ننگِ بدقولی

می‌گفت: «حرصم می‌گیرد از دست آدم‌هایی که همه‌اش “وقت ندارم” تحویلم می‌دهند» و مقایسه می‌کرد با خودش که دارد چند تا کار را با هم انجام می‌دهد و این‌قدر هم نمی‌گوید «وقت ندارم».

راستش من ترجیح می‌دهم در جواب درخواست انجام یک کار، بگویم «وقت ندارم» تا اینکه آن کار را قبول کنم و بعد دچار بدقولی شوم و خلق‌الله را معطل بی‌برنامگی‌های خودم بگذارم. برای من برچسب «بدقولی» نخوردن خیلی اهمیتش بیشتر از این است که یک آدم بسیار فعال و اکتیو در نظر بقیه جلوه کنم.

دیگر آدم‌هایی که با یک دست چند تا هندوانه بلند می‌کنند، به خاطر این -مثلا- اکتیو بودنشان برایم تحسین‌برانگیز نیستند. چه فایده که آدم چند تا هندوانه بلند کنند، ولی بین راه یکی یکی از دستش بیفتند و تلف شوند؟ چی از این بدتر که همه تو را یک آدم باسواد و گره‌گشا، ولی «بدقول» بشناسند؟

من که خیلی راضی‌ام از اینکه «نه» گفتن را یاد گرفته‌ام و دیگر خیلی از روزها برای انجام کارهای جدید یا خارج از برنامه‌ام «وقت ندارم».

۲۴ فروردین ۹۰

موارد مشابه

۵ دیدگاه

  1. البته بعضی ها واقعا از این به قول شما اکتیو بودن و از این شاخه به اون شاخه پریدن و سرک کشیدن به هر معقوله ای واقعا لذت می برن و تلف شدن چند تا از هندونه هایی که با هم برداشتن براشون اهمیت نداره. اما به نظر من متمرکز شدن روی اولویت های مهم زندگی و نه گفتن به کارهایی که ما رو به هدف نمی رسونه آرامش بیشتری رو در پی داره [smile]

    1. اگر کسی این کار رو به خاطر دست به سر کردن دیگران بکنه، فرمایش شما صحیح ه. ولی اونچه که مورد نظر بنده بوده و از متن برمیاد یک نگاه منطقی تر به وسعت زمان ٍ فردی هست و اشاره به مدیریت زمان.

  2. نمی دونم برای شما کیفیت مخاطب مهمه یا کمیت مخاطب
    به نظر من نوشته بارانتون هر چند زیاد دقت نکردم خیلی زیباتر بود
    از چرا بعضی ها زود پسر خاله می شن
    یا همین نوشته اخیرتون نکته نغری داشت ولی این شلوغی نوشته قبلی تون رو نداشت
    اگه نمره بدیم باید این نوشته نمره بیشتری بدیم هر چنداون قدر بیننده نداشت
    برای من که کیفیت و درک مخاطب مهمه نه کمیت چه کنیم عقل مردم به چشمشون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *