
چقدر دلم میخواست یک روزی مینشستیم چند فیلمنامهٔ ناب «اسلامی» مینوشتیم و عوض این سریالهای آبکی ِ تکراری که آدمهایش از اسلام و ایمان فقط یک ریش دارند و چادر سیاهی که همیشه باز است و پر ِ آن توی باد تاب میخورد؛ چهار تا فیلم اجتماعی-اسلامی آمادهٔ پخش میکردیم.
از زندگی یک زوج جوان و خوشبخت با اوضاعی متوسط مینوشتیم که اگر خانهٔ ویلایی ِ چند طبقه و ماشین خارجی و موقعیت اجتماعی ِ زاییدهٔ ثروتشان ندارند، یک دنیا آرامش و صداقت و محبت و احترام دارند که با همین داراییها، همهٔ مشکلات زندگیشان را به خود هموار میکنند.
یا اصلا به جای به تصویر کشیدن یک پیرزن ِ چادر به سر ِ تسبیحگوی بر سر سجاده، داستان زندگی دوستم، فاطمه، را مینوشتیم که چطور یک وقتی به خاطر اشتباهش، با محدودیتهای پدر و مادرش سر کرد و وقتی به خاطر این محدودیتها به حالش غصه میخوردیم، میگفت: «ولی من اصلا ناراحت نیستم. چون میدونم که این کاریه که رضایت خدا توش هست. خودش گفته احترام به والدین. میگن نرو، نمیرم؛ چون میدونم اون، این طوری راضیه».
یا مینشستیم و زندگی نرگس را مینوشتیم که چقدر با آرامش از اطمینانش به خدا میگفت و وقتی بچهها از روی محبت نسبت به سلامت جنینش، هشدار میدادند، هیچ اثری از استرس خانمهای باردار ِ دیگر، در او نمیدیدیم: «خب برای چی نگران باشم؟ خدا خودش محافظشه. مگه ما چطوری بزرگ شدیم؟ غیر از اینه که خدا حواسش بهمون بود؟»
یا از زندگی همکلاسیام، زهرا، میگفتیم که توی برههای، همسرش ازش خواسته بود کمتر بیرون برود، بیشتر توی خانه باشد و به امور خانه برسد و ما وقت شنیدنش فکر میکردیم لابد چقدر احساس بدبختی میکند که مثل زندانیها باید صبح تا شب به یک چهاردیواری زل بزنند، یا حتما از دست شوهرش خیلی دلشکسته است، یا چقدر ناراحت است که شوهرش زباناً درب خانه را به رویش بسته؛ در حالیکه بعد از شنیدن تعجب و دلسوزی ما میگفت: «من که ناراحت نیستم! یه مدت فشار کاری روش هست و دوست داره وقتی میاد خونه، من خونه باشم و همه چیز مرتب باشه. این طوری به برگشتن آرامشش کمک میشه. این چیزیه که خدا امر کرده و رضایتش هم توی همینه».
نه که تریپ مؤمنی بردارند و لاف بزنند و توی تنهاییهایشان زار بزنند که چرا از فلان چیز محرومشان کردهاند یا چرا در فلان مخمصه گیر کردهاند؛ نه! قلباً نظرشان همین بود و صادقانه راضی بودند و رضایت خدا را در همین رفتار میدیدند.
خیلی وقت است اثری از این زندگیها، از این رضایت و تسلیمها توی برنامههای تلویزیونی نمیبینیم؛ حتی اینها، صحنههای ناب و کمیابی شدهاند که دور و بر خودمان، توی دنیای واقعی هم، به سختی پیدا میشود.
- پستهای مشابه:
- یادبود تابوی فیلمبینی
- هپی اِند

(9 رأی، میانگین: 4.89 امتیاز از 5)


















۸م شهریور, ۱۳۸۹ در ۸:۵۳ ب.ظ
وبلاگت لایک نداره؟؟
خب لایک دستی!
[پاسخ]
[پاسخ]
۸م شهریور, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۷ ب.ظ
فیلم بساز از سنگسار بلکه جهان از خدا بی خبر به دین شما ایمان بیاره !
[پاسخ]
واقعا فکر خوبیه. اگه یکی پیدا میشد که یه فیلم از سنگسار میساخت و حقیقت این حکم رو اونطوری که بود، نه اون طوری که هالیوود برای خودش ساخته، بیان میکرد و به جای همهٔ مزخرفاتی که به اسم این حکم توی گوش مردم کردهن، حکم واقعی و شرایط کامل اجرای این حکم رو روشن میکرد، قطعا کار بزرگی انجام میداد.
[پاسخ]
۸م شهریور, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۳ ب.ظ
ببخشید من سئوالم اینه که آیا برعکسشم خدا دستور داده؟ چرا همه مثالاتون یه طرفه و از اطاعت خانومهاست و هیچ مثالی از اطاعت مردها نزدید؟ یا اینکه خدای شما به مردها گفته فقط دستور بدند و زنها فقط اطاعت کنند یا شما اینقدر دنیاتون کوچیکه که با هیچ مردی معاشرت ندارید که قصه های اونا رو هم روایت کنید. در هر دو صورت، به نظر من فیلم نسازید خانوم!
[پاسخ]
نه عزیزم. جوابش سادهس. چون من یه دخترم و نمونههایی که ناخودآگاه به ذهنم اومد از دوستام بود. ضمن اینکه از سه تا مثالی که ذکر شده، فقط یکیش اطاعت از شوهره. چرا دوست دارید که همیشه همه چیز رو بر علیه زنها بدونید و اونجوری بخونید که خودتون دوست دارید؟
[پاسخ]
۹م شهریور, ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۸ ق.ظ
امان از مداحان بی فکری که با طرح همین خرافات بدعت هایی درست کرده اند که الان جزو اعتقادات قبلی خیلی ها شده و اصلاح شدنی نیست .
[پاسخ]
مداح؟ منظورتون کدوم خرافاتهاست؟
[پاسخ]
جالبه !
اینکه من چطور این کامنت رو اینجا گذاشتم خودم هم متعجبم !
البته از آفات وبگردی های همزمان اینه که کامنت یه مطلبی در وبلاگ زهرا اچ بی رو میذاری توی یه مطلبی دیگه در وبلاگ کوثرانه !
* امیدوارم شما و یا امثال شما که فکر های درستی در سر دارند هم به عرصه فیلم سازی روی بیاورند . البته با کسب علوم خاص خودش . پایدار باشید
[پاسخ]
۹م شهریور, ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۹ ق.ظ
http://parsine.com/fa/pages/?cid=24969
[پاسخ]
۹م شهریور, ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۲ ب.ظ
سلام عزیز دلم ببخش که دیر به شما سر زدم…
آخه بارها اومدم ولی وبلاگتان باز نمی شد بعد هم که من کم کم در مشغله های زندگی غرق شدم… با همه ی این ها با تإخیر زیارتت قبول عزیزم انشاءالله که به یاد من هم بوده ای و دعایی هم در حق این دوست کرده باشی.
در مورد پست فعلی باید بگویم عالی گفته ای به خصوص در یک مورد حرف دل مرا زده ای و آن هم این که این روزها خودمان در فیلم هایمان اسلام نمادین! را تبلیغ می کنیم و ادعایمان می شود با این فیلم ها می خواهیم دینداری درست را به تصویر بکشیم بگذریم در این باره حرف زیاد است فقط در این شب های احیا در دعاهایتان از من یادتان نرود و اما مهمتر از من برای ظهور آقایمان خیلی دعا کنید…
[پاسخ]
سلام عزیزم. ممنونم از لطفت. آره یه مدت وبلاگم مشکل داشت. شرمنده.
شما هم برای من خیلی دعا کن.
در مورد اون مطلبی که پرسیده بودی، یه بار دیگه کامنتهای این نوشته رو بخون. جواب دادم.
[پاسخ]
۹م شهریور, ۱۳۸۹ در ۲:۰۷ ب.ظ
سلام
خیلی متن خوبی بود … اگه بعضی چشمشون رو باز کنن این آدمهایی که گفتی رو می بینن و البته اگه بعضی های دیگر به زور نخواهند چشمشان را ببندند … خدایی از دست تلویزیون خسته شدم ….
سریال های من “این شبها” ، “راز” ، و برنامه های سحر هستند!
التماس دعا
[پاسخ]
۹م شهریور, ۱۳۸۹ در ۳:۴۳ ب.ظ
با سلام.کارساخت سریال و نوشتن فیلنامه بسیارسخت است.یادم می اید زمان جوانی که قصد کارگردانیه تأتری روداشتم به چه مکافاتی افتادم.پیدا کردن و ویرایش یک نمایشنامه با موضوعی خاص ماهها وقتم گرفت.امیدوارم روزی بتونید حداقل چند نمایشنامه با موضوعهای خاص رو بخونید.مثلا آثار نمایش برتراندراسل،فلاسفه یونان یا اثار دینی عصر جدید.
ولی من باب کنجکاوی به نظر شما کل صدا سیمای ما چند نفر مثل اقایان حسن فتحی و میر باقری در مورد نوشتن نمایشنامه های تاریخی و اسلامی یا مدیری و عطاران در طنز داره؟یادم می اد زمانی که دوره ۵ ساله اول اقای ضرغامی تمام شده بود،دوستی در شورای نظارت بر صدا و سیما داشتم.میگفت کسی روندارن جای ایشان بگذارند.بنا بر دلایل سیاسی و …. و شک نکنید در نمایشنامه نویسی و کارگردانی ما کسی رونداریم.
ساختار صدا و سیمای ما در امور مذهبی فقیر هست.چون افراد توانمند کم یا دارای گرایش سیاسی متفاوت با مسئولین فعلی هستند.در نهایت بنده خالصانه از روی تواضع،این همت شما رو مورد ستایش قرار میدم.کمند کسانی که نماز شب خوانند ولی در علوم دیگر صاحب سبکند.حداقل برای دل خودتان در تارو پود نمایش نامه نوسی و هنر دستی بیاندازید.ما مامور به انجام تکلیفیم.و قبل از اون مامور به تربیت دل و روح برای انجام تکلیفیم.خیلی نیت شما زیبا و الهی می باشد.این دل رو از این نعمت محروم نکنید.
در اخر سئوالی از همه مراجعین این وبلاگ دارم؟حاج فتاح با دزدیه مال همسر اولش حاج فتاح ثروتمند شد .چه طور میشود با ان فرشته مضحک به راحتی برزخ را طی کند؟و فقط مشکلش همان ۱میلیون راننده خودش باشد.
این ضعف نمایشنامه نویسی و فضای لمپنه رسانه ای ما رومیرسونه؟یا علی.خیلی از ین متنتون خوشحال شدم.امیدوارم به جبه هنرمندان انقلاب اسلامی بپیوندید.التماس دعا
[پاسخ]
۹م شهریور, ۱۳۸۹ در ۷:۲۹ ب.ظ
سلام . خب اگر اینجور مینوشتید هم متهم میشدید به اینکه دارید ایده آل نگاه میکنید و برای مردم ملموس نیست ! و دارید شعار میدهید ! چون به قول شما مدت زیادی است از این آدمها دور و برمان ندیده ایم !
ولی کلا از اینکه به سمت فیلم نامه نویسی بروید و برویم به شدت موافقم .. شاید رسالتی از این مهم تر نباشه !
[پاسخ]
سلام. البته این چند تا مثالی که من زدم حقیقت داشت؛ اما فکر میکنید برای چی الان حرف زدن از این چیزا، به نظر ایدهآل میاد؟ به خاطر همین که جلوی دیدمون نذاشتن. توی کتابهای رمان و داستان هم نمونههاش رو به ندرت خوندیم. به خاطر اینکه اسلام رو مهجور کردن و ما ازش فاصله گرفتیم. وگرنه کسی نمونهٔ عملی دستوراتی رو که تئوری خونده، ایدهآل و شعار به حساب نمیآورد.
شاید هم به همون که دلیل که خودتون توی وبلاگتون نوشته بودید: هر کاری می خوای بکنی بکن؛ دلت پاک باشه!
[پاسخ]
۹م شهریور, ۱۳۸۹ در ۹:۴۶ ب.ظ
والا بعضی از این چیزایی که بوق حکومت نشون میده رو اگر جای دیگه نشون میدادند معلوم نبود چه اتهامی بهشون میزدند و کفن پوشان چه عربده کشیهایی راه مینداختند.
“آدمهایش از اسلام و ایمان فقط یک ریش دارند و چادر سیاهی که همیشه باز است و پر ِ آن توی باد تاب میخورد؛ ”
درست فرمودید متاسفانه همش چادری و ریشو و آخوند و البته همشون هم طفل معصومند و مظهر خوبی و پاکی.از این نظر که بوق حکومت حسابی از خجالت شما حکومتیان و چادریها و ریشوها در میاد.واقعن چه جنایتی هولناکتر از اینکه چادر سیاهی که زیرش هم مانتو سیاه هست باز بشه؟
حجاب داشتن یا نداشتن، مساله این نیست.
انسانیت داشتن یا نداشتن، مساله این است
اگه اعتراضی هست باید از طرف مانتوییها بشه که هرچی نقش منفی هست به اونها میدند.
“واقعا فکر خوبیه. اگه یکی پیدا میشد که یه فیلم از سنگسار میساخت و حقیقت این حکم رو اونطوری که بود، نه اون طوری که هالیوود برای خودش ساخته، بیان میکرد و به جای همهٔ مزخرفاتی که به اسم این حکم توی گوش مردم کردهن، حکم واقعی و شرایط کامل اجرای این حکم رو روشن میکرد، قطعا کار بزرگی انجام میداد.”
خانم جان منظورتون از شرایط اجرای حکم همون بزرگ و کوچک بودن سنگ هست؟این مثل این میمونه که بگند فلان فرد خیلی داره در حقش لطف میشه چون به جای اینکه با شمشیر معمولی گردنش رو بزنند با شمشیر استریل شده اینکار رو انجام میدند. حقیقت این حکم چیزی جز این نیست که یه نفر یه رابطه سکسی داشته و از اونجا که احکام مجازات اسلامی خیلی در مورد پایین تنه و مسایل مربوط به اون حساس هست اینچنین مجازات وحشتناکی برای اون در نظر گرفته. ولی در عوضش برای یک کلاهبردار که میلیاردها تومن اختلاس و دزدی میکنه مجازاتی بسیار خفیف در نظر گرفته.خانم جان مشکل جهان متمدن با اصل این حکم هست که هولناک هست و باید کنار گذاشته بشه مثل بیشتر کشورهای اسلامی،شما رفتی توی چگونگی اجراش؟والا این حکم در انجیل و تورات اومده ولی اونها کنار گذاشتنش، معلوم نیست چرا عده ای از مسلمونا با وجود اینکه در قرآن این حکم نیومده به اجراش تاکید میکنند.
[پاسخ]
از آخر شروع کنم. بعد از اینهمه سال زندگی در کشوری اسلامی، شما هنوز نمیدونید که همهٔ احکام اسلام توی قرآن نیومده و قرآن تنها منبع احکام اسلامی نیست. همهٔ نوشتهٔ من توی همین خلاصه میشه؛ همهٔ درد همینه که یه کشور اسلامی حتی نتونسته یه مسئلهٔ به این سادگی رو به مسلمونایی که مقیمش هستند، یاد بده.
منظورم از شرایط اجرای حکم سنگسار اونی که شما نوشتید نیست. این چگونگی اجرای حکمه. شرایط یعنی اون چیزایی که باعث میشه این حکم برای کسی صادر و اجرا بشه. کاش در این مورد از منابع معتبر، بیشتر مطالعه میکردید.
[پاسخ]
۹م شهریور, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۲ ب.ظ
البته بوق حکومت وضع واقعی مملکت رو نشون میده(!) برای نمونه نشون میده که نیرو انتظامی استاد آداب معاشرت هست. وقتی میخوا یه نفر رو ببره برای نمونه آگاهی میفرماند میشه خواهش کنم لطف بفرماید قدم رنجه کنید یه تک پا تشریف مبارکتون رو بیارید به اداره آگاهی مهمون ما باشید و مفتخرمون کنید؟
یا توی بیمارستانها مخصوصن از نوع دولتیش، پرستل بیمارستان در برابر بیمار و همراهانش اونچنان رفتار میکنند که انگار شاهنشاه جلوشون وایساده. فامیل همراه بیمار رو هم حتی بلدند و وقتی تلفن زنگ میزنه میگند خانم فلانی تشریف بیارید تلفن دارید و بعد دست به سینه و دل نگران میایستند تا خانم تلفنش تموم بشه.
خب بوق حکومت هست دیگه نه بوق مردم
[پاسخ]
با این حساب شما قبول دارید که همهٔ افراد جامعه، از جمله من و شما هم، همون آدمای رذلی هستیم که این فیلمها و سریال ها دارن به تصویر می کشن؟
[پاسخ]
۱۰م شهریور, ۱۳۸۹ در ۴:۰۵ ق.ظ
سلام
طاعات قبول
نوشته ی شما را که جنبه های آسیب شناسانه ی آن پررنگ است، خواندم.
در یک کلام می گویم: جانا سخن از زبان ما می گویی!
گذشته از این، چند نکته ی مختصر به ذهنم رسید، چون قدری طولانی می شد، در خانه ی قدیمی ترم در بلاگفا نوشتم.
قدم رنجه تان به دیده ی منت!
سربلند باشید.
[پاسخ]
سلام. قبول حق انشالله. خوانندهٔ وبلاگتون هستم
[پاسخ]
۱۰م شهریور, ۱۳۸۹ در ۸:۰۶ ق.ظ
عرض سلام
مطلب پست شما و نظرات دوستان را خواندم. دغدغه خوبی را مطرح نمودید.
براساس آیه “لا اکراه فی الدین” ما مختاریم دین را انتخاب نماییم.
دین دار هم از حوزه جهانبینی دینی، زندگی خود را تنظیم می نماید و یک انسان سکولار از از دریچه غیر دینی به زندگی خود می نگرد. ولی مشکل اساسی این است که غالب ما اصل را بر شناخت افراد بر عملکردشان نگذاشته ایم بلکه بر اساس ظاهر قضاوت می نماییم. در حالیکه در اصل یک جهانبینی اگر منجر به عمل و رفتار در قالب خود شود منجر به این می شود که بگوییم فرد در آن حوزه می باشد.
مثالی بزنم:
همان آرامش و مقام رضا که در مورد افرادی مثال زدید ناشی از تفکر و باور به اصول جهانبینی اسلامی نظیر توحید و معاد می باشد لذا آن فرد در جستجوی تکامل معنوی، تقرب به خدا و حیات جاویدان اخروی است و لذا آرامش را در سایه بحثهای صرف مادی نمی جوید. رضای خدا (باور به توحید) و آمادگی برای معاد دو دغدغه برای این افراد است.
حال یک انسان سکولار در این مورد چگونه می اندیشد. وقتی زندگی فقط از دریچه مادیات نگریسته می شود و توحید و معادی برایشان متصور نیست، آرامش در مادیات خلاصه می شود. در همین غرب، دیگر مثال عینی بزنم؛ تمام خوشیهایشان به آخر هفته رفتن به … و خوردن مایعات … صرف می شود و این برایشان خوشی است. که اگر تمکن مالی بالایی را که دارند ازشان بگیرید هیچ چیز دیگری به زندگیشان معنی و مفهوم نمی دهد. چیزهایی که به عینه می بینیم.
غرضم تعریف از یک جهانبینی یا تکذیب دیگری نیست. صرفا می خواهم استنتاج و مقایسه ای داشته باشم؛
همه افرادی که از دوستانتان مثال زدید دغدغه شان از جنس دینی و رنگ و بوی آن جهانبینی را دارد ولی آیا خیلی از افراد جامعه ایران رفتارشان مانند مثالهای افرادی از نوع جهانبینی سکولار نیست که توضیح دادم یعنی مادی گرایی.
اگر زنی در ایران مبل و لوازم منزل آنچنانی داشت، خانه گران قیمت، ماشین لوکس ، کار دهان پرکن! و… خوشحال است واگرنه غمگین و افسرده. آیا این ملاکها جنسش صرفا از مادیات نیست. مادیات در تفکر دینی ابزارند نه هدف. ولی در اندیشه سکولار هدفند. آیا وقتش نیست تکلیف خودمان را در عمل مشخص نماییم که پیرو کدام مکتبیم؟
خیلی تشکر میکنم از مطلب کاربردی و دغدغه اصولی که در این نوشته داشتید. انشاالله بتوانیم این مکتب را خوب بفهمیم و شاگردان خوب قرآن و اهل البیت (س) باشیم.
به دیگرانی هم که کامنت مخالف گذاشتند پیشنهاد می کنم نظراتشان را راجع به دینداران براساس میزان عمل آن افراد به مبانی دینی قرار دهند. در هر صورت افرادی از حوزه دینی به مسایل نگاه می کنند و افرادی هم غیر دینی که بایستی در کنار نقد محترمانه احترام هم را حفظ نمایند.
در پناه حق
[پاسخ]
سلام. ممنونم از توضیح کاملتون.
[پاسخ]
۱۰م شهریور, ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۴ ق.ظ
سلام.
کمبود شدید چنین فیلم نامه هایی کاملا محسوس است. در اولین فرصت بنویسید
با مطلب
رابطه ی آب و خواب و فریاد
به روزم.
مضاعف باشید…
یا علی
[پاسخ]
۱۰م شهریور, ۱۳۸۹ در ۳:۰۴ ب.ظ
سلام
موضوع رو از چند جهت می شه بررسی کرد.
اول اینکه محیط اطراف هنر به گونه ای هستش که بچه های ارزشی کمتر رغبت می کنند به اون سمت گرایش داشته باشند. شاید اگر میشد توی حوزه ها و مدارس دینی بخش های وبلاگ نویسی و شاید فیلمنامه نویسی و یا از این دست موضوعات که نیاز روز جامعه اسلامی باشه گنجانده بشه. امروز کمتر خلا خوراک فرهنگی دینی رو توی جامعه احساس می کردیم. موضوع ترس خانواده های مذهبی از محیط های هنری هستش.
موضوع دوم اینکه طی مدت زمان بسیار زیاد کم کمک ذائقه جامعه تغییر پیدا کرده و موضوعات مذهبی کمتر با اقبال عمومی همراه می شن. و به این واسطه عملا خیلی از پروژه های مرهبی اقتصادی نیستند و یا با صرفه اقتصادی خیلی پائینی همراه هستند. و این تغییر نیاز به حضور فکر های مذهبی در عرصه هنر داره که متاسفانه تاکنون همچین اتفاقی صورت نگرفته.
موضوع بعدی که توی پست های قبلی شما هم به اون اشاره کردید این موضوع هستش که با افزایش میل به استفاده از ماهواره و پخش انواع فیلمهای خارجی با مضامین متفاوت تاثیرات ناخودآگاه این محصولات بر فیلمسازان ما هم مشهوده. استفاده از دیالوگ ها، فیلمنامه ها، صحنه سازی ها و …. به تبعیت از فیلمهای هالیودی داره افزایش پیدا می کنه و متاسفانه هرگونه برخورد با ماهواره یا فیلم های هالیودی به عنوان برخورد های سیاسی تلقی میشه و یا به گونه ای بازگشت به عصر تحجر محسوب میشه.
موضوعی رو بیان کردید که درد دل خیلی از بچه هاست و خیلی ها حرف های بسیار زیادتری از این نوشته ها دارن که بیان کردنشون حداقل توی این محیط خیلی آسون نیست. سخن ناقص موند و هنوز به اصل سخن نرسیدم. سرتون رو درد نمیارم.
موفق باشید.
[پاسخ]
سلام. البته الان حوزههایی هستند که به همین منظور تشکیل شدهاند، اما تا اونجا که من دیدم، بیشتر از اینکه طلبهها فیلمنامهنویسی و داستاننویسی رو اسلامی کنند، فرهنگ نامیمون حاکم بر این محصولات عمدتا غربی، اون ها رو در خودش حل کرده. طبیعی هم هست؛ وقتی به بهانهٔ بهرهگیری از موفقترین کارهای دنیا، فیلمهای تولید هالیوود به عنوان الگو معرفی میشن و اونها رو به دیدنش تشویق و بلکه مکلف میکنند، بیاینکه روی فرهنگ حاکم بر فیلم یا تصاویرش نظارتی بشه یا نقدی صورت بگیره، نتیجهای غیر از این عایدمون نمیشه. قضیهٔ داستاننویسی هم به همین ترتیبه. در واقع ما توی این مراکز خیلی از نیروهای مؤمن خودمون رو داریم از دست میدیم. البته نمیشه به این کلّی گفت. بهتره بگم اون مراکزی که من دیدم، نتیجهش این بوده.
[پاسخ]
جنگ تلفات د اره. مجروح داره. کشته داره. فتح و شکست داره. نباید ترسید. مادامی که تلفاتمون از فتح کردنامون بیشتر نشده نباید ترسید.
سلام
[پاسخ]
۱۰م شهریور, ۱۳۸۹ در ۴:۲۸ ب.ظ
خب باید بگذارندش کنار.منم همین رو میگم که تعدادی از مسلمونها مثل شما به جای اینکه خوشحال باشید که این حکم در قرآن نیست میرید سراغ سنت.توی حدود ۵۰ کشور اسلامی، ۳-۴ تا کشورند که یاین حکم رو اجرا میکنند و کشور ایران هم که برای زورکی اسلامی نشان دادن جامعه به اجبار حجاب و مجازات اسلامی متوسل میشه،جزو اونهاست.البته این حکومت میخواد در تخریب چهره اسلام و ایران و ایرانی با رفتارهاش در جهان نقش بسزایی داشته باشه. خانم جان به جای اصرار روی این احکام و به جای اینکه اینقدر توجهتون مبذول به چادری که “پر ِ آن توی باد تاب میخورد” باشید یه کم توجهتون رو بدید به سرزنش مقامات ارشد حکومتتون که اینقدر دروغسرایی نکنند تا هم خدا ازتون راضی بشه و هم ملت.
“با این حساب شما قبول دارید که همهٔ افراد جامعه، از جمله من و شما هم، همون آدمای رذلی هستیم که این فیلمها و سریال ها دارن به تصویر می کشن؟”
نقش مثبت هم در سریالها هست.
[پاسخ]
اینکه عرض می کنم جامعهٔ ما در حوزهٔ دین کوتاهی کرده، یکی از مؤیداتش همینه که شما فکر میکنید هر حکمی که توی قرآن ازش اسم برده نشده باشه، باید کنار گذاشته بشه.
مشکل جامعهٔ ما برخلاف تصور شما سیاسی نیست؛ فرهنگیه و البته تربیتی. مقصودم دقیقا تربیت اسلامیه.
[پاسخ]
۱۰م شهریور, ۱۳۸۹ در ۹:۰۴ ب.ظ
اگر حکومت این حکم رو اجراش نمیکرد شما روش اصرار میکردید؟نه.
مشکل اینه که شما در عصر موتور میخواید مانند عصر شتر هم زندگی کنید و هم با مردم رفتار کنید. بهتره به جای اینکه سعی کنید مردم رو وادار به پذیرش چیزهایی که پذیرفتی نیستند(مثل همین حکم) بکنید، بگید این حکم هم مثل برده داری که در اسلام وجود داشته و حالا ازش حمایت نمیشه، باید بره کنار. جامعه رو به کجا رسوندید با اصرار بر این احکام؟ همین حجاب اجباری چی برای مملکت به ارمغان آورد؟همه رو دچار اعوجاج جنسی کردید از پیرمرد تا جوانش.فقط میخواید به هر ضرب و زوری که شده “تعبد” وارانه حکمی که مربوط به زمان و مکانی دیگه بوده رو فرا مکانی و فرازمانی جلوه بدید. اگر خداوند تفاوتی رو نمیخواست حاصل کنه و جمود در احکامش داشت که همون دین قبلی رو میگذاشت باشه و دین جدیدی رو نمیاورد.برای نمونه در مورد ازدواج و طلاق در تورات اومده:چون کسی زنی را به نکاح خود درآورده باشد اگر آن زن در نظرش ناپسند آمد طلاقنامه بنویسد و بیرونش کند. ولی توی انجیل اومده:زن و مردی که با هم ازدواج میکنند دو تن نیستند بلکه یک تن واحدند و هر کس زنش را به علتی غیر از زنا طلاق دهد خودش مرتکب زنا شده است .و توی قرآن گفته که مرد میتونه تا ۴ زن بگیر و در مورد طلاقش هم نگران نباشه. در مورد خوراکیها همینطور.تورات انواع چهارپایان حتی حشرات رو که یهودیان حق خورنشون رو دارند یا ندارند ارائه کرده. انجیل میگه:انسان از آنچه از راه دهان وارد درونش میشود و از راهی دیگر به مزبله ریخته میشود نجس نمیشود بلکه از راه اندیشه پلید و سخن زشت و دروغ و فریبی که از درونش بیرون میاید نجس میشود.و قرآن هم گروهی از خوراکیهای مجاز و غیر مجاز شبیه تورات ولی با تعداد و انواع کمترارائه میده. در مورد ختنه تورات آنچنان بهش اهمیت داده که سرزمین کنعان رو به پاداش ختنه شدن پسران قوم اسراییل به مالکیت یهود درمیاره.انجیل میگه مهم نیست که فلان عضو بدنت ختنه شده باشد مهم اینست که در قلبت ختنه شده باشی.و قرآن هم که اشاره ای به ختنه نمیکنه.در مورد زنای زن شوهردار تورات میگه مجازاتش رو بستن مرد و زن زناکار به دروازه شهر و سنگسار کردنشون هست.انجیل میگه طبق تورات عمل کنی به شرطی که کسی که سنگ اول رو میزنه خودش زناکار نباشه و قرآن هم اشاره صریحی به سنگسار کردن نکرده.در مورد قصاص تورات قصاص اندام به جای اندام رو پیشنهاد کرده انجیل میگه انتقامجویی تنها حق خداوند است و اوست که میباید سزای گنهکاران را بدهد و انسان حق قضاوت درباره انسان دیگر را ندارد.زیرا از این راه خودش آن کاری را انجام میدهد که دیگران را به خاطر آن محکوم کرده.قرآن میگه مرد در برابر مرد آزاد و برده در برابر برده و زن در برابر زن.
شراب در مسیحیت و یهود مجاز هست و در اسلام حرام.موسیقی در یهودیت پذیرفته شده و در مسیحیت جنبه مقدس پیدا کرده و در اسلام ممنوع شده.اینها نشون میده که قوانین کتابهای مقدس که به زندگی مادی پیروانشون مربوط میشه با توجه به آداب و رسوم و وضع اجتماعیشون فرق میکنه.این نشون میده که قوانین ۳ هزار سال پیش یهودیت که در فلسطین عرضه شده بر یهودیان پاسخگوی نیاز مسیحیان در هزار سال بعدش و در حول و حوش امپراطوری رم نبوده و همچنین این دو تا پاسخگوی عربهای ۶۰۰ سال بعد از مسیحیت و در عربستان نبودند که پیامبری جداگونه براشون فرستاده و کتاب مقدسی برای خودشون.حتی در همان دوران زندگی پیامبر اسلام هم چندین بار احکامی عوض شدند و این آیه هم موید این موضوع هست”وقتیکه آیه ای را نسخ میکنیم برای اینست که آیه ای نیکوتر از آن یا همانند آنرا به جای آن بیاوریم” مانند منع جماع با زنان در ماه رمضان که خداوند دید اینکار رو میکنند و قانون رو عوض کرد و مجاز کرد اینکار رو.یا صدقه دادن به پیامبر موقعی که میخواستند باهاش صحبت کنند ولی بعد دید که اینها پول بده نیستند و گفت که لازم نیست بدید. با این اوصاف چرا باید بر قوانینی که منطبق با شرایط زمانی و مکانی جامعه بشری نیست به همون شکل اصرار ورزیده بشه؟برای نمونه برده داری در هر سه آیین مشروع بوده و هست ولی امروزه نه تنها در جهان مسیحیت و یهود که در کشورهای مسلمان هم برده داری رو کنار گذاشتند و بعنوان عملی نادرست ازش نام میبرند.قانون سنگسار هم در یهود و مسیحیت به اون اشاره شده ولی حتی اسمی ازش هم در جهان مسیح و یهود برده نمیشه چه برسه که بخواد اجرا بشه و در جهان اسلام هم جز سه چار تا کشور بقیشون همچین مجازاتی رو خوشبختانه ندارند چون قانون سنگسار هم مثل قانون برده داری از قوانینی هست که بشریت جهان هزاره سوم اون رو نمیپذیره ولو اینکه در کتب مقدس مذهبی وجود داشته باشند.تعدادی از احکام هستند که اگر تغییر و اصلاح یا حذف بشند هم به نفع اسلام هست و هم مسلمین.
مشکل ما به همین حکومت بر میگرده و رفتارهای احمقانه ای که در راستای ادامه دادن به سیطره خودش بر کشور انجام میده. به چیزهایی که باید حساس باشید هیچ واکنشی نشون نمیدند بعد میچسبند به یه مشت احکام عجیب و غریب. اگر مقامات ارشد مملکت مثل اون حیوانی که اسمش بدبخت بد در رفته دروغ بگند مال مردم رو چپاول کنند و بی کفایتی در اداره مملکت به خرج بدند و توی سیاهچالها مقامات ارشد قضایی با زنان فلان رفتار رو بکنند انواع و اقسام مشکلات رو بر مردم اعمال کنند و آبروی کشور ایران رو با افکارشون و رفتارشون پیش جهانیان ببرند، آب از آب توی دل اهالی دین و ایمان حکومت مدار تکان نمیخوره ولی اگر موی دختری بیرون باشه کفن پوشان و مرگ بر گویان میریزند توی خیابون.
[پاسخ]
جامعه رو به کجا رسوندیم با اصرار بر این حکم؟ شاید دیگه زن و مردی نمونده بسکه همه رو سنگسار کردیم؛ نه؟! در مورد این حکم، اون زمان چه چیزی داشته که زمان ما نداره و این حکم رو مختص به همون دوران میکنه و از دوران ما سلب میکنه؟ به نظر شما شتر و موتور باعث این تفاوت شده؟!
چطور نماز و روزه در همهٔ دورانها ثابت مونده و جمود محسوب نمیشه ولی این حکم باعث جموده؟
شما به تورات و انجیلی استناد می کنید که قرنها پیش محو شدن و اثری ازشون نیست؟ به انجیلی استناد میکنید که چند دهه بعد از مرگ عیسی(ع) جمعآوری شد و تناقض توش موج میزنه؟!
به نظر شما موسیقی در اسلام ممنوعه؟!
شما بفرمایید کدوم یکی از قوانین تورات و انجیل الان داره بهش عمل میشه که “دیگه” اسمی از قانون سنگسار نمیارن و بهش عمل نمیکنن؟!
آیا خدا توی قرآنش گفته که قراره همهٔ احکام نسخ بشن و احکام جدیدی جاشون بیاد؟ تفاوت بین احکام اولیه و ثانویه رو میدونید؟
نه؛ مشکل ما حکومت نیست، مشکل اصلی ما زیادهخواهی ماست و اینکه دوست داریم دین هر جوری که ما میخوایم باشه. دلمون میخواد دین منطبق بر تعاریف ما باشه. منطبق بر قوانین خودساختهٔ غرب که خودشون هم بهش پایبند نیستند باشه.
[پاسخ]
۱۱م شهریور, ۱۳۸۹ در ۶:۴۲ ق.ظ
“جامعه رو به کجا رسوندیم با اصرار بر این حکم؟”
به هیچ جای خوبی نرسوندید.فقط چهره ایران کوروش هخامنشی و ایرانی رو در جهان مخدوش کردید. که اینم میشه ضرر.
“شاید دیگه زن و مردی نمونده” پس باید زن و مردی نمونه تا راضی بشید؟
“اون زمان چه چیزی داشته” اون زمان نه حقوق بشری داشته نه مردمی که به این حکم معترض بشند نه رسانه ای که مردم جهان مطلع بشند و اعتراض جهانی کنند نه مثل حالا ۵۰ درصد دختر پسرای ایرانی با هم دوست بودند نه یک پنجم اینها با هم رابطه جنسی داشتند و به هر حال نه اینقدر ارتباط جنسی براشون راحت بود بلکه براشون بزرگترین جنایتها بود و برای همین هولناکترین مجازاتها رو داشت و مرداشون فرق میکردند و با شنیدن صدای زنهاشون توسط “نامحرم” هم مشکل داشتند چه برسه به رابطه جنسیشون و حالا زنان مزدان با هم میرقصند و چقدر هم قشنگ میرقصند.
“به نظر شما شتر و موتور باعث این تفاوت شده؟” خب اینها عواقب ۱۴ قرن فاصله ای هست که شتر رو تبدیل به موتور کرده و چیزهای دیگه ای رو هم سبب شده دیگه
“چطور نماز و روزه در همهٔ دورانها ثابت مونده”
چون این نماز و روزه هست و چیز وحشتناک و منافی حقوق بشری نیست
“محو شدن و اثری ازشون نیست؟” پس انجیل و تورات مورد استفاده مسیحیان و یهودیان چیه؟ پس اثری ازش هست.
” شرابِ مستکننده در دو دین یهود و مسیحیت مجاز بوده؟”
در دین اسلام هم مجاز بوده تا چند سال قبل از رحلت.
“به نظر شما موسیقی در اسلام ممنوعه؟” به نظر شما چی؟ اگر چیزی هم آزاد باشه حتمن آواز دهل و مارش نظامی و سنج و اینجور چیزاشت. فالانچی در نوفل لوشاتو از خمینی میپرسه شما که موسیقی رو حرام میدونید آیا با موسیقیهای افرادی مثل باخ و بتهوون هم مخالفید. میگه اگر مارش نظامی! بزنند اشکالی نداره
“کدوم یکی از قوانین تورات و انجیل الان داره بهش عمل میشه”
بین اونهایی که بهشون عمل میشه یکیش رقصیدن هست. که هم ورزش هست و هم هنر و هم شادی. میگند فلانی در پیشگاه خداوند رقصید و تشویق میکنند که بچه ها برقصند. اینجوری هم هنرمند شدند و هم ورزش کردند و هم شاد شدند و هم دینشون رو دین آسان گیری معرفی کردند. نه اینکه همه چیز رو به پایین تنه ربط بدند و در هر چیزی از موسیقی و رقص و آواز گرفته تا موی زن و صدای زن دنبا “مفسده” و کشف ارتباط اون با پاینن تنه باشند
“خدا توی قرآنش گفته که قراره همهٔ احکام نسخ بشن و احکام جدیدی جاشون بیاد؟” خداوند سختگیر نبوده و خیلی راحت اون حکمی رو که در مورد جماع بوده رو ظرف مدت کوتاهی عوض کرده یا اون حکمی که مربوط به صده دادن بوده. پس آیا بعد از ۱۴ قرن تغییر و تعویض و اصلاح بعضی احکامش رو مجاز نمیدونه؟ این شمایید که سختگیرید
“”مشکل ما حکومت نیست”
مشکل سر همینه که مشکل شما هر چی باشه حکومت گوگوری مگوریتون نیست.
[پاسخ]
جناب میرزا، اینطور که از این چند کامنتتون برمیاد، ما اختلافات مبنایی زیادی در عقایدمون داریم و با وجود این اختلافات به نظر نمیرسه بتونیم نتیجهای از این مباحث بگیریم. مثلا من هرگز برخلاف شما حقوق بشر یا اطلاع پیدا کردن مردم از یک حکم یا شیوع یک انحراف اخلاقی رو، دلیل خوبی برای تغییر احکامی که توسط آگاهترین موجود نسبت به انسان و سعادتش پایه ریزی شده، نمی دونم.
تنها توصیهای که دوستانه میتونم خدمتون داشته باشم اینه که کمی درخصوص این تورات و انجیلی که الان دستمون هست مطالعه کنید، همینطور در مورد احکام ثانویه در اسلام.
[پاسخ]
۱۱م شهریور, ۱۳۸۹ در ۷:۵۵ ق.ظ
عرض سلام
در عین احترام به دوستان به نظرم می رسد کمی بحثها از حوزه این پست خارج شده است.
واقعا جای بحث زیادی در خصوص مطلب این پست وجود داشت که ضایع شد. چرا وقتی دغدغه دینی اینچنینی مطرح می شود می خواهیم با اتصال آنها یا به حکومت و یا به مباحث جنجالی مثل سنگسار، همه مسایل دینی را زیر سوال ببریم.
خداشناسی و توحید و سایر مسایل اساسی دینی که صرفا نشات گرفته از یک حکومت و یا خلاصه اش در یک حکم نیست که اینچنین عرصه را برهم تنگ می نماییم.
به نظرم منصفانه باشد که بگویم هم بعضی کامنت گذاران دنبال ورود به مباحث غیر مرتبط هستند و هم مدیر وبلاگ کمی با جوابهایی که می دهد بحثهای غیر مرتبط را ادامه می دهد.
بلی بحث و نقد غیر مرتبط محترمانه خوب است ولی در پست مرتبط به خود.
به نظرم قال قضیه را می توانید با نوشتن یک پست در مورد سنگسار اگر مایل بودید زودتر بکنبد و بیشتر به مطالب همین پست در اینجا بپردازید.
در پناه حق
[پاسخ]
سلام. با نظر شما موافقم، هرچند همیشه توی بخش کامنتها بحثهایی غیرمرتبط با متن پیش میاد که بعضا بد نیست تا رسیدن به یک نتیجهای دنبال بشه.
[پاسخ]
۱۱م شهریور, ۱۳۸۹ در ۷:۱۱ ب.ظ
میرزا اینجا میرزا اونجا میرزا همه جا [watching-sad]
و کامنتای طولانی میذاشتم ولی به جان خودم فایده ای نداره
چون من و شما با افرادی مثل گلدخترا اختلاف عقیده بنیادین داریم …….
می بینم میرزا اینجا رو هم به هم ریخته مثل وبلاگ گل دختر
هرچند از نظر محتوایی با میرزا موافقم ولی از نظر شکلی فکر میکنم بد نباشه میرزا بی خیال بحث های طولانی بشه
میرزا جان منم قبلا با مخالفینم که از همین اقشار مذهبی بودن زیاد می بحثیدم
فقط خودت خسته میشی و هم اینکه این بندگان خدا در این ماه رمضون رو به زحمت میندازی که جوابت رو بدن
[پاسخ]
۱۱م شهریور, ۱۳۸۹ در ۹:۰۷ ب.ظ
اگه بخوایم دنبال افرادی بگردیم که زندگی نامه شونو بنویسیم که زیاااادن! کو نویسنده؟؟؟ کو مجوز ؟؟ کو حوصله؟؟
[پاسخ]
۱۲م شهریور, ۱۳۸۹ در ۱:۲۴ ب.ظ
دیشب هیئت بودم.یک هیئت قدیمی در کوچه های قدیمیه اطراق حرم که اتفاقا عزاداراش قدیمی دینداری میکنند.هر سال شب قدر مفسل روضه حضرت زهرا میخوانند.
دیشب خیلی عجیب بود.شاید ۱ ساعت روضه بی بی رو خواندن.کار به اینجا کشید که جنازه محسن….هر کس از گوشه ای بلند میشد و نعره ای میزد.حاج محسن مداح جلسه خودش میزد.اون همه جمعیت یکی اروم نبود.کم کم جلسه داشت اروم میشد.میخواستن دعا کنن.یک دفعه حاج محسن با جمله ای مجلس به هم ریخت.گفت نمیخواستم بگم ولی همین حاج اقای ….پیر غلام اهل البیت ۱ شب ۳ بار خواب حضرت زهرا رو دیدند و خانم گفتن (به مضمون میگم) این طرز گریه بچه های هیئت تسلای دل رنجور و غمهای من،به بچه هاتون بگید برای فرج مهدی من زیاد دعا کنند…
و باز مجلس به هم ریخت……
من کم و بیش اهل تأتر و بازیگری بودم و علاقه دارم ولی سالهاست دنباله این چنین سناریویی بودم و هستم.کارگردانی رو میشناسید بتونه ظلم به مادر ما رو نمایشنامه نویسی کنه و فیلم بسازه.به والله به مادر ما ظلم شد.مادر ما رو زدن،جسارت کردن.خدایا مادر ما عصمه الله کبراست…
[پاسخ]
ولی من اصلا نمیتونم تصور کنم که این جور ضجهزدنها بتونه باعث تسلای دل کسی بشه.
[پاسخ]
۱۲م شهریور, ۱۳۸۹ در ۷:۵۳ ب.ظ
ببینم همشیره شما احیانا از انقلاب اسلامی تا حالا تو غار نبودی؟
آخه نفست از جای گرم در میاد
بشین سر جات لطفا
[پاسخ]
اون یکی کامنتت رو به خاطر عدم رعایت اخلاق توی خط آخرش عمومی نکردم. هر چند خط آخر این یکی هم طرحی از ادب توش نیست. با این مطلب مخالفی؟ بگو “مخالفم، به این دلیل و این دلیل”. به نظر نمیاد خیلی کار سختی باشه.
[پاسخ]
۱۳م شهریور, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۲ ق.ظ
واقعا جای فیلم های حقیقتا اسلامی و مطابق با سطح ایمان مردم ایران خیییییییییییییلی کم ساخته میشه، به طوریکه حتی فیلمهای مذهبی شون هم کلی از ایمان واقعی فاصله داره…
[پاسخ]
۱۳م شهریور, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۹ ق.ظ
باورت میشه،گاهی تو خلوت خودمو تو ذهنم میشینم و از این فیلما میسازم.
[cool]
آدمایی مثه ما استعدادشو دارن ولی امکانات ندارن
[پاسخ]
۱۳م شهریور, ۱۳۸۹ در ۷:۵۱ ب.ظ
دوباره سلام.
راست میگید. حاجی های فیلم های ما پولدارن. نماز خون ها پیرن. دخترهایی که خواستگار زیاد دارن پولدارن. حاج فتاح مومن میلیاردر است. بزرگ جراحت پولدار است. مومن جراحت پیرزن است. خداوند عاقبت همه ما را به خیر کند.
یاعلی
[پاسخ]
۱۴م شهریور, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۷ ق.ظ
بعضی وقتا منم به کسانی که رضایت درونی دارن خیلی حسرت می خورم. آبدارچی قسمتمونو که نگاه می کنم می بینم با حقوق کمی که می گیره نه هیچ وقت شکایت می کنه نه دستش پیش کسی درازه. از هدیه های کوچولویی که برای بچه هاش می خره تعریف می کنه. از شیرین زبونی های سه تا بچه اش. از اینکه زنش شیر زنه. با لبخند پاکی که همیشه به لب داره…
[پاسخ]
۱۴م شهریور, ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۲ ق.ظ
سلام کوثر خانم خواهرم….
قبولت دارم…..فوق العاده ای به خدا
[پاسخ]
۱۴م شهریور, ۱۳۸۹ در ۸:۳۷ ب.ظ
سلام.
با مطلب
آهنگ مجاز افسردگی!
به روزم.
مضاعف باشید…
یا علی
[پاسخ]
سلام عزیزم. خوانندهٔ وبلاگت هستم عزیزم.
[پاسخ]
۲۳م شهریور, ۱۳۸۹ در ۶:۱۵ ب.ظ
من متاسفم
راه خوب نوشتن داستان و ارسال به اقای ضرغامیه شاید که تا رسیدن به پروسه پخش ته مونده ای از تفکر اسلامی توش بمونه
هرکس نثر قویی داره بسم الله
[پاسخ]
۳۱م شهریور, ۱۳۸۹ در ۹:۵۷ ب.ظ
بشین بنویس ..
بابا اسدالله..
[پاسخ]
اسدالله؟!
[پاسخ]
۱م مهر, ۱۳۸۹ در ۱:۱۶ ق.ظ
بنویس عزیز من بنویس!
مردی زنش را از بیرون رفتن محروم میکند و زن هم با کمال میل این دستور را اجرا میکند. الگوی زن مسلمان باید باشد این مظلوم مظلم.
چه راحت با توجیهات دینی حقارت را تحمل میکنید. خدا دستور داده؟! تف به شرفتان.
[پاسخ]
بندگی خدا، تماما عزته؛ عزیز عصبانی!
[پاسخ]
بله! عزتی که حقارت رو توصیه میکنه عزیز تحمیق شده!
[پاسخ]
مرسی از نظرت
[پاسخ]
۶م مهر, ۱۳۸۹ در ۸:۵۸ ق.ظ
فکر می کنم اکثر آدم های حتی یک کم مذهبی هم از این شیوه دینداری نمایش داده شده در فیلم ها و سریال ها، ناراحتن. فیلم سازا معمولا دین دارا رو جوری نشون می دن که غیر مذهبی ها دوست دارن یا فکر می کنن. شایدم چون خودشون آدم های عمیق تری نیستن. نمی دونم. اما به هر صورت این طرز نگاه به دین، خیلی ظاهری و الکیه.
واقعا کاش اون طوری بشه که می گین.
[پاسخ]