نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۸م, تیر ۱۳۹۰، تعداد بازدیدها: 1,668 نفر

اغلب مردها طوری هستند که حد و حدود رابطه‌شان با خانم‌ها را خود ماها باید مشخص کنیم. خیلی‌شان اگر دست خودشان باشد، رابطه را بی‌حد و مرز تصور می‌کنند.

برخورد ما، حرف زدن ما و رفتار خود ماست که به آن‌ها نشان می‌دهد چطوری باید با ما رفتار کنند و تا کجا اجازهٔ پسرخاله شدن دارند. این برخورد و رفتار که می‌گویم، از نحوهٔ راه رفتن و لباس پوشیدن‌مان تا حرف زدن و کلمه‌هایی که استفاده می‌کنیم و نگاه‌ها و لبخندهای‌مان؛ همه را شامل می‌شود.

تصور کنید هر کدام از ما در اطراف‌مان یک محدودهٔ شخصی، یک فضای سبز، یک حیاط خلوت داشته باشیم که دورش را حصار کشیده‌ایم و درش را فقط به روی کسانی که خودمان تشخیص می‌دهیم باز می‌کنیم؛ روی محارم، ولی حتی نه همهٔ محارم.

حیاط خلوت بعضی از ماها، خیلی وسیع‌ است و حیاط خلوت بعضی‌مان کوچک‌تر است. آن‌هایی که محدودهٔ شخصی بزرگ‌تری را برای خودشان حصارکشی کرده‌اند، عملاً فاصلهٔ میان خودشان و آدم‌های آن طرف حصار را زیادتر کرده‌اند و انگار خط قرمز ضخیم‌تری کشیده‌اند. و آن‌هایی که حیاط خلوت‌شان را کوچک گرفته‌اند، فاصله‌شان با آدم‌های آن طرف حصار، با فاصله‌ای که از آدم‌های داخل حیاط خلوت‌شان دارند، عملاً فرق زیادی ندارد.


مرزبندی

حالا این مرزبندی بر چه اساسی انجام می‌شود؟ دقیقا بر اساس رفتاری که داریم. رنگ و نوع پوششی که داریم، نحوهٔ نگاه کردن‌مان، کلمه‌هایی که استفاده می‌کنیم؛ هر کدام حاوی پیامی است که به مرد نشان می‌دهد محدودهٔ شخصی و خط قرمزی که برایش داریم تعریف می‌کنیم، کجاست. بنابراین محدودهٔ فضای شخصی ما با توجه به رفتارمان، ممکن است کم و زیاد شود.

وقار و متانت در راه رفتن، آرامش و جدیت [و نه خشونت] در حرف زدن، و سنگینی در پوشش، ابهتی به‌مان می‌دهد که به مردها کمتر جرئت جلو آمدن و عبور از خط قرمز را می‌دهد. به عبارتی آن محدودهٔ شخصی‌مان را چنان وسیع می‌کند که عابرین کلاً بی‌خیال تلاش برای ورود به منطقهٔ ممنوعه می‌شوند!


«تو» نه؛ «شما»!

یکی از ساده‌ترین چیزهایی که می‌تواند حصار فضای شخصی‌مان را بشکند و با سرعت زیادی خط قرمزها را یکی‌یکی و از پی ِ هم از بین ببرد، مفرد کردن فعل‌ها و ضمایر جمع است. یعنی وقتی که «شما» تبدیل بشود به «تو».

به نظر تغییر ساده و بی‌اهمیتی می‌آید، اما در عمل، اجازهٔ «تو» گفتن، یعنی اجازهٔ بیش از پیش خودمانی شدن؛ یعنی باز کردن درب حیاط‌مان به روی مخاطبِ پشت حصار. همین امر ساده، محدودهٔ ورود ممنوع ِ فضای شخصی‌مان را می‌شکند و ابهت دخترانه‌مان را در هم می‌ریزد و طوری سریع عمل می‌کند که بعد از آن، شنیدن هر حرفی نباید دور از انتظارمان باشد.


رفتار مردها، بازتاب رفتار زن‌ها

نکتهٔ جالب توجه، تفاوت رفتار یک شخصیت مذکر با این دو دسته خانم است. کسی که با خانم‌های دستهٔ اول -که خط قرمزهای پررنگ‌تری دارند- در نهایت احترام و احتیاط برخورد می‌کند، با خانم‌های دستهٔ دوم بدون هیچ احساس گناهی جور دیگری رفتار می‌کند.

شاید بعضی‌ها تفاوت رفتار آقایان را منحصر به شخصیت هر مردی بدانند. یعنی به نظر آن‌ها یک مرد ممکن است در برخورد با خانم‌ها جوانب احتیاط را رعایت کند و یکی دیگر ترجیح بدهد راحت برخورد کند. اما توجه به آدم‌ها نشان می‌دهد که بخش زیادی از تفاوت رفتاری مردها از نحوهٔ رفتار خود خانم‌ها نشئت می‌گیرد.

در همین فضای مجازی اگر نگاهی به شبکه‌های اجتماعی بیندازیم، تفاوت عکس‌العمل آقایان را در برخورد با دختری که خط قرمزهایش پررنگ‌تر است و وقارش در نوشتن و حرف زدن بیشتر است، با کسی که محدودهٔ ممنوعهٔ خیلی کوچک‌تری دارد و همه را به حیاط خلوت‌ش راه می‌دهد، به وضوح قابل تشخیص است. آدم‌های دستهٔ دوم، خواسته یا ناخواسته، افراد بیشتری را به محدودهٔ خودشان جذب می‌کنند.

این موضوع حتی در بین مردهای مذهبی هم -متأسفانه- به وضوح دیده می‌شود. مذهبی‌هایی که با خانم‌های دستهٔ اول با نهایت احترام برخورد می‌کنند و نسبت به خط قرمزهای آن‌ها محتاط ‌اند، در برخورد با خانم‌های دستهٔ دوم، به راحتی از قواعدی که آن‌ها برایشان تعریف می‌کنند پیروی می‌کنند. در حالی که همان‌طور که از خانم‌های مذهبی انتظار می‌رود بنا بر اصول دینی رفتار کنند، از آقایان مذهبی هم انتظار می‌رود حریم‌ها را رعایت کنند و در هر شرایطی بر اساس اصول اسلامی از محرمات و مکروهات فاصله بگیرند.


طیف خواسته‌های سیری‌ناپذیر مردها

شاید اگر بدانیم که هوس مردها سیری‌ناپذیر است و طیف چیزهایی که آن‌ها را ارضا می‌کند، طیف وسیعی از رفتار و حرکات است، بیشتر مراقب خودمان خواهیم بود. اگر بدانیم که قوهٔ تخیل مردها و تصویر ذهنی‌شان قوی است، و اگر بدانیم که بعضاً با حرف زدن ِ ساده، یا حتی صرفاً با نفس کشیدن در یک فضای مشترک ارضا می‌شوند، بیشتر دقت می‌کنیم و کمتر در مواقع غیرضروری باهاشان روبرو می‌شویم. یا حتی خیلی از ملاقات‌های به ظاهر ضروری را غیرضروری تشخیص می‌دهیم.

این‌ها که می‌گویم، مربوط به طبیعت مرد است نه مذهب و شرایط او. چیزی نیست که آدم بتواند یک طیف خاص از مردها را -مثلاً مردهای متأهل یا مذهبی را- از آن استثنا کند. این یک چیز طبیعی است که مذهبی و غیرمذهبی نمی‌شناسد. همان پسرهای خوب مذهبی هم -گرچه دست از پا خطا نکنند- ممکن است در ذهن‌شان چنین مشغولیت‌هایی داشته باشند.


مواظب سوءتفاهمات باشیم

اما گاهی در عین حال که مواظب رفتارمان هستیم، ممکن است سوء تفاهم‌هایی پیش بیاید که طرف مقابل احساس کند رفتار یا صحبتی خاص از طرف ما، به معنای چراغ سبز است و اجازهٔ ورود. این جور وقت‌ها باید به سرعت و با درایت، سوء تفاهم را به بهترین شکل رفع کرد. در وقت رفع سوء تفاهم، باید جدی بود و خجالت را کنار گذاشت. اغلب مواقع، اگر زود اقدام کنیم، یک تذکر کوتاه می‌تواند کارگر باشد.

در هر حال حیاط هر چه بزرگ‌تر؛ باشکوه‌تر، دست نیافتنی‌تر، رمزآلودتر و پاک‌تر…

این مطلب در چارقد
این مطلب در پارسینه

1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (12 رأی، میانگین: 4.08 امتیاز از 5)
Loading ... Loading ...
  1. آزادیخواه گفته است:

    “شاید اگر بدانیم که هوس مردها سیری‌ناپذیر است و طیف چیزهایی که آن‌ها را ارضا می‌کند، طیف وسیعی از رفتار و حرکات است، بیشتر مراقب خودمان خواهیم بود. اگر بدانیم که قوهٔ تخیل مردها و تصویر ذهنی‌شان قوی است، و اگر بدانیم که بعضاً با حرف زدن ِ ساده، یا حتی صرفاً با نفس کشیدن در یک فضای مشترک ارضا می‌شوند، بیشتر دقت می‌کنیم و کمتر در مواقع غیرضروری باهاشون روبرو می‌شویم. یا حتی خیلی از ملاقات‌های به ظاهر ضروری را غیرضروری تشخیص می‌دهیم.”

    میبینیم که این مردان در کشورهای آزاد که زمین تا آسمون رفتار و پوشش زنانشون با شئونات اسلامی فاصله دارند، مرتب آب از لب و لوچشون سرازیر میشه یا سرشون میخوره به ستون یا میافتند توی جوی آب

    با این افکار نه تنها نیجه ای حاصل نمیشه بلکه هم سیم خاردارهای اطراف زن پر رنگتر میشه و هم مردان حریصتر میشند

    با این تفکرات فرد زندگی رو بر خودش زهر میکنه. نگاه انسانی باید به همدیگر داشت نباید زن را به عامل تمام عیار تحریک، تقلیل و کوچک کرد.نباید با این شئونات افراطی و تمرکز زیاد بر روی تحریم شدید جنسیت خود ، جنسیت خود را نزد او بسیار پررنگ و تمام حرکات و سکنات زن را نزد مرد موستوجب و عامل تحریک شدنش معرفی کرد و به این مقام(مقام تحریک کنندگی) ارتقا داد و در نهایت زن را در نزد مرد تبدیل به گوشتی چرب و نرم و عامل تمام عیار تحریکات جنسی تقلیل داد
    و مرد را نیز در نزد زن تبدیل به موجودی “گوشتخوار” کرد (گوشت چرب و نرم.همان چیزی که زن را به آن تقلیل داده ایم)

    [پاسخ]

    شما خیلی جالب هستید برای من. خیلی زیاد. آن کعبه‌های آمال‌تان و آن بت‌هایی که از آن کشورهای ِ همه‌چیز تمام در ذهن‌تان هست، برای من خیلی جالب است. قابل توجه شماست که یک سری به آمارهای رسمی تجاوزات در همان کشورهای کعبه‌ی آمال و آرزوهای‌تان بزنید که نه تنها آب از لب و لوچه‌شان آویزان شده که همه‌ی مملکت‌شان را بوی شهوت گرفته است. حداقل کمی به خودتان زحمت بدهید و وقت‌تان را به جای این‌که صرف کامنت‌گذاری کنید و ذهنیات ِ تخیلی خودتان را از آن کعبه‌های آمال‌تان در وب‌لاگ‌ها بگذارید ، بروید و یک کمی آمارهای رسمی تجاوزات را در آن کشورها بخوانید. شاید از این باب هدایت شدید

    [پاسخ]

    “شما خیلی جالب هستید برای من”

    خیلی مثلا چقدر؟

    “آن بت‌هایی که از آن کشورهای ِ همه‌چیز تمام در ذهن‌تان هست”

    من بتی در ذهنم نیست حاجی جان. بت اگر در ذهنت باشد نمیتوانی آزادانه حول و حوش مسائل مختلف فکر کنی. مخصوصا حول و حوش آن چیزی که ازش در ذهنت بتی ساخته ای یا ساخته اند
    —————-
    اتفاقن نگاه کردم شما هم نگاه کن
    http://www.nationmaster.com/graph/cri_rap_percap-crime-rapes-per-capita
    حساب که کردم در آمریکا از هر ۳ هزار نفر یک نفر
    انگلیس از هر ۷ هزار نفر یکی
    آلمان از هر ۱۱ هزارنفر یکی
    سویس از هر ۱۹ هراز نفر یکی
    ژاپن از هر ۵۵ هزار نفر یکی
    ——-
    همه این کشورها هم ملتش بی حجابند و ۴۵ درصد تجاوزات هم در مستی صورت میگیره. همین ژاپن خودش گویا هست که چقدر بیحجابی با تجاوز مرتبط هست!
    با در نظر گرفتن یان موضوع که طبق توصیفاتی که حضرات از حجاب و در مقابلش از بی حجابی میکنند و اون رو از هر “درنده و گزنده ای” خطرناک تر میدونند و در نظر گرفتن تفاوت زمین تا آسمانی رفتار و پوشش زنان این کشورها و “شئونات اسلامی” حضرات که زلزله ها و فتنه ها و مصایبی به یه تار موی زن نسبت میدند ، نسل این کشورها باید سالها پیش منقرض شده بود(چون همدیگه رو خورده بودند و تموم شده بودند. البته نسل زنها زودتر منقرض شده بود) و هیچ پیشرفتی هم به دلیل “سنگ راه مردا” شدن زنان بی حجاب و مشغول شدن ذهن مردان در حین کار به زنان همکار بی حجاب یا زنانی که در خیابان دیده اند نداشته باشند. آمار تصادفات و توی جوب آب افتادن و سر به ستون خوردن هم که احوال دلشون رو نپرس باشه
    [smile]

    [پاسخ]

    با سلام :
    دوست عزیز خیلی زحمت کشیدی رفتی آمار پیدا کردی لینک دادی کاشک کامنتهای همان صفحه را هم مطالعه میکردی مختصرا عرض میکنم:
    ۱ این آمار در سیستم سازمان ملل تهیه شده که خودش بهترین دلیل بر عدم صحتش می باشد
    ۲ اینکه جرم و جنایت از نظر تهیه کنندگان آمار مذکور پرونده های قضایی کشور ها بوده که این خودش جای بحث داره
    الف تشخص جرم در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی متفاوت بوده
    ب دول غربی بخصوص بسیاری از اعمال منافی عفت را آزادی تعریف نموده اند که این خودش از تعداد پرونده های جنایی کاسته است
    ۳ چطور حافظه شما یاری نکرده تا گزارشات مستند تجاوزبه کودکان و خردسالان و همچنین تجارت دختران و زنان فقیر و فریب خورده کشورهای جهان سوم و شوروی سابق و … بیاد بیاورید !؟
    البته پرونده ها ای که بدلایل سیاسی برای افراد صاحب نام بعضا تشکیل گردیده را باید یاد آور شوم مانند سارکوزی و بلوسکونی و این آخری رئیس صندوق بین المللی و
    توصیه آخر
    برادران و خواهران مجبور نیستند به هر قیمتی کامنت بگذارند .
    یا حق
    ۳۱۳مرد

    [پاسخ]

    چرا ۳۱۳ مرد
    یه چند تاشون رو زن قرار میدادید بد نبود

    ” لینک دادی کاشک کامنتهای همان صفحه را هم مطالعه میکردی”

    من چیکار کامنتر دارم؟آمار رسمی هدف من بوده و مهم هست نه نظرات کامنترها. شما آمار رو ول کردی رفتی سراغ کامنترها؟

    “این آمار در سیستم سازمان ملل تهیه شده که خودش بهترین دلیل بر عدم صحتش می باشد”

    عجب. انتظار داشتی بیام و از جمهوری اسلامی آمار بگذارم تا مورد پسند شما واقع بشه و صحت داشته باشه؟ محض اطلاعت به همین سایت هم بسنده نکردم و سری زدم به سایت “اداره آمار دادگستری آمریکا” http://bjs.ojp.usdoj.gov/index.cfm?ty=pbdetail&iid=2173

    و جدول مربوط به آمار جرایم رو دانلود کردم و همین آمار رو ارائه داده بود و تجاوز رو زده بود ۲/۰ نفر در هر ۱۰۰۰ نفر در سال ۲۰۰۸

    خدمتت عرض کنم که متاسفانه بعضی از ما پیش فرضها و تخیلاتی در ذهنمون رسوب کرده و سفت و منجمد شده و وقتی حقیقتی رو در تعارض با اون رسوبات میبینیم تلاش نمیکنیم تیشه بر داریم و رسوبات رو بریزیم دور و حقیقت رو جایگزینش کنیم بلکه بر عکس از حقیقت فرار میکنیم. چون به دلایلی وابستگی شدید به این رسوبات داریم

    ” دول غربی بخصوص بسیاری از اعمال منافی عفت را آزادی تعریف نموده اند که این خودش از تعداد پرونده های جنایی کاسته است”

    مشکل شما همینه که رابطه اختیاری جنسی رو با تجاوز قاطی میکنید و بعد میشینید و با ذوق و شوق برای خودتون جشن آمارهای کذایی میگیرید.

    ” البته پرونده ها ای که بدلایل سیاسی برای افراد صاحب نام بعضا تشکیل گردیده را باید یاد آور شوم مانند سارکوزی و بلوسکونی و این آخری رئیس صندوق بین المللی”

    خب به اشرق و مغرب و با ربط و بیربط در کامنتت ناخونکی زدی. مگه کسی حرفش سر این افراد بود یا گفته بود این افراد فلان کار رو کردند یا نکردند.حالا که از این افراد نام بردی این رو هم بگذار بگم که این افراد شاهدی بر آزادی رسانه ها و عدالت قضایی و قوانین درست و درست اجرا شدن قوانین و تساوی همگان در برابر قانون در این کشورها هستند. نه مثل مملکت ولایت فقیه سالار خودمون که نماینده مجلسش(توجه کنید نماینده مجلس ولی فقیه نه نماینده مجلس اسراییل و آمریکا) مدتهاست میگه معاون رییس جمهور مفسد اقتصادیست ، طرف ککش هم نمیگزه و کسی بهش نمیگه بالای چشمش ابرو هست یا بسیاری موارد دیگه در که در پستی که در همین مورد خواهم نوشت به بیعدالتی محض در سیستم قضایی ولی فقیه میپردازم با مصداقهاش

    شما بر این عقیده اید که اگر مردی از بین صدها مرد خوش خوشکیانش شود، تمام زنان باید فلان کاری رو که احیانن موجب تحریک اون مرد شده رو یا حذف کنند با زیر کنترل دایم بگیرندش یا آن کار رو بر خود تحریم کنند. یعنی به خاطر گروهی کوچک از مردان، قائل به اعمال محدودیت بر همه زنان هستید. و این دور باطلیست که حجاب پرستان در آن افتاده اند و هی بر حجاب بند و تبصره افزودند تا مبادا اصلن مردی پیدا شود و کوچکترین قیژی بیلی ای در دلش نرود و این شد که حجاب به پوشاندن بدن ختم نشد بلکه حضرات هی آمدند و اندام و حرکات و سکنات زن رو زیر میکروسکوپ گذاشتند و هی از چیزی از زن خوششون اومد و هر آنچه از اون خوششان اومد رو بر زن تحریم کردند و دایره حجاب بزرگ و بزرگترش کردند و از پوشش رسیدند به صحبت کردن زن و برجستگی بدنش و راه رفتنشو آرایشش و حرارات بدنش و نفس کشیدنش و خلاصه کلا زن رو موجودی کردند که خطر و مفسده شر و شر از وجنات و حرکاتش میباره و توصیه های اکید کردند که نباید بگذاره خطراتش مردان رو به مخاطرات اندازند و مفسده ای را به پا کند!
    مثل این میمونه که بگید چاقو نباید درست شود چون ممکن است افرادی با آن جنایت کنند یا اینترنت باید تعطیل شود چون افرادی با آن خلاف میکنند نباید بانکی وجود داشته باشه چون ممکن است افراد تحریک به دزدی بشند
    (البته همین تعداد و حجم نگاههای شهوت آلود در کشورهای آزاد بسیار کمتر از کشورهای محدود هست در صورتیکه با تفاوت شدید بین پوشش و زنان کشورهای آزاد باید این تعداد و حجم صدها برابر بیشتر از کشورهای محدود باشه)

    حجاب پرستان باید این دور باطل رو باید کنار بگذارند.

    بگذار حالا که حرف از آمار و جمهوری اسلامی شد لینک یه آمار منتشره در دروغ گزاری فارس رو که قبلا در وبلاگم نوشتمش رو برات بگذارم http://azadikhahemontaghed.wordpress.com/2011/06/02/%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1%db%8c/
    نظام شما باید برود از آمریکا و کشورهای دیگه درس کشورداری بیاموزد
    این لینک رو بخونید که مقایسه ایست بین وضع ایران زیر سیطره ولی فقیه پرستان و آمریکا
    http://nurizad.info/?p=1018

    [پاسخ]

    با سلام:
    ۱- تعداد ۵۰ نفر از این عزیزان مرد هستند و بنده با عنایت به ترجمه حدیثه از کلمه مرد استفاده کردم برای عنوان پایگاه کمی مطالعه داشتید حتما می دانستید!!!
    ۲- متاسفم که حضرت عالی اصل عرایض بنده را نگرفتید ! اگر کمکتان میکند کمی روشنتر بیان میکنم که چطور است که شما تمام غرب و بیگانگان را موجه میدانید و جمهوری اسلامی ولایت فقیه را قابل استناد نمیدانید ! بگمانم شما بقدری در همان رسوبات غربزدگی فرو رفته اید که هیچ امیدی به نجات تان نیست لاکن برحسب وظیفه دینی عرض میکنم از دشمنان توقع نداریم باب میل ما آمار ارئه دهند برعکس آنان تمام توان خود را بکار بسته اند تا از اسلام و مسلمین چهره ای خوشن ارائه دهند .
    ۳- با کمال تعجب وقتی ما را به جمود و تعصب متهم میردید متوجه نبودید که مثل بنده صرف بجهت هدایت فکر حضرت عالی بسمت روش های آماری و سیاسی غرب بود و اینکه حضرات برای رسیدند به اهداف پلیدشان دوستان خود را بی آبرو میکنند و اینکه با این بی آبرویی ژست دمکراسی هم میگیرند .متاسفانه در این مختصر مجال آن نیست که شرح دهم هر یک از این افرادی که در مثال نام بردم به چه دلیل و با چه هدفی فساد و فحشا آنان رسانه ای شد وقت از شما خواهش میکنم در مورد نفر آخر سرچی در گوگل بنمائید شاید ارتباط تبلیغات و دادگاه و بی آبرویی آو را با دلار و لیبی و چین و روسیه کشف کنید !
    ۴_ آخر کلام لینک زیر را مطالعه نمایید ما جز قران و حدیث مستندات دیگری نداریم پس اگر این مستندات را نمی پسندید ادامه بحث فایده ای نه برای شما دارد نه بنده
    یا حق [rose]

    زیر همان آمار
    دیدگاه
    ۲۰۱۱ مارس ۲۱

    من مطمئن هستم که این گفته شده است، اما در ایالات متحده آمریکا ما تبلیغات، تلویزیون، بیلبوردها و hotlines تمام مجموعه به ارائه پشتیبانی برای زنان مورد تجاوز قرار گرفته و یا مورد آزار قرار گرفته. که تمایل دارد تا منجر به درصد زیادی، یا حداقل یک درصد بزرگتر از یک کشور که همه که نه، در حال گزارش شده است.
    پس بله ، ایالات متحده آمریکا ممکن است به درصد بالاتری از مورد تجاوز گزارش شده در این جدول از بسیاری از کشورهای دیگر، اما این یک گریه به دور از این بیانیه که آنها را مورد تجاوز بیشتر به طور کلی.

    [پاسخ]

    حاجی جان

    “تعداد ۵۰ نفر از این عزیزان مرد هستند”

    فقط ۵۰ تاشون مرد هستند؟مطمئنی بقیشون زنند؟

    حاجی
    رویکرد شما تعبدی است
    شما در این لینکی که گذاشتی مشتی حدیث جمع کردی و انتظار نداشته باش بشه برای این احادیث کف زد

    در مورد احادیث اینچنینی در پست “حجاب باید زیبا باشد” وبلاگ حاجی خانم کامنتایی گذاشتم که البته تایید نشدند

    [پاسخ]

    برادر! فعلا اجازه بدهید به پرونده تجاوزات گروهی و لواط های منجر به قتل در کشور خودمان با این همه حریم و سیم خاردار رسیدگی بشود بعد با ممالک آنسوی اب هم می رسیم. گرچه هر زمان شما سری به این ممالک زدی و وضع رو همانطور که در خیال خودت تصور می کنی یافتی آنوقت باید رسیدگی کنی

    [پاسخ]

    این یک واقعیت است که این سیم خاردارها جواب نداده اند. دلیلش این است که تحریکاتی مستقل از این سیم خاردارها وجود دارد اما تسکین دهنده این تحریکات وجود ندارد(همون قضیه که جامعه نیاز به دستشویی دارد و خلا مربوطه). این قبیل حرفها برای افرادی مفید است که خودشان خواهان مرزبندی باشند.

    [پاسخ]

  2. آزادیخواه گفته است:

    حاجی خانم
    کامنتهای من در حجاب باید زیبا باشد رو تایید نکردید

    [پاسخ]

  3. رمیده گفته است:

    واقعا مشتکرم برای این نوشته !

    [پاسخ]

  4. جنون گفته است:

    من هم بیشترین ایراد این نوشته رو به این قسمت میگیرم:
    “شاید اگر بدانیم که هوس مردها سیری‌ناپذیر است و طیف چیزهایی که آن‌ها را ارضا می‌کند، طیف وسیعی از رفتار و حرکات است، بیشتر مراقب خودمان خواهیم بود. اگر بدانیم که قوهٔ تخیل مردها و تصویر ذهنی‌شان قوی است، و اگر بدانیم که بعضاً با حرف زدن ِ ساده، یا حتی صرفاً با نفس کشیدن در یک فضای مشترک ارضا می‌شوند، بیشتر دقت می‌کنیم و کمتر در مواقع غیرضروری باهاشون روبرو می‌شویم. یا حتی خیلی از ملاقات‌های به ظاهر ضروری را غیرضروری تشخیص می‌دهیم.”
    چنان با ضرس قاطع مینگارید که گویی سالها مرد بوده اید و بعد تغییر جنسیت داده اید.
    اصلا و به هیچ وجه قصد توهین و جسارت ندارم اما کاش اینگونه بود که اگر چنین میشد هرگز درباره مردها اینگونه اظهار نظر نمیکردید.
    متاسفانه در این مطلب مسئله حفظ حریم ها “از نگاه یک خانم مذهبی” اونقدر بد مطرح شده که کاش مطرح نمیشد.
    در ارتباط با قوه تخیل و.. هم چندان ربطی به مرد یا زن بودن نداره چرا که نمونه های تخیلات اشتباه در خانمها رو در جامعمون کم نمیبینیم.

    من بخشهایی از نوشته رو قبول دارم اما کاش تو جامعه ای که تعداد بسیاری از مردمش بدلیل سیاستهای غلط و هزاران مشکلی که در اداره جامعه داریم دچار بیماری عطش و گرسنگی جنسی هستند
    که نتیجه اش رو داریم میبینیم، بجدای جزئی نگری به راهکارهای اساسی در جامعه میپرداختین.
    شما در جایی میگوید که “اگر بدانیم که بعضاً با حرف زدن ِ ساده، یا حتی صرفاً با نفس کشیدن در یک فضای مشترک ارضا می‌شوند، بیشتر دقت می‌کنیم و کمتر در مواقع غیرضروری باهاشون روبرو می‌شویم.”
    خانم عزیز که بی پروا مینویسید، خواهش میکنم کمی بیشتر تامل کنید.کجا کسی رو سراغ دارید که با نفس کشیدن در فضای مشترک ارضا شه؟!
    اگر نمونه ای سراغ دارید خواهش میکنم که به روانشناس معرفیش کنید. باز هم تاکید میکنم که ابدا قصد توهین، تخریب و یا شلوغکاری ندارم.شما در ادامه همین جمله توصیه میکنید که چون چنین است آنگاه ملاقاتهای غیر ضروری و حتی ضروری رو با جنس مخالف در زندگیمون حذف میکنیم.
    به عنوان کسی که در جوامع مذهبی زندگی کرده و با مذهبیون دمخور بوده باید خدموتتون عرض کنم که به خاطر همین تفکیک جنسیت های افراطی در جوامع مذهبی گاها دچار چنین مشکلاتی هستیم و راهشم این نیست.
    ندیدید جوونای مذهبی رو که چون با جنس مخالفشون ارتباط نداشتن تو انتخاب همسرشون مرتکب اشتباهاتی شدن که دوتا زندگی رو تحت تاثیر قرار داده و آخرش هم جدایی!
    خوب اگه اون جوونا ۴بار با جنس مخالفش رابطه داشتن میتونستن در انتخابشون موفق تر باشن
    از این نمونه ها کم نمیبینم در جوامع مذهبی
    ورای این چرا با تصمیمات اینجوری باعث میشید که جوونا به جنس مخالفشون به چشم یک ابزار جنسی متحرک نگا کنن
    چرا بجا اینکه به هم سن و سالای خودتون مهارت برقراری ارتباط درست، روشن، باز و سالم رو یاد بدید توصیه به حذف صورت مسئله میکنید.
    چرا متدهایی ارئه میدید که اگه یکی بخواد و براش مهم باشه که تو جامعه فعال، پویا، و موثر باشه تصمیم به کنار گذاشتن حجابش (باتعریفی که شما از حجاب دارید) بکنه

    در پایان بازهم تاکید میکنم که مقالتون نکات مثبتی هم داشت اما این هواپیمای بویینگ با تمام مزایاش با یک فرود بد و ناشیانه نابود شد.
    پاینده باشید

    [پاسخ]

    ممنون از حوصله‌ای که برای خوندن و نظر دادن صرف کردید :) اون جایی که بحث از تخیل به میون اومده، اشاره به تخیلات جنسی و شهوانی و شبیه به این بوده که بنا بر گفته‌های خود مردان، و بنا بر تأیید روانشناسان، و البته به نص روایات، این تخیلات در زن‌ها و مردها متفاوت هست؛ طوری که وجه جنسی تخیلات مردان، بسیار قدرتمندتر از وجه جنسی تخیلات زن‌هاست. مسلما قصد ندارید این گزارهٔ علمی رو رد کنید.
    اما این به این معنا نیست که همهٔ مردان درگیر تخیلات شدید جنسی هستند، به این معنا هم نیست که هیچ زنی نیست که تخیلات جنسی بر اساس دیده‌هاش نداره؛ بلکه از باب غالب بودن این موضوع در مردان هست که به صورت عام ذکر شده.
    در مورد نفس کشیدن در فضای مشترک، باید با تأسف عرض کنم که بله؛ سراغ دارم. حتی بدتر از اون رو هم. اگر این به نظر شما جز در آدم‌های بیمار وجود نداره، باید عرض کنم که ما از این آدم‌های بیمار کم نداریم که اتفاقا خیلی هم زیاد داریم. پس لازمه برای حفظ امنیت در مقابل چنین انسان‌های بیماری، راه‌کارهای مقابله ذکر بشه. (دقت کنید که در متن نوشته هم این موضوعات به همهٔ مردها نسبت داده نشده)
    اتفاقا از نظر بنده این یک موضوع کلی هست و نه جزئی. چه راه‌کاری کلی‌تر و مؤثرتر و بهتر از این که در روابط حریم‌ها حفظ بشه؟ مشکل اینجاست که شما این نوشته رو دال بر تحدید روابط یا محدود کردن روابط و فعالیت خانم‌ها می‌دونید. در حالی که نتیجهٔ رعایت نکات ذکر شده، اتفاقا فعالیت بیشتر، اما سالم‌تر و با امنیت بیشتر هست. و اتفاقا این نوشته به یکی از راه‌های برقراری ارتباط صحیح داره اشاره می‌کنه که خیلی هم مهم هست. این که توصیه شده به پوشش و کلام و رفتار توجه بشه، برای توسعهٔ موثر حضور در جامعه است؛ که اگر غیر از این بود باید می‌نوشتم: زن‌ها تا اونجا که می‌تونن از خونه بیرون نرن.
    شما به قید «غیرضروری» در بارهٔ ملاقات‌ها دقت نکردید انگار. کدوم عقل سلیمی حکم می‌ده به ملاقات غیرضروری که نتیجه‌ش جز بهره‌بری بیشتر مردان نیست؟ قطعا شما هم از کسانی نیستید که اصرار داشته باشید بر زیاد شدن لاس زدن‌ها و ملاقات‌های «غیرضروری».
    ضمنا، برای نظر دادن در مورد موضوعات مردان، لازم نیست حتما مرد بوده باشیم؛ کما این که شما هم وقتی دربارهٔ زن‌ها چیزهایی رو بیان می‌کنید، دلیل بر این نبوده که یک دوره زنانگی رو تجربه کرده باشید :)

    [پاسخ]

    همونطور که خودتون هم گفتید این که در جامعه ما متاسفانه آدمهای بیمار (یا گرسنه جنسی) زیاد هست، شکی نیست. دلایلش هم تقریبا روشنه و شاید نشه صد درصد تقصیر رو گردن خود اون افراد انداخت.
    مسئله اینه که با وجود اینکه بطور مستقیم اشره نکردین اما مقالتون حذف یا محدودیت روابط رو بطور ویژه به مخاطب القا میکنه.
    اصلا فرض که ۹۹ درص آقایون اینطوری بودند که گفتین. خوب فک نمیکنین که همین خانوما چند صباح دیگه باید با همین آقایون زیر یه سقف زندگی کنن. فکر نمیکنین که اگه خانوم تو همین جامعه بیمار اگه همون روابط غیر ضروری رو حذف کنه چطورمیخواد بفهمه همسرش چه جور آدمیه، خوب ندیده!
    از اینها هم که بگذریم فکر میکنم نسخه ای که پیچیده اید در جامعه ای که ماهواره، اینترنت، موبایل و دهها وسیله سمعی و بصری مرزهای هیچ مملکتی رو تو این کره خاکی به رسمیت نمیشناسه کارایی نداره
    راستش رو بخواید از این نگاه و دیدگاه که متاسفانه در بین خانمهای مذهبی خیلی شایع هست خیلی نگرانم.
    چرا که ناخوداگاه روابطشون با جنس مخالف به سمت روابط “فقط ضروری” میره و درنتیجه تجربیات اجتماعی و دانسته هاشون از جنس مخالف شاید درحد ضروریات برسه.
    این خانمهای متعهد ومقید بعد از اینکه با همچین نگاهی وارد زندگی مشترک میشن به مردهاشون خورده میگیرند که چرا فیلم های خارجی میبینی، جرا اینترنت، چرا ماهواره
    دایم حس میکنن که همرشون داره از این ابزار سوء استفاده میکنن ( با اون بخشی که واقعا با سوؤ نیت سراغ این وسایل ارتباطی میرن کاری ندارم) ولی کم سراغ ندارنم مردهای پاکدامنی که همواره از نزدیکترین کسانشون یعنی همسرانشون متهم به نظر بازی از همین طرق شند و چقدر شکستند از این اتهام که در واقع یک باور در طرف مقابل شده.
    و همین اختلاف در بلند مدت چه زندگییهایی رو که رو به سردی نبرده

    و در آخر هم در باره پاراگراف آخر پاسخت.ن باید گفت که برای نظر (تخصصی) دادن در مورد موضوعات مردان (و نیز زنان)، لازم نیست حتما مرد (و در مقابل زن) بوده باشیم اما باید در اون جامعی که مردان هستند حداقل تجربیات خوبی کسب کرده باشیم و همچنین مطالعه.
    این رود رو بری خودم هم قائلم و اگر برای این بحث وقت گذاشتم شاید به دلیلاینه که سالها در جوامعی که صرفا خانم بودن کار کردم
    پاینده باشید

    [پاسخ]

    روابط غیرضروری به حکم عقل باید حذف بشه و این که وجود رابطه رو به خاطر شناخت پیدا کردن از جنس مخالف مدعی هستید، راه حل‌های دیگه‌ای هم داره. اگر منظور شما از شناخت، شناختِ روحیات کلی مردانه است که اولا هر دختری توی خانواده‌ش با مردهایی روبرو هست. از محارمش مثل پدر و برادر و دایی و عمو گرفته تا غیرمحارمی که دور و برش هستند، مثل پسر عمو و پسرخاله و …
    اگر قرار باشه شناختی از روحیات مردونه پیدا کنه، در معاشرت با فامیلش هم می‌تونه پیدا می‌کنه. (ضمن این که شناخت پیدا کردن مستلزم برقراری رابطهٔ غیرضروری نیست. انسان تیز و با درایت از رفتار افراد در حین تحصیل و کار می‌تونه نسبت بهشون شناخت پیدا کنه. چه اصراری به برقراری رابطهٔ غیرضروری دارید در حالی که راه‌های شرعی و معقول شناخت، باز هست؟)
    اگرمنظورتون شناخت روحیهٔ شخص خاصی است که یکی از گزینه‌های ازدواجش محسوب میشه، که شرع دست رو باز گذاشته برای دیدار و گفت‌وگو. شما می‌تونید بارها و بارها با اون شخص با قید حدودات اسلامی ملاقات کنید و از هم شناخت پیدا کنید.
    نکتهٔ مهمی رو که کاملا نادیده گرفتید این هست که اگر چنین رفتاری در خانم‌ها نهادینه بشه، به خودی خود خیلی از معضلات اخلاقی آقایون، از جمله تنوع‌طلبی و هوس‌رانی هم تا حدود زیادی حل می‌شه. پس این که این دخترها قراره با همین آدم‌ها ازدواج کنند، دلیل بر رد صحبت بنده نمی‌شه. کما اینکه همون پسر مجردی که اگر بهش جولان بدی، دست از پا خطا می‌کنه، چه بسا در زندگی زناشویی مرد وفاداری باشه.
    مطالب بدیهی این نوشته، ربطش به ماهواره و اینترنت و موبایل چی هست که نمی‌شه اون رو اجرایی کرد؟ مگه کم اند خانم‌هایی که همین‌الان با همین شرایطی که ذکر کردید اون رو دارن پیاده می‌کنند؟
    نمی‌دونم منظورتون از خرده‌گیری خانم‌ها به فیلم و اینترنت و ماهواره چیه، ولی اگر منظورتون خرده‌گیری به دیدن فیلم‌های پر از صحنه‌های شهوت‌زا و تحریک‌کننده است که خب خیلی عجیبه که شما به این صراحت دارید از حق دیدن چنین فیلم‌هایی دفاع می‌کنید!
    بعضی از مسائل و مشکلات زندگی مشترک رو هم که ذکر کردید، اصالتا ربطی به محدود و شرعی کردن روابط فیما بین زن و مرد نداره.
    در آخر این که ، شما از کجا می‌دونید که بنده فعالیت در محیط‌های مردونه رو تجربه نکرده‌ باشم؟!

    [پاسخ]

    مرسی از پاسختون اما دقیق نخوندین نوشته هامو
    حیف

    شاد باشید

    [پاسخ]

    شما تا حالا خارج بودین؟!
    فقط اگر یک بار یک بار بروید و ببینید زنهای لخت کنار دریا خوابیده اند و کسی سرش را بلند نمی کند که نگاه کند بد جوری…تاکید می کنم بدجوری از جمله جمله حرف هایی که زدید خجالت می کشید.

    این همه حرص جنسی در مردای ایرانی و مسلمان نتیجه همین تفکر است. احساس امنیتی که آدم در جوامعه غربی در برابر آقایان می کند باید فقط تجربه و احساس کرد تا ابد هم من برای شما حرف بزنم فایده ندارد و این استدلالات همه بیهوده است.
    آمارهای تجاوز هم…غربی ها مدام خودشان را تجزیه و تحلیل می کنند در مهد کودکهایشان از تعداد دستشویی رفتن بچه آمار می گیرند و نمودار می کشند ایا می توان آمار این کشورها را با آمار در کشور ما مقایسه کرد؟!!!!!!!!
    والا من که سه سالی است در سوئیس و فرانسه بودم با آرامش در هر ساعتی از شبانه روز بیرون می رم در حالیکه در مملکت گل و بلبل خودم در روز روشن جرات نداشتم وقتی دیر دیرم هم می شد جز از اتوبوس از چیز دیگری استفاده کنم.
    ضمن اینکه همیشه حجاب داشتم….هرگز اهل آرایش و به قولی بدحجابی نبودم اما مملکت از لحاظ جنسی به شدت بیمار است.

    [پاسخ]

    من قبول دارم در جامعه جنسی بیمار باید از خود محافظت کرد. من اینجا در دانشگاه همه با نام کوچک صدایم می کنند اما در ایران به احدالناسی اجازه نمی دهم که مرا با نام کوچک صدا کند… اینجا همکاری که مرا با نام کوچک صدا می کند بیرون کار به من سلام هم نمی کند. مگر اینکه من بگویم ما به جز همکار دوست هم هستیم. اگر دوست باشیم باز هم حد دوستی را نگه می دارد مگر اینکه باز خود زن عنوان کند که ما می توانیم دوست دختر و پسر باشیم…
    اینجا آدم ها برای تخیلاتشان احتیاجی به نفس من یکی ندارندف از جای دیگر به روش خودش ارضا می شود. همین می شود که زنانی که قضد ندارند مورد تعرض هم واقع نمی شوند.
    حرف های شما را برای محافظت از خودمان در جامعه جنسی بیمار ایران قبول دارم… کافی است که با اخم پاسخ سلام کسی را ندهی که فرداش منتظر بشی چه طور یک یک حریمت شکسته می شود… اما واقعا اعتقاد دارم که حجاب و حد مرزهای بی جا جامعه ما را بیمار کرده است.

    [پاسخ]

    من توی همین مملکت گل و بلبلی که شما ادعا می کنید تو روز روشن هم جرئت نمی کردید بیاید بیرون، ساعت یک نیم شب هم، تنها، توی خیابون بودم و مشکلی نداشته م!
    در مورد سایر مواردی که گفتید، و بعضی دوستان دیگه مدعی شدند، اگر خدا کمک کنه یه مطلب جدا خواهم نوشت.

    [پاسخ]

  5. کفش گفته است:

    سلام
    به عنوان یک مرد از این متن به شدت حمایت میکنم!
    کاش همه زن ها اینطوری فکر می کردند!
    متاسفانه گاهی مرد بیرون حیاط خلوت ایستاده و زن درب حیاط خلوتش را باز می کند و روی درب هم می نویسد بفرمایید داخل!
    و حتی بعضا خودش از حیاط خلوت بیرون می آید!
    و حتی وارد حیاط خلوت مرد هم می شود!
    باور کنید!
    به نظرم اگر در این متن جای زن و مرد را عوض کنید باز هم درست است!
    نقطه

    [پاسخ]

    سلام. به اون طرف قضیه فکر نکرده بودم. حق با شماست. ممنونم :)

    [پاسخ]

  6. رقیه گفته است:

    دست گلتون درد نکنه بابت این نوشته خوب

    [پاسخ]

    خواهش عزیزم :)

    [پاسخ]

  7. آزادیخواه گفته است:

    ممکنه ناراحت بشید ولی مشکل اینه که شما دیدتون کوتاه هست. جلوتر از یه قدمیتون و خارج از محلتون رو نمیبینید.
    سری رو که درد نمیکنه دستمال نمیبندند.

    شما چیزی رو که مشکل نیست تبدیل به مشکل میکنید و دور اون مشکل میشینید و عزا میگیرید
    به فرض همین موی زن در حالت عادی تحریکی ایجاد نمیکنه ولی شما میگید زن اون رو بپوشونه.
    با این کار
    هم زن رو از آزادیش محروم کردید
    هم موی زن رو در نظر مرد به یه عنصر شبیه به پایین تنه تقلیل دادید و تبدیل کردید و ازش محرک ساختید
    پس نتیجه نه تنها مثبت نبود که منفی هم شد

    اگر احیانن مردی از نفس کشیدن زنی خوش خوشکیانش شود! باید زن رو توصیه به زیر نظر داشتن نفس کشیدنش کرد؟
    شما میگید زن باید در همه موارد خودش رو قربانی کنه
    مدام حرکات و سکناتش رو زیر نظر داشته باشه
    انبوهی خطوط قرمز برای خودش ترسیم کنه
    از مویش تا حضورش تا خنده اش تا راه رفتنش تا رنگ لباسش تا برجستگی بدنش

    و اینچنین زنی

    تمام اعضا و جوارح و حرکات و سکنات خود رو مانند مجرم بالقوه ای میبینه که اگر ذره ای ازشون غفلت کنه جرمی نابخشودنی رو مرتکب میشند

    اینچنین زنی
    مردان رو هم همیشه در صدد بهره بردن از همه سکنات و حرکات و بدن خود میبیند و نگاه نادرستش به مردان دو چندان میشود

    اینچنین زنی
    با این تفکرات لذتی که باید از زندگیش ببرد را نمیبرد و مدام نسبت به حرکات و سکنات کاملا عادیش در وسواس هست

    در انبوهی خطوط قرمز مضحک که شمال عادی ترین مسائل میشه گرفتار است. خطوط قرمزی که اتفاقن ناشی از همین شئونات زن مفسده بینانه هست

    دو دیدگاه به زن ستم میکنند
    دیگاهی که زنان را ملعبه میخواهند
    که دیدگاه بی بند و باری پرستان و شهوترانان هست

    دیدگاهی که زنان را مفسده میبینند
    که دیدگاه دیدگاه افراطیون حجاب پرست هست

    هر دو دیدگاه بر پایین تنه زن تمرکز دارند و دیدگاه دوم پایین تنه زن رو به همه حرکات و سکنات زن هم تسری میدهد

    [پاسخ]

    اگر درست متوجه شده باشم، شما یک آقا هستید. پس طبیعیه که خیلی از مسائل مربوط به خانم‌ها رو اون جوری که باید درک نکنید یا حتی به نفع خودتون اعلام موضع کنید. این که شما همیشه مخالف نوشته‌های بنده هستید و این که من کمتر وقت صرف می‌کنم برای بحث و پاسخگویی به شما، به دلیل اختلاف فاحش در مقدمات مباحث‌مون هست. من کلا تو یه فاز دیگه هستم و شما کلا تو فاز خودتون. از نظر شما حجاب زن آزادی‌ش رو محدود می‌کنه، از نظر من امنیتش رو بیشتر می‌کنه. از نظر شما هر چیزی که از طرف ما یا دین ما ممنوع اعلام شده حتما بخاطر نگاه جنسیتی‌ای هست که به‌ش شده، از نظر من حکمت‌های متعددی می‌تونه داشته باشه. از نظر شما در زندگی اصل بر لذت هست، از نظر من لذت اصالتی در زندگی نداره. از نظر شما در نگاه ما زن منبع فساده و هی باید پرهیزش داد، از نظر من زن بخاطر مسئولیت حساس انسان‌سازی‌ش از خیلی چیزها باید پرهیز کنه.
    برچسب زدن کار سختی نیست. مثلا از نظر شما ما حجاب‌پرست افراطی هستیم، و از نظر من، شما هر جا که بحث از ممنوعیت لذات نامشروع و محدودیت سوءاستفاده از زن‌هاست، معترض‌اید؛ چون نگران آزادی‌های لذت‌جویانهٔ خودتون هستید.

    [پاسخ]

  8. آزادیخواه گفته است:

    کامنت آمیخته به شعاری بود
    “از نظر شما هر چیزی که از طرف ما یا دین ما ممنوع اعلام شده حتما بخاطر نگاه جنسیتی‌ای هست که به‌ش شده”

    من فله ای در موردشون البته حرف نزدم بلکه توضیحاتی در موردشون دادم و هر چیزی رو هم که نه. به جای کلی گویی بهتر بود بند بند سخنان من رو به چالش میکشیدید

    “از نظر شما در زندگی اصل بر لذت هست، از نظر من لذت اصالتی در زندگی نداره”
    گاهی اوقات زجر ندادن بی دلیل و مبتنی بر افکار عبث و بی نتیجه هم خودش لذتی بزرگ محسوب میشه. لذت صرفا آنچه که شما از سخنان من برداشت کردید نیست بلکه روا داشتن عادیترین و معمولیترین چیزها بر خود، چیزهایی که افکار و افرادی خاص تشویق به تحریم آنها بر خود میکنند هم لذت بردن از زندگیست

    اون چیزهایی که شما در این کامنتتون از نگاه خودتون ذکر کردید رو من در کامنتهای مختلف ردیه هایی بر اونها نوشتم و ثابت کردم که این نگاهها، نگاههای درستی نیستند و فاقد “حکمت” هم هستند.
    اینکه شما از روی تعبد چیزی رو که نقیضه هایی در سطح جهان داره رو حکمت به حساب بیارید بدون اینکه واقعن حکمتی داشته باشه خب حرف دیگریست

    بر چسب زدن این هست که یه چیزی رو بگی و فرار کنی بری نه اینه برای اون توضیحات بدی

    “از نظر شما ما حجاب‌پرست افراطی هستیم ”

    از نظر من نه بلکه از نظر نوشته های خودتان
    نوشته های خودتان چنین میگند

    “شما هر جا که بحث از ممنوعیت لذات نامشروع و محدودیت سوءاستفاده از زن‌هاست، معترض‌اید؛ چون نگران آزادی‌های لذت‌جویانهٔ خودتون هستید.”

    کی کجا؟ والا ما از نفس کشیدن زن و شکسته شدن دیگر خطوط قرمز بی حد و حصر شما”لذت نامشروع” نمیبریم که بخوایم گریبان چاک حذف اونها و لذت بردن از اون بشیم

    [پاسخ]

  9. سید گفته است:

    خیلی بجا بود

    [پاسخ]

  10. آزادیخواه گفته است:

    اون مطلب حجاب باید زیبا باشدتون هم در اینجا گذاشته شده
    http://www.titronline.ir/vdcj.8e8fuqemosfzu.html

    [پاسخ]

  11. عماد الدین گفته است:

    جاذبه های زنانه ، در هر صورت برای هر مردی دلرباست
    و این خوبه حتی خدا برای تبلیغات بهشتش هم از این جاذبه ها با آب و تاب سخن می فرماید
    حور مقصورات فی الخیام خانم های خیمه نشین بهشتی که دست نخورده اند
    این جاذبه ها رو باید جهت داد تا کمال آفرین باشه
    نه عشوه گری در بانوان رو بد دونست نه خریدار بودن مرد رو
    این دو به جا باشند با ارزش اند و به نظرم منظور شما همین هم بوده علاوه بر هشدارهایی که دادید

    [پاسخ]

  12. من گفته است:

    خیلی ممنون از مطالب آموزندتون. من الان با نوشته های شما ارضا شدم

    [پاسخ]

  13. افشین پرورش گفته است:

    کوثر جان
    وقتی می توانی چنین سخن بگویی که مدتی را در اروپا یا آمریکا زندگی کرده باشی… تلقی تو و همفکران تو برای همین راه به جایی نمی برد.
    در این چندسال تبعید اجباری در غرب دیدم که این جوامع بسیار اخلاقی اند. کجای جامعه ی ما اخلاقیات رعایت می شود که این گونه سخن می گویی؟ تمام مکان های مذهبی در ساعات مشخصشان سرشار از متدینان… روابط بسیار سالم تر و اصلا قابل مقایسه با روابط پر از سوظن و بد طتینتی و هرزه نگاهی ما ایرانیها نیست… چه مردان و چه زنانش…. من عاشقانه ایرانم را دوست دارم و آرزو دارم روزی چنین چیزی را در مملکتم ببینم.

    [پاسخ]

    برای هر چیزی نیاز به قیاس و تجربه نیست. کمی توجه به خصوصیات زن و مرد به همراه کمی تعقل کفایت می‌کنه :)

    [پاسخ]

  14. حامد گفته است:

    سلام

    شما شق القمر نکردی

    یک حدیث هست که میگه المرئـه عــوره – یعنی همه چیزای زن برای مرد جاذب بوده و بنابر گفته یکی از دوستان که در همینجا اشاره کردند موهبت الهی هست.

    برای اینکه معلوماتتــون هم بالا بره عرض می کنم بر مبنای این حدیثی که نوشتم تمام چیزهای مربوط به زن هم برای مرد جاذب هست حتی اگر به کفش یک زن نگاه کنه. – البته در حد خودش، ندوید برید کفشتون رو قایم کنید!! -

    حالا شما خانم محترم مثل همه دخترای دیگه این فرهنگ خودتون رو حفظ کنید و معنی توهین به جنس مخالف را نفهمید و همه حق را هم البته به خودتون بدهید.

    بر پایه این اندیشه که شما ذکر کردید و در بین دختران ایرانی هم شاید بخاطر مزاحمت برخی آقایون که متاسفانه فراگیر هست رایجه؛ قشر اناث حق بر قراری هرگونه ارتباط که مالا در نزد مردان توهین آمیز هست را به خودشون میدهند. و دیده شده که حتی در بین تحصیل کرده ها هم رایجه.

    در حالی که یک رابطه آزاد و البته با رعایت حدود، لازمه ارتباطات اجتماعی هست که خیلی ها با حماقت مخلوطش می کنند و منتج به نتیجه گیری احمقانه می شود.

    [پاسخ]

    سلام. شق‌القمر؟ کسی ادعای شق‌القمر کرده اینجا؟!!!
    متوجه کلامتون دربارهٔ توهین به جنس مخالف و البته ربطش به این نوشته نشدم.

    [پاسخ]

  15. حامد گفته است:

    توهین به جنس مخالف از جانب خانم ها.

    تجسم فرموده یا به یاد بیارید در یک ارتباط آرام و عرفی، در یکی از آنــات! یکی از بانوان تصمیم می گیره کلا هر گونه ارتباط دوطرفه را قطع کنه! صرفنظر از اینکه در شبکه اجتماعی بوده، بر پایه تعلقات مشترک مثلا: کاری، هنری، و امثالهم. حتی شاید اصل ارتباط به صورت صحیح از طرف همان شخص مونث در ابتدا برقرار شده.

    قطع ارتباط به خاطر بادهای موسمی یا جریان شرجی هوا – کاملا بیخودی.

    این از نظر تمام مردان با همان تفاصیلی که شما و من در باره اش دادیم توهین تلقی میشه. اما باز هم فرهنگ رایج ایــرانی متاسفانه تحملش را عرفی و معمولی کرده.

    همین مرد در خارج از مرزهای ایران بشدت در مقابل رفتار و عکس العمل اینگونه بشدت آزرده خاطر خواهد شد.

    [پاسخ]

    درسته. اگر یهو بی‌دلیل ارتباط قطع بشه، شاید توهین تلقی بشه. و البته این غیر از این هست که هیچ دلیلی بر ادامهٔ رابطه نباشه، مثلا یه پروژهٔ کاری بوده که تموم شده و رفته، طبیعیه که دیگه لزومی بر حفظ این رابطه نیست.
    ولی باز ربطش به این نوشته مجهول موند.

    [پاسخ]

  16. حامد گفته است:

    ممنون از اطلاع رسانی شما.

    اصطلاح شق القمر را که ذکر کردم به این خاط بود که یکوقت مطالب شما حمل بر یک کشف یا ذکر چیز باور نکردنی نباشه. این یک چیز طبیعی هست که البته نوشته شما در جایگاه اطلاع رسانی، با اشل فرهنگی ما یک چیزی شبیه تهمت را به مردان نسبت میده.

    اما نه اینطور نیست تمام چیزایی که شما نوشتید طبیعی هست و شق القمر نیست.

    من رشته ارتباطات خواندم و در سطح دکترا دارم ادامه تحصیل میدم اما سالیان درازی هست که تخصصم ارتباطات هست. نوشتم اشل فرهنگی ما. انگاره هایی هست که هم شما و هم ما بخوبی از آن آگاهیم و با آن عینک به اتفاقات و ارتباطات و جنس با جنس مخالف نگاه می کنیم.

    بنابر اندازه تجربه ای که بر موضوع ارتباطات داریم امثال من و شما میتوینم خودمون را جای طرف مثابل قرار بدهیم و آگاهانه یا ناآگاهانه فی الفور رای صادر کرده و تصمیم گیری نموده و ارتباط را برقرار نکرده یا اصلا قطع کنیم.

    بخاطر سابقه ای که گفتم دارم، یک جورایی محکوم به بکارگیری لحن خاص و پیچیده و با احتیاط هم شده ام. نوشتم در یک پروژه، بخاطر همین احتیاط ها و آداب سخن هست.

    وگرنه قضیه توهین آمیز تر از اینهاست. یعنی اصلا پروژ های در کار نبوده و نیست. ببینید اگر هم بوده بار هم چنین کاری توهینه. مگه بچه بازیه.

    حالا برای اینکه بحث نتیجه خوب و مثبت و با ارزشی بگیره مثالی می زنم.

    تکنولوژی مدرن، سرعت زندگی ما را بالا برده. اما به هیچ وجه فرهنگ بکارگیری اون عمومی نشده و رعایت نمیشه.
    یک تشکر و یا لایک شما، بسیار سریع منتقل میشه و … در مقایسه با تکنولوژی های قدیمی و ارتباطات سنتی و معمولی میان فردی خب خیلی سریع هست . با پیام های مربوط به خودش!

    ام یک بلاک کردن بیخود و یا Remove از لیست دوستان، باز هم با همان پارامتر سریع بودن، پیام های خاص خودش را منتقل می کند. تا حالا به عمق فاجعه توجه کردید؟!

    باز هم ممنون از این پست شما که باعث شد مطالب خوبی از طرف شما به اطلاع همه برسه و ممنون از توجهتون.

    [پاسخ]

    ممنون از شما. با توجه به رشتهٔ تحصیلی شما، انتظار می‌ره علمی‌تر و دقیق‌تر صحبت کنید. دقیقا کجای این نوشته با اشل فرهنگی ما به مردان تهمت وارد می‌کنه یا حتی توهین‌آمیزه؟ نوشته‌ای که برگرفته از گزاره‌های مسلم علمی و روانشناسی هست چطور ممکنه در حیطهٔ ارتباطات که وارد می‌شه نقض بشه؟

    [پاسخ]

  17. FFK گفته است:

    جالب بود!
    مخصوصا اونجا که گفتین: “اگر درست متوجه شده باشم، شما یک آقا هستید.”
    شک نداشته باش، ایشون یک آقا هستند!
    چراکه یک زن، هرگز نمی تونه اینقد منطقی صحبت کنه.
    جنابِ آزادیخواه، حرفات فوق العاده بود.

    فقط یکی از حرفاتونو قبول دارم خانمِ کوثر خانم، اونم “تو” نه “شما” ست.
    و مرد از نفس کشیدنِ زن حتی دَرِگوشش، ارضا نمی شه.
    اگر کسی ارضا شد یحتمل گوشتِ (خانم) موردِ نظر، “گوشت” بوده واقعاً!
    همش میگین ما زنا رو کالا نکنین، خودتون می خواین کالا باشین.

    می دونی من وقتی آدمایی مثلِ شما رو میبینم چه حسی بهم دست می ده؟!
    فک کن داری از خیابون رد می شی، میبینی یکی رو زمین سفره اسو داره بخودش می پیچه . مریضه.
    اما شما دکتر نیستی که بتونی کمکش کنی!
    تلفن هم نداری متأسفانه به اورژانس خبر بدی!
    چیکار میکنی؟!
    یه تأسف می خوری؛ دلت می سوزه براش و راتو میگیری میری..
    دقیقا همین حسو به شماها دارم.
    البته با تمامِ احترام؛ چون میدونم همش تقصیرِ شما نیست، تو یه محیطِ بسته بودین …
    فک کن، اگه شما خودت خانمِ کوثر خانم، تو یه خانواده تو ژاپن به دنیا می اومدی!
    آیا این حرفا که زدی به ذهنت خطور می کرد اصلا!؟
    بهین خاطره که همه ی تقصیر ها به گردنِ شما نیست.

    به امیدِ روزی که منطق حکمفرما باشه نه چیزِ دیگه.

    [پاسخ]

    بهتر بود به جای این که دیدگاه تحقیرآمیزتون نسبت به زن و میزان اطلاعات‌تون رو بریزید در قالب این کلمات، همون تأسف رو تو دلتون بخورید و رد شید :)

    [پاسخ]

  18. ناشناس گفته است:

    وقتی خداوند می فرماید فی قلوبهم (مرض) می فهمیم که باید چقدر مواظب بود

    [پاسخ]

  19. فرشته گفته است:

    سلام
    بیشتر حرفاتو قبول دارم دوست عزیز
    مخصوصا اون قسمت “تو” نه “شما”
    موفق باشی

    [پاسخ]

    سلام. ممنونم فرشته جان :)

    [پاسخ]

  20. طلبه ضد گفته است:

    ۱-
    متن خیلی خوب و به جایی بود. حرفهای خیلی خوبی را خیلی خوب زدید. با وجود اختلاف نظرهایی که طبیعتا هست بین نگاه من و شما، باز هم نمیتوانم نگویم که این نوشته خیلی خوب بوده.
    ۲-
    یکی از نکات خوب این نوشته قبل از نتیجه گیری و حرفهایش، آن مقدمات و برداشتهای دقیق ش از عالم واقع است. اطلاعات دقیق و ظریفی که به شدت درست هستند. و این به آدم لذت میبخشد از خواندن این نوشته. لذت و حس اعتماد به نتیجه ای که نویسنده گرفته.
    ۳-
    در مورد مردها، به نظرم تحلیل کم نقصی داشتید. واقعیت مردهای امروز ایرانی لااقل، همین است. نشانه اش را دوستان میتوانند خیلی زیاد ببینند. یک مثال ساده اش نسبت شوخیهای جنسی با شوخیهای غیرجنسی در شوخی های متداول بین زبانهاست. این نگاه حریصانه. و هم نمودهای دیگرش که فکر میکنم همه دیده اند. به نظرم این جای کتمان ندارد. و این تناقضی ندارد با آن آماری که دوستان میآورند از کمتر بودن این جرائم در کشورهای دیگر. جامعه ی ما به گونه ای بیمار است. و کسی این را کتمان نمیکند. اما این معنایش مشکل داشتن قوانین نهی کننده نیست. بلکه معنایش ضعف در مدیریت و هم ندادن جایگزین است. ضمن توجه به این نکته ی مهم که تعریف غربی از تجاوز و فساد جنسی با ما متفاوت است. در نگاه آنها تجاوزی که با رضایت باشد، تجاوز و فساد نیست. و مشخص است که همین چقدر آمار را تغییر میدهد به نسبت ما که این را هم فساد میدانیم. فکر میکنم یک ملاک خوب برای قضاوت، تعداد بچه های نامشروع باشد. که اگر اشتباه نکنم فرانسه چندسال پیش اعلام کرد آمار بچه های نامشروع به پنجاه درصد رسیده به نسبت کل متولدین.
    ۴-
    نقطه ی تفاوت نظر من با این متن و شما در آن حدود است. همان حدود اختلاط غیرضروری. و هم، آن ملاکات چگونه برخورد کردن. به نظر من حدود واقعی که گذاشته شده اند اینگونه نیستند. شاید خوب باشد یک نگاهی به روایات مربوط به این باب بکنید.
    ۵-
    و یک نکته ی مهم که فارغ از پست است. یک اتفاق خیلی خوب که در پستهای اخیرتان دارد رخ میدهد. اینکه روی صحبتتان بیشتر از اینکه با آدمهای غیرمذهبی باشد، با همین آدمهای مذهبی است که خود را متدین میدانند. و این، یک حلقه ی به شدت مفقوده است. تصوری که امروز هست و امر به معروف و نهی از منکر ار فقط مختص به«دیگران» میداند نه«ما». و چه توابع فاسدی که داشته این نگرش. این پستهای شما و این نوشتن در مورد«خود»، کار بزرگی است. و البته سخت. حتما ادامه اش بدهید. حتما..

    [پاسخ]

    ممنونم از لطف شما. دعا بفرمایید.
    مورد چهار رو متوجه نشدم. اون حدود اختلاط و ملاکات برخوردها از دید شما یا روایات دقیقا چطوری‌اند؟

    [پاسخ]

  21. حکیمه گفته است:

    خانم ها هم می تونند توی یک موارد دیگه -بنا به طبیعت شون -سیری نا پذیر باشن که طیف خیلی وسیعی داشته باشه. مثلا دلربا بودن( واژه علمی این رو پیدا نکردم) ولی مساله اینجا هست اگر ما بخواهیم بر اساس طبیعت خودمون عمل کنیم بدون تربیت و مدیریت، چه فرقی با دیگر موجودات زنده داریم؟ گذشته از این به نظر من سیری ناپذیری یک صفت افراطی و غیر اخلاقی و بیمار گونه هست.
    در مورد محدوده داشتن هم آدم های مختلف بنا بر روحیات و تربیت های مختلف می تونند مرز های مختلف داشته باشند. مهم اون احساس امنیت روانی و آرامش خاطر هست. ولی یک انسان سالم هیچ وقت بدون حریم نیست.

    [پاسخ]

  22. حکیمه گفته است:

    به یه چیزی هم عمیقا اعتقاد دارم که رسالت اصلی هر آدمی این هست که بتونه در درجه اول طبیعت خودشو هم مومن کنه. شرع و التزام به اون هم فقط حد نازل این ایمان رو رسونده. نوشته شما طوری بال و پر این ایمان رو می بنده.

    [پاسخ]

    چطوری بسته؟

    [پاسخ]

  23. حکیمه گفته است:

    کل منظور من این هست که از یک انسان باید بیشتر از این ها انتظار داشت.

    [پاسخ]

    حتما همین‌طوره.

    [پاسخ]

  24. حکیمه گفته است:

    اینکه آدم مغلوب طبیعتش هست.

    [پاسخ]

  25. ساقی رضوان گفته است:

    چقدررررررررررر قشنگ حرفای دلمو زدی کوثری… [applause] [applause] [applause]

    [پاسخ]

  26. ساقی رضوان گفته است:

    راستی با اجازه لینکشو میذارم توی وبم :)

    [پاسخ]

  27. یه مرد گفته است:

    حالا به خاطر گل جمالت و ازون جایی که نشون بدم همه ی چیزهایی که گفتی برداشت نادرسته من بهت میگم تو! تو ! تو ! ولی بهت تجاوز نمی کنم میدونی چرا چون سیرم چون تجاوز کار کثیفیه حتی اگر لختم باشی و من تصور خیلی چیزا رو هم بکنم بازهم رومو بر میگردونم چون من انسانم من تحمیل نمی کنم تحیلیل میکنم چون تجاوز گناهه چون روح آدم از بین میره چون من انسانم انسان انسان اگر پسرخاله هم شدم و بهمه چیز فکر کردم عمل من در راستای اراده ی منه و اراده ی من در راستای اخلاق و آزادی من و تو! چرا فکر میکنی فقط مردا قوه تخیل جنسی دارند؟ زن ها هم دارند به همون اندازه !تو توی طرز فکر ت از مرگ ترسیدی تا به تب راضی بشی بهت گفتند وای بیرون از این حصارا تجاوزه تجاوز میدونی یعنی چی؟ و لی بدون انسان باید آزاد باشه و تو آزادی امنیت داشته باشه اگه این طور نباشه تحمیله تحمیل خودش یه جور تجاوزه هر حرفی که از من خوندی و حرصت در اومد رو این یکی فکر کن: انسان باید تحلیل کنه نه اینکه تحمیل کنه ! وگرنه تجاوز یه نوع تحمیل جنسیه در حالی که عمل جنسی سالم که با رضایت طرفین صورت میگیره به اندازه ی یکسان برای هردوطرف نشاط و شادابی وتخیل می آورد با آرزوی روزی که درهای احساس و منطق برویت باز شوند

    [پاسخ]

    خوبی شما؟!
    اولا بهتر بود جواب‌هام رو به کامنت‌ها بخونید تا بی‌خود راجع به دیدگاه من دربارهٔ تخیل نظر ندید.
    در ثانی، کی حرف از تجاوز زد؟ شما چرا همه چیز رو در برقراری رابطهٔ جنسی می‌بینید؟ شکستن خط قرمز از دید شما فقط در تجاوز به عنف خلاصه می‌شه؟

    [پاسخ]

  28. نَفَس(الهام سادات) گفته است:

    خیلی دوستت دارم
    البته منظور کسی که پشت این نوشته هاست
    خدا حفظ ات کنه
    عاقبت بخیر بشی
    اصلا هرچی آرزوی خوبه مال تو…. [grin] [love-struck] [rose]

    [پاسخ]

  29. شادی بانو گفته است:

    خسته نباشی
    عزیزم من که گفتم دلم می خواد خصوصی باشه چرا عمومی ش کردی!!! [sad]

    [پاسخ]

    سلام شادی جان
    نظرت رو عمومی نکرده‌م عزیزم. شما چون خودت نوشتی‌ش، وقتی وارد وبلاگ می‌شی، به شما که نویسندهٔ نظر هستی نشون می‌ده فقط. از یکی از دوستات بخواه که سایت رو باز کنه. اون بهت می گه که نظری به اسم شما نمی‌بینه توی این سایت :) البته این نظرت رو عمومی کردم که بتونم بهش پاسخ بدم، چون ایمیلی که وارد کرده بودی اشتباه بود و راهی برای پاسخگویی غیر از همین‌جا نداشتم.

    [پاسخ]

  30. زینب سادات گفته است:

    سلام
    از مطلب شما با ذکر منبع استفاده شد

    [پاسخ]

    سلام. ممنون به خاطر امانت‌داری‌تون. فقط کاش گفته بودید کجا.

    [پاسخ]

    با اجازه زینب السادات من میگم که اینجا :
    http://zire1saghf.blogfa.com/

    [پاسخ]

  31. نذری گفته است:

    سلام
    بسیار خوب نوشتید ، نکات زیادی هم باقی ست که …
    خداوند به دختران ما حیای فاطمی و به مردان ما پاکدامنی علوی عطا کند

    [پاسخ]

    سلام. متشکرم. بله خیلی نکته‌های دیگه هست.

    [پاسخ]

  32. eli گفته است:

    من اعتراض دارم

    چرا اینجا آیکن بوس نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من الان علاقه مو چیجوری ابراز کنم به این پست؟

    [پاسخ]

    آیکون قلب بذار. یا اونی که داره دست می‌زنه. دومی بهتره ;)

    [پاسخ]

  33. مهزیار گفته است:

    سلام… اگه ما رو پسر خاله فرض نکنید، این مطلب رو البته به نقل از کوثرانه توی صفحات جانبی وبلاگم درج کردم… در ضمن منتظر حضورتون در خانه ی وبلاگیم هستم… با خاطر نشان کردن اینکه من پسر خاله نیستم، التماس دعا… یا علی…

    [پاسخ]

    سلام. متشکرم از لطف‌تون. بهتر می‌شد اگر اون عبارت پسرخاله رو هی تکرار نمی‌کردید.

    [پاسخ]

  34. مهزیار گفته است:

    در ضمن لینکتون کردم… اگه براتون صرف میکنه لینکم کنید…
    (با یاد آوری نکته ی قبلی که من پسر خاله نیستم…) موفق باشید… یا علی…

    [پاسخ]

  35. مُخ تَش گفته است:

    سلام کوثر جان
    یه چن وختی بود میخواستم در این باره بنویسم .
    خیـــــــــــــلی خوب نوشته بودی !! من دیگه جرات قلم زدن ندارم !!
    موفق باشییی [rose]

    [پاسخ]

    سلام. خدا رو شکر. اما به نظرم شما هم بنویس. بالاخره هر کسی به یه وجه موضوع توجه می‌کنه.

    [پاسخ]

  36. eli گفته است:

    [applause]
    هاااااا . . . به این توجه نکرده بودم. [applause] [applause] [applause] شله شله [grin]
    آفرین به این پست. [love-struck]

    ولی خدایی بوس یه چی دیگه ستا . . . [hee-hee]

    [پاسخ]

    باور کن همین خوبه. من متوجه میزان ذوق‌زدگی‌ت می‌شم :D

    [پاسخ]

  37. عماد الدین گفته است:

    ببخشید دوباره مزاحم می شم ولی یه نکته،تو نوشته شما انگشت اتهام رفته سمت مردان ولی قرآن هیج جا نداره مردی درها رو به زنی بست ولی داره که می فرماید زنی درب ها رو به مردی بست
    و قرآن درباره فریب شیطان می فرماید کید او ضعیفه
    ولی درباره کید زنانه می فرماید کید اونها بزرگه
    یعنی هیچ جا نگفته فریب مردان فرموده فریب زنان

    [پاسخ]

  38. زینب سادات گفته است:

    این هم آدرس ! [smile]

    [پاسخ]

    ممنونم عزیزم :)

    [پاسخ]

  39. بیتا گفته است:

    این قسمت(طیف خواسته های….)فاجعه اس.متاسفم و متعجب که چطور با این طرز فکر می تونید زندگی کنید.وقتی کسی چه زن وچه مرد به این شکل خودشو تربیت کنه مطمئن باش میتونه نسبت به بچهءخودش یا حتی همجنس خودشم همچین حسی داشته باشه.پس از محارم هم باید حذر کرد.خانم محترم!هر کسی باید خودشو درست تربیت کنه.زن و مرد هم نداره.ذهنمون رو میتونیم غرق این قضیه کنیم و همین بشیم که شما می گید و میتونیم حواسمونو مشغول بقیه دنیا غیر از جاذبه های اینچنینی بکنیم و خودمون وبقیه رو نترسونیم.

    [پاسخ]

    حق داری تعجب کنی عزیزم. البته در این که طیف خواسته‌های مردها طیف وسیعی هست شکی نیست. اما در مورد جزئیات بعدش، بله، در آدم‌های سلیم‌النفس به این وضع اسف‌بار دیده نمی‌شه. ولی این دلیل بر این نیست که بگیم اصلا وجود نداره. کما این که کم نبوده‌ند آقایونی که این متن رو خونده‌اند و تأیید کرده‌اند :)

    [پاسخ]

  40. بیتا گفته است:

    توی جامعه ،آدمای روانیی خانوما یه قلاده ببندید؟هستن که با نگاه کردن به آدم دلشون میخواد با تیغ شاهرگتو ببرن آیا شما توی وبلاگت مینویسی آقایون خانوما !دور گردنتون یه قلاده ببندید؟
    من با بقیه قسمت نوشته تون کاملا”موافقم .گفتم فقط اون بند«خواسته های سیری ناپذیرمردان »بود و اگه آقایی!این بند رو تایید کرده مطمئن باش خوندن نوشته های وبلاگ شمام می تونه حالشو خراب کرده باشه یا کامنت گذاری براتون.فقط در مورد اون بندا

    [پاسخ]

    بستگی داره به شیوع اون بیماری. من واقعا متعجبم شما چطور وجود چیزی رو در مردها دارید انکار می‌کنید که خودشون تأیید می‌کنند.

    [پاسخ]

  41. محمود گفته است:

    سلام.
    واقعا نوشته ی فوق العاده ای بود.
    و تحسین برانگیز…
    نشانه ذوق( [love-struck] [applause] )

    [پاسخ]

    سلام. ممنونم از لطف شما.

    [پاسخ]

  42. سین گفته است:

    سلام!
    از وبلاگ خواهرم سنیور زورو اینجا رو پیدا کردم!

    درباره پسرخاله شدن افراد به نظرم ۹۰ درصدش به خود بانوان بستگی داره که چه جور برخورد کنن.. رجال وقتی می بینن خانمه خودش پا میده بیشتر پسرخاله میشه!

    ولی آدم اگه خیلی خیلی رسمی باشه پسرخالگی رخ نمیده!!

    [پاسخ]

    به به! سلام. خیلی خوش اومدید.
    فکر کنم خلاصهٔ مطلب رو نوشتید دیگه ;)

    [پاسخ]

  43. محمد حسن گفته است:

    من هم به نوبه خودم از این پست تشکر می کنم. بسیار عالی و بیانگر حقایق جامعه است. به نظر من زن هر چه پوشیده تر باشه احترامش پیش مردها بیشتر میشه. حالا دیگران هر چی میخوان بگن.

    [پاسخ]

  44. tarlan گفته است:

    kheily khoob bood ··· [applause] [rose] [grin] [grin] [love-struck] [smile]

    [پاسخ]

  45. علی 14 گفته است:

    سلام علیکم
    من بار اوله میام اینجا.
    به عنوان یک مرد اعتراف میکنم که صحیح فرمودید. جز بجای ارضا باید میگفتید لذت.
    دیگه اینکه بعضی از مردها اون قدر بی غیرت وبی شعور و….هستند که بین هیچ یک از بانوان فرق نمیگذارند.
    علی دانشجو حقوق بوشهر
    در ضمن قسمت عضویت که کلیک میکنم سایتش فیلتره
    با تشکر

    [پاسخ]

    سلام. عجیبه! عضویت مربوط به سایت وبگذر هست. خود سایت فیلتر نیست، اما نمی‌دونم چرا بخش عضویتش فیلتر شده.

    [پاسخ]

  46. Positive Boy گفته است:

    با سلام و تشکر از متن خوبتون
    سرکار خانم بنده با پذیرفتن تقاوت های ذاتی بین زن و مرد بر این باورم که شخصیت و رفتار ما انسان ها بیشتر از اینکه تحت تاثیر خصوصیات کلی مردانه و زنانه ما باشه متاثر از شیوه تربیت ما و اعتقادات و باورهای درونی ماست و در واقع این ها هستند که رفتار و عکس العمل های ما رو در برابر رفتارهای دیگران و عوامل محیطی شکل می دهند.
    البته بازم تاکید میکنم اعتقادات و باورهای درونی نه اون هایی که برا ماحالت شعاری داره.
    در مورد تنوع طلبی هم که فرمودید به نظر من این تنوع طلبی در خانم ها هم کم و بیش وجود داره!
    از میان حرف های زیباتون اینکه باید از برقراری روابط غیر ضروزی پرهیز کرد خیلی به دلم نشست.
    یه مورد هم من اضافه کنم اینکه برقراری رابطه به منظور شناخت پیدا کردن به عقیده من به شدت موردمحوره و خود ما به تفاوت های رفتاری خودمون با دیگر مردها (برای شما با سایر خانم ها)کاملا واقف هستیم.
    مورد اخر هم اینکه ما(خودم رو عرض میکنم)توکل کردن به خدا رو گاها فراموش می کنیم و یادمون میره که رشته همه امور دست خداونده و راهی که خدا تاییدش کنه مطمئنا به شناخت دقیق و عمیق منجر میشه.
    به قول حافظ: راهرو گر صد هنر دارد، توکل بایدش
    بازم ممنونم از مطلبتون که هم من رو به فکر واداشت و هم قدرت تایپم رو بالا برد!

    [پاسخ]

    سلام. ممنونم از دقت‌تون. طبیعتا تربیت هست که خمیرمایهٔ انسان رو شکل می‌ده. :)

    [پاسخ]

  47. علی 14 گفته است:

    سلام علیکم
    چرا به نظر عمادالدین پاسخ ندادید؟
    پس بنده پاسخ میدهم
    عمادالدین گفتند:(…و قرآن درباره فریب شیطان می فرماید کید او ضعیفه
    ولی درباره کید زنانه می فرماید کید اونها بزرگه
    یعنی هیچ جا نگفته فریب مردان فرموده فریب زنان)
    توجه شود این جمله تنها نقل قول است.
    آیا نقل قول کردن از کسی مساوی است با تایید آن؟
    به تفاسیر ذیل همان آیه رجوع کنید.

    [پاسخ]

    سلام. ممنونم از یادآوری‌تون.

    [پاسخ]

  48. مطهر گفته است:

    سلام
    من تا جایی که توان داشتم نظرات رو خوندم.راستش همون اول که این مطلب رو خوندم میخواستم بنویسم عالیه ولی بهد که نظرات رو خوندم دیدم فقط گفتن این جمله کافی نیست!!!
    باور کنین مشکل جامعه ما اینه که هر چقدر میگن حجاب ، عده ای هستند که بهتره بگم در اکثریت قرار دارند!این گفته را نادیده میگیرتد و میگویند تا این جا که رعایت کردن چه گلی به سر بقیه و جامعه زدن!!!ولی اینجا باید اشاره کرد که مشکل ما هم همین است که تا بحال توصیات و سفارشاتی که در اسلام آمده،آنجور که باید تحقق نپذیرفته.
    کمی وضع دانشگاه های خودمان با دانشگاه های غرب را مقایسه کنید!واقعا تاسف بار است.قوانینی که در دانشگاه های آنجا وضع شده که موجب بهبود وضعیتشان شده حتی نیمی از قوانینی که در اسلام هست نمیشود و جالب اینجاست که قوانین را پس از سالها با تحقیق بدست آرده اند و اکثریت به آن عمل میکنند در حالی که ما تمام اینها را از ۱۴۰۰ سال پیش میدانیم اما کو عمل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
    فقط میخواهیم با مد روز پیش رویم.باور کنید کشور های آمریکایی پی به اشتباهشان برده اند و در صدد حل آن بر آمده اند در حالی که مردم کشور ما با افتخار از آنها تبعیت میکنند!!!!!!!
    حرف برای گفتن زیاد است اما کو گوش شنوا؟!؟!؟
    فقط میتونم همینو بگم که ما قدر خودمون رو نمیدونیم.قدر کشورمون.قدر انقلاب و ولایت فقیهمون رو….
    واقعا تاسف داره
    و در آخر:
    روزگاری شهر ما ویران نبود/
    دین فروشی اینقدر ارزان نبود/
    صحبت از موسیقی و عرفان نبود/
    هیچ صوتی بهتر از قرآن نبود!/
    دختران رابی حجابی ننگ بود/
    رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود!/
    اینک اما پشت پا زدن بردین، آزادگیست/
    حرف حق گفتن عقب افتادگی است!/
    آخر ای پرده نشین فاطمه(س)/
    کی رسی بر داد دین فاطمه(س)
    (الهم عجل لولیک الفرج))

    متشکر از شما

    یاحق [rose]

    [پاسخ]

    سلام. ممنونم از لطف‌تون. انشالله خدا توفیق عامل بودن به همه‌مون بده.

    [پاسخ]

  49. بی تا گفته است:

    سلام
    خیلی خوشحالم که با این وبلاگ اشنا شدم

    لایک به این پست کاملا باهاتون موافقم واقعا رفتار طرف مقابل به رفتار ما بستگی داره دختر و پسر و زن و مرد هم نداره بهتون بابت این پست زیبا تبریک و خسته نباشید میگم
    افرین [applause]
    یه دنیا ممنونم [rose]
    موفق و پیروز باشید

    [پاسخ]

    سلام. شرمنده می‌نمایید بانو ;)

    [پاسخ]

  50. علی 14 گفته است:

    سلام علیکم
    برای مطلب اول توضیحی ندارید؟من عر ض کرده بودم(…جز بجای ارضا باید میگفتید لذت.)
    هیچ مردی اینگونه ارضا نمیشود. بلکه لذت می برد.واین دوهرچند در طول همند اما با هم متفاوتند.

    [پاسخ]

    سلام. ارضا که همیشه به معنی اون اصطلاح خاص جنسی نیست. ارضا حس لذت‌طلبی هم نوعی ارضا هست. :)

    [پاسخ]

  51. علی 14 گفته است:

    سلام علیکم
    ۱- مرغ یه پا داره .نع !!!

    ۲-در خیلی از مسائل آنچه عرف است . قابل توجه است . از لحاظ عرف ارضا هم یعنی همون ! (اصطلاح خاص )

    در باب لذت بین حکما اختلاف است بعضی گویند لذت یعنی بازگشت به حالت اولیه .بعضی گویندیعنی چیزی باب میل
    در آخر متاسفانه همون آیکون لبخند.

    [پاسخ]

    سلام. مرغی نداریم اینجا که بخوایم در موردش قضاوت کنیم، اما قرار نیست هر چیزی رو که هر دوستی فرمود، ما هم تأیید کنیم. عرفی که ما داریم توش زندگی می‌کنیم، “ارضا” رو برای خیلی موارد داره استفاده می‌کنه. هیچ دلیلی نداره که به اون معنا حمل بشه. ضمن اینکه سیاق کلام خودش گویای منظور و مقصود هست. لذت رو هم عرفی عرض کردم، نه از دید حکما و لغویون!

    [پاسخ]

  52. eli گفته است:

    سلام خیلی مرسی علی عالیه

    [پاسخ]

  53. رامتین گفته است:

    سلام خواهر عزیز
    خواستم ازتون اجازه بگیرم این مطلب رو در وبلاگم درج کنم.
    خیلی ممنون میشم یا در وبلاگم بهم خبر بدین یا در رایانامم.
    یا علی……

    [پاسخ]

  54. رامتین گفته است:

    سلام
    با تشکر از شما که اجازه دادین این مطلب رو در وبلاگم نشر بدم.
    باز هم ممنون و باز هم ممنون.
    یا علی……….

    [پاسخ]

نام *
رایانامه *
تارنما

[smile] [grin] [sad] [shock] [confused] [lol] [angry] [tongue-out] [wink] [hee-hee] [straight-face] [crying] [love-struck] [sigh] [rose] [applause] [whistling] [wall]

*اگر پیغام‌تان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمهٔ خصوصی را درج کنید.

نگارهٔ هجدهم
نگارهٔ سی و یکم
نگارهٔ دهم
نگارهٔ بیست و دوم
نگارهٔ سی‌ام
* پیله

گرچه سودای پرواز در سر دارد،
عالَم را
یک‌دست سفید می‌بیند؛
کرم ابریشم!

* بخر مرا!
* دار
* همین گونه خوب است
* صفحهٔ ۳۰۲

شکست‌ها حُسنِ بزرگش این است که انسان را به هوش می‌آورد… انسان را بیشتر به فکر وادار می‌کند و پردهٔ غفلت را از جلوی چشم انسان برمی‌دارد.

* صفحهٔ ۳۵۲
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon