نگاهی نو به زندگی

Familyتا به حال شده از خودتان بپرسید این سبک زندگی‌ای که ما داریم یا درباره‌اش دائماً داریم می‌شنویم، واقعاً سبک زندگیِ اسلامی است یا اصلاً زندگی اسلامی یک چیزی بوده که در گذر زمان الان به این شکل درآمده و به دست ما رسیده است؟

خیلی از ما، خصوصاً تا ابتدای سنین جوانی، آنچه را که به عنوان شریعت شنیده‌ایم باور کرده‌ایم و آن‌قدر آن را مسلّم می‌انگاریم که صورت دیگری برایش متصور نیستیم و گه‌گاه که از گوشه و کنار می‌شنویم که بعضی از مؤلفه‌های این سبک زندگیِ دینی در واقع هیچ ریشهٔ اسلامی ندارد، اگر گوینده‌اش را به خاطر گفتنِ چیزی که خلاف باورهای چند ساله‌مان بوده تکفیر نکنیم، بی‌شک دهان‌مان مقادیر هنگفتی باز می‌ماند از تعجب.

شاید باور نکنیم، اما بخشی از شکافی که امروز بین مذهبی‌ترها و آن‌ها که کم‌تر مقیدند ایجاد شده، و همین‌طور بخشی از تن‌ندادن‌های ما جوان‌ترها به بعضی از دستورات دینی، نتیجهٔ همین خلطی است که بین احکام شرعیِ مسلّم و صادر شده از معصومین(ع)، و بدعت‌های ساخته شده توسط غیرمعصومین شده است.

مثلاً زیاد دیده‌ایم که همسرها، پدرها و برادرهای مذهبی‌تر روی افشا و اظهارِ نامِ همسران، دخترها و خواهرهایشان در حضور نامحرم حساسیت دارند و این را یک جور مسئلهٔ ناموسی تلقّی می‌کنند. در حالی‌که شنیده‌ایم که پیامبر اسلام(ص) از دختر گرامی‌شان، حضرت زهرا(س) که گل سرسبد زنان بهشتی‌اند، در حضور اصحاب با نامِ ایشان، یعنی «فاطمه» یاد می‌کردند و یا همسرشان را با نام حمیرا، یعنی گل سرخ، خطاب می‌کردند. مقایسهٔ بین این لفظ، یعنی «گل سرخ» با لفظی که هنوز هم در بین بعضی خانواده‌ها متداول است، مثلِ «عیال»، «خانه» و «بچه‌ها»، آدم را به فکر وامی‌دارد که این همه تفاوت از کجا ناشی شده است؟ آدم متحیّر می‌ماند که چطور ما که مسلمان‌ایم، از پیامبرمان پیش افتاده‌ایم و گویی کاتولیک‌تر از پاپ شده‌ایم.

این که منشأ این نوع تعصب به گفتهٔ برخی، خلیفهٔ دوم، یعنی عمر، بوده یا از بسترهای تاریخی دیگری ناشی شده است، زیاد فرقی نمی‌کند؛ مهم این است که حرف یا گفتار بعضی از مسلمانان، از سنتِ پیامبرِ اسلام(ص) پیشی گرفته و آنچنان بین ما شایع شده است که حتی به ذهن‌مان هم خطور نمی‌کند که شاید این یک «بدعت» باشد و نه جزئی از شریعت.

و یا نگاه کنید به رسمی که احتمالاً بقایای تعصبات کور گذشتگان بوده و هنوز در بعضی از خانواده‌ها به قوت خود باقی است؛ رسم و روشی که در آن پدر خانواده از ابراز محبت به اعضای خانواده امتناع می‌ورزد و یا برادر و خواهر نسبت به اظهار علاقه و تحسین موفقیت‌ها و نقاط مثبت یکدیگر گاه بی‌تفاوت‌اند.

این رفتار و عادت که به غلط، به اسم شرم و حیا جای خود را در خانواده‌ها باز کرده است لطمه‌های زیادی به بنیان خانواده و سلامت اجتماع وارد کرده است. خانواده‌ای که در آن پدر از ابراز علاقه به دختر و پسرش غافل است و زیبایی‌ها و ظرافت‌های دختر در آن دیده نشده، مورد تأیید و تحسین قرار نمی‌گیرد، یا فرزندان بعد از عبور از سال‌های کودکی از درک گرمای آغوشِ پدر بی‌نصیب می‌مانند و یا به اشتباه، به اسم تربیت و تعصب و حتی گاه دین، دختر از خودنمایی‌های مشروع در خانه محروم می‌گردد، می‌تواند مقدماتِ خودنمایی دختر و جلب محبت وی را در خارج از خانه مهیا کند.

کیفیت روابط محارم با یکدیگر جایگاه مهمی در شکل‌گیری شخصیت فرد دارد. دختر به حمایت مردان خانواده‌اش، اعم از پدر و برادر و حتی دایی و عمو، نیاز دارد. او نیاز دارد که یک مرد از زیبایی‌هایش تعریف کند، از مدل موهایش، از لباسی که امروز به تن کرده است، از خلقیاتش، از هنرش، از رفتارهایش. او نیاز دارد که از طرف یک مرد محبت و علاقه دریافت کند؛ و اگر همهٔ این‌ها در خانواده و توسط محارمش تأمین نشود، به ناچار و به اشتباه به دنبال راه دیگری برای جلب این محبت و تأمین این خواسته‌ها برمی‌آید. خودنمایی در خیابان، در دانشگاه و در مراکز عمومی یکی از این راه‌هاست که خیلی اوقات ریشه در اشتباهات رفتاری و بی‌توجهی پدر و برادر آن دختر نسبت به او دارد.

یک پسر هم نیازمند دریافت محبت از پدر و مادر و خواهر است، نیاز دارد که قابلیت‌هایش دیده شده و مورد تحسین قرار بگیرد، نیاز دارد به اعتماد خانواده نسبت به خود و مسئولیت‌هایی که به عهده می‌گیرد. و اگر همهٔ این‌ها از سوی خانواده تأمین نگردد جایی غیر از خانواده به دنبال آن خواهد بود.

مهربانی و محبت در سیرهٔ پیامبر(ص) و اهل‌بیت پیامبر اسلام(ع) از نکات برجسته و انکار نکردنی است. از محبت بین اهل بیت و فرزندان‌شان، محبت بین اهل‌بیت و والدین و سرپرستان‌شان، محبت بین خواهر و برادران از خاندان رسول(ص) و محبت بین اهل بیت و همسران‌شان، نمونه‌های متعددی در تاریخ اسلام وجود دارد و به وفور مصادیق ابراز علاقه میان آنان گزارش شده است. ابراز علاقهٔ پیامبر اکرم نسبت به دخترشان، فاطمه‌زهرا(س) در عصری که با به خاک‌سپاری نوزادانِ دختر به استقبالِ تولدشان می‌رفتند، چنان فراوان و چنان باشکوه است که آدم از شنیدنش دلش غنج می‌رود.

درست است که پدران ما پیامبر نیستند و دختران ما فاطمهٔ زهرا، اما مسلمانی و تلبّس به لباسِ دین و مذهبی که محمد(ص) طلایه‌دار آن است، ما را به تمسک از سیرهٔ آن حضرت مکلّف می‌کند. اما چقدر روابط ما در خانواده، رنگ‌گرفته از سیرهٔ نبوی است؟

توجه جنسِ زن و مرد از میان محارم، مثل توجه پدر به دختر، خواهر و برادر به هم، مادر و پسر و حتی عمو و دایی و خاله و عمه به دخترها و پسرهای خواهرزاده و برادرزاده‌ها، از موضوعاتِ مهم در شکل‌گیری شخصیت و شناخت خوب و بی‌ضرر از جنس مخالف و تحکیم‌بخش بنیان خانواده‌هاست که بسیار مورد غفلت واقع شده است.

کمی که به زندگی‌های‌مان دقیق‌تر شویم، نمونهٔ این نوع افراط و تفریط‌ها را می‌توانیم ببینیم. افراط‌هایی که بی‌ضرر یا کم‌ضرر نیستند و بعضاً موجب همان شکاف‌هایی شده‌اند که پیش‌تر گفته شد.

این یادداشت در شماره هجدهم (مرداد ۹۱) نشریهء داخلی کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز، چاپ شده است.

موارد مشابه

۱۸ دیدگاه

  1. آخه اینجوری که نمیشه!!
    سبک زندگی رو باید بر اساس تعلیمات دین و مسلمات بنا کرد، نه اینکه هر کس برای خودش و بر اساس افکار و معلوماتش بیاد سبک زندگی تعریف کنه!
    لااقل باید از کتب و احادیث و سخنان بزرگان استفاده میشد و کد میدادن! هر کسی که نمیتونه سبک زندگی تعیین کنه و بر اساس سلیقه و نظر خودش ، بگه این مورد نظر اسلامه و اون نیست! اینجوری که نمیشه!

    در ضمن در کشورهای عربی و بین مردمشون رسم بر اینه که زنها رو با اسم کوچیک صدا میزنن! یعنی دختر عمه ندارن! همش با اسم کوچیکه! فرهنگشون اینجوریه و عرف جامعشون هم همینه! ولی فرهنگ و عرف جامعه ی ما چیز دیگه ایه!

    حالا یه سوال: واقعا این موضوع که زن رو با اسم کوچیک صدا بزنن، جزو موضوعات مهم سبک زندگی بود؟؟ یعنی ما همه چیمون اسلامی شده و موندیم توی صدا کردن زن و خواهرهامون؟؟؟ این موضوعه که “لطمه‌های زیادی به بنیان خانواده و سلامت اجتماع وارد کرده” ؟؟؟ واقعا مشکل جامعه ی ما اینه؟؟ یعنی اینقدر لطمه وارد کرده و ما خبر نداشتیم؟؟

    1. متوجه نمی‌شم علت عصبانیت‌تون موقع خوندن متن و نوشتن این کامنت چی بوده. هر چه که بوده به وضوح اجازه نداده شما متن رو درست بخونید و دقیق مطلب رو بگیرید. من به کل مطالبی که به عنوان اعتراض و بعضا در قالب سؤال نوشتید کاری ندارم، اما به عنوان نمونه‌ای برای بیان تاثیر عصبانیت و ناراحتی‌تون در دریافت ناقص مطلب، این پاراگراف رو از متن اینجا پیست می‌کنم تا با اون سؤال آخرتون مقایسه کنید، شاید که متوجه تفاوتِ بین اونچه که بنده نوشته‌ام و اونچه که شما برداشت کردید و نوشتید بشید: «و یا نگاه کنید به رسمی که احتمالاً بقایای تعصبات کور گذشتگان بوده و هنوز در بعضی از خانواده‌ها به قوت خود باقی است؛ رسم و روشی که در آن پدر خانواده از ابراز محبت به اعضای خانواده امتناع می‌ورزد و یا برادر و خواهر نسبت به اظهار علاقه و تحسین موفقیت‌ها و نقاط مثبت یکدیگر گاه بی‌تفاوت‌اند. این رفتار و عادت که به غلط، به اسم شرم و حیا جای خود را در خانواده‌ها باز کرده است لطمه‌های زیادی به بنیان خانواده و سلامت اجتماع وارد کرده است.»

    1. نظرات هر کامنتر بر اساس صلاحدید مدیریت وبلاگ خونده می‌شه و مورد رد یا تأیید قرار می‌گیره و کیفیت و قوانین رد یا تأیید نیز تماماً در حوزهٔ اختیارات مدیر وبلاگ هست.

      جهت راهنمایی شما در شناخت بیشتر نویسندهٔ این وبلاگ، توصیه می‌کنم پست‌های جنجالی و نظرات ذیل اون‌ها رو بخونید. این به شما کمک می‌کنه که متوجه بشید که برخلاف تصورتون این وبلاگ از روی علاقه یا نیاز به تعریف شنیدن ایجاد نشده، که اگر این‌طور بود سال‌ها پیش بسته شده بود… بلکه در پی تصمیمات شخصی نویسنده و دلایل مهم‌تر دیگه‌ای ساخته شده. خوشحال‌تر می‌شدم اگر اولین دلیلی که برای عدم نمایش مطلب‌تون به ذهن‌تون می‌رسید، این‌قدر سطحی و کودکانه نبود.

      1. چقدر خشن!
        چه خانم خشنی!سریع ملت رو به تفکر کودکانه و سطحی متهم میکنند!
        شما طلبه هستید باید صبر بیشتری در مقابل مردم از خودتون نشون بدید!
        احتمالا نظر ما هم میپرهههه!

  2. سلام خانومی
    با این قسمت حرفات به عنوان یه دختر موافق نیستم، یعنی تجربیات من از زندگی به من این رو یاد داده.
    “او نیاز دارد که یک مرد از زیبایی‌هایش تعریف کند، از مدل موهایش، از لباسی که امروز به تن کرده است، از خلقیاتش، از هنرش، از رفتارهایش. او نیاز دارد که از طرف یک مرد محبت و علاقه دریافت کند؛ و اگر همهٔ این‌ها در خانواده و توسط محارمش تأمین نشود، به ناچار و به اشتباه به دنبال راه دیگری برای جلب این محبت و تأمین این خواسته‌ها برمی‌آید.”
    در مورد با اسم کوچک صدا کردن به نظرم عرف هست و چیز مربوط به شرع و علت مذهبی نداره.
    میدونین من اخیرا راجع به این موضوع فک کردم و و قتی اول مطلبت رو خوندم گفتم حتما مثالهای خیلی مهم و خوب و قانع کننده ای باید توش باشه ولی به بن بست برخوردم.
    به نظرم در مورد نگاه شرع به زن یه مقداری خیلی چیزای اضافی وارد دستورات دینی شده اونم علتش اینه که تمام مورخها و علمای قانونگذار از جنس مذکر هستن.
    کاش مثالای بهتری می آوردی!

  3. کدوم عصبانیت؟؟
    برداشت شما این بوده که من عصبانی بودم ولی بدونید که من اصلا عصبانی نبودم! سوء برداشت شده!


    خوشحال‌تر می‌شدم اگر اولین دلیلی که برای عدم نمایش مطلب‌تون به ذهن‌تون می‌رسید، این‌قدر سطحی و کودکانه نبود.

    کدوم سطحی؟؟ کدوم کودکانه؟ چرا هوچی گری میکنید؟
    وقتی یه نظر میذارم و میام میبینم نیست، یعنی نویسنده نظرم رو تایید نکرده دیگه! مطالبی که نوشته بودم هم انتقادی بود! پس چیزی که به ذهن میاد اینه که به خاطر انتقادی بودن،منتشر نشده!
    شما هم بهتره اینقدر خودتون رو متفکر و شهید مطهری در نظر نگیرید که با کوچکترین اشکالی، بقیه رو به سطحی نگر بودن و کودکانه فکر کردن متهم کنید!

    اشکال من روی این بود که اولا هر کسی بر اساس نظر خودش میتونه مطلب بنویسه و بگه که این سبک زندگی اسلامیه!! چه معیاری برای درست بودن اون حرف هست؟ باید مطالب مستند و با دلیل ارائه بشه،نه اینکه هر کس بر اساس تفکر خودش، تشخیص بده که این اسلامه و اون اسلام نیست!

    اشکال دوم اینه که بین این همه مسئله ای که میشه بهش پرداخت،این مسئله از بقیه اهمیتش بیشتر بود؟؟ اشکال رو به همون قسمت اول که در مورد صدا کردن بقیه به اسم کوچیک هست دارم! قسمتهای بعدش درست! ولی مسائل به مراتب مهمتری در زمینه ی سبک زندگی هست!
    من مطلب رو خونده بودم و کلیت مطلب رو از لحاظ محتوا قبول داشتم و فقط روی اون قسمت اول که در مورد صدا کردن بقیه هست و روی مستند نبودن مطالب اشکال داشتم!(به طور مثال توی خیلی از مطالب بعد از مطلب،منابعی که استفاده شده نوشته میشه که مشخص باشه مطلب بر چه اساسی نوشته شده!)

    در آخر توصیه من به شما اینه که سعه ی صدر خودتون رو بالا ببرید و اینقدر خود عالم پندار نباشید که تا یکی یه حرفی زد سریع ضدش موضع بگیرید!

  4. سلام دوست عزیز
    به یه قسمت از مطلبتون ان قلت داشتم:
    “مثلاً زیاد دیده‌ایم که همسرها، پدرها و برادرهای مذهبی‌تر روی افشا و اظهارِ نامِ همسران، دخترها و خواهرهایشان در حضور نامحرم حساسیت دارند و این را یک جور مسئلهٔ ناموسی تلقّی می‌کنند. در حالی‌که شنیده‌ایم که پیامبر اسلام(ص) از دختر گرامی‌شان، حضرت زهرا(س) که گل سرسبد زنان بهشتی‌اند، در حضور اصحاب با نامِ ایشان، یعنی «فاطمه» یاد می‌کردند”
    این حرف شما درسته ،ولی باید شرایط اجتماع رو هم در نظر گرفت
    خب در اجتماع مذهبی ما با اسم صدا کردن نیکو نیست
    اگه بخواهید شرایط اجتماعی رو در نظر نگیرید باید خانم ها به اقایون اجازه بدهند که کلی همسر اختیار کنند.ولی ایا این درست است؟
    شما رو به بعضی احادیث ارجاع میدم
    غیرت ورزی روا نیست مگر برای مردان

    و اما غیرت زنان در حقیقت حسادت است

    و چون غیرت تنها مخصوص مردان است به همین دلیل خداوند بر زنان جز

    شوهرشان را حرام کرده است ولی بر مردان چهار زن را حلال نموده است.

    و خداوند کریمتر از آن است که از سویی به زن غیرت بدهد و از سوی

    دیگر برای مرد سه زن دیگر را علاوه بر آن زن حلال کند!

    الکافی ج ۵ ص ۵۰۵ ح۱
    ——————
    امام صادق _ که درود خداوند بر او باد _ فرمود:

    خدای بلند مرتبه غیرت را در وجود زنان قرار نداد

    و تنها زنان نا شایست غیرت می ورزند ولی زنان مومنه[حقیقی] نه!

    همانا خداوند غیرت را تنها در مردان قرار داد از اینرو برای مرد چهار زن را

    حلال فرمود ولی برای زن جز شوهرش را حلال نکرد پس زنی که علاوه

    بر شوهرش مرد دیگری را اراده کند نزد خداوند زناکار است.

    الکافی ج ۵ ص۵۰۵ ح ۲
    ————————
    مردی نزد امام صادق علیه السلام از زن خود بسیار تعریف و تمجید کرد

    حضرت فرمود:

    تا به حال غیرت او را آزموده ای؟

    مرد گفت :نه! حضرت فرمود غیرتش را بیازما!

    پس آن مرد چنین کرد و زنش هم ثابت قدم ماند.

    [ و حسادت نورزید.]

    خبر را به امام داد و حضرت فرمود: زن تو حقیقتا همانگونه است که

    تعریف کردی!

    [چون حسود نیست و چشم دیدن هوو و یا سایر شریکهای جنسی حلال شوهرش را دارد.]

    الکافی ج ۵ ص۵۰۵ ح۵
    ————————-
    روزی حضرت رسول صلوات الله علیه و آله نشسته بودند که زنی

    عریان نزد ایشان آمد و ایستاد!و گفت ای رسول خدا من مرتکب فجور

    شدم پس مرا پاک گردان!(بر من حد جاری ساز).

    در اینحال مردی از راه رسید و لباسی بر بدن آن زن افکند.حضرت پرسید با این زن چه نسبتی داری؟

    مرد گفت : او همسر من است ای رسول خدا!

    من امروز با کنیز خود خلوت کرده بودم [که او دید] و [برای انتقام از من] مرتکب زنا شد!!

    حضرت فرمود:او را به خانه بازگردان!

    سپس فرمود : زنی که غیرت می ورزد بالای بیابان را از پایین آن تشخیص نمی دهد.

    الکافی ج ۵ ص۵۰۵ ح۳
    ————————
    خودتون که از اهل فضل هستید و میتونید کافی از کتب معتبره شیعه هست !
    منم با چند همسری موافق نیستم(مگه با شرایط خاص خودش) ولی اینکه تا یه حدیث میبینیم سریع ازش سبک زندگی درست کنیم کار درستی نمیبینم!
    بحث زندگی نه یه کار ساده که با چهار تا حدیث درست بشه،بلکه یه کار اجتهادیه(این مضمون سخن اقای ازغدی که چند روز پیش در دانشگاه ما صحبت کردند)
    ممنون میشم جوابتون رو در وبلاگتون دنبال کنم

  5. سلام
    چند روز بیشتر نیست که از طریق یکی از دوستانم با وبلاگتون اشنا شدم.تعریف میکرد و میگفت خیلی توی کار تبلیغ دین(!) دارید خوب عمل میکنید.
    باورم نشد.چون تقریبا از قشر روحانیت و مخصوصا خانم های روحانی کاملا ناامیدم.
    ولی گفتم هیچوقت نباید زود تصمیم گرفت و زود قضاوت کرد.واسه همین بعد از مطالعه بعضی از مطالبتون که البته ایراد های اساسی بهشون داشتم نگاهی به نظراتتون انداختم.دیدم بیشتر جنبه خاله زنکی داره.(قصد جسارت و توهین ندارم اصلا) ولی سبک و سیاق خانم جلسه ای هاست!
    بگذریم،ولی بازم تصمیم گرفتم زود قضاوت نکنم و گفتم با یه بحث منطقی ببینم نظرتون چیه!
    ولی خب بعد از چند روز انتظار که نظرم تایید بشه!!!!! و بعد این که دیدم کامل نظرم رو پاک کردید فهمیدم اشتباه تصمیم نگرفته بودم
    خندم گرفت که چجوری اسم خودتون رو طلبه دین محمد صل الله و علیه و اله و سلم میذارید
    دین محمد محمد صل الله و علیه و اله و سلم ،دین استدلال است نه سانسور
    ببخشید اینقده صریح میگم ،ولی دین شما سبک دین ملاعمریه!مثل طالبان که با زور و چوب میخواد مردم رو مسلمون کنه.ولی چه جاهلانن کسانی که فکر میکنند این سبک جواب میده.اگه جواب میداد جعفر صادق علیه السلام عمر شریفش رو برای اموزش علمی دین قرار نمیداد
    جدا موندم که با جواب ندادن به سوال علمی من و سانسور اون از چی میخواهید فرار کنید؟
    من نه جسارتی توی اون به کسی کردم نه چیزی!
    دقیقا با سانسورتون یاد اون آخوندهایی میشم که همیشه در حال فرار از جوونان!پای منبرهاشونم برید میبینید که چهار تا پیرمرد دارن چرت میزنن!
    این نظر هم به مشابه نظر قبلی احتمالا پاک میشه.میدونم
    ولی واقعا موندم ،شما اگه پیرو شهید مطهری ها هستید،چرا راه اونها رو نمیرید؟
    که شهید مطهری میفرمود باید جلوی دانشگاه کمونیست ،دانشگاه اسلامی بزنیم نه این که دانشگاه کمونیستی رو ویران کنیم!نیازی به ویرانی نیست.چون اگه حقایق اسلامی رو بیان کنید قطعا خود کمونیست ویران میشه
    ترس قشر به اصطلاح طلبه از سوال جوونا چیه؟بلد نیستند؟
    مثلا چه عیبی داره توی وبلاگتون نظرات نیاز به تایید نداشته باشن؟من گاهی وبلاگ طلبه هایی رو دیدم که نظرات بدون تایید منتظر میشه.
    از چی میترسید.فرض کنید چهار تا شبهه هم بندازن؟لولو که نیستند.
    مطمئن باشید دیگه سانسور توی جامعه امروز جواب نمیده.
    سانسور ضعیف و مضحک ترین رفت امروزیه برای جوونا
    با همین تفکر پوسیده به مبارزه با ماهواره رفتند و الان توی شهر تهران،تقریبا بالای هشتاد درصد ماهواره دارن.
    شما هم اگه این روش ترس از سوال جوونا و سانسور رو پیش بگیرید همین چهار تا خواننده خاله زنک براتون باقی میمونه و کارتون میشه بازی های وبلاگی!!!
    حیف نیست یه طلبه به جای اینکه معارف اهل بیت رو پرورش بده ،توی بازی های خاله زنکی وارد بشه.
    شما باید نظرات خاله زنکی(مثل نظر اول و دوم این مطلب ) رو بر فرض مجاز بودن سانسور،حذف میکردید
    نه این که نظری که توش پر از احادیث و سخنان بزرگان بود رو حذف کنید
    از چی میترسید؟از سخنان ائمه؟؟؟؟
    تا حالا به یه مورد برخورد کردید توی احادیث و روایات که ائمه از ترس جواب دادن به فردی فرار کنن؟؟
    مناظره های علمی امام رضا علیه السلام رو امیدوارم(!!!!) خونده باشید،هر چند بعیده! که اگه خونده بودید با یه دانشجو این جوری برخورد نمیکردید

  6. سلام
    چند روز بیشتر نیست که از طریق یکی از دوستانم با وبلاگتون اشنا شدم.تعریف میکرد و میگفت خیلی توی کار تبلیغ دین(!) دارید خوب عمل میکنید.
    باورم نشد.چون تقریبا از قشر روحانیت و مخصوصا خانم های روحانی کاملا ناامیدم.
    ولی گفتم هیچوقت نباید زود تصمیم گرفت و زود قضاوت کرد.واسه همین بعد از مطالعه بعضی از مطالبتون که البته ایراد های اساسی بهشون داشتم نگاهی به نظراتتون انداختم.دیدم بیشتر جنبه خاله زنکی داره.(قصد جسارت و توهین ندارم اصلا) ولی سبک و سیاق خانم جلسه ای هاست!
    بگذریم،ولی بازم تصمیم گرفتم زود قضاوت نکنم و گفتم با یه بحث منطقی ببینم نظرتون چیه!
    ولی خب بعد از چند روز انتظار که نظرم تایید بشه!!!!! و بعد این که دیدم کامل نظرم رو پاک کردید فهمیدم اشتباه تصمیم نگرفته بودم
    خندم گرفت که چجوری اسم خودتون رو طلبه دین محمد صل الله و علیه و اله و سلم میذارید
    دین محمد محمد صل الله و علیه و اله و سلم ،دین استدلال است نه سانسور
    ببخشید اینقده صریح میگم ،ولی دین شما سبک دین ملاعمریه!مثل طالبان که با زور و چوب میخواد مردم رو مسلمون کنه.ولی چه جاهلانه هستند کسانی که فکر میکنند این سبک جواب میده.اگه جواب میداد جعفر صادق علیه السلام عمر شریفش رو برای اموزش علمی دین قرار نمیداد
    جدا موندم که با جواب ندادن به سوال علمی من و سانسور اون از چی میخواهید فرار کنید؟
    من نه جسارتی توی اون به کسی کردم نه چیزی!
    دقیقا با سانسورتون یاد اون آخوندهایی میفتم که همیشه در حال فرار از جوونان!پای منبرهاشونم برید میبینید که چهار تا پیرمرد دارن چرت میزنن!
    این نظر هم به مشابه نظر قبلی احتمالا پاک میشه.میدونم
    ولی واقعا موندم ،شما اگه پیرو شهید مطهری ها هستید،چرا راه اونها رو نمیرید؟
    که شهید مطهری میفرمود باید جلوی دانشگاه کمونیست ،دانشگاه اسلامی بزنیم نه این که دانشگاه کمونیستی رو ویران کنیم!نیازی به ویرانی نیست.چون اگه حقایق اسلامی رو بیان کنید قطعا خود کمونیست ویران میشه
    ترس قشر به اصطلاح طلبه از سوال جوونا چیه؟بلد نیستند؟خب برید خودتون رو قوی کنید.(بی مایه فطیر است:توصیه رهبری به قشر طلبه در شهر همدان)
    مثلا چه عیبی داره توی وبلاگتون نظرات نیاز به تایید نداشته باشن؟من گاهی وبلاگ طلبه هایی رو دیدم که نظرات بدون تایید منتظر میشه.
    از چی میترسید.فرض کنید چهار تا شبهه هم بندازن؟لولو که نیستند.
    مطمئن باشید دیگه سانسور توی جامعه امروز جواب نمیده.
    سانسور ضعیف و مضحک ترین رفتار امروزیه برای جوونا
    با همین تفکر پوسیده به مبارزه با ماهواره رفتند و الان توی شهر تهران،تقریبا بالای هشتاد درصد ماهواره دارن.شهرهایی دیگه هم که اوضاعشون واضحه!!!!
    شما هم اگه این روش ترس از سوال جوونا و سانسور رو پیش بگیرید همین چهار تا خواننده خاله زنک براتون باقی میمونه و کارتون میشه بازی های وبلاگی!!!
    حیف نیست یه طلبه به جای اینکه معارف اهل بیت رو پرورش بده ،توی بازی های خاله زنکی وارد بشه.
    شما باید نظرات خاله زنکی(مثل نظر اول و دوم این مطلب ) رو بر فرض مجاز بودن سانسور،حذف میکردید
    نه این که نظری که توش پر از احادیث و سخنان بزرگان بود رو حذف کنید
    از چی میترسید؟از سخنان ائمه؟؟؟؟
    تا حالا به یه مورد برخورد کردید توی احادیث و روایات که ائمه از ترس جواب دادن به فردی فرار کنن؟؟
    مناظره های علمی امام رضا علیه السلام رو امیدوارم(!!!!) خونده باشید،هر چند بعیده! که اگه خونده بودید با یه دانشجو این جوری برخورد نمیکردید
    واقعا اگه روش ائمه رو شما ها رفته بودید ،به نظرتون وضعیت جوونامون امروز این جوری بود؟؟
    بر فرض من بد روزگار،ولی اگه واقعا شما اهلش بودید باید بدی های من جوون رو تحمل میکردید،دقیقا روش طلبه باید صحبت های رهبری باشه.(که مطمئنم خوندید.در بین طلبه ها که درباره خانم های بد حجاب…)
    بگذریم
    این نظر رو ننوشتم که تایید کنید،که در دین شما سانسور جای داره
    ننوشتم که بخونید ،چون در دین شما مواجهه با حقیقت سخت است
    نوشتم که نوشته باشم
    در آخر اگه جایی تند روی کردم،و گاها اتهامی بی اساس به شما زدم ازتون عذر میخوام.ولی واقعا این نظر رو به عنوان یه برادر کوچک تر به شما گفتم ،نه به عنوان یه دشمن
    شما که اینقدر وقت میگذارید و هزینه کردید و پشت کار دارید توی این عرصه،حیفه که راه رو اشتباه نرید
    قطعا من هم اشکالات فراوونی دارم،ولی به قول علی علیه السلام:
    ببین چی میگه،نبین کی میگه…
    (بعد از ارسال این نظر تا چند روز برای پیگیری جوابم بهتون سر میزنم،اگه مثل نظر قبلی پاک شده بود ،برای همیشه باهاتون خداحافظی میکند ولی اگه دیدم که مایل به ادامه این بحث ها هستید خوسحال میشم از علمتون استفاده کنم)
    خدانگهدار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *