حماسهٔ سیاسی ۹۲

11th-election-03۲۴ خرداد یک بار دیگر شاهد حماسهٔ سیاسی مردم ایران با مشارکت بالا و مطلوب بودیم. این را از الطاف خدا می‌دانم و او را به خاطر این نعمت بزرگ سپاسگزارم. این دوره، چند نکته انتخابات را برایم شیرین‌تر کرده بود:

۱. اولین و مهم‌ترین مطلب، درصد پایین بی‌اخلاقی‌ها در مناظرات کاندیداها بود.
۲. رفتارهای منصفانه‌تر میان طرفدارانِ کاندیداهای مختلف که به طور نسبی به نظرم بیشتر از دوره‌های قبل بود؛ چیزی که من اسمش را می‌گذارم بلوغ سیاسی. گرچه هنوز تا رسیدن به ایده‌آل بسیار فاصله داریم.
۳. به صحنه آمدن معترضین به انتخابات پیشین و اعتماد به همان سیستم انتخابات که در دور پیش آن را متهم به جعل و تحریف کرده بودند.
۴. و مهم‌تر از همهٔ این‌ها، ابطال ادعای بی‌اساس چهار سالهٔ گذشته مبنی بر تقلب در انتخابات و «بیرون کشیدن نام هر کس که “نظام” بخواهد». و جالب‌تر از همه، این که عدهٔ زیادی از همین دوستانِ اتهام‌زننده به نظام، پیش از انتخابات، جلیلی را به عنوان رئیس‌جمهور منتخب نظام می‌دانستند و با اطمینان دم از برنامه‌ریزی برای «بیرون آوردن نام وی از صندوق» می‌زدند. شاید تنها نکتهٔ منفی این موضوع، عدم شهامت همین دوستان بود در اعتراف به اشتباه چهار ساله‌شان که تلخی‌ها و هزینه‌هایی برای مردم و کشور در بر داشت که البته امیدوارم در آینده‌ای نه چندان دور، این شهامت و شجاعت و انصاف نیز در طیف وسیعی از آن‌ها به ظهور برسد.

 خوشحالم که انتخابات در یک فضای سالم و آرام برگزار شد و از آن بیشتر، خوشحالم از این که دوستان و هم‌طیفی‌هایم، در برخورد با نتیجهٔ نهایی انتخابات، متانت، قانون‌مندی، بلوغ و فهم خود را به بهترین شکل به رخ کشیدند و از تبریک به هواداران روحانی هیچ دریغ نکردند، همراه با آن‌ها حماسهٔ سیاسی را جشن گرفتند و هرگز در صدد جبران تلخ کردنِ شادی ۴ سال پیش، شادی آن‌ها را تلخ نکردند. خوشحالم که مردانگی کردند در مقابل ناجوانمردی.

یقیناً منصفین از همین طیف و نسل‌های آتی، و تاریخ، رفتار دو طیف ناموفق در انتخابات ۸۸ و انتخابات ۹۲ را مورد سنجه و قیاس قرار خواهد داد و به تفاوت میان متانت، قانون‌مندی، انسانیت و اخلاق آن‌ها معترف خواهد بود.

موارد مشابه

۲۹ دیدگاه

  1. سکوت سبزمان را نشنیدند، جیغ بنفشمان را به آنها شنیداندیم 🙂
    اصول گراها هنوز در بهتی عمیقند از شکستی بزرگ… 🙂 زبانشان بند آمده و از طرفی چیزی برای گفتن هم ندارند…حق هم دارند. بگویند چه؟ بگویند یک کاندید از این سوی، رایش از مجموع آرای تمام ۴-۵ نفر کانداهای ما بیشتر شده… حکومت هم درس عبرتی گرفت و خطای ۴ سال پیش اش را تکرار نکرد.

    آه که چقدر رسانه های حاکمیت و تربیون های رسمی اون(از قبیل بعضی از ائمه جمعه و صدا و سیما و نماینده رهبری در کیهان و سایتهای خاص و…) در این ۴ سال از جانب مردم ایران حرف زدند و آنها را متنفر از “سران فتنه” و خاتمی و اصلاح طلبان معرفی کردند… چقدر گاه و بیگاه تصاویر موسوی و کروبی و گاه خاتمی از صدا و سیمای وجدان خفته ی حامی اصول گرایان در جهت تخریب آنها پخش شد، به خیال اینکه آنها را در نزد مردم خوار و خفیف کنند(که برعکسش شد). چقدر جنتی و این و آن هی از “فتنه” سخن راندند و مردم را گریزان و متنفر از آنها جا زدند…. ولی صدای مظلومانی که هم اینک در حصر هستند و مردمی که حقشان پایمال شده بود عاقبت به یاری خدا گوش همین افراد را کر کرد…

    پیروزی دکتر روحانی رو به مردم اصلاح طلب ایران تبریک می گم.

    پیام های این انتخابات(۱):
    رای مثبت مردم به اصلاحات
    رای مثبت مردم به جنبش سبز
    رای مثبت مردم به سران “فتنه”
    رای مثبت مردم به آزادی
    رای مثبت مردم به دوستی و مصالحه با دنیا

    پیام های این انتخابات(۲):
    رای منفی مردم به اصول گرایی
    رای منفی مردم به افراطی گری و تحجر و ارتجاع
    رای منفی مردم به تقابل و تخاصم با دنیا
    رای منفی مردم به سیاست خارجی و اتمی حکومت
    رای منفی مردم به نظرات هسته ی مرکزی حکومت با رای ندادن به کاندیدای هم نظر و مورد نظر آن
    رای منفی مردم به شعارهای تند و پوچ ِ انقلابی و بی اعتنایی آنها به میزان ذوب شدگی و هم نظری کاندیدها با ولایت [لبخند]

  2. عجیبه چطور میگی که به اشتباه چهار سال گذشته اعتراف کردن؟ اطرافیان سبز من با قطع یقین اصرار داشتن که اینها همون رای هایی ست که ۸۸ خوانده نشد، اینها همون مردمن که ۸۸ دیده نشدن، و البته دیر اعلام شدن نتیجه رو هم دلیلی می دونستن بر صدق مدعا که اصلا رایی خوانده نشد!

    1. نه عزیزم، نگفتم اعتراف کردن. نوشته‌م: «تنها نکتهٔ منفی این موضوع، عدم شهامت همین دوستان بود در اعتراف به اشتباه چهار ساله‌شان که تلخی‌ها و هزینه‌هایی برای مردم و کشور در بر داشت»

  3. هیچ تناقضی نیست بین باور به اینکه دفعه پیش تقلب شد و ایندفعه ما باز هم رای دادیم. از لحاظ اعتقادی من باور دارم رای دادن به دولتی که مملکت را می‌گرداند یکی از حقوق ماست و به این راحتی‌ نباید از آن چشم بپوشیم. ساز و کار انتخابات در ایران آزاد نیست و گردانندگان آن هروقت خواسته اند تقلب کرده اند. از زمان مشروطه اینگونه بوده هنوز هم هست. اما مردم نباید کوتاه بیاند و دلسرد بشوند. اتفاقا باید همیشه رای بدهند و بعد هم از آن دفاع کنند. اما از لحاظ سیاسی چرا این تصمیم احمقانه نبود هم دلایل خوبی‌ داشت. در درجه اول دفعه پیش با ساکت ننشستن مردم تقلب کنندگان هزینه زیادی بابت تقلب کردنشان داده بودند. تا حدی که حتی ترس از فروپاشی کل نظام هم بود. حالا آیا ایندفعه دوباره ریسک میکردند که برای یکی‌ از نامزدهای اصولگرا دوباره نظام آنقدر هزینه بده؟ یک تحلیل ساده نشان میداد که در شرایط فعلی‌ اتفاقا آمدن یک نماینده میانه رو شاید به نفع حتا بخش اصولگرای نظام هم بود که در بن‌بست‌های متفاوتی گیر کرده بود. از طرف دیگر بین خود اصولگرها اختلاف زیاد بود، اگر می‌خواستند تقلب کنند به نفع هر کی‌ میکردند یکی‌ دیگه صداش در میومد (به جز رضایی :)) . مثلا قالی باف حمایت سپاهو داشت، جلیلی حمایت تندرو‌ها رو داشت و احمدی نژاد هم از دست همشون دلخور بود بعید بود که بیاد به نفع یکیشون بازی کنه. پس من پیشبینی‌ می‌کردم که ایندفعه احتمال تقلب پایین است.

    1. 🙂 به شما دو پاسخ برگرفته از کامنت‌تون می‌دم:
      یک. شرکت در انتخاباتی که یقین به فرمایشی و صوری بودنش دارید، عقلا و منطقا اشتباه و بلکه حماقت هست، چرا که انسان عاقل خودش رو بازیچه قرار نمی‌ده.
      دو. بنا بر نظر شما که از دوره مشروطه در همه انتخابات‌ها تقلب شده، نتایج این انتخابات هم مستثنی نبوده و این هم یکی از همون انتخابات‌های فرمایشی بوده. همون‌طور که روی کار اومدن خاتمی هم خواست حکومت بوده و نه انتخاب مردم 🙂

      دوست عزیز! به لوازم و نتایج حرف‌هایی که می‌زنید دقت کنید، می‌بینید که چه راحت با منطق غیرعلمی و غیرعقلانی‌تون می‌شه حرف‌های خودتون رو نقض کرد. بجای این همه دست و پا زدن‌ها، بهتره واقعیت رو بپذیرید. تاریخ و فرزندان شما در این مورد داوری‌هاشون رو خواهند کرد، بیاید شرمنده آیندگان نشید 🙂

      1. اگر جمله را دقیقا بخوانید من گفتم هر وقت بخواهند تقلب میکنند. گفته‌های بعدی من هم نشان از این داشت که عوامل مختلفی‌ را در نتیجه انتخابات موثر می‌دانم. خوب این نتیجه گیری که نتیجه همه انتخابات بر پای تقلب تعیین میشود نتیجه منطقی‌ حرف من نیست. در ضمن شرکت در یک انتخابات کاملا نمایشی و صوری هم (اصطلاح شما نه من) لزوما احمقانه نیست. بسته به این دارد که هدف شما از نتیجه چی‌ باشه. مثلا به نظر من نتیجه آخر انتخابات همه چیز نیست. حتی اگر رای مردم هیچ اثری در نتیجه انتخابات نداشت حفظ ظاهری اینکه مردم حق رای دارند هم مهم است یا اینکه حداقل برگزار کنندگان بفهمند چقدر کاندیدای مورد علاقه آنها از حمایت مردمی برخوردار است. البته حرف من این نبود که نتیجه انتخابات در همه زمانها کاملا مستقل از رای مردم است، حرف من این است که انتخابت در ایران معیوب بوده و لزوما تصویر واقعی‌ خواست رای دهندگان نیست. اما همین هم کم و زیاد دارد مثلا دفعه پیش روند انتخابات بسیار مخدوش بود و اعتراض عده‌ زیادی را برانگیخت اما این دفعه پروسه شفاف تر بود، شورای نگهبان سعی‌ کرد خواست خود را در مرحله صلاحیت کاندیدا تا حدی تحمیل کند اما در مرحله شمارش آرا ناظران همه کاندیدا‌ها همه‌‌جا حاضر بودند (بر خلاف دفعه پیش)، شمارش با دقت و حوصله‌ انجام شد و کسی‌ اعتراضی نداشت.

        و اما در مورد نتیجه گیری سریعتون در مورد علمی‌ حرف زدن یا حرف نزدن من و شرمنده بودنم در تاریخ و دست و پا زدنم؛ عزیز دلم من با برچسب زدن که چیزی ثابت نمی‌شه. اگر قرار باشه من هم اینجوری آبکی‌ استدلال کنم می‌تونم بگم علم یک تعریف و استاندارد جهانی‌ دارد. کار هر روز من با معیار اکثر موسسات علمی‌ و دانشگاههای معتبر جهانی‌، علم است. باید واقعیات را ببینم و نتیجه منطقی‌ آنرا بدست بیارم، حتا اگر با اعتقاداتم هم نخونه. اگر حداقل این یک کار را بلد نبودم نتیجه کار‌هایم هم توسط دانشمندان دیگر دنیا با ایدئولوژی‌های مختلف و ملیّت‌های متفاوت تایید نمی‌شد. در این مورد هم که حتا پای اعتقاداتم هم در میون نیست که نیازی باشه دست و پا بزنم چیزی را توجیه کنم. اما آیا شما بخاطر اعتقاداتتون چشم به روی واقعیت نبستین؟ اما این حرف من هیچ استدلالی بر درست بودن یا غلط بودن حرف شما نخواهد بود پس به جای اون پیشنهاد می‌کنم یک بار دیگه هر دو متن را بخونید و ببینید نتیجه گیری شما از حرف من یک نتیجه‌گیری منطقی‌ بوده است یا نه.

        1. این که هر وقت که نتیجه به دلخواه شما نبود، تصمیم بگیرید که تقلب شده و هر وقت به دلخواه شما بود، بگید تقلب نشده و دقت شده، نمی‌شه یه بحث علمی. هر دوی این ادعاها توی کانکتست‌های خودشون نیاز به اثبات دارن.

          1. باز هم عجله کردی. از کجای حرف من به این نتیجه رسیدی که من هروقت نتیجه مطابق دلخواهم نبوده می‌گویم تقلب شده؟ به خاطر دو تا مثالی که اوردم؟ چون به کار علمی‌ علاقه داری بهتر است بدونی که نتیجه گیری با دو تا داده معتبر نیست. مثلا سال ۸۴ هم نتیجه مطابق میل من نبود اما من فکر نمیکنم نتیجه مخدوش بود. برای اینکه استدلالت درست و منطقی‌ باشه باید به حرفهای من رجوع بدی نه به تصوری که از من در ذهن خودت سختی. در ضمن دلیلی‌ که من اوردم برای عدم تقلب در ایندوره بر مبنای شفافیت و حضور ناظران کاندیداهای مختلف بود. من که نگفتم تقلب نشد چون آقای روحانی انتخاب شد.

          2. «ساز و کار انتخابات در ایران آزاد نیست و گردانندگان آن هروقت خواسته اند تقلب کرده اند. از زمان مشروطه اینگونه بوده هنوز هم هست.»
            این هر وقت کی بوده؟ چطور می‌تونید اثباتش کنید و اون هر وقت رو نشون بدید؟

    1. اولا که شما اول یک دلیل دیگر آوردین که بگین حرف من منطقی‌ نیست، حالا دارین یه ایراد دیگه می‌گیرید. اول قبول کنید که دلیل اولتون برای متناقض و غیر علمی‌ خواندن حرفهای من منطقی‌ نبوده بعد یک ایراد دیگر پیدا کنید.

      اما در مورد ایراد دومتون. انتظار دارید این هروقت را از زمان مشروطه تا الان یکی‌ یکی‌ نشون بدم؟ من فکر نمی کردم در اینکه خیلی‌ وقتها تقلب می‌شه هم کسی‌ توافق ندارد حدس میزدم اختلاف بر سر مقدار آن و رسیدگی درست به آن و روشهای جلوگیری از آن است. اینکه آزاد نبوده و نیست را که راحت می‌شه اثبات کرد چون یک سری خصوصیت بین‌المللی برای یک انتخابات آزاد تعریف شده که انتخابات ایران ندارد. اما در مورد تاریخچه تقلبات در ایران، حقیقتش از حوصله‌ من خارج است که واردش بشوم، حرف آقای باهنر را قبول دارید؟ “مگر در انتخابات مجلس آرا را نمی‌شمرند، هر دفعه هم سه تا حوزه باطل می‌شود.در همین انتخابات مجلس اخیر تا روز انتخابات به من گفتند تو نفر پنجم هستی. رای‌گیری شد من بیست و پنجم شدم. همین اینجا می‌گویم یک مقداری از آرای من دیده نشد، البته موثر در نتیجه نبود. من می‌گویم اصلا سیستم طوری نیست که رای من را طوری بخواند که من را بیندازد. دو درصد، یک درصد و نیم درصد تقلب می‌شود و یا خطا رخ می‌دهد.”

      1. در ضمن فکر کنم بهتر دیگه وقت شما و خودم را نگیرم. فقط خواستم به شما نشان بدهم که افرادی که نظری مخالف شما دارند لزوما افراد بی‌ منطقی‌ نیستند که شما بتوانید با چند جمله باطل بودن حرف آنها را نشان بدهید. و شاید این بار وقتی‌ خواستین یک طرفه به قاضی بروید و بقیه را به بی‌ شهامتی بی‌ انصافی و خصوصیات دیگر متهم کنید کمی‌ مکث کنید و تجدید نظر کنید. بخصوص وقتی‌ که خیلی‌ از آنها در زندان هستند و برخی‌ حتا بدون محاکمه در حصر هستند.

        1. فکر خوبی هست و من هم سپاسگزارم. شما حتی نمی‌خواید متوجه این مطلب باشید که اون خیلی‌های مظلوم که در حصر خانگی هستند، با عمل خلاف قانون و عصر حجرگونهٔ خودشون، داغ فرزند به دل چند خانواده گذاشتن، یا چند خانواده رو از هم پاشیدن.

          1. این همه حرف زدن راجع به استدلال منطقی‌، علمی‌، کمی‌ مکث کردن قبل از متهم کردن افراد و بعد شما یک جمله‌ای مینوسین و برای افراد حکم قتل صادر می‌کنید! واقعا آدم می‌مونه چی‌ بگه. نمی‌خواستم دیگر چیزی بگم اما گفتم یک سعی‌ دیگر هم بکنم شاید نتیجه مثبتی داشت. اول تا جایی‌ که من می‌دانم هیچ کدام از صاحبان خون این جوانان از این افرادی که در حصر هستند شکایتی نکرده اند. حتی موردی هم هست که گفته اگر زندانیانی سیاسی آزاد شوند از حق خون پسرش می‌گذرد. حالا اگر شما شخصی‌ را می‌شناسید که مدعیست، در یک سیستم قضایی‌ عادلانه تا آن شخص شکایت خود را به دادگاه نبرد و جرم در یک شرایط عادلانه که متهم هم وکیل دارد و میتواند دفاع کند و قاضی هم عادل است، اثبات نشود متهم مجرم نیست و نباید مجازات شود. تا جایی که ما می‌دانیم در این مورد حتا یک دادگاه نمایشی ناعادلانه هم برگزار نشده است که شما به این راحتی‌ حکم صادر می‌کنید. آخه عزیز دل‌ من این روش استدلال کردن و گزاره دادن و نتیجه گیری نیست، نه از لحاظ اخلاقی‌ و نه از نظر علمی‌. من یک پیشنهادی دارم فقط چند ثانیه به جای اینکه سعی‌ کنی‌ فکر کنی‌ جواب من را چطور بدی و اشتباهم را نشان بدهی‌، سکوت کن، بعد از وجدان خودت سوال کن آیا احتمالی‌ دارد حرف خودت اشتباه باشه؟ اگر احتمالی‌ هست آیا درست هست به مردم اتهام‌های مختلف بزنی‌؟

  4. فکر می کنم یکی از دلایل اختلاف و سرخوردگی مردم در انتخابات ۸۸ دوقطبی شدید بودن انتخابات بود. و البته بحث ها و حرف هایی که در مناظره های ۸۸ در تلویزیون مطرح شد و اثرش را بر مردم گذاشت و نتیجه اش شد ان همه احساس منفی و واکنش تند مردم و واکنش شدید و خشن حکومت. نمی توان انتخابات ۸۸ و ۹۲ رو به طور کامل مقایسه کرد چون هر دو فضای متفاوتی داشتند و همچنین انتخابات ۹۲ خیلی دوقطبی نبود

  5. خوشحالم که حماسه واقعی رخ داد و رفتار های بعد از اون و نامزدهایی که رای نیاوردن نشون دادن که به یه بلوغ سیاسی رسیدن
    این انتخابات بیش از پیش نشون داد مردم ایران حزبی نیستن (اگرچه بعضی از دوستان اصرار دارن پیروزی رو به خودشون بچسبونن)
    اما باید گفت مردمی که ۷۶ خاتمی و ۸۴ احمدی نژاد را انتخاب کرد حالا روحانی رو انتخاب کرده
    مردم بیشتر به شرایط موجود نه گفتن سال ۷۶ نه به دوران فشار هاشمی و رو به آزادی سال ۸۴ نه به اختلاف طبقاتی و رو به عدالت سال ۹۲ نه به تکروی و رو به اعتدال

      1. غیر مرتبطه؟ این کامنتم که با این جمله شروع میشه کجاش غیر مرتبط هست؟
        “بهتر هست که به جای اینکه بگیم چرا اصول گرایان باختند، بگیم چرا روحانی رای آورد. آیا مردم روحانی رو میشناختند؟”

  6. پست شما در مورد انتخابات هست و کامنت من هم در همین رابطه… پس بی ربط نیست، دوم اگر بی ربط هم باشه مگر بار سنگینی هست یا کامنتدونی وبلاگتون پر میشه؟ مطمئنا شما اگر بی ربط ترین کامنت هم گذاشته بشه ولی خوشایندتون باشه تاییدش می کنید. ولی توی اون کامنت چون حقایقی بیان شده بود که گویا به مذاقتون خوشایند نبود تاییدش نکردید(در مورد دلایل رای مردم به روحانی)… واقعیت رو باید پذیرفت… با عدم تایید کامنت من آبا واقعیت پاک می شه…

    1. این پست راجع به انتخابات هست، اما نه اون موضعی که شما نوشته بودید.
      رویه من از خیلی وقت پیش چنین بوده، اما شما می‌تونید با این قضاوتی که بهش اعتماد دارید به زندگی‌تون ادامه بدید.

      1. هیچ اتفاقی نمی افتاد کامنت رو تایید می کردید… خب جناب جلیلیتون رای نیاورده تقصیر کامنت من چیه؟ باید تلافیش رو سر کامنت من در بیارید؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *