حرفِ خوب زدن؛ خوب حرف‌زدن

حرف‌های خوب را باید زد. یعنی من فکر می‌کنم هر کس هر حرف خوبی بلد است باید بگوید. در جای خودش البته. حتی اگر خودش به آن حرف خوب هم عمل نمی‌کند، هیچ ایرادی ندارد که آن را برای دیگران بگوید. فکر می‌کنم همهٔ ما حرف خوب را باید بشنویم، گرچه گویندهٔ آن، عمل‌کننده به آن نباشد.

حرف خوب باید زده شود و شنیده شود. حرف خوب برای پس‌انداز کردن و توی پستو و انبار و کتاب‌های اخلاق ریختن نیست. حرف‌های خوب باید جهان را پر کند؛ گرچه که همه به آن‌ها عمل نکنند؛ اما حرف خوب نباید در دل‌ها و ذهن‌ها بماند و هیچ‌کس از آن‌ها با خبر نشود.

من بارها حرف‌های خوبِ تأثیرگذاری را از آدم‌هایی شنیده‌ام که خودشان -گرچه تلاش کرده بودند اما- هنوز به آن عمل نکرده بودند و آن حرف تبدیل شده بود به شاه‌کلیدی در زندگی من. حرف‌هایی که اگر قرار بود گویندهٔ آن به خاطر عمل نکردن به آن در دلش نگه‌ش دارد یا من به خاطر عامل نبودن گوینده‌اش آن را نشنوم، آن شرایط و موقعیت یا تصمیم درستی که براساس آن حرف خوب گرفته‌ام، هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افتاد.

برای همین است که فکر می‌کنم حرف‌های خوب را باید پراکند، گرچه همه سهم مساوی از آن برای خود برنگیرند و گرچه عدهٔ خیلی کمی آن حرف خوب را چراغ راه‌شان کنند…

و البته حرف‌های خوب را باید خوب زد. حرف خوب اگر خوب زده نشود، مثل گلبرگی پلاسیده است که هیچ چشم و دلی را مجذوب خود نمی‌کند. حرف خوبِ پلاسیده، مستقیم بر زمین می‌نشیند و پاخور رهگذران می‌شود. حرف خوبی که خوب زده نشود، حیف می‌شود. و خیلی حیف است که حرف خوبی حیف شود! حرف‌های خوب را باید تازه و شاداب و جذاب تحویلِ خواهانش داد تا امیدوار بود که زینت‌بخش زندگی‌ها شود.

موارد مشابه

۱۵ دیدگاه

  1. ولی به نظر من کسی که هیچ تلاشی نمیکنه برای عمل به اون حرف خوب نباید اونو به زبون بیاره.چون ارزش و وجهه موضوع خراب میشه همونطور که پیامبر(ص) رطب خورده منع رطب نکرد و همون طور که قرآن گفته”ا تامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم”

    1. تصور می‌کنم بین این نوشته و فرمایش شما در نقل حدیث مذکور، تضادی در بین نباشه. حضرت برای این که کلام تأثیر بیشتری داشته باشه فرموده‌اند که به چیزی که می‌گید خودتون هم عمل کنید؛ و این نافی نقل اون معنای مورد نظر مادام که عامل بهش نشده‌ایم نیست. ضمن این که موضوع مطرح شده در روایت یک امر بسیار موقت بوده که عمل کردن یا نکردن بهش محتاج یک روز صرف وقت هست و به آسانی صورت می‌گیره. ولی در مورد خیلی از موازین اخلاقی سال‌ها عمل نمودن بهش زمان می‌بره و در این موارد به زبان نیاوردن اون خوبی‌ها قطعا منفعتی رو از شنونده‌هایی که اون رو نشنیده‌اند دریغ می‌کنه. آیه‌ای هم که ذکر کردید در جهت تقویت و تشویق و تذکر به تلاش جهت عامل شدن هست و از بیان خیر و برّ مادامی که گوینده عامل به اون نشده نفی نمی‌کنه.
      و البته همون‌طور که فرمودید هر سخن جایی داره و نقل خوبی‌ها بدون این که انسان خودش رو مشمول اون خوبی و موظف به متخلق شدن به اون خوبی بدونه و خودش رو ورای اون تصور کنه، از اون فرد یک انسان بااخلاق نمی‌سازه.

  2. و شما هم که اغلب حرف خوب می‌زنید و هم همیشه خوب حرف می‌زنید.

    + یاد حرف یکی از دوستان درباره‌ی امیرخانی افتادم که: خوب حرف زدن‌ش بر حرف خوب زدن‌ش می‌چربد!
    (حالا شاید چندان ربطی هم نداشته باشد. به بزرگی خودتون ببخشید [smile] )

  3. این به ذهنم رسید که: کبر مقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون (اگه درست نوشته باشم)
    به جمع بندی در این زمینه نرسیدم ولی یک بیان هست که می گه فاقد شیء معطی شیء نخواهد بود. حاج آقا قاسمیان (اگه بشناسید) می گن تا یه چیزی توتون جا نیفتاده به بقیه نگید. درباره این که گفتید کسی چیزی گفته و شده شاه کلید، ممکنه این احتمال وجود داشته باشه که اگه نمی گفت از راه دیگه ای می رسید، یا این که وقتی گفته توی وجودخودش اثر مخرب (یا خنثی) داشته ولی برای شما خوب بوده. ولی گفتم که به جمع بندی نرسیدم، حرف شما هم خوش هست ولی این ان قلت ها هم هست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *