کمی انعطاف…

ندیده‌ام تاکنون کسی مخالفِ ایجاد تنوع در پوشش باشد. انگار اغلب‌مان بر سر ایجاد تنوع به توافقی نانوشته رسیده باشیم. اما در مورد مصادیقش اختلاف نظر زیادی داریم. عده‌ای تا حرف از تنوع حجاب می‌شود، به فکر تغییر رنگِ سیاه چادر می‌افتند و عده‌ای مدل‌های مختلف مانتو را پیشنهاد می‌دهند. چند سال اخیر البته مدل‌های متنوع مقنعه هم به بازار آمده که به نظر نمی‌رسد با استقبالِ خیلی خوبی مواجه شده باشد.


این مدل‌ها جلب توجه می‌کند

اخیراً که بحث‌هایی از مدل‌های متنوع بستن شال و روسری به میان آمده، عده‌ای از همین دوستانِ طرفدار تنوع، و البته دوستانِ مخالفِ تنوع جبهه گرفته‌اند که این‌ها دیگر چه جور «حجاب»هایی است؟ حجاب نباید جلب توجه کند (به قولی حجاب نباید زیبا باشد؛‌ چرا که زیبایی باعث جلب توجه می‌شود و همینْ با هدف شرع از پوشش در تضاد است!*).

برای تبیین این موضوع، سعی کرده‌ام نمونه‌ای مصداقی را مورد توجه قرار دهم که پس از بررسی آن، خوانندهٔ گرامی و فکور، از ورای این مثالِ ناقص، خود به مقصودِ مبسوط نویسنده نائل می‌شود.

به طور مشخص دربارهٔ این قبیل مدل‌ها (+ و +) دارم صحبت می‌کنم؛ و البته مدل‌های مشابهش. نظرات ذیل این مدل را بخوانید… عده‌ای از دوستان که تعداشان هم کم نیست، به برآمدگی پشت سر مانکن «گیر» داده‌اند که «مثل کوهان شتر است و مصداقِ حدیث پیامبر» و یا به آرایش مانکن! این دوستان آدم را یاد آن فردی می‌اندازند که وقتی با اشارهٔ انگشت، دوردستی را به‌ش نشان می‌دهی، به نوک انگشتت چشم می‌دوزد و می‌گوید چرا ناخنت این‌قدر دراز است! (خب این مانکن، یک نمونه است؛ شما کوهان شتر را بردار!)

 دوستان دیگری که از جلب توجه کردن این مدل‌ها صحبت کرده‌اند، احتمالاً فراموش کرده‌اند که در بطنِ خود جامعه، به طور واقعی و نه انتزاعی و تئوریک، با چه مدل‌هایی مواجه‌ایم. آیا به نظر این دوستان، شالی که دو پرش آزاد است و لاخ‌های فر شده و رنگ شدهٔ مو از هر جهتش هویداست و گوش و گوش‌واره و گردن و گاه فراتر از این‌ها در معرض دید است، توجه بیشتری را جلب می‌کند یا این نوع مدل بستن روسری؟ و به نظر این دوستان، اصولاً مفسدهٔ کدام‌یک بیشتر است؟


زیر چادر؟

بعضی از دوستان اعتراض‌شان که گاه توأم شده با تمسخر به این است که این مدل روسری‌ها را که نمی‌شود زیر چادر پوشید! بله بعضی از این مدل‌ها را واقعاً زیر چادر نمی‌توان استفاده کرد، چون علاوه بر این که اصلاً تنوعش دیده نمی‌شود، یک سری حجم‌های نازیبایی را روی سر و زیر چادر ایجاد می‌کند که خنده‌دار می‌شود. اما این دوستان بد نیست قبل از به سخره گرفتن چنین موضوعی به این فکر کنند که آیا مخاطب این پیشنهاداتِ پوشش، خانم‌های چادری هستند یا غیرچادری. من فکر می‌کنم این روشن و واضح است که چنین نمونه‌هایی در درجهٔ اول برای استفادهٔ بدون چادر است و برای کسانی است که دوست دارند هم محجب باشند و هم شیک بپوشند و در عین حال چندان دل خوشی از نمونه‌های رایج در جامعه ندارند. و اگر قرار باشد یک خانم چادریِ با ذوق از این مدل‌ها استفاده کند، با اندک تغییراتی که در آن می‌دهد، می‌تواند حجم‌های نازیبای زیر چادر را حذف کند و به گونه‌ای خوشایند ازش استفاده کند.


مهمانی باحجاب؟

علاوه بر مورد فوق، بعضی از این مدل‌ها برای استفاده در بعضی مهمانی‌ها بسیار مناسب و شکیل است. البته در مقابل این صحبت هم، جبهه‌گیری‌های زیادی شده و می‌شود؛ مثل این که: «مگر نامحرمِ یک مهمانی از نامحرم‌های کوچه و خیابان محرم‌تر است؟» و اگر در پاسخ اشاره‌ای به این بکنی که از این مدل در مهمانی‌های زنانه هم می‌شود استفاده کرد، می‌پرسند: «مگر در مهمانی زنانه هم روسری می‌پوشند؟»

در اینجا باز هم همان اشتباه اول تکرار شده و تصور شده است که مخاطب چنین نمونه‌هایی، خانم‌های محجبهٔ چادری‌اند و بس! واقعیت این است که بعضی وقت‌ها، توانایی اندیشیدنِ فراتر از کلیشه‌ها و دیده‌های‌مان را نداریم. من دخترانی را می‌شناسم که تمایلی به داشتنِ حجاب سفت و سختِ چادر و مقنعه ندارند و در عین حال بی‌قیدی در پوشش را هم برنمی‌تابند. و اتفاقاً دیده‌ام که چقدر تلاش می‌کنند در مهمانی‌ها یا مراسم جشن و عروسی، هم پوشیده باشند و هم زیبا باشند و خاص. حتماً شما هم دور و بر خودتان نمونه‌های این‌چنینی دیده‌اید.

حال تصور کنید به کمک این پوشش، این دسته از بانوان، هم به خواستهٔ خودشان در شکیل بودن برسند و هم حفظ حجاب بکنند. هنوز هم به نظرتان این اتفاق بدی است؟

در مورد مهمانی‌های زنانه، باید بگویم تعجب می‌کنم از دوستانی که تصور می‌کنند الزاماً در هر مهمانی زنانه‌ای حجاب‌ها برداشته می‌شود. مهمانی‌های زنانهٔ زیادی هستند که در هر کدام به دلیلی مدعوین حجاب را برنمی‌دارند. به عنوان نمونه می‌شود از مراسم‌های زنانه‌ای که رنگ و بوی مذهبی دارد نام برد؛ مثلاً مراسم جشن میلاد حضرت زهرا(س) را تصور کنید که در آن به دلیل حفظ حرمت یا هر دلیل دیگری، بانوان با حجاب حاضر می‌شوند؛ گرچه که حجاب در محفل‌های زنانه به سفت و سختیِ حجاب در بیرون از مجلس نیست.

حال اگر در یک چنین مهمانیِ شادی، کسی چنین پوششی را برای خود انتخاب کند و چنین آراسته و زیبا در جمع حاضر شود، هنوز هم برای دوستانِ چند آتیشه‌مان(!) خیلی عجیب یا مضحک است؟

من کسانی را می‌شناسم که به دلایلی مثل موقعیتِ خاص همسرشان در جامعه، یا موقعیتِ اجتماعی خودشان، در جشن‌ها و مهمانی‌های زنانه هم به حفظ درجه‌ای از حجاب معتقد و پای‌بندند؛ که در این موارد استفاده از این چنین نمونه‌هایی برای آن‌ها می‌تواند علاوه بر حفظ زیبایی، آنچه که منظور نظرشان است را هم برآورده کند.

پس دوستانْ می‌بینند که می‌شود در مهمانی‌ها هم از این مدل‌ها استفاده کرد؛ چه در مهمانی‌ها و جشن‌های مختلط (برای کسانی که مقید به حجاب‌اند اما نه به اندازهٔ بعضی بانوانِ چادری) و چه در مهمانی‌های زنانه (برای بانوانی که به دلایل ذکر شده مایل به داشتن حجاب‌اند).


کمی انعطاف بد نیست!

همیشه حرف‌ها در وقت شعار زیبا هستند و اغلب روی آن‌ها اتفاق نظر داریم؛ اما همین حرف‌ها وقتی رو به عملی شدن می‌روند، در مصادیق‌شان منشأ اختلاف‌اند. ایجاد تنوع در پوشش تقریباً موضوع مورد اتفاق‌نظری است؛ اما گاهی از ایجاد تنوع، ناخواسته، ندانسته و یا به دلیل سوء تفاهمِ ایجاد شده، جلوگیری می‌کنیم.

 تنوع در مدل‌های روسری و بستن شال، به دلیل پوشیدگی بیشترش نسبت به مدل‌های رایجِ جامعه، و در عین حال زیبایی و شکیل بودنش، نه تنها مانعی ندارد که به نظر نویسنده حتی لازم است. این در حالی است که عده‌ای از دوستانِ دغدغه‌مند، با چنین تنوعی مخالف بوده و آن را انحرافی در مسئلهٔ حجاب می‌دانند. در حالی که ریشهٔ اغلبِ انتقاداتِ آنان به دلیل بی‌توجهی به طیف مخاطبینِ چنین پوشش‌هایی است.

مدل‌های متنوعی که در این نوشته از آن‌ها صحبت شد، بر خلاف تصور بسیاری از دوستانِ مخالف، الزاماً پیشنهاداتی برای خانم‌های چادری و دخترانِ شدیداً معتقد به حجابِ حداکثری نیست؛ این‌ها پیشنهاداتِ کوچکی است به بانوانی که خواستار تنوع، زیبایی و البته پوشش‌اند (گرچه پوشش حداکثری مدنظرشان نباشد).

ضمن این که روشن است که منظور از «پیشنهاد»، صرفاً طرح پیشنهاد است و نه آن‌طور که بعضی دوستان در نظرات‌شان ابراز کرده‌اند، اجبار و الزام به چنین پوششی. تا بوده همین بوده که وقتی طرحی «پیشنهاد» می‌شود، عده‌ای که خوش‌شان می‌آید می‌توانند بپذیرند و عده‌ای که به هر دلیلی نمی‌پسندند، می‌توانند نپذیرند؛ در «پیشنهاد»، «اجبار» نیست.

اما در این میان بعضی مقاومت‌ها صرفاً به جهت جلوگیری از بدعت‌گذاری صورت می‌گیرد که قابل درک است و با تأملی کوتاه قابل رفع. اگر دوستانی که با طرح مدل‌های متنوعِ پوشیده، ترس از بدعت در حجاب و پوشش را دارند نیم‌نگاهی به اطراف‌شان بیندازند و دخترها و زنانِ کوچه و بازار و مدارس و دانشگاه را ببینند، به لزومِ ارائهٔ طرح‌های متنوع و پوشیده و در عین حال زیبا اذعان خواهند کرد؛ چرا که تصدیق می‌کنند محجبه شدن همهٔ این زنان و بانوان، ممکن نیست (حداقل با توجه به شرایط و زیرساخت‌های کنونی)؛ اما «بهتر کردن»ِ پوشش بخشی از آنان، به کمک طرح‌های زیبا و بدیع، ممکن است (گرچه این بخش، بخش کوچکی از آنان باشد).

به نظرم با توجه به وضع کنونی پوشش در جامعه، بهتر است واقع‌گرایانه بپذیریم که دورانِ سخت‌گیری‌های بیش از حد و نگاه‌های صفر و یکی به سر رسیده است و با در نظر گرفتن طرح‌هایی بدیع اما بی‌خطر(!) می‌توان در بهبود وضعیتِ پوشش گروهی از بانوان قدمی برداشت. بهتر است به جای تمسخر و منع کردن از تنوع‌های این‌چنینی که حدود شرعی در آن رعایت می‌شود، اجازه بدهیم بخشِ میانیِ جامعهٔ بانوان به‌جای تمایل و گرایش به پوشش‌های غیرشرعی و محرکِ کنونی در جامعه، جذب چنین نمونه‌هایی از پوشش شده، علاوه بر حفظ زیباییِ مورد نظرشان، به حجاب بهتری دست یابند.

در انتها باز تأکید می‌کنم که این چنین مسائلی، صرفاً طرح‌های ساده و دمِ دستی است برای کمی،… فقط کمی بهتر کردن مسئلهٔ حجاب؛ وگرنه آنچه که در واقع باید انجام شود کارهای فرهنگیِ قوی و زیرساختی است که الزاماً ربطی به پوشش ندارد. (+)

.

*موضوعی که در این مباحث، همچون سلاحی قدیمی همواره مطرح می‌شود این است که «حجاب نباید جلب توجه کند»؛ اما نکته‌ای که پاسخش اغلب مغفول می‌ماند این است که «آیا هر جلب توجهی حرام است؟»

موارد مشابه

۳۵ دیدگاه

  1. سلام

    پر واضح است که مسلئه ما در حجاب مسلئه افرادی ست که ملکه حیا برایشان ملکه نیست. آیا چنین افرادی به واقع جذب این طرح ها می شود و یا این طرح ها وسوسه ای و بهانه ای برای کنار گذاشتن بعضی چادر ها می شود.

    حتما دومی.

    وقتی دغدغه طراحان این طرح ها پوشش است فطعا کسانی را تغییر می دهند که دغدغه پوشش دارند یعنی کسانی فعلا آسیب جامعه نیستند! [wall]

    1. من فکر می‌کنم توی متن به قدر کافی در مورد این موضوع صحبت شده و گفته شده که چنین طرح‌هایی برای چه گروهی می‌تونه مفید باشه. به جای حرص خوردن یه بار دیگه متن رو دقیق بخونید.
      ضمن این که من گمون نمی‌کنم کسی که معتقد به حجاب و مأخوذ به حیا باشه، حجاب ساده و کاملش رو با چنین طرح‌هایی عوض کنه؛ پس نگران نباشید!

  2. خدا رو شکر بالاخره یکی پیدا شد یه حرف حساب بزنه.
    مردیم از بس تا اومدیم با تنوع اونم نه از نوع عجیب و غریبش تبلیغ حجاب کنیم کوبیدن تو سرمون که حجاب فقط مقنعه اونم مشکی!!!
    [wall]

  3. فرموده اید : اصولاً مفسدهٔ کدام‌یک بیشتر است؟

    الف) اصولا اگر بعضیها دست از “زن مفسده بینی” بردارند بسیار خوب است. اصولا زنِ تماما برهنه هم در کشورهای آزاد مفسده انگیزی نمیکند چه برسد به زنی که به قول شما “لاخ” های مویش بیرون هست. این زن مفسده پنداری و زن مفسده انگاری، اصولا گویا از اصولات بعضیهاست. چرا امت حزب الله چنینند براستی.

    ب)آیا حیا مساویست با اینکه زن خود را مفسده بداند

    با تشکر از شما دوست گرامی

          1. بسیار خب.
            این رو هم اضافه کنم که تغییر و تقلیل مطلوبیات فقها برای برآورده کردن و ارضای ذائقه زنان،انفاق مبارکیست.
            اگر نتوانستیم زنان را با ذائقه سخت گیر و سختی آور فقها همساز و همراه کنیم، در معجون تلخ ایشان شکر میریزیم تا شاید مورد پسند واقع شود.
            و اگر نتوانستیم زنان رو به حجاب سختگیرانه و سختی آور و مطلوب ذائقه فقها ارادتمند و همراه کنیم، حجاب ِ فربهء فقها را لاغر میکنیم تا شاید مورد قبول و مطلوب ذائقه زنان واقع شود
            تیم زنان معاصر، دروازه مردان فقیه را گلباران کرده اند

          2. تصور می‌کنم شما اگر کمی به دور از بعض و کینه و جبهه‌گیری در این مورد فکر می‌کردید، کامنت‌های منصفانه‌تر و منطقی‌ترید می‌ذاشتید.

          3. بله، من از کامنت شما، چنین حسی رو نسبت به فقها برداشت کردم. حسی مثل این که فقها دشمنِ زنان هستند و دربارهٔ پوشش زن‌ها، به میل خودشون سخت می‌گیرند تا اون پوشش مطابق «ذائقه» اون‌ها (فقها) باشه.

          4. مساله مهم در اینجا همان سخت گیریهای عجیب و غریب و نگاه به زن به گونه ایست که گویا ام المفاسد است و از اصل و فرعش مفسده بر میخیزد و نگاه غیر واقع بینانه و مغایر با حقیقت و گاهی موهن، به زن و تواناییهایش در تمامی زمینه هاست.
            حالا این نگاه اصالتا و اساسا منشاش از هرجا باشد مذموم است و اصرار بر آنها در عصری که زنان با عملکردشان و بُروز تواناییهای منکوب شده شان، مُهر ردِ مستندی بر این تفکراتِ زن ناتوان بینانه و زن نالایق بینانه زده اند، مذموم تر است .

          5. این دو تا مطلبی که در ابتدا و انتهای کامنت نوشتید، ربطی به هم ندارند. این که به نظر شما بعضی نگاهشون به زن این هست که انگار زن ام المفاسد هست، بی‌ارتباطه با ناتوان دیدن زن و نمی‌شه از اولی دومی رو نتیجه گرفت.
            اما در مورد اصل صحبت‌تون، نگاه بدبینانه‌ای وجود داره که باعث می‌شه بعضی حساسیت‌هایی که نسبت به زن وجود داره رو تعبیر بکنید به نگاه‌های موهن نسبت به زن و فکر کنید که این ریزبینی‌ها به دلیل این هست که زن از اصل و فرعش مفسده برمی‌خیزه.
            من نگاه خوش بینانه‌تر و نزدیک‌تر به فطرت و خلقت رو می‌پسندم که زن رو طبیعتا دارای خصائص و ویژگی‌هایی می‌دونه که برای مرد ایجاد جذابیت می‌کنه و شما و نه هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌تونه این رو انکار بکنه که همین استفاده های ابزاری‌ای که در تبلیغات از زنان می‌شه، گواه محکم این حرف هست و اتفاقا ردی هست بر نظر کسانی که خیال می‌کنند وجود زن و زیبایی‌های او در غرب عادی شده، که اگر عادی شده بود همچنان کما فی‌السابق و بلکه بیشتر از سابق، از زن برای جذب بیشتر مشتری و تبلیغات استفاده نمی‌کردند.
            صحبت در این مورد رو زیاد مفید به فایده نمی‌دونم، مادامی که در ریشه و پایه‌های این بحث اتفاق نظر نداشته باشیم. من دستوراتِ مربوط به پوشش و حیای زن و مرد رو دستورات اسلام و از جانب خالق زن و مرد می‌دونم و نه فرامینی که فقها از جیب خودشون، و به میل خودشون صادر کرده باشند. و اگر به همین نکته اذعان داشته باشید، خواهید پذیرفت که در اوامرِ خالق حکیم، حکمت‌هایی است که به حکمِ خالق بودنش باید اون‌ها رو بپذیریم؛ گرچه عقل ما توان درک اون حکمت رو نداشته باشه (که البته در مورد احکام مربوط به پوشش و حیا، عقل هم قادر به درک خیلی از جنبه‌هاش هست).

          6. من نخواستم از اول، دومی رو نتیجه بگیرم.
            بلکه این دو رو فقط در کنار هم مطرح کردم. یعنی عده ای هم زن را مفسده می انگارند و علاوه بر این نگاه، نگاههای موهن و زن فرودست بینانه دیگری نیز به زن دارند.

            دوست گرامی
            در قسمت بعدی کامنتتون متاسفانه باز نگاهتون بسیار محدود و کوتاه شده

            از آنچه که امت حزب الله میگند،این زنان امت حزب الله هستند که گویا اینچنین هستند و حجم فساد انگیزیشون اینقدر بالاست و همچنین این مردان امت حزب الله هستند که گویا آستانه به فساد کشیده شدنشونشون بسیار پایین هست.(من چیزی رو به این زنان و مردان نمیچسبونم و نچسبوندم. فقط آنچه که خود امت حزب الله میگند، دقیقا همین است)

            دوست گرامی
            نگاهتون رو از کتب و رساله ها و کشور خودتون بلند کنید و بردارید و دنیا رو ببینید.
            میتوانید سفرهایی به سواحل استرالیا اصلا داشته باشید.
            اون موقع متوجه خواهید شد که چه تخیلاتی رو فقها براتون ساخته و پرداخته اند. و اگر در این ممکلت به خانم کاملا پوشیده هم نگاه آنچنانی میکنند و چند تا “لاخ” مو مشکل ساز میشود، در آنجا به زنان با آنچنان پوششهایی هم حتی توجه آنچنانی(آن توجه و نگاهی که شما ازش مینالید) کسی نمیکنه.
            و در مورد تبلیغات گفتید. منم با ابزار سازی از زن مخالفم. البته اگر اصلا ابزاری از زن ساخته شده باشد.
            نگاه جنسی و نگاه زن زیبا بینانه فرق میکنند.
            نگاه جنسی یعنی همین که زن حتی عطر زدنش هم مشکل ساز هست.
            و اینکه گفته میشه در اونجا اکثریت قریب به اتفاق مردان توجه و نگاه آنچنانی به زنان ندارند(زنانی که نسبت به معیارهای حجاب اسلامی، برهنه هستند و کارشون از دو تا “لاخ” مو گذشته)، به این معنی نیست که زنان براشون تبدیل به کُنده درخت یا یه تکه سنگ شده باشند و مردانشون خنثی و فاقد تمایلات جنسی شده باشند.

            خب تعبدی یا تفکری با مساله ای برخورد کردن هم خودش مساله ایست. یا تفکر به خرج دادن در عین تعبد. و اینکه چیزکی در آغاز اسلام وجود داشته، فقها و اسلام مداران افراطی تبدیل به چیزهایی کرده اندش و شاخ و برگهای بسیاری به اون داده اند.

            از اون پرسش هم طفره رفتید.
            جواب بدید بی زحمت.
            موافقید
            مخالفید

          7. شما به پاسخ بنده توجه نکردید. همین که می‌گید موافقید که زن رو وسیلهٔ تبلیغات کردند، مؤید جذابیت‌های وجودی زن هست. شما تصورتون از به انحراف کشیده شدن احتمالا چیزی در حد ارتکاب زنا است، در حالی که مفسده برای خودش مراتب داره. ضمن این که پوشش چیزی نیست که فقها یا به قول شما اسلام‌مداران افراطی ابداعش کرده باشند. پوشش فرمانِ شرعی هست؛ اگر همین رو قبول داشته باشید، دنبال توجیه‌هایی که عقلانی می‌خونیدش نمی‌رید. باز تکرار می‌کنم که عقل به خاطر محدودیت‌هایی که داره توانایی درک هر حکمتی رو ممکن نداشته باشه.

            من مخیر هستم به این که جواب سؤالی رو بدم یا ندم. و اگر لازم بدونم در مورد چیزی صحبت کنم، اون رو در قالب یه پست وبلاگی میارم.

          8. متأسفانه دیر متوجه ماهیتِ جعلی شما شدم. مثل قبل بحثی با شما ندارم. ضمن این که فکر می‌کنم در این مورد به قدر کافی صحبت کرده‌ایم و نکتهٔ ناگفته‌ای نمونده که نیاز به صحبتِ بیش از این باشه. جواب‌های من به نظر تأییدنشده‌تون، همین جواب‌هایی هست که داده‌ام و بهشون توجه نمی‌کنید.

  4. جا انداختن این نوع حجاب دقیقا مثل جا انداختن چادر ملی و ایرانی هست و به نظرم کار فرهنگی بزرگی رو می طلبه به قول یکی از بزرگان چادر شالی و ملی عرضه شد برا این که کسانی که چادری نبودند به این نوع چادر رو بیارند اما قضیه نسبتا برعکس شد و خانم های چادری چادر سنتی و کاملا پوشیده رو کنار گذاشتن و به چادر شالی و ملی رو آوردند!

  5. سلام.
    شاید اولین بار یا جزو معدود دفعاتیه که لب باز میکنم و حرف میزنم. همیشه اینجا رو میخونم ولی اغلب ساکت.
    دلیل حرف زدن این بارم، اینه که بشخصه با این قضیه روبرو شدم و عدم انعطاف و خشکی و برخوردهای ناجور و ناحق اطرافیان مذهبی م رو با پدیده ی شال و روسری رنگی زیر چادر، دیدم و لمس کردم.
    گاهی درک و تحمل این طعنه ها، خیلی سخته. گاهی واقعا ناراحت کننده و برخورنده ست. و واقعا قابل تامل.
    آیا به راستی، هر نوع زیبایی و شیک پوشی، حرام و گناه الود و باعث به گناه افتادن نامحرم و خلاصه غیر قابل قبوله؟
    گاهی کم میارم!

    1. سلام. بله، گاهی حرفا بیشتر از گنجایش یه پست وبلاگی هستند…
      اون «خیلی خوب بود»ِ آخرش رو، نمی‌گفتید راضی‌تر بودم. بالاخره شما مطلب رو کامل نخوندید و هیچ بعید نیست که ارزیابی‌تون به حقیقت زیاد نزدیک نباشه. :‌)

  6. حیف که ما مرزها را درنوردیده ایم
    عقیده مون این شده که بعضی از احکام با گذر زمان عوض میشن و ما باید خودمون رو، عقایدمون رو ،فرهنگمون رو با نسخه های پیچیده شده توسط غرب و توطئه های اسلام گریزشون آپدیت کنیم…

    متاسفانه یادمون رفته و یا میخوایم فراموش کنیم که فاطمه الگوی زن مسلمان هست…

    و اینکه

    شعاع مرزهایمان را از شرع اسلام و سیره ائمه و سفارشات علما و بزرگان دین ، به برداشت های خودمان و کلاه و توجیه های شرعی مان تغییر داده ایم

  7. سلام کوثرخانوم،من به این موضوع ازاین جنبه نگاه میکنم که افرادبی حجاب(یابه قول بعضی هابدحجاب)یه قدم به حجاب اصلی نزدیک بشن وبالذت حجاب آشنابشن،اگه فرهنگ سازی بشه ودختران محجبه جای پیشرفت،پسرفت نداشته باشن عالیه…

  8. این که خود ما به این نتیجه برسیم که با پوشیده تر شدن هم می شه برازنده بود چقدر فرق داره با اینکه افرادی با توهین و حرکات ناشایست حجاب رو به ما تحمیل کنند..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *