بهار می‌شود

تو که می‌آیی
طوفان‌ها،
فرو می‌نشیند

سرعت نفس‌گیر زندگی،
زمین‌گیر می‌شود

صدای هیاهوی آدم‌های همواره عجول،
بوق ممتد ماشین‌ها،
دزدگیرهای همیشه وقت‌نشناس،
خاموش می‌شود

ترانهٔ بهاریِ گنجشکک‌ها
حیاط سرمازده را شور می‌پاشد

تپش ناهموار قلبم
آرام و مطمئن
تپیدن از سر می‌گیرد

ستاره‌ها به آسمان تیرهٔ شب
نور می‌پاشند

ابرهای دلتنگِ بغض‌آلود
به دست‌نیافتنی‌ترین سرزمین ِ ناموجود
کوچ می‌کنند

لذت‌بخش‌ترین آفتاب گرمابخش!
تو که می‌آیی
زمین،
یک پارچه
…. بهشت می‌شود

موارد مشابه

۲ دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *