که حوصله‌ات را نداشته باشندها؛ نه! پشت همهٔ این جواب‌ها بغض و دلسوزی و نگرانی‌شان را قایم کرده‌اند.

مهربانی و کم‌طاقتی‌شان یک‌جوری تحکم‌آمیز است که هر روز ناخواسته فاصله‌ات را ازشان بیشتر می‌کنی. فکر می‌کنی درکت نمی‌کنند. نمی‌توانند دردت را بفهمند. خودت نیستی دیگر. برای اینکه دست از سرت بردارند، برای‌شان نقش بازی می‌کنی. غم‌هایت را بیشتر توی دلت می‌ریزی. کمتر حرف می‌زنی. بیشتر توی خودت می‌روی. بیشتر درد می‌کشی. کمتر توصیه‌هاشان را جذب می‌کنی. بیشتر به «او»ی خودت فکر می‌کنی. بیشتر باش گره می‌خوری. بیشتر می‌سوزی… این آدم‌های مهربان، زود از پا می‌اندازندت.

یک آدم‌های مهربان و سنگ صبور دیگری هم هستند که به جای اینکه دور بایستند و ازت بخواهند بلند شوی، دستت را می‌گیرند، آرام بلندت می‌کنند و خاک لباست را می‌تکانند. به جای اینکه روبرویت بنشینند، کنارت می‌نشینند. همراه تو می‌سوزند و درد می‌کشند و دلتنگی می‌کنند و دست به زانو می‌گیرند. سینه‌شان همیشه آمادهٔ جا دادن تو و غمت است. دست‌نوازش‌شان همیشه روی سرت است. حواسشان به‌ات هست، ولی سؤال‌پیچت نمی‌کنند. اجازه می‌دهند آن وقت‌هایی که نیاز داری، توی خودت باشی. می‌فهمند داری درد می‌کشی. می‌فهمند داری به خودت فشار می‌آوری که بلند شوی. به‌ات مهلت می‌دهند. آرام‌آرام از جا بلندت می‌کنند. این‌ها آدم‌هایی‌اند که می‌توانی به‌شان تکیه کنی…
دوست دارم مثل مادرم باشم.

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (5 رأی، میانگین: 4.00 امتیاز از 5)
Loading ... Loading ...
قرارگرفته در شاخۀ: من و تو و زندگی
برچسب ها: , , ,
  1. اِف-اِس-اِن گفته است:

    آدمای ِ گروه دوم ، تکیه گاه هستن!
    اما
    گاهی آدمای ِ گروه اول وجودشون لازم ِ برای فهمیدن خیلی از مسائل.

    [پاسخ]

  2. linda گفته است:

    سلام
    راستش مطلبی رو که نوشتید به خوبی درک می کنم چون تجربه کرده ام زمانی که نیاز به دردو دل داشتم و از بخت بد سنگ صبورم گاه آدم هایی از این دست بوده اند و واقعا این که سنگ صبورت چنین آدمی شود به مراتب دردناکتر از غم های خودت است!!
    اما….
    در کمال تأسف و شرمندگی باید بگویم خودم هم یکی از همین آدم های دسته ی اول هستم! دست خودم هم نیست باور کن! امیدوارم بتوانم خودم را عوض کنم…

    [پاسخ]

    اما دستهٔ اول هم خیلی وقت‌ها، برای خیلی از آدم‌ها، برای سر بر آوردن از بعضی مشکلات، کارآمدتر از دستهٔ دوم‌اند :)

    [پاسخ]

  3. رویا گفته است:

    کاملا قابل درک …..

    [پاسخ]

  4. مفردمذکرمجرد گفته است:

    سلام
    کمی طولانی ست
    بروم بخوانمش بعدتر نظرمیدهم !

    [پاسخ]

  5. محمدرضا گفته است:

    خیلی دخترونه بود !
    “نیاز به درد دل کردن با آدم ها” درکش سخته واسم.
    مگه ائمه و خدا نیستن که آدم بخواد با غیر از این ها درد دل کنه ؟!
    ادعیه رو واسه چی گذاشتن پس ؟
    بگذریم.

    به نظرم بهتره آدم یه چیزی بین این دو تا دسته عمل کنه ؟
    نه همیشه بی حوصله و نه همیشه لوس کننده !
    در مجموع کار سختیه و وابسته به ظرفیت طرفِ درد دل کننده است.

    [پاسخ]

  6. ه-نیک گفته است:

    نوشته هاتون دوست دارم ….با اجازه لینکتون کردم [grin]

    [پاسخ]

    خیلی متشکرم.

    [پاسخ]

  7. نعمت زاده گفته است:

    سلام خانم.پس شما هم طعم عاشقی رو چشیدید.عشق مخصوص خواصه.گوارای وجودتان این طعم شیرین تر از عسل

    [پاسخ]

  8. شیخ معصومه گفته است:

    سلام.
    دلتنگی و تقسیم بندی قابل درکی است.
    اگر از دسته ی دوم خبری شد، ما رو هم خبر کنید!

    مضاعف باشید…
    یا علی

    [پاسخ]

  9. کاتب باشی گفته است:

    سلام
    دعوت شدید برای حمایت از قرآن
    صدای عیسویان بلند شد مسلمان چرا صدایت بگوش نمی رسد؟
    http://katebbashi.ir/?p=724
    بیا هم صدا شویم

    [پاسخ]

  10. هابیل گفته است:

    قضیه را شاید از این طرف هم بشود دید:
    یک کسی هست که می‌آید با تو مشورت کند و تو هم می‌روی تا کمک‌ش کنی. بعد تو می‌دانی که او خودش باید قدم بردارد، خودش باید سعی کند. بعدتر آن مشورت‌گیرنده، پدر و مادر ِ تو را وسط می‌کشد و با هزار زبان ِ بی‌زبانی التماس می‌کند که دست‌ش را بگیری و تند و تند ردش کنی از موانع. تو هم می‌دانی که این‌گونه کمک کردن به کارش نمی آید و آخر و عاقبت ندارد!
    می‌مانی چه کنی: یا باید دست‌َ را بگیری و نجات‌ش دهی که حکم ِ همان ماهی دادن را دارد و یا بگذاری خودش تکان بخورد و ماهی‌گیری کند.

    خیلی ها حوصله‌ی یاد گرفتن ِ ماهی‌گیری را ندارند و آدم را زجر می‌دهند

    [پاسخ]

  11. چکاوک گفته است:

    سلام.

    یه وقتایی هست که هیییییییییچ آدمی جواب نمیده.فقط خود ائمه و خدا.حرفایی که خدا میدونه و نمیتونی به زبون بیاری.
    (ولی ربطی به دختر و پسر نداره)

    اما در مقام مشاور، یه وقتایی هست که میبینی طرف تو فکر بلند شدن نیست، هی داره تو خودش فرو میره، و از فرصتی که بهش میدی داره از غصه دار بودن لذت میبره! اونوقته که وظیفه ته از دسته اول باشی.

    التماس دعا.
    یا علی.

    [پاسخ]

  12. لیلا (لولوـ) گفته است:

    :))
    عاشقی درد بی درمون عاشقی :)) [wall] [love-struck] [I-dont-know]

    [پاسخ]

  13. راحله گفته است:

    این پستت خیلی بجا نازل شد کوثر جان.
    دست گلت…

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ سی و هفتم
نگارهٔ شانزدهم
نگارهٔ بیست و نهم
نگارهٔ بیست و یکم
نگارهٔ بیست و هفتم
* بخر مرا!

برای مؤمن شدن به تو
معجزه نمی‌خواهم؛
دستی دراز کن!

* دار
* همین گونه خوب است
* نرمی
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon