دست از سر «حجاب و عفاف» برداریم!


اگر بفهمید قرار است توی این پُست دربارهٔ «حجاب و عفاف» بنویسم، چقدر طول می‌کشد تا این صفحه را ببندید؟ سه سوت؟ چند ثانیه؟ بعد از یک اسکرول کلی؟ یا بعد از خواندن کل مطلب؟

من باشم احتمالاً به احترام نویسنده یک اسکرول می‌کنم و بعد می‌بندم. راحت‌تر بگویم؛ من ِ چادری ِ طرفدار حجاب، آلرژی پیدا کرده‌ام به عبارت «حجاب و عفاف» از بس که هر کسی از راه رسید شعار حجاب و عفاف داد و «طرح».

و از بس که در پس ِ کارهای سطحی ِ کارشناسی نشده، آدم‌ها را زده کرده‌ایم نسبت به حجاب؛ توی کاریکاتورهای‌مان بدحجابان را شیطانی و آتشین، و چادری‌ها را فرشته‌سان کشیدیم؛ شاخه‌گل دست خوش‌حجاب‌ها دادیم و آن‌ها را آدم‌تر از بدحجابان فرض کردیم و با مأمورین نیروی انتظامی به استقبال بدحجاب‌ها رفتیم…

هر وقت بحثِ کار کردن روی حجاب و عفاف می‌شد، خودم را کنار می‌کشیدم. می‌گفتم این‌طوری نمی‌شود. شروع کار باید با یک تحقیق میدانی علمی باشد. شالودهٔ کار باید نتایج یک آسیب‌شناسی علمی و درست و درمان باشد. با کاریکاتور و شعر و داستان و وبلاگِ حجاب و عفافی نمی‌شود فرهنگ‌سازی کرد. نه که نشودها؛ کار عمیق و وسیعی نمی‌شود کرد؛ تأثیرگذاری‌ش آن‌طور که باید، ماندگار نیست. مخاطبِ این طور چیزها اغلب کسانی هستند که به حجاب معتقدند، نه آن‌ها که گروه هدف ما هستند.


کار فرهنگی اتیکت ندارد

کار فرهنگی یک حرکت زیر پوستی است. یواشکی باید به مخاطبت خوراک بدهی، نه که بسته‌بندی کنی و رویش اتیکت بزنی «بستهٔ حجاب و عفاف» و تقدیمش کنی! کار فرهنگی اگر لو برود نصف بیشتر اثر خودش را از دست می‌دهد. به همین روندِ هجمهٔ فرهنگی غرب نگاه کنید. اگر غرب می‌خواست مدل ما کار کند تک و توک آدمی پیدا می‌کرد که جام زهرآگینش را از دستش بگیرند و صاف بریزند توی حلقشان.

کار فرهنگی، یعنی نهادینه کردن یک باور. اغلب باورها یک شبه شکل نمی‌گیرند. نهادینه کردن نیاز به زمان دارد؛ یک پروژهٔ بلندمدت است. مگر آن‌ها که حجاب‌شان را برداشتند یک شبه بی‌حجاب شده‌اند که یک روزه، با یک همایش و یک نمایشگاه و یک شاخه گل و چند تا پوستر باحجاب شوند؟

این ساده‌اندیشی است که خیال کنیم با این طرح‌های کوتاه‌مدت ظاهری و پوسته‌ای یا با گشت ارشاد و تذکر و گرفتن و بردن و امضا و تعهد، وضع پوشش در جامعه اصلاح می‌شود.

باید رو آورد به حرکت‌های اساسی و حساب‌شدهٔ زیرساختی -که البته بعضی رو آورده‌اند. اما بخشی از کارهای فرهنگی در کشور ما، یا به دلیل جوان بودن جمعیت و کم‌شکیبایی‌ای که جوان‌ها عموماً دارند، یا به خاطر ژست‌های سیاسی و پر کردن رزومهٔ کاری و کارنامهٔ افتخارات، به صورت کوتاه‌مدت و مقطعی انجام می‌گیرد که به همین دلیل کم‌اثر و فانی است.


به حجاب گیر ندهیم!

باید بجای کار مستقیم روی حجاب و پوشش، رفت سراغ چیزهای دیگری که اگر باشند، خودبه‌خود مسئلهٔ پوشش هم -اگر نگوییم حل می‌شود- بهبود پیدا می‌کند؛ چیزهایی که مسبب بدپوششی‌اند.

یکی از راه‌هایش، کار کردن روی حل مشکلات خانواده است. به جای صرف این همه هزینه برای برپایی نمایشگاه و همایش و کارهایی از این دست، اگر آن هزینه را روی خانواده‌ها سرمایه‌گذاری کنیم و سعی کنیم هر خانواده را با مشاور روانشناس مجربی آشنا کنیم و یادشان بدهیم که از همان ابتدا با همکاری مشاور ضعف‌های زندگی‌شان را، نقاط برخوردشان را رفع کنند، فرداروز به مشکلات حادتری دچار نمی‌شوند که نتیجه‌اش بشود بی‌توجهی به فرزند و شخصیت و هویت و خواسته‌هایش.

خیلی از همین کسانی که رو آورده‌اند به تبرّج و خودنمایی (نمی‌گویم «همه‌شان»)، به خاطر این است که در خانواده جدی گرفته نشده‌اند. حساب نمی‌شوند. نظراتشان هیچ‌وقت دیده نمی‌شود. همیشه به‌شان به عنوان «بچه»‌ای که توان درک و تشخیص ندارد نگاه می‌شده و اجازهٔ حرف زدن نداشته‌اند. به هزاران طریق تحقیر شده‌اند و در نهایت، شرایط خانواده طوری بوده است که حالا از بودن در منزل احساس آرامش و رضایت نمی‌کنند.

وقتی خواسته‌های اولیه، در خانواده که مهم‌ترین نهاد و مرکز شکل‌گیری شخصیت و احساسات است، تأمین نشود، طبیعی است که آدم جای دیگری دنبال رفع و رجوعش باشد. کم‌ترینش همین خودنمایی است.

یک راه حل دیگر، ایجاد و پرورش تفکر انتقادی در افراد است. اگر بچه‌ها از همان دوران کودکی، در خانه و مهد و مدرسه یاد بگیرند که برای هر چیزی دلیلی را جست‌وجو کنند و دیدی پرسشگر به اطراف‌شان داشته باشند، دیگر به راحتی مصرف‌کنندهٔ هر تفکر و هر روشی نخواهند بود. یکی‌ش همین مُدهای پوشش.

این راه‌های زیرساختی و غیرمستقیم زیاد است. افزایش اعتماد به نفس؛ ابراز علاقهٔ پدر و مادر به یکدیگر در مقابل فرزندان؛ به زبان آوردن و تحسین زیبایی‌های ظاهری و اخلاقی دختر توسط پدر و برادر و محارمش؛ روابط دوستانهٔ خواهر و برادرها؛ افزایش ارتباط با نسل پیشین و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها…

 راه‌های بهبود وضع سلامت روانی جامعه زیاد است. شما هم پیشنهاد بدهید!

این مطلب در چارقد
این مطلب در پارسینه

موارد مشابه

۱۸ دیدگاه

  1. سلام
    من نمیدونم شما چهل تا پست رو چجور تو یه پست خلاصه کردید.(ماشاءالله)
    ببخشید که طولانی میشه.
    تنها دو نکته در حاشیه عرض کنم ، شاید به درد خورد:
    ۱-در عالم (سیاست ) دو چیز باید مشخص باشد:
    زمین بازی
    قواعد بازی
    مثال:
    یک خانم محجبه در ایران رو تصور کنید، در زمین ما با قواعد ما

    این خانم برای ادامه تحصیل مجبور به خروج از کشور میشه، در آنجا هنوز حجاب خود را دارد، با قواعد ما در زمین حریف

    در آنجا برای ادامه تحصیل مجبور میشود تن به بی حجابی بدهد، درزمین حریف با قواعد آنها(تا اینجا ازلحاظ استراتژی ، مشکلی نیست)

    حالا این خانم برمیگرده به کشور ، اما بدون حجاب
    یعنی با قواعد حریف در زمین خودی
    حدیث از امیرالمومنین علیه السلام:خارو ذلیل نشد گروهی که در خانه(سرزمین)خودشان با دشمن جنگیدند.
    برگرفته از سخنرانی های آقای حسن عباسی با تصرف
    من کمی از منظر سیاسی نگاه میکنم به این دلیل که ، در یکی از خبرگزاری ها نظرخواهی کرده بودند که ، به نظر شما دلیل روی آوردن به بدحجابی چیست؟حدود۵۵درصد گفته بودند(امخالفت بابرخی از تصمیمات وسیاست ها)گزینه های دیگری مانند جهل به قانون – خودنمایی وعقده های روانشناسی و…هم بود.(البته این رو باید در نظر داشته باشیم که چگونگی طرح سوال و پاسخ هم ،بی اثر در در دادن نظر نیست)
    ۲-حاج آقا پناهیان:
    …بجای اینکه با بدحجابی مقابله بشه برای حجاب خوب، و خوبی حجاب تبلیغ بشه
    (نقل به مضمون)

  2. به حجاب گیر ندهیم :

    بی توجهی خانوادها ؟
    شنیده بودیم که منجر به اعتیاد و فرار از خانه میشود نه بد حجابی

    دوست عزیز خود نمای در خوی انسان هست
    حتی خانمها و اقایانی که مذهبی هستن علاقه زیادی به خود نمای دارن مثل جای مهر نماز در پیشانی
    یا خانمهای مذهبی که طریقه پوشش و صحبتشان کامل فرق میکند

    موفق باشید

  3. میفهممش. در نوع خودش خوبه خانوم آقاجانی اما اصلن اینکه به “تفاوت” به چشم آسیب نگاه میکنه
    اینکه اونا رو یه جور بیمار یا مشکل دار در نظر میگیره این یه بیماریه خودش
    باید به تفاوتها احترام گذاشت
    مث لبنان/مث ترکیه/به ما چه دیگران چی میپوشن یا میخورن یا…؟ / فوقش اینه خودمونو عرضه میکنیم و سبک زندگیمونو و دیگارن خودشون انتخاب میکنن… نه بیشتر.. اینهمه دختر ایرانی کم حجاب و بی حجاب که به نظر من قطعن تعدادشون بیش از دخترای محجبه اس بیمارن؟ مشکل دارن؟ اینهمه دختر بی حجاب توی دنیا که روحشون خبر نداره از این حرفا بیمارن؟! مشکل خانوادگی دارن و محجبه ها سالم و خانواده دار و … ؟ این حرفه؟

    چشمها را باید شست…

    1. نکتهٔ اول اینکه بنده کوثر هستم. نکتهٔ دوم اینکه بحث کشورهای دیگه نیست که البته می‌شه این مورد رو به سادگی تعمیم هم داد. توی این نوشته به ایران، فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی توجه شده.
      بحث از کشورهای دیگه با مذاهب دیگه در این مورد یه جور مغالطه است.

      1. عذر میخام. توی گودر نوشتم زیر شیرآیتم خانوم آقاجانی خواستم خودتون هم بخونین.
        و اما بعد:
        ببخشید حجاب مگه حکم “دین” نیس؟ حکم اسلام نیس (از دید شما)؟ حکم مذهب شیعه که نیس! پس مهمه که مسلمونهای دیگه هم چه کردند و چه میکنند و نتیجه اش چی شده و ما چه کردیم در این سی سال و نتیجه اش چی شده که شما هم در متننتون به گوشه هاییش اشاره کردین به درستی. در ترکیه باید با قانون و چک و لقد روسری برداشت و اینجا باید با توسری گشت ارشاد روسری سر دخترای مردم کرد!
        دوم اینکه مگه مورد لبنان و شیعیانش نیس؟ مگه مورد آذربایجان و شیعیانش نیس؟
        اینکه نمیشه ما هر جا به نفعمون بود مسلمون باشیم هر جا نبود شیعه!! حکم اسلام و پیامدهاش برای هر مسلمونی (که شیعه هم جزوشه طبع!) یکسانه.
        مرسی

        1. در ضمن با عرض معذرت اون عکسی هم حتی که خودتون برای پست گذاشتین هم حتی از مسلمونهای شرق آسیاس که سنی هستن! اون هم مغالطه بوده؟ 🙂 خب این نشون میده غیرمستقیم که خود شما هم داشتین به یه حکم “اسلام”ی عام فک میکردین در یک فرآیند مقایسه با سایر کشورهای اسلامی نه الزاماً شیعی.
          بازم مرسی

  4. سلام
    بسیار بسیار ممنون از این نگاه عمیق به مقوله ای عمیق!
    مخصوصاً قسمت “کار فرهنگی اتیکت ندارد”

    پست شما به لینکهای برگزیده ی مجله الکترونیکی “پارسی نامه” افزوده شد

  5. اول حجاب اجباری رو بردارید بعد بپردازید به راههای ترویج به قول خودتون “حجاب و عفاف”
    تا قانون یا روسری یا توسری توسط نظام شما بر زنان اعمال میشه تمام راههای نظام ابزار ساز از زن شما، پیشاپیش شکست خورده اند

  6. وقتی مطلب رو خوندم و بعد مجدد به تیتر نگاهی انداختم یاد جمله‌ای افتادم از ژان ژاک روسو که میگه پدر و مادرها با تربیت نکردن فرزندشون، به ما – یعنی روانشناس‌ها- در تربیت فرزندشون کمک کنند.
    به نظرم خیلی وقتها این تربیت بد و بد تربیت کردن چه از سوی خانواده‌ها و چه از سوی جامعه باعث طرد حتی اون تعدادی هم میشه که قراره به صورت خودبخود و اتوماتیک‌وار – حالا یا ناشی از شناخت و آگاهی یا فاقد اون – با حجاب از آب دربیایند.
    به هرحال آنچه که معلومه اینه که قدم برداشتن توی این راه باید با شناخت و بررسی دقیق صورت بگیره تا از حداقل تاثیرات منفی جلوگیری بشه.

  7. جانا سخن از زبان ما می گویی!
    واقعا همین طوره
    یه عده که از حجاب حرف می زنن بدتر ضد تبلیغه کلام گوهربارشون
    بی حجابی داره از توی خانواده ها شروع می شه اما کو گوش شنوا!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *