انجمن حمایت از «کاکتوس»

توی آرشیو نوشته‌هایم روی سیستم، چند تا پست وبلاگی منتشر نشده پیدا کرده‌ام که مال سه چهار سال پیش است. با کمی ویرایش می‌گذارم‌شان روی وبلاگ. این اولی‌اش:

این همه زن نشسته‌اند دور هم و تصمیم گرفته‌اند که از زنان حمایت کنند. که چی؟ که زن‌ها چرا پُست و مقام‌شان در ادارات پایین‌تر است و حقوق‌شان از مردان کم‌تر؟!
برای کسانی کمیتهٔ حمایتی تشکیل می‌دهند که ضعیف باشند و محتاج توجه جامعه؛ تا از این راه، حمایتی جلب کنند و کمکی. تشکیل کمیته‌های حمایت از زنان، توهین‌آمیزترین کاری است که یک زن می‌تواند در حق هم‌جنسانش انجام دهد. اصلا خود ما هستیم که با همین کمیته‌ها اعلام می‌کنیم ما ضعیفیم و محتاج توجه.

می‌گویند زن‌ها باید از حقوق برابر با مردها برخوردار شوند؛ همهٔ فرصت‌های زندگی زن باید مساوی با مردها باشد؛ باید بتواند مثل مردها کار کند؛ باید در کنار مردها اجازهٔ شرکت در همه نوع فعالیت اجتماعی و سیاسی داشته باشد؛ به اندازهٔ مرد آزادی داشته باشد و… . معیار همهٔ خوبی‌های‌شان شده است مرد! مردها هر کاری انجام می‌دهند خوب است و زن‌ها چون آن کارها را انجام نمی‌دهند احساس ضعف می‌کنند. از زن‌ها موجودات عقب‌ماندهٔ قابل ترحم ساخته‌اند.

شده تا به حال کسی انجمن حمایت از «کاکتوس» راه بیندازد در مقابل «گل رز» که چرا کاکتوس خار دارد و گل رز گل‌برگ‌های لطیف؟ یا چرا گل‌رز این همه گل می‌دهد و کاکتوس این‌قدرها گل نمی‌دهد؟! یا برعکسش: شده انجمنی در دفاع از «حق گل‌رز» تشکیل شود و شاکی باشد از این که چرا کاکتوس می‌تواند در یک بیابان بی‌آب دوام بیاورد و گل رز نه!
نشده. اصلا خنده‌دار است اگر کسی چنین ادعایی بکند. چرا؟! خب معلوم است؛ چون همه می‌دانند که اصل و طبیعت این دو با هم متفاوت است. هر دو گیاه‌اند، درست؛ اما هر کدام ساختار خاص خودش را دارد.
حالا چرا تفاوت بین زن و مرد که از اصل و طبیعت‌شان نشئت گرفته‌ است، این‌چنین غیرقابل فهم و قبول شده است؛ الله اعلم!

موارد مشابه

۱۳ دیدگاه

  1. یحتمل خوانده‌اید که این تفاوت را خیلی‌ها طبیعی نمی‌دانند و حاصل‌آمده از نوع تربیتی می‌دانند که در طی سال‌ها و دهه‌ها و قرن‌ها و هزاره‌ها رخ داده است. برای همین است که یک بخش ِ زیادی از راه حل‌ها، جلب می‌شود به نوع ِ تربیت و آموزش و پرورش ِ زنان ِ جدیده.
    پیش‌فرض‌تان را خیلی از فمنیست‌ها قبول ندارند و اگر می‌خواهید ادعایی کنید، کمی مانورتان باید سمت و سوی‌ش برود به سمت ِ زدن ِ همین پیش‌فرض ِ انگاشته شده

  2. سلام!
    خیلی زیبا گفته ای که برای کسانی کمیتهٔ حمایتی تشکیل می‌دهند که ضعیف باشند !
    یک روز به یکی از دوستان فیمینیست همین را گفتم. گفتم همین اعلام نیاز است و اعلام ضعف. همین یعنی اینکه ما کمتریم. قبول نکرد.
    الان متنت رابرایش ایمیل زدم! تا چه جواب دهد!!!

  3. شما دارید با لغات بعضی‌ می‌کنید تا مفاهیم را بپیچانید. اینکه گروهی برای حمایت از گروهی (مثلا گروه یک) تشکیل شود تا از گروه دو حمایت کند به معنی‌ آن نیست که گروه یک لزوما فکر می‌کند گروه دو به صورت ذاتی ضعیف است و نمی‌تواند از خود دفاع کند. بلکه به این معناست که اکثر وقتها فکر می‌کند گروه دو در شرایطی غیر منصفانه و نابرابر قرار گرفته و کمک گروه یک میتواند مفید باشد. مثلا شما حمایت از مردم فلسطین را توهین به آنها میدانید؟ یا شاید کمک به قشر محروم را توهین میدانید؟ آیا فکر می‌کنید حمایت از آنها یعنی‌ اینکه ما آنها را انسان نمی‌دانیم؟ در مورد مثل کاکتوس و گل رزتون واقع نمیدانم دیگه چی‌ بگم! مثال من هم این است که دو نفر ممکن است از لحاظ بیولوژیکی متفاوت باشند مثلا قد یکی‌ کوتاه و چاق باشد و قد یکی‌ بلند و لاغر باشد آنوقت ممکن است قانون بگوید چون قدشون کوتاه است و چاق هستند شرایط خلبانی‌ ندارند که البته برای همین هم باید دلیل موجه بیاورد اما حق ندارد بگوید چون قد ایشان کوتاه است ایشان حق درس خواندن ندارد! چون عقل سالیم می‌گوید این چه ربطی‌ به آن دارد؟ حالا اختلاف ما با شما اینجاست که اتفاقا این شما هستید که فکر می‌کنید زنها به خاطر زن بودن در خیلی‌ از کارها نمیتوانند خوب باشند و در آنها شرکت کنند. بر عکس ما میگوییم شما هر فعالیتی را که زنی‌ می‌خواهد در آن شرکت کند و شما میگوئید صرف زن بودنش او باید از آن محروم شود باید دلیل قانع کننده داشته باشید که چرا باید از آن فعالیت محروم شود و چرا زن بودن او باید مانع او برای انجام کاری که می‌خواهد انجام دهد باشد. ببینید مثلا ممکن است شما دلتان میخواهد خانه در باشید و بیشتر وقت خود را صرف تربیت فرزندتان بکنید خوب کسی‌ به شما کاری ندارد اما حمایت از حقوق زنان برای کسانی‌ است که به اجبار مجبور به تن دادن به یک سری کارها میشوند یا جلوی خواسته‌های آنها مثل تحصیل و کارهایی‌ که دوست دارند انجام بدهند میشود. اگر سریع به جامعه واقعی‌ بزنید و از دنیای ایده‌آل خارج بشوید که در آن زنها دیگر فقط گوهر‌های درون صدف نیستند بلکه با سختی‌های زندگی‌ باید دست و پنجه نرم کنند، مثل زنی‌ که شوهرش کتکش میزند اما بخاطر از دست ندادن بچه‌هایش باید بسوزد و بسازد، آن وقت این قدر راحت از قانون‌هایی‌ که این ظلمها را تسهیل میکنند دفاع نمی کردید. یا وقتی‌ زن بیوه‌ای را میدید که سخت کار می‌کند تا خرج زندگی‌ خودش و بچه‌هایش را در بیاورد اما چون زن است حقوقش کم است و هیچ وقت ترفیع نمیگیرد به این راحتی‌ در مورد حقوق زنان حکم صادر نمیکردید.

    1. این شرایطی که شما برای زندگی بعضی‌ها و علت حمایت از اون‌ها ذکر کردید، اغلب‌ش مورد تأیید ما هم هست و در موردشون اختلاف نظری نداریم. شاید اون چیزی که بهش کمتر توجه داشتید و باعث شده نتیجه بگیرید که حرف غیرمنطقی‌ای زده شده، این هست که اینجا صحبت از اعتراضاتی هست که در حقیقت به جنسیت زن برمی‌گرده نه شرایط زندگی خاص معدودی از زن‌ها. وقتی اصرارهای بی‌پایه برای شرکت زن‌ها در انواع مشاغل دیده می‌شه، یعنی که تفاوت طبیعی و جسمی، و حتی ذهنی زن و مرد مغفول مونده. وقتی صحبت از تصویب و تسهیل قوانین سقط جنین هست، یعنی نقش طبیعیِ مادری زن، مورد اعتراض واقع می‌شه. زمانی که عده‌ای به فرزنددار شدن زن اعتراض دارند و اون رو مانع فعالیت‌های آزادشون می‌دونن، یعنی که به ذات زن بودن خودشون اعتراض دارند… و بعد بر اساس این اعتراضات بی‌پایه، گروه و کمیته و سازمان تشکیل می‌دهند و به اسم دفاع از حقوق زنان، قوانینی خلاف طبیعت به تصویب می‌رسونن.
      ما هم حامی کسانی هستیم که بهشون ظلم می‌شه؛ همهٔ زن‌هایی که از حقوق طبیعی خودشون، به خاطر تعصب جاهلانه و خودخواهی یا جهالت مردها محروم شده‌اند. ولی دقت کنید که اینجا، اعتراض ما نسبت به حمایت‌هایی که از این زنان می‌شه نیست؛ نسبت به زن‌هایی‌ه که در تلاش‌اند واقعیت‌های وجودی خودشون رو نادیده بگیرند و از این طریق به خودشون و به همهٔ جامعه لطمه بزنند.
      نکتهٔ تکمیلی دیگه‌ای که بهش توجه نداشتید، اونجاست که اشاره شد به مبارزه و تلاش این زن‌ها برای هر چه شبیه‌تر شدن به مردها. تلاش برای هر چه «مرد»تر شدن‌شون. یعنی که مردها رو محور خوبی‌ها و ایده‌آل‌ها فرض کردن و تقلا کردن برای رسیدن به اون جایگاه… یعنی مبارزه با طبیعت و نهاد خود… یعنی به رسمیت نشناختن اختلافات طبیعی‌شون. زن‌های مثال‌های شما که گرفتار همسرانی شده‌اند که اصول ابتدایی انسانی رو زیر پا می‌ذارند، حقیقتا از این دسته زن‌ها هستند؟ نیستند! مثال گل رز و کاکتوس دقیقا به همین مسئله اشاره داره؛ نادیده گرفتن خلقت زن و مرد، ماهیت‌شون و در نتیجه وظایف و نقش‌هایی که بر اساس این ماهیت و طبیعت تعریف شده‌اند.

  4. ببینید اگر شما اعتراض خاصی‌ به گروه خاصی‌ که برای حمایت از زنان به وجود آمده دارید باید در آن مورد دلیل بیاورید. اینکه یک دفعه در نوشته تان همه گروه‌های حامی‌ حقوق زنان را مورد سرزنش قرار بدهد و بگویید چرا باید اصلا گروه حمایتی تشکیل داد منطقی‌ نیست به دلایلی که قبلا گفتم. شما به صورت خاص از حقوق کمتر زنها در ادارات و یا مقام های کمتر آنها دفاع کردید که به نظر من خیلی‌ غیر منصفانه آمد.
    البته یک جور نگاه کردن به مساله این است که یک زن از اینکه حقوق کمتری می‌گیرد یا مقامش ترفیع پیدا نمیکند ناراحت است صرف اینکه می‌خواهد شبیه همکاران مردش باشد. اما به نظر من این نگاهی‌ سطحی است. جور دیگر این مساله این است که هر کس
    باید مزد کاری که می‌کند یا زحمتی که میکشد را بگیرد و اینکه کسی‌ زن است نباید باعث شود حق مزد کمتری در برابر همان زحمتی که میکشد به او داده شود و یا جلوی پیشرفت او صرف زن بودن او گرفته شود. مثل دیگر این است که وقتی‌ گروه های ضدّ برده داری سیاه پوستان تشکیل میشد و عده‌ای از آزادی سیاهان دفاع میکردند گروهی بودند که میگفتند آنها از لحاظ بیولوژیکی با سفید پوستان متفاوتند و آمار‌های مختلف میدادند که چرا حرفشان درست است، حتی انجیل را هم طوری تفسیر میکردند که خدا هم همین را گفته است. حالا فرض کنید این وسط شما هم دلیل بیاورید که بله اصلا چرا یک سیاه پوست همش خودش را با سفیدپوستان مقایسه کند و چون آنها آزاد هستند بخواهد مثل آنها و شبیه آنها بشود؟ در حالیکه موضوع کاملآ
    بر عکس است و اینکه یک سیاه پوست حق انسانی‌ خودش میدید که آزاد باشد نه چون سپید پوستان آزاد بودند و این کسانی‌ بودند که آزادی را از او گرفته بودند که ادعا میکردند صرف رنگ پوستش باید برده باشد. در مورد زنان و مردان هم شاید
    شما حق طبیعی خودتان نمیدانید که حق تحصیل دارید اما من زنان زیادی را میشناسم که حق طبیعی و انسانی‌ خود میدانند که تحصیل کنند یا کار کنند یا از خانه بیرون بروند و این سیستم است که به آنها می‌گوید صرف زن بودن شما حق چنین تصمیمی را ندارید بلکه باید همسرتان این اجازه را به شما بدهد. ببینید خیلی‌ از این چیزهایی‌ که به نظر شما با طبیعت زن نمیخواند شاید به تربیت خاص شما برمیگردد. صد سال پیش اکثر جاهای دنیا فکر میکردند رای دادن با طبیعت زن نمیخواند و زن نمی‌تواند در مسائل سیاسی فکر کند یا تصمیم بگیرد اما مبارزات همین گروه‌های حمایت زنان و زندان رفتن آه‌ شکنجه شدن آنها بود که بالاخره زنها را بسیج کرد و امروز، سنتی‌‌ترین اقشار جامعه هم دیگر منافاتی بین رای دادن و طبیعت زن نمی‌بینند.

    1. من فکر می‌کنم با پاسخی که برای کامنت قبلی شما نوشتم، موضوع رو روشن کردم. مسائلی که در این کامنت‌تون نوشتید و به نظر می‌رسه نتیجهٔ سوء برداشت از متن نوشته هست، عمدتا جوابش رو در همون پاسخ قبلی می‌تونید پیدا کنید 🙂

  5. سلام
    ببخشید در بحث شما شرکت میکنم
    اتفاقی مطالب شما را خواندم
    من مدیر انجمن پارس کاکتوس هستم خیلی وقت است که انجمن کاکتوس تشکیل شده در مقابل همه گل های دیگر ، می دانم به بحث شما ارتباطی ندارد ولی حداقل در اینترنت مردان و زنان شرایط یکسانی دارند پس بجای ناله کردن ، ایده داشته باشید این ایده های مدرن هستند که رتبه ها را مشخص می کند نه جنسیت در زمینه گل های کاکتوس و ساکولنت هر و دکوراسیون و طراحی فضای سبز هر ایده ایی داشته باشید ما در خدمت شما هستیم
    ادرس سایت parscactus.blogfa.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *