انتخابات خارج از گود

11th-election

این انتخابات برایم یک جور دیگر است. با انتخابات‌های قبلی فرق‌هایی دارد. البته که خاطرات بد انتخابات پیشین و قضایای دور و برش ذهن خیلی‌هامان را منفی کرد نسبت به انتخابات؛ ولی این «یک جور دیگر» بودن این انتخابات برای من، همه‌اش به خاطر این نیست.

اول از هر چیزی برمی‌گردد به نامزدهای این دوره. دوره‌های قبلی، انتخابات تقریباً دو قطبی بود و انتخاب کار چندان مشکلی نبود.  در انتخابات این دوره اما سه چهار تا نامزد مورد نظرم، کم‌حاشیه‌تر و شبیه‌ترند نسبت به هم و هر کدام ضعف‌ها و نقاط قوتی دارند که  آدم فکر می‌کند اگر می‌شد همهٔ این چندتا با هم تیم ریاست‌جمهوری را تشکیل می‌دادند، چقدر خوب بود. با این همه، این مشخص نبودن رأیْ حتی برای خودم، یک جور هیجان آرام دارد که دوستش دارم.

از طرفی برخلاف هر سال، امسال گیرافتاده‌ام در خوابگاهِ دانشگاه و دورم از هر محفل بحث و نقد و نظر سیاسی؛ از جمله محفل کوچک خانوادگی‌مان؛ و برادرم که همیشه در این موارد با هم مباحثه و انتقال دیدگاه داشتیم.

از شانس بدم، درست روز انتخابات می‌رسم خانه و فرصت برای رای‌زنی و بحث، خیلی کم است. فعلاً دارم سعی می‌کنم از همین برنامه‌های تلویزیونی کاندیداها و برنامه‌هایشان، به یک نتایجی برسم.

نکتهٔ جالبی که این دور بودنِ نسبی از فضای انتخابات، و عدم تعلق خاطر به یکی از این نامزدها برایم داشته‌است، ارزیابی عملکرد هواداران کاندیداها از یک فاصلهٔ دورتر و خارج از گود است.

مثلاً الان دورویی و تعارض را در بین طرفداران یک کاندیدا و افراط را میان طرفداران کاندیدای دیگر به خوبی می‌بینم و در دل منزجرم و به سادگی رفتار بعضی‌ها لبخند می‌زنم. و بیش از هر زمان دیگری دارم می‌بینم که علاقه به یک کاندیدا چطور باعث بولد کردن و خاص کردن یک رفتار بسیار سادهٔ آن کاندیدا می‌شود؛ در حالی‌که ممکن است این رفتار، مشترک باشد میان چند کاندیدا؛ و بزرگ‌نمایی و تحسین‌های افراطی برای ساده‌ترین کارهای آن کاندیدا، چطور پوستر و شعار می‌شود و روی دست‌های هواداران بلند می‌شود.

برایم جالب است که احساسات و هیجانات، چطور کارهای ساده و کوچک یک کاندیدا را در چشم هوادارانش خاص و بزرگ جلوه می‌دهد و ساده‌ترین کارهای کاندیدای رقیب را شایستهٔ تمسخر و تحقیر. از این‌جا که من نشسته‌ام – و خیلی‌ها نشسته‌اند- و نظر خاصی به کاندیدای خاصی نداریم، این فضای احساسی و هیجانی، گرچه که شورآفرین است، اما معلوم می‌کند که وقتی از قبل، انگشتِ انتخاب بر کاندیدای خاصی گذاشته باشی، به عدالت رفتار کردن و به عدالت صحبت کردن دربارهٔ آن کاندیدا و نامزهای رقیب، چقدر سخت است و حفظ حد اعتدال چه انصاف و تقوایی می‌خواهد…

موارد مشابه

۶ دیدگاه

  1. سلام بزرگوار
    دقیقا با فرمایشتون موافق هستم
    من هم تعلق خاطری به کاندید خاصی هنوز پیدا نکرده ام و بین ۲- ۳ نفر در حال تحقیق و بررسی هستم. لذا همونطور که بیان کردید تعصب را می توان به راحتی در بین طرفداران دید و البته تاسف خورد.
    مطلب خوبی بود.
    موفق باشید
    یادم رفت عرض کنم مطلبی تحت عنوان
    “تئوری فوکویاما درباره شیعه، ولایت فقیه و شورای نگهبان” را روی صفحه خود قرار داده ام خوشحال میشم نظرتون را مطلع شم.

    1. سلام. شاید بعضی جاها جو دانشجویی اون‌طوری باشه که شما می‌فرمایید؛ اما همه جا الزاما این‌طوری نیست
      مناظره‌ای من ندیدم. یک سری کلی‌گویی‌های ناقص و شبیه به هم در قالب و شکلِ مسابقه‌ای برگزار شد که یک زنگ روی میز هر کاندیدا کم داشت!

  2. با سلام بنده مدیر وبلاگ مرجع وبلاگ نویسان استان اصفهان هستم به نشانی(http://borhan1390.ir/)علاقه مند هستم با وبلاگ نویسان فعال و دست به قلم همکاری محتوایی در موضوعات اجتماعی فرهنگی سیاسی و غیره… منتظر نظر شما هستم شماره تماس:۰۹۱۳۳۱۸۵۲۹۲

  3. سلام
    صدا و سیما که از ۳ ماه قبل یکدم برای بالا بردن نرخ مشارکت به شدت داره تبلیغ می کنه… وقتی که پای نظام در میان باشد، صدا و سیما به شدت فعال می شود. رسانه غیر مردمی و حکومتی یعنی همین صداسیما. خوبه که چیزی به نام ماهواره وجود داره تا مردم مجبور به تحمل اجباری صدا و سیما نباشند و مثلا بنشینند خاله خرم(حریم سلطان)نگاه کنند…
    شما که جزو حامیان حاکمیت هستید، دست کم بیاید و اگر به عارف و روحانی رای نمی دید، بین اون ۶ نفر، به رضایی یا قالیباف رای بدید.. کسانی که از سخنانشون بر میاد که واقع بین ترند… به آن افراد افراطی و شبیه به احمدی نژاد که همه اش شعار می دهند رای ندید. به کسی که می گوید کسانی با “کوچکترین زاویه ای با رهبری” را بر نمی تابد و در کنار خود نمی پذیرد و بدین سان مردم را که اکثریتشان زاویه منفرجه یا دست کم حاده با رهبری نظام دارند را طرد می کند رای ندهید…به کسی که افراطیون نیز از او حمایت می کنند، همانگونه که از احمدی نژد حمایت کردند رای ندید… به آن کسی که در رابطه با جامعه جهانی درتوهم و تخیل به سر می بره و دنبال دشمنی افزاییست تا تنش زدایی و در تخیلاتش خود و نظامش اش را پشت درکاخ سفید می بیند که با اشاره ولایت فقیه در شرف فتح اش است، رای ندید. به این فرد رای ندید حتی اگر سخنانش و شعارهایش و افراطی گری هایش و در هر خط از سخنانش ۵ بار از ولایت و رهبری و “دشمن” نام بردنش، برای رهبرتان جذاب باشد… فرد واقع بین می تونه کاری بکنه… اول باید به واقعیات و ضعفها اعتراف کرد تا بعد بشه باهاش برخورد کرد…رضایی و قالباف(بعد از عارف و روحانی) واقع بینانه تر از دیگران حرف زده اند… من خودم قصد رای دادن ندارم ولی اگر می خواستم رای دهم و روحانی و عارف نبودند، به رضایی یا قالیباف رای می دادم…. مرسی [لبخند]

  4. خیلی فرق نمیکنه به چه کسی رای بدهی یا ندهی، خواهر جان این انتخابات چنین مختصاتی داره:

    حداد عادل: خودش هم میدونه شانسی نداره هرچند پدر عروس آقای خامنه ای است اما حتی او هم میدونه حداد عادل اینکاره نیست.

    غرضی: برای تفریح آمده در ایام بازنشستگی!

    محسن رضایی: گرچه برنامه قوی داره و دلسوز به نظر میاد، اما چهره ای نیست که عوام بپسندند و از طرفی سپاه پاسداران که با امثال قرار گاههای به اصطلاح سازندگی تا خرخره غرق در فساد اقتصادی است اجازه حضور رضایی را هرگز نخواهد داد …
    رضایی در یکی از مصاحبه های مطبوعاتی صراحتا گفته سپاه باید پایش را از اقتصاد ایران بیرون بکشه! نهادهای قدرت و ذی نفوذ این حرف سنگین را تحمل نمیکنند.

    قالیباف: بخشی از سپاه ازش حمایت میکنه بدلیل اینکه پروژه های نان و آب دار زیادی را در شهرداری به امثال قرارگاه خاتم الانبیاء سپاه واگذار کرده گاهی با ترک کامل تشریفات مناقصه … گرچه بدلیل اینکه سعی میکنه همه جریانات سیاسی را راضی نگه داره و پتانسیل زاویه دار شدن با سپاه و رهبری در او کم نیست شانس پیروزی اش قطعی نیست.

    حسن روحانی و عارف: هر دو صرفا ویترین نظام هستن! و بسیار بعید است که نهادهای قدرت اجازه حضور به آنها بدن حتی اگه رای کافی بیارن، چون نظام اسلامی دیگر تاب تحمل گرایش های میانه رو و اصلاح طلب رو نداره و عملا دست به حذف کامل اصلاح طلبان زده

    ولایتی: شانس خوبی داره و به نظر میاد آلتزناتیو رهبر است در صورتی که به هر دلیل نتوان جلیلی را پیروز انتخابات کرد گزینه نزدیک رهبر است.

    و اما سعید جلیلی: به ۳ دلیل شانس بالایی داره، پیروزی او به عنوان رای دادن مردم به ادامه سیاست های اتمی ایران در مقابل غرب وانمود میشه …

    دوم اینکه با تداوم تحریم نفتی و در غیاب شرکت های سرمایه گذار خارجی، دست سپاه پاسداران در پروژه های نفتی و گازی و همینطور قاچاق واردات باز خواهد ماند، و این یعنی تداوم تامین منافع نهاد های قدرت، و البته سوم به نگاه مشترک ایدئولوژیک رهبری با جلیلی مربوط است، یک نگاه مشترک در حکومت داری …

    حال رای من و شما چه باشد مهم نیست میدانی چرا؟ چون قدرت و ثروت برای عده ای قلیل ارزش حذف رای مردم رو داره.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *