امام خمینی(ره) توی فصل سوم از کتاب اربعین حدیثشان اشاره کردهاند به اینکه عبادات ما گونهای از تجارت است و به طمعِ رسیدن به بهشت و حورالعین و اینها…
ولی من از آن دسته آدمها هستم که اگر قرار باشد کار خوبی انجام بدهند یا قبیحی را ترک کنند، از ترس جهنم است؛ نه به شوق رسیدن به بهشت.
بهشتی که تا به حال وصفش را شنیدهام، جاذبهٔ خاصی برایم نداشته است. طبعا حورالعینش که به درد ما نمیخورد؛ غلمانش هم برایم هیچ جذابیتی ندارد؛ چه برسد به نهرهای شیر و عسل و درختان میوه و اینها.
برعکس، همیشه فکر میکردهام چقدر باید زندگی در بهشت کسلکننده و یکنواخت باشد؛ نه چیزی هست که برای رسیدن بهاش لازم باشد بجنگی و تلاش کنی، و نه قرار هست بعد از آنجا، به جای دیگری منتقل بشوی که برای رسیدن به آن جایِ دوم در تلاش باشی. همه چیز هم که دم دستت هست و تا اراده بکنی مهیا میشود.
یک زمانی فکر میکردم تنها جذابیت بهشت، همکلامی و مصاحبت با ائمه و اولیاءالله هست که تازه آن هم بستگی به درجهات توی بهشت دارد. الان بزرگترین دغدغهام تنوع و یکنواخت نبودن بهشت است.
میدانم که این از شدت بدحالی خودم است، ولی جای شکر دارد که جهنمی هست و عذابی. وگرنه معلوم نبود آدمهای بدحال و بیاحساسی مثل من، به چه امیدی باید از بعضی از محرمات دوری میکردند و رو میآوردند به محسنات…
۱۷ بهمن ۸۹





















۲۹م خرداد, ۱۳۹۰ در ۶:۲۸ ق.ظ
سلام
بهشت همچینم یه نواخت نیست …. خدا فکر اونم کرده … ولی راست میگی انگار انذار موثرتر از تبشیر !
[پاسخ]
۲۹م خرداد, ۱۳۹۰ در ۷:۵۳ ق.ظ
این از القائات شیطان است که به بهشت بیمیلمان کند. مطمئنا خدای تعالی فکری به حال تنوع طلبی مخلوقش کرده است… بهشت هیچ وقت قرار نیست خسته کننده باشد، پیشنهاد می کنم آیات توصیفی بهشت را بخوانید و تفسیرش را هم… من سوره واقعه را می پسندم.
[پاسخ]
حتما همینطوره که خداوند فکری به حال تنوعطلبی و اینها میکنه. تفاسیر رو مطالعه کردهم. مسئله اینجاست که شاید اون طوری که باید، این مسئله برای ما بازگو و توصیف نشده که چنین ابهاماتی رو رفع کنه.
[پاسخ]
۲۹م خرداد, ۱۳۹۰ در ۸:۴۴ ق.ظ
۱۷ بهمن ۸۹ انگار حالتان خیلی بد بوده. خدا رو شکر الان انگاری بهترید :دی
[پاسخ]
[پاسخ]
۲۹م خرداد, ۱۳۹۰ در ۲:۴۱ ب.ظ
حاج آقا پناهیان میگفت: مرگ آغاز دیدار بی پایان تو با بینهایت ترین معبود است (اگر تو بهشت باشی)
[پاسخ]
۲۹م خرداد, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۱ ب.ظ
سلام کوثر جان
از آن روزی که آمدی به وبلاگم و نشانی ات را برایم گذاشتی، خواننده همیشگی مطالبت هستم ولی فرصت سلام و عرض ارادت و نظر دادن نداشته ام.
ولی این بحث این قدر برایم مهم است که تشویق به شرکت در آن شدم.
مگر ما از بهشت چه می دانیم؟ بهشت وجود انسان کامل است! این حرف یعنی چه؟ یعنی این که بهشت همه اش از جنس عقل و ایمان است. نعمت های بهشتی همه از جنس عقل و علم اند که بسیار فراتر از حس و لذتهای حسی است. ممکن است در لذتهای حسی روزمرگی و کسالت باشد اما در لذتهای عقلی و علمی هرگز. وقتی میگویند رجب، نام رودى است در بهشت که از شیر سپیدتر و از عسل شیرینتر است، کسى که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد خداوند متعال از (زلال جارى) آن رود به او مىنوشاند، یعنی کسی که در ماه رجب با انجام اعمال مخصوص آن ماه حرمت آن را نگه دارد از نظر قلبی و عقلی در شرایطی قرار میگیرد و شخصیتی را برای خود میسازد که بر اساس آن شخصیت با آن رود روبهرو میشود که از شیر سفیدتر است، بدینمعنی که جنبة عقلی او هیچ کدورت باطلی ندارد. و از عسل شیرینتر است، بدینمعنی که جنبة قلبی او در چنان نشاطی است که هیچ جنبة جزیی که حاکی از دوری حق باشد در او نیست. شیری از جنس عقل و عسلی از جنس شور معنوی.
اگر به کربلا و زیارت امام حسین مشتاقید بدانید که به بهشت مشتاق ترید و خبر ندارید که بهشت چیزی جز تجلی انسان کامل نیست!
مگر زیارت امام رضا برای شما کسالت آور است که بهشت این گونه باشد؟ این هر دو از یک جنس اند…
چرا حور العین به درد ما نمی خورد عزیزم؟ خیلی معذرت می خواهم برای اینکه فقط آن را از جنبه لذت جنسی می نگریم و بس. یعنی این طوری به ما یاد داده اند اما ساحت مقدس امامانی که من شیعه آنها هستم بسیار بالاتر از آن است که اینقدر مشتاق لذات جنسی بهشت باشند و آنقدر برای وصل به آن دعا کنند. العیاذبالله
حقیقت حور العین، چیزی فراتر از اینهاست خواهرم که در تعقیبات نماز صبح امر شده صدبار بگوییم اللهم ارزقنا حورالعین. و نگفته اند مردها بگویند و زنها نگویند.
من که حاضرم برای استشمام عطر یک تار موی حورالعین، جان دهم نه برای اوصافی که از او شنیده ام برای حقیقتی که در او هست و ائمه ما مشتاق آن حقیقت بوده اند و هستند.
اینها، خیلی بحث های سنگینی است و در اینجا نمی گنجد ولی آنقدر برایم مهم است که حاضرم بحث حضوری داشته باشیم.
پیشنهاد می کنم با رویکرد بهشت شناسی یک دور با هم سوره های قرآن را بخوانیم و ببینیم آیا بعد از قرائت هم نظر شما همین است؟
به عنوان سخن آخر بگویم که اشتیاق به امام، شوق بهشت را در فرد زیاد می کند و اشتیاق به بهشت، شوق وصل امام را شعله ور می کند و این هر دو از یک جنس اند. بنابراین شناخت بهشت، در نزدیک شدن به امام عصر مؤثر است، پس وظیفه است…
یاعلی
[پاسخ]
سلام عزیزم. ممنون از این همه توضیح قشنگت. باهات تماس میگیرم
[پاسخ]
۳۱م خرداد, ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۱ ق.ظ
برو توی بهشت وبلاگ نویسی کن. البته اگر اینترنت اونجا باشه. بعضی توصیفات خیلی اغراق آمیز از بهشت شده که مزیتی برای بهشت محسوب نمیشه چون فرد بهشتی نمیتونه از اونها استفاده خاصی کنه و به دردش نمیخوره. این اغراقها رو ساختند تا بهشت رو شیرینتر کنند ولی اگر به جای این بزرگ سازیهای ابعادی، تنوع میدادند به چیزهای موجود در بهشت ، روحیه تنوع طلبی آدمی رو بیشتر ارضا میکرد.
یه جا نوشته بود که اندازه ملک و قلمرو به بهشتی از تمام کائنات و کشهکشانها بزرگتره که هیچ بلکه تمام کائنات شاید در برابرش اندازه یه بشقاب باشند و فلان فرشته که طول بالهاش فلان اندازه هست (فرض کن اندازه چند تا کهکشان) چند سال پرواز میکند و تازه یه ذره از قلمرو اون فرد بهشتی رو بیشتر طی نکرده.
این فرد احتمالن حساب نکردهه که این منظومه خورشیدی به این بزرگی ، اندازش در برابر فقط کهکشان راه شیری مثل اندازه یه سکه هست در برابر کشوری بزرگتر از آمریکا! شما تعداد سکه هایی که در یه متر مربع جای میگیره رو حساب کن و بعد میلیونها کیلومتر مربع رو و ببین فقط یه کشهکشان چه ابعاد خارج از تصوری داره.شگفت آوره
خب حالا با این اوصاف، این فرد بهشتی ، قلمرو و ملکی که طبق توصیفات این فرد ، میلیونها برابر از نه یه کهکشان بلکه کل کائنات بزرگتره رو داشته باشه که تصورش آدم رو به سرگیچه میندازه میخواد چیکارش کنه؟
میخواد حتمن توش پیاده روی کنه و برسه به مرز قلمروش و به بهشتی ای که همسایش هست سلام بکنه.
[پاسخ]
۳۱م خرداد, ۱۳۹۰ در ۲:۰۵ ق.ظ
من که هیچ وقت از باغ و گل زده نمیشم.
[پاسخ]
۳۱م خرداد, ۱۳۹۰ در ۲:۰۹ ق.ظ
امروز با خواهرم در مورد همین بهشت حرف می زدیم که به نظر بعضی ها نمادین هست برای ملموس کردن لذت های اون دنیا به آدمهای این دنیا. به این نتیجه رسیدیم که نمادین نباشه و همین درخت و میوه و نهر شیر و عسل باشه خیلی خوب تره. غلمان هم باشه بد نیست.
[پاسخ]
عزیزم
[پاسخ]
۳۱م خرداد, ۱۳۹۰ در ۶:۴۰ ب.ظ
اتفاقا یکی از مواردی که در توصیف بهشت بر آن تاکید شده این است که هیچ وقت تکراری نمیشود. یعنی یکی از نکات اصلی اش این است. اصولا خدا حواسش بوده به ما آدمهای تنوع طلب و هم خلود و ابدیت در بهشت!!!
حالا باید صبر کنیم ببینیم چه کار قرار است انجام بدهد(!)
[پاسخ]
۲م تیر, ۱۳۹۰ در ۵:۵۷ ق.ظ
وقتی خدای به اون بزرگی از بهشتش به بزرگی یاد می کنه ا مادل ما براش غش و ضعف نمی ره ؟
و براش تنگ نمی شه و بهش فکر نمی کنیم ؟
و البته خدا گفته یه چیزایی دارم که بهتون نگفتم
و فرمود بهشت دیدنش دلرباتر از شنیدنشه و دنیا شنیدنش شیرین تر از داشتن شه
[پاسخ]
۸م تیر, ۱۳۹۰ در ۸:۴۴ ب.ظ
سلام
قبل از اینکه منم نظرمو بدم نظر همسرم راجع به بهشت بگم
ما که شکر خدا به اندازه ی کافی تو زندگی داریم حالا بعضی مواقع از نظر مادی کم میاریم که طبیعیه تو همه ی زندگی ها هست اما اگه خدا قرار اونجا بهمون چی میدونم طلا و جواهرات و نوکر و کنیز و … بده اونجا مغازه نداره بری خرید (خطاب به من) به اندازه کل کره زمین طلا بدن به چه دردی میخوره
حالا بیا برو بهشت
اما
پاسخ محب به این مطلب خیلی جالب بود اینم یه نظره دیگه
اما وقتی که سال ۸۳ رفته بودیم مکه (جاتون خالی) روحانی کاروانمون بهمون گفت هرکسی که برای اولین بار بیاد خونه ی خدا زیارت حتما تا قبل از مرگش بهشت رو بهش نشون میدن
خلاصه یه ۲ تا ۳ ماهی گذشت و مثل همیشه که شبا میخوابیم خوابیدم و جاتون خیلی خالی تر
انگار منو برده بودن دم در بهشت
چه عظمتی بزارین اینطوری مثال بزنم گالیور رو که یادتون هست با اون آدم کوچولوها حالا تصور کنید یکی از همون کوتوله ها رو بیارن دم در یک دروازه ی شهر با خودش چی میگه منم همینطور ی بودم
اما کمی که گذشت دیدم خوب دیوار طلایی و سنگهای قیمتی و … همش همین
حتی همون جا تو خواب پیش خودم گفتم این همه میگن بهشت بهشت همینه ، حسابی خورد تو ذقمون
اما همون موقع به همین جواب بچه ها رسیده بودم که بهشت اینایی نیست که ما الان درک میکنیم
واقعا لذت منی که تو مشهد زندگی میکنم و میرم حرم امام رضا علیه السلام رو با چی میخوای برابر کنی
حالا هم صحبتی و مفارقت و هم نشینی و دیدار و عرض ارادت و دست به کمر ایستادن جلوی ارباب و کیفشو بردن به کنار
اصلا یک اتاق۲*۳ کاهگلی کوچولو بدن تو بهشت تو خونه ی امام رضا علیه السلام برا هممون کافیه قصر و کاخ و حوری و قر و فر نمیخوایم.
التماس دعا
[پاسخ]
مجددا سلام![[grin]](http://kosaraneh.com/wp-content/plugins/smilies-themer/Yahoo/big_smile.gif)
منظورم مرافقت بود که اشتباها مفارقت نوشته شد
من و جدایی ات ای دلربا خدا نکند
خدا هر آنچه ام کند از تو ام جدا نکند
[پاسخ]
سلام. خدا حفظتون کنه. نائب الزیاره باشید
[پاسخ]