امام خمینی(ره) در حدیث هفتم از کتاب چهلحدیثشان، یکی از راههای مهار غضب را -بر اساس احادیث- تغییر موقعیت ذکر میکنند؛ یعنی مثلا اگر شخص ایستاده است، بنشیند یا اگر نشسته است به پشت بخوابد. انگار که میخواهند بگویند این جور وقتها، تماس بدنیتان را با زمین بیشتر کنید. میدانید که؛ بدن از طریق زمین، انرژی منفی را خارج میکند و اینطوری به آرامش فرد کمک میکند.
اما امام یک راه جالب دیگر برای مهار خشم بر رحم (یعنی آشناهای نسبی و اقوام) ذکر میکنند که در احادیث آمده و بسیار حیرتانگیز است: مس کردن کسی که از او خشمگینایم. مس کردم یعنی تماس پیدا کردن دست با او؛ مثلا نوازش کردن طرف.
فکرش را بکن؛ از دست کسی ناراحت میشوی، ولی به جای تندی کردن بهاش، به جای بد و بیراه گفتن، به جای نواختنش، او را نوازش میکنی و آرام میشوی. محشر است این! دین رحمت و محبت که می گویند همین است. چرا معطلاید؟ پاشید همدیگر را بغل کنید!
۱۸ بهمن ۸۹
.
چیزی که راجع به کتاب خیلی حال میده اینه که وقتی آدم کتابه رو میخونه و تموم میکنه دوس داشته باشه نویسندهش دوستِ صمیمیش باشه و بتونه هر وقت دوس داره یه زنگی بهش بزنه.
.
امام خمینی(ره) توی فصل سوم از کتاب اربعین حدیثشان اشاره کردهاند به اینکه عبادات ما گونهای از تجارت است و به طمعِ رسیدن به بهشت و حورالعین و اینها…
ولی من از آن دسته آدمها هستم که اگر قرار باشد کار خوبی انجام بدهند یا قبیحی را ترک کنند، از ترس جهنم است؛ نه به شوق رسیدن به بهشت.
بهشتی که تا به حال وصفش را شنیدهام، جاذبهٔ خاصی برایم نداشته است. طبعا حورالعینش که به درد ما نمیخورد؛ غلمانش هم برایم هیچ جذابیتی ندارد؛ چه برسد به نهرهای شیر و عسل و درختان میوه و اینها.
برعکس، همیشه فکر میکردهام چقدر باید زندگی در بهشت کسلکننده و یکنواخت باشد؛ نه چیزی هست که برای رسیدن بهاش لازم باشد بجنگی و تلاش کنی، و نه قرار هست بعد از آنجا، به جای دیگری منتقل بشوی که برای رسیدن به آن جایِ دوم در تلاش باشی. همه چیز هم که دم دستت هست و تا اراده بکنی مهیا میشود.
یک زمانی فکر میکردم تنها جذابیت بهشت، همکلامی و مصاحبت با ائمه و اولیاءالله هست که تازه آن هم بستگی به درجهات توی بهشت دارد. الان بزرگترین دغدغهام تنوع و یکنواخت نبودن بهشت است.
میدانم که این از شدت بدحالی خودم است، ولی جای شکر دارد که جهنمی هست و عذابی. وگرنه معلوم نبود آدمهای بدحال و بیاحساسی مثل من، به چه امیدی باید از بعضی از محرمات دوری میکردند و رو میآوردند به محسنات…
۱۷ بهمن ۸۹
از وقتی یادم میآید
یکی بود، یکی نبود.
هنوز هم…


(6 رأی، میانگین: 4.33 امتیاز از 5)
(3 رأی، میانگین: 3.67 امتیاز از 5)