آخوندها در شبکه‌های اجتماعی چه می‌کنند؟

talabehنمی‌دانم دقت کرده‌اید یا نه، اما روز به روز دارد بر تعداد روحانیونِ ملبس در فضای مجازی افزوده می‌شود. از وبلاگ‌ها که بگذریم، شبکه‌های مجازی پر شده از آواتارهای عمامه‌دار و اکانت‌های «آخوند»‌دار!

ورود جدی طلاب دینی به فضای اینترنت، گرچه که کمی دیر دارد اتفاق می‌افتد، اما اصل آن اتفاق، اتفاق خوب و مبارکی است که به نظر من از حداقل نکات مثبتش، خروج برخی طلاب از فضای محدود حوزه‌های علمیه و خصوصاً شهر قم است به فضایی رنگارنگ‌تر و متنوع‌تر از آدمیان.

گرچه که در حالت کلی، کمتر پیش می‌آید حوزویانِ طالبِ علمِ حقیقی، زمان و فرصتی که باید در کلاس درس و کتابخانه و مباحثه‌ها سپری کنند را صرف اینترنت‌گردی کنند؛ اما با برنامه‌هایی که سیستم حوزه یا بعضی نهادها به منظور آموزش طلاب و گسیل مبلغان به فضای مجازی در پیش گرفته‌اند، این اتفاق کمی به واقعیت نزدیک‌تر می‌شود.

آنچه که به نظر می‌رسد و البته معقول‌تر نیز هست، این است که طلاب آموزش دیده‌ای که به عنوان مبلغ وارد فضای مجازی می‌شوند، بیش از این که در شبکه‌های اجتماعی‌ای که عموماً فیلتر شده‌اند به تبلیغ مشغول شوند، به ایجاد وبلاگ و سایت‌های پاسخگویی به شبهات و احیاناً شرکت در فروم‌ها و شبکه‌های اجتماعی ایرانی می‌پردازند.

اما موضوع این نوشته طلاب مأمور به تبلیغ در فضای مجازی نیست؛ بلکه قصد داریم نگاهی بیندازیم به کیفیت فعالیت طلاب درشبکه‌های اجتماعی به عنوان اشخاصی حقیقی، اما در لباسی که صبغهٔ حقوقی دارد.

 

آخوندها در شبکه‌های اجتماعی

چرا فقط به شبکه‌های اجتماعی می‌پردازم؟ در شبکه‌های اجتماعی برخلاف سایت و وبلاگ یک ارتباط زندهٔ دو طرفه و تعامل پویا در میان کاربران برقرار است که سرعت انتقال اطلاعات در آن نسبت به بخش نظرات یک وبلاگ و یک فروم، بسیار بالاتر است و همین مسئله که موجب رفتارهای سریع‌تر و کمتر فیلتریزه شدهٔ کاربران می‌شود، فضا را به یک رابطهٔ متقابل در فضای حقیقی نزدیک‌تر می‌کند. واکنش‌های سریع، بیشتر از فضای وبلاگی، ظرفیت بروز برخوردها و عکس‌العمل‌های نابهنجار را موجب می‌شود.

آیا پسندیده است که طلاب در فضای شبکه‌های اجتماعی حضور داشته باشند؟

پاسخ این سؤال را می‌توان از دو دیدگاه داد؛ یک: آرمانی و با در نظر گرفتن بایدها و نبایدها. به عبارتی اگر سؤال را این‌گونه فرض کنیم که آیا طلاب «باید» در اینگونه فضاها حضور داشته باشند یا نه؟ پاسخ من به آن، مثبت است. در این فضا -که البته حضور آدم‌ها در آن باید و نباید برنمی‌دارد- طلاب یا مبلغان دینی مثل فضای حقیقی باید حضور داشته باشند. در این تعاملات هم، درست مثل زندگی واقعی، آدم‌ها با مسائلی برخورد می‌کنند یا موضوعاتی را طرح می‌کنند که پاسخ یا راه حل آن‌ها دست مبلغان دینی است. همچنین طلاب می‌توانند تعدیل کنندهٔ فضای بیش از اندازه باز این محیط‌ها باشند و با الگو قرار گرفتن در رفتار و گفتار و نحوهٔ تعامل با مخالفین در عقیده و نظر، کمی این فضا را تلطیف کرده، به اسلامی‌تر شدن آن کمک کنند.

البته در این حالت آرمانی، خود طلبه نیز از نظر علم، اخلاق، برخورد و گفتار، فعل و توانایی استدلال و مباحثه باید آرمانی باشد! یعنی یک نماد دینی کامل. که خب در حالت تکاملش اتفاق نمی‌افتد و باید به طلابِ در راه تکامل اکتفا کرد.

اما دیدگاه دوم، نگاه کردن بر پایهٔ واقعیت و وضعیت موجود به این سؤال است. آیا با توجه به وضعیت موجود، استمرار حضور طلاب در این فضا ضروری است؟

پاسخ به این سؤال در گرو بررسی وضعیت موجود است. در حال حاضر که تعداد زیادی طلبه (اعم از ملبس و غیرملبس) در فضای شبکه‌های اجتماعی حضور دارند، وضعیت حضور آن‌ها چگونه است؟ میزان اثربخشی آن‌ها در این فضا چقدر است؟

پاسخی که من به این سؤال می‌دهم، با تفکیک میان طلبه‌ها همراه است. من فعالیت و حضور عده‌ای از طلبه‌ها را واقعاً مثبت و مؤثر دیده‌ام و حضور برخی را درست در نقطهٔ مقابل.

 

طلبه‌های گره‌گشا

طلبه‌هایی را دیده‌ام که با اخلاص و به دور از درگیر شدن در حلقه‌های دوستی مشترکین، و حفظ خویشتن خویش، در این فضا به شکلی صمیمانه و به دور از دگم‌اندیشی و تحجر، با کاربران ارتباط برقرار می‌کنند، نظرات خود را بیان می‌کنند، به سؤالات‌ کاربران از هر قشری، با کلامی بیّن، متین و صبور پاسخ می‌دهند و شبهات عده‌ای از کاربران را نسبت به برخی مسائل دینی و حتی گاه حکومتی کمرنگ یا رفع می‌کنند و در نهایت موجب تغییر یا تلطیف دیدگاه‌ها نسبت به دین و خصوصاً مبلغین دینی می‌شوند.

 

طلبه نگو، بگو گره کور!

طلبه‌هایی را نیز در این فضا دیده‌ام که بیش از آنکه مبلغ دین باشند، مبلغ بی‌اخلاقی، دگم‌اندیشی، فساد و فحشا، کلمات رکیک، ارتباطات سخیف و گپ و گفت‌های خارج از حدود اسلامی، ترویج ازدواج موقت به شکلی بی‌بندوبار، بی‌تقوایی، و نیز نمادی از بی‌سوادی دینی بوده‌اند.

قطعاً قرار نیست همهٔ این صفات را نسبت بدهم به همهٔ طلاب فعال در شبکه‌های اجتماعی. اما واقعیت موجود، حکایت از وجود طلبه‌هایی دارد که رفتارشان بجای تبلیغ دین، کاملاً در جهت تخریب مذهب است. آیا حضور چنین طلابی یک توطئه است؟ ساده‌اندیشی است اگر ضعف روحی و نواقص رفتاری چنین طلابی را که بعضاً از ناکامی‌های کودکی رنج می‌برند، به طور کلی بگذاریم به حساب توطئه و دست‌های پشت پرده و گرگ و روباه! باید اعتراف کرد و پذیرفت که در درجهٔ اول خانواده‌ها و بعد حوزه‌های علمیه در تربیت این مبلغان مقصرند. البته صحبت دربارهٔ کم‌کاری حوزه‌های علمیه و یا توفیق و عدم توفیق آن‌ها در تربیت طلابی اثرگذار، مقالی جدا می‌طلبد.

 

گره‌گشایی از گره‌های کور

توجه به این واقعیت تلخ، نیاز به چاره‌اندیشی را جدی‌تر می‌کند. گاهی فکر می‌کنم شاید اگر سیستم نظارتی حوزه، کمی دقیق‌تر روی مسئلهٔ نظارت بر طلاب کار می‌کرد و برخورد جدی‌تری داشت، انحرافات برخی از طلاب کمتر به چشم می‌آمد. اما حال که این موضوع از دست و کنترل ما خارج است، چرا خودمان به رفع این نقیصه اقدام نمی‌کنیم؟ من این چند راه حل به ذهنم می‌رسد؛ شما هم این‌ها را با راه‌حل‌های پیشنهادی‌تان تکمیل کنید:

۱. خروج ما (مشاهده‌گران) از حالت انفعال: این درست است که رکن امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، بعد از شعارهای «زندگی هر کسی به خودش مربوطه» و «من و تو رو توی یه قبر نمی‌خوابونن» و «عقاید هر کسی محترمه» و … در جامعه کمرنگ شده و تقریباً به رسمیت شناخته نمی‌شود، اما با این حال احیای این فرهنگ اسلامی، به خودی خود و بدون دخالت دستگاه‌های نظارتی، می‌تواند یک مصحح و تعدیل کنندهٔ رفتارهای غلط و انحرافات باشد. این که در برخورد با ناهنجاری‌های برخاسته از این قشر یا به طور کلی قشر مذهبی، سری از روی تأسف تکان دهیم یا همدیگر را در خفا از انحراف اخلاقی یا بددهنی آن‌ها مطلع کنیم یا آن‌ها را لایق هم‌کلامی ندانیم، به نظر کافی نمی‌آید. موقعیتی که در حال حاضر در آن به سر می‌بریم، نشان از جسورتر شدن روز به روز آن دسته از مبلغینی دارد که حدود الهی را زیر پا می‌گذارند و ما در واقع با سکوت یا حتی گاهی با شوخی از سرگذراندن بعضی رفتارها، به آن‌ها میدان بیشتری داده‌ایم. لازم به ذکر نیست که در این مورد، تذکرات و برخوردهای آقایان که همجنس آن‌ها هستند بسیار مؤثرتر و کارگشاتر است.

۲. گزارش به نهادهایی که به همین منظور تأسیس شده‌است: دو نهاد برای این منظور وجود دارد که اولینش دادگاه ویژهٔ روحانیت است. مستدلات و شواهد و مدارک خود را که می‌تواند اسکرین‌شات یک صفحه باشد، به این دادگاه‌ها که در تمام استان‌ها شعباتی دارد ببرید و قضیه را از آن طریق پی‌گیری کنید.

همچنین در شورای عالی حوزه، بخشی تحت عنوان «معاونت آمار و بررسی» وجود دارد که وظایف آن در اینجا قابل مشاهده است. یکی از وظایف آن رسیدگی به گزارشات و شکایات رسیده به آن مرجع، دربارهٔ طلاب رسمی حوزه‌های علمیه است. ارسال گزارش به این مرکز می‌تواند یکی از سریع‌ترین راه‌های پی‌گیری مواردی از این دست باشد. خصوصاً در مقولهٔ سوء‌استفاده‌های عاطفی یا جنسی از دختران که همواره دختران به دلیل ترس از آبرو، از پی‌گیری آن خودداری می‌کنند، بهره‌گیری از کمک این مرکز که می‌تواند بدون مراجعهٔ حضوری انجام شود، می‌تواند بهترین گزینه باشد. از این پس می‌توانید موارد تخطی طلاب رسمی را به شمارهٔ این مرکز ۰۲۵۳۷۸۳۲۴۲۸ و ۰۲۵۳۷۸۳۲۴۲۹ گزارش کنید. (تخلفات طلاب ساکن قم را نیز مستقیماً به شمارهٔ ۰۲۵۳۷۷۳۹۴۸۰ می‌توان گزارش نمود.) در تماس تلفنی‌ای که برای کسب اطلاعات بیشتر با مرکز قم داشتم، برخورد خوب و مناسبی را از متصدی مربوطه دیدم که آدم را به رسیدگی‌ها دلگرم می‌کرد.

 

حال برگردیم به سؤال بی‌جوابی که بالا مطرح شد: آیا حضور طلاب با وضعیت موجود خوب است؟ به نظر شما آیا وجود تعدادی طلبهٔ خوب، در کنار تعداد دیگری که رفتار غلط‌شان مخاطب را شگفت‌زده و انگشت به دهان می‌کند، مؤثر است و به همین دلیل ریسک ورود هر طلبه‌ای را به فضای مجازی باید پذیرفت؛ یا حضور دسته‌ای طلبهٔ بی‌تقوا که ناهنجاری‌های بعضی‌شان در بالا ذکر شد و بعضی دیگر حتی در عیان، در قالب کلام یا عکس و یا حتی «لایک» زدن به پای مطالب +۱۸ به ترویج فحشا مشغول‌اند، بر کارهای خوب آن دستهٔ دیگر از طلاب سایهٔ تاریکی می‌افکند و فضای پر از نفرت و انزجاری را نسبت به این قشر شکل می‌دهد؟ در هر دوی این حالات، مضرات حضور آن‌هایی که با شخصیت حقوقی‌شان به عنوان طلبه‌ای که به طلبه بودنش اذعان دارد، بیشتر است یا فوائدش؟

 

در پایان یادآوری می‌کنم که تقریباً تمام این کاستی‌ها را می‌توان به کل قشر مذهبی هم تعمیم داد، اما دلیل این که در این نوشتار به قشر خاصی اکتفا شده و روی طلاب متمرکز شدیم، حساسیت بالای نقش آن‌ها در جذب یا دفع آحاد مردم به معارف اسلامی است که به عنوان مبلغان علوم دینی شناخته می‌شوند؛ مسئولیتی که حساسیت آن ایجاب می‌کند تا حد امکان، آن‌ها خود را به برترین آموزه‌های اخلاقی و عبادی مزیّن کنند.

بازنشر در:

وبلاگ‌نیوز

موارد مشابه

۳۵ دیدگاه

  1. من دسته ی دوم رو هیچ وقت تا این حد خاطی که شما گفتی ندیدم اما اعتراف می کنم که خیلی وقت ها دلم خواسته طلبه ی فعال در وبلاگ یا شبکه های اجتماعی اسم و نشانی از طلبه بودن نداشت
    البته همیشه هم خودم رو این طور توجیه کردم که حساسیتم به این قشر زیاده لابد
    اما در مجموع به نظرم بودنشون مفیدتره تا نبودن …

    1. شما در حالی که دارید دم از اخلاق دینی می‌زنید، مرتکب دو نسبت ناروا شدید:
      یک: مدعی شدید این مطلب تعمیم یک تک مورد هست. / بنده برای تک‌‌تک مواردی که ذکر کردم، نمونه و مثال حی و حاضر دارم. و اگر شما در مورد چیزی علم ندارید، سکوت معقول‌تر از انکار هست.
      دو: بنده رو به بی‌اخلاقی دینی متهم کردید. / آیا شما که تلنگر و تذکر یک خطر رو بی‌اخلاقی محسوب می‌کنید، به همین مقدار هم در مقابل طلبه‌ای که بددهنی، توهین و نشر مفاسد می‌کنه، نگران اخلاق دینی و دین می‌شید و به همین نسبت هم عکس‌العمل نشون می‌دید؟

  2. اوایل سال ۱۳۵۶ با آسید محمود (آیت الله طالقانی) هم سلولی بودم، یک شب بی وقفه سیگار می کشید و راه می رفت، نیمه شب بهش گفتم:خفه شدیم از دود چرا نمی خوابی؟
    ایشان گفت: مگر نمی بینی ؟ مگر نمی شنوی؟
    گفتم:چی رو
    گفت: صدای مردمو ! انقلابو !پیروز میشن!
    من گفتم: خب بشن چه بهتر
    ایشان در جواب گفت: چرا متوجه نیستی ! شاه می رود، مردم به ما مراجعه می کنند، بلد نیستیم مملکت داری را، همین یک ذره دینی را که هم دارند از کف می دهند این مردم بی نوا..

    خاطره ای از آیت الله منتظری

  3. سلام بانو! اول که ممنون از شجاعتی که به خرج دادی و وارد یکی از حوزه های ممنوع فضای مجازی و صد البته دنیای واقعیِ این دسته ای که ذکرشون رفت شدی. شک ندارم این حرف دل بسیاری از دوستان فضای مجازی و بالاخص گروهی از خانمها بود و این شجاعت و جسارت در مطرح کردن چنین موضوع و واقعیت تلخی کار هر کسی نبود.
    یکی از نکات تعجب برانگیزی که طی یکی دوسال اخیر در خیلی از شبکه های اجتماعی اتفاق افتاد حضور یکباره طلاب ملبس و تعویض آواتارها از حالت عادی به لباس روحانیت بود
    این حضور یکباره در عین سوال برانگیزی میتونست یک اتفاق موفق باشه اگر این بزرگواران متوجه بودند که همین قدر که این لباس در دنیای واقعی مسئولیت میاره در فضای مجازی هم مسئولیت میاره. متاسفانه در خیلی از موارد بجای اینکه اخلاقیات دنیای واقعی توسط طلاب به دنیای مجازی سرایت کنه برعکس شد و بی اخلاقیها و پنهان کاریهای فضای مجازی به دنیای واقعی کشیده شد.
    من فکر میکنم علاوه بر راه حلهایی که گفتی نوشتن و طرح همچین مباحث و مواردی نه تنها خیلی ها رو متوجه اشتباهشون میکنه و از طرفی به عده ای هشدار میده که صرف یک لباس و پوشش خاص نباید در فضای مجازی به برخی افراد اعتماد بشه بلکه یک نوع اطلاع رسانی هس که این موارد به گوش دسته ها و گروهها و مسولین یا هر نهادی که بدون در نظر گرفتن چنین آسیبهایی یک شبه و در یک مقطع زمانی خاص تصمیم میگیرند بر اساس یک سیاست غلط عده ای رو برای رسیدن به اهدافی خاص وارد این فضا بکنند برسه و مورد توجه قرار بگیره.
    مجددا از اینکه این مطلب مهم رو طرح کردی تشکر میکنم 🙂

  4. چون شما در جایی گفتید که موافق وزیر شدن زن نیستید. پس سوال پست قبلیتون رو باید از خود شما هم پرسید. هم به میخ می زنید و هم به نعل.

      1. من پست قبلی رو خوندم.
        حالا شما موافق وزیر شدن زنان هستید یا نه؟ زنان رو قابل و لایق وزیر شدن و رییس جمهور شدن می دونید یا نه؟
        اگر نه! لطفا به صراحت دلیل اصلی مخالفتتون رو بگید.
        ممنون

        1. نظر من در هر دو پست پیشین کاملا روشن و واضح بود. و متوجه این طرز کامنت گذاشتن‌های بازجویانهٔ شما نمی‌شم و دلیلی بر تکرار واضحات پست‌های پیشین نمی‌بینم.

          وصف نظراتِ بازجویانه و مصاحبه‌گرانه، شامل کامنت‌هایی که تأیید نشده هم می‌شه.

          1. نمیدونم دلیل شما برای پرهیز و طفره از جواب گویی چیه؟ آیا عقیده تون رو قابل دفاع نمی دونید که از ابرازش امتناع می ورزید؟
            چرا عقیده تون رو به صراحت بیان نمی کنید؟ من صرفا سوالی پرسیدم و کنجکاوم جواب شما رو بشنوم. همین!
            در مورد کامنتهایی که تایید نکردید هم باید بگم که من صرفا رفتار جمهوری اسلامی و وضع کشورداری اون رو با کشورهای دیگه مقایسه کردم. آیا کامنت من حاوی مطالب کذب بود؟

          2. یک: عقاید من صریح و روشن ذکر شده و سؤالات شما رو ناشی از عدم دقت کافی می‌دونم. لذا تکرار مکررات نمی‌کنم.
            دو: کسی که عقایدش رو با آرشیوی چند ساله توی وبلاگ و در معرض عموم قرار داده، حتما اون‌ها رو قابل دفاع می‌دونسته.
            سه: نه تصمیم و نه هیچ الزامی ندارم که به همهٔ سؤالات کامنترها پاسخ بدم.
            چهار: متشکرم که خودتون به موضوع بی‌ربط کامنت تأیید نشده‌تون با مطالب نوشته شده اشاره کردید.

  5. سلام
    از انواع طلابی که به آن‌ها اشاره کردید نه تنها در فضای مجازی بلکه در فضای حقیقیِ اجتماعی نیز حضور دارند. و به زعم بنده در این فضا، مشکلات، آثار بیشتری از خود نشان می‌دهند. به نظرم آن راهی که شامل امر به معروف و نهی از منکر و یا گزارش به دادگاه ویژه‌ی روحانیت است، کافی نمی‌باشد.
    خودِ حوزه و سیستمی که طلاب در آن تحصیل می‌کنند را نیز باید نقد و بررسی کرد. اگر یافته‌های طلاب از حوزه، مطابق با خواسته‌های مردم و جوانان باشد که خوب است؛ لیکن وقتی طلبه‌ای سال‌ها در حوزه درس می‌خواند و دست آخر متوجه می‌شود که درصد بالایی از آن‌چه خوانده و فهمیده، به نیاز جامعه پاسخ نمی‌گوید، لاجرم خودش برای خودش راه جدیدی ایجاد می‌کتد و یا از راه‌های از قبل آماده شده نظیر گروه‌های مجازی و … می‌رود تا بلکه بتواند نوعی اظهار وجود – به معنای مثبتش در نظر بگیرید – نماید.
    ضمنا از طرح چنین موضوعی در این وب‌سایت متشکرم/.

  6. باشه. چون تمایلی ندارید پاسخ بدید من هم اصراری نمی کنم تا احیانا موجب نارحتی تون بشه. ولی در کل شما در پست قبل بصورت کلی حرف زدید ولی من صرفا بر یک مورد خاص به نام وزارت و ریاست جمهوری زنان تاکید داشتم و خواستار نظر شما در اون مورد شده بودم.
    ولی همانطور که گفتم تمایلی ندارم که بیشتر از این اصرار کنم و
    تا همین جا هم که جواب دادید ممنونم. (لبخند)

  7. سلام
    استفاده بردم
    از وبلاگنیوز به اینجا کشیده شدم
    جدا از بحث منطقی و قابل ستایش شما، جرئت و شهامتِ شما در بحث نیز قابل ستایش است. چیزی که در نظراتتان و با ادله محکم و قاطعتان نسبت به دیگران هم دیدم.
    گمانم این است که این شهامتِ فاطمه وار برازنده زنان مؤمن است.
    خواستم تشکر کنم بابت آگاهی‌ای که به حقیر بخشیدید بابت آن دسته طلاب که به قول شما گره کور اند.
    در پناه حق
    یاعلی

  8. سلام
    فکر می‌کنم روشن باشد که حضور طلاب در فضای مجازی به طور کل بهتر از عدم حضور ایشان باشد.
    اما همانطور که شما فرمودید با توجه به حساسیتی که در برخورد با این قشر وجود دارد احتمالا بایستی راهکارهای جدی تری برای مبارزه با آسیب های این حضور اندیشیده شود.

  9. سلام و طاعات قبول
    فکر می کنم باید ابتدا اینطور تقسیم بندی کرد که وقتی داریم از جماعت “طلاب علوم دینی” سخن می گوییم، داریم از یک قشر سازمانی صحبت می کنیم یا یک قشر مردمی؟
    یعنی مثلا همه این طلاب را به مثابه یک نهاد رسمی می بینند یا یک مردم عام.
    اگر مردم عام باشند که حضورشان مرتبط به خودشان است و به نظرم پاسخگویی نهادهای مسئولی که حضرتعالی در نوشته ذکر کردید هم در این زمینه بی اساس است.
    اما اگر از طرف مدیریت حوزه های علمیه ورود پیدا کرده اند، بایستی به صورت جدی سازماندهی شوند.
    تمام حرف من این است که باید ببینیم مردم به این قشر چطور نگاه می کنند.

    ضمنا! به نظر حقیر قطعا ورودشان از عدم ورود بهتر است؛ به شرطها و شروطها که گفتید حرف‌ها را.

    ممنون 🙂

    1. سلام. متشکرم. طاعات شما هم قبول باشه ان‌شاءالله.
      نظر بنده اینه که اگر به قول شما به عنوان مردم عام در اینترنت حضور دارند، بهتره که با لباس عام هم ظاهر بشن. من فکر می‌کنم همین که با شمایل دارای عمامه یا اکانت‌هایی که حوزوی بودنش رو می‌رسونه وارد می‌شن، یا علنا طلبه بودنش رو اعلان می‌کنند، اون‌ها رو مسئول می‌کنه، حوزه‌های علمیهٔ پرورش دهندهٔ اون‌ها رو هم مسئول می‌کنه.
      متشکرم که با دقت خوندید و نظر دادید 🙂

      1. خب اگر اینطور باشد که شما میفرمایید، دیگر تأثیرگذاری سابق را ندارند.
        یعنی به آن شکلی که باید، نمی توانند دید جامعه را نسبت به روحانیت مثبت کنند و از طرف دیگر تأثیر نخواهند گذاشت.
        موضوع پیچیده ایست

        1. بله پیچیده‌ست یه کم. چون تجربه نشون داده که همه‌شون الزاما تأثیر مثبتی قرار نیست بذارن و اگر با هویت خودشون بیان، ممکنه یه عده‌شون درست تأثیرات منفی‌ای که هم‌الان گذاشتن بذارن.
          البته همهٔ این‌ها به شرط نهادینه کردن تقوا در طلاب در زمان تحصیل‌شون حل می‌شد 🙂

  10. با سلام . براحتی از قضیه مقرضانه بودن بعضی از برخوردها گذشتید ! دوم اینکه اگر فضای عام جامعه رو ببینیم خواهیم دید که مردم هنوز دید خیلی مثبتی نسبت به روحانیت ندارند که ما بخوایم با این گونه مطالب (به عنوان تذکر) به بدبینی مردم به روحانیت دامن بزنیم .
    این فضایی رو که شما ترسیم کردید، قشر خاصی از مخاطبان فضای نت شاید تحربه کنند ، پس بیان آن برای کل مخاطبان بنظرم عجولانه بود.
    هنوز که هنوز است قشر بسیار بالایی از مردم جامعه ما، روحانیت را نماد اسلام و دین میدانند و باید خیلی بنشینیم و فکر کنیم و تحلیل کنیم که آیا برای محفوظ نگه داشتن دین، این دید را از مردم بگیریم یا خیر !؟

    این مسئله ای رو که هم که در مورد سواد یا عدم تقوا یا تحجر و تعصب طلبگان فرمودید به کل جامعه روحانیت، که چه در فضای نت و چه در بطن جامعه کار میکنند برمیگردد و از آفات کارهای اینچنینی است . که اگر نبود شیطان و هوای نفس،معنایی نداشت . حوزه علمیه هم نمیتوانند فقط آیت الله قاضی ها و بهجت را به دامن جامعه ارسال کند. نهایتا میتواند همین انسانهایی که چند پایه درس را پاس کرده اند با تمام هواهای نفسانیشان با مردم درگیر کند که این چنین برخورد هایی هم از آفات آن است. راه حل هایی که هم فرمودید بسیار خوب بود اما سیستم طلبگی بیشتر از نظارت و دادگاه ها باید به سیستم اخلاق و تقوا واکسینه شود که ریشه ی این بی اخلاقی ها را شاید باید در کمرنگ شدن کلاس های اخلاق در برخی حوزه ها پیدا کرد.

    اینها فقط نقد هایی بود که بنظر میرسید .قاعدتاً کل مطلب، منصفانه و قابل تأمل بود.

    1. سلام. من این سکوت همیشگی در مقابل خطاهای قشر مذهبی رو نمی‌پسندم. چرا که خودش موجب میدون دان به خاطی‌ها و حادتر شدن قضایا شده. و این که این مسئله رو به عنوان یه موضوع پست وبلاگی در نظر گرفتم به دلیل همین توسعه پیدا کردنش بود.
      این که عموم معترضین به عمومی کردن این مسئله، آقایون بودند هم، خودش نیاز به توجه داره. درصدی از دردسرها و مزاحمت‌هایی که دستهٔ دوم مذکور در متن ایجاد کرده‌اند، قربانی‌ش خانم‌ها بوده‌اند و طبیعیه اگر آقایون وضع رو به اون میزان «بد» و «افتضاح» ندونند؛ چرا که اغلب از بخشی از این معضلات که درگیرش نشده‌اند، ناآگاهند.

  11. سلام.
    چون تابحال چندین کتاب با معرفی شون در اینجا، خریداری کردم(آخریش چند جلدی ِتا ساحل آرامش) دوست داشتم ۲کتابی که از تازه های نشر گرفتم رو براتون بنویسم:
    ۱٫ عقل متفاوت زنان؛ یوسف غلامی/دفتر نشر معارف
    ۲٫ خانواده؛ به سبک ساخت یک جلسه مطوّل مطوی در محضر مقام معظم رهبری/صهبا

  12. باسلام
    فضای مجازی فضایی است که در آن تشخیص هویت افراد سخت است …
    شما که در این زمینه فعال هستید و قلم و ادب خوبی هم دارید حتما می دانید که یکی از مهمترین مباحث شبکه های اجتماعی مجازی هویت افراد است. از طرفی آسیب شناسی فرهنگی و اجتماعی باید مبتنی بر یک براورد و آمار دقیق باشد خصوصا اینکه فراوانی داده های دقیق و درست آماری هم بسیار مهم است. بنابراین دغدغه شما شاید دغدغه خوبی باشد ولی هیچ شاخص دقیق آماری را مبنای تحلیل خود قرار نداده اید. این مشکلی است که مع الاسف کل کشور با آن دست و پنجه نرم می کند…
    از طرفی شما با وصف «آخوند» و بیان چند نمونه آنهم نه دقیق بار منفی معنایی را روی «آخوند» از آنجهت که اسم جمع است می برید.
    بنده هم می توانم بگویم «خانمها» یا خانمهایی که آواتار چادر و مقنعه دارند و کلا خانمهای با وجهه ظاهرا مذهبی، در شبکه مجازی چه می کنند؟! و با ذکر چند نمونه و یک شماره تلفن، از کارشان تحلیل اجتماعی ارائه دهم…
    در مورد اصناف دیگر هم همینطور
    بنابراین یادداشت شما علیرغم اینکه ناشی از دغدغه سرکارعالی است هیچ سنجه درست و دقیق آماری بدست نمیدهد و در مورد همه اصناف دیگر هم طابق النعل بالنعل قابل انطباق است..

    جز اینکه با انتخاب واژه های خاص تصویری تقریبا منفی به مخاطب القا می شود…

    با این وصف اگر تحلیل شما مبنای تصمیم گیری مدیران قرار بگیرد کاملا بیراهه است
    آمار اشتباه اندیشه اشتباه تحلیل اشتباه و تصمیم مدیریتی اشتباه

    موفق باشید

    1. سلام. متن رو اگر کامل خونده بودید، یا اگر به دقت مطالعه کرده بودید، چنین شبهه‌ای براتون ایجاد نمی‌شد. به این دلیل که بنده هیچ اسمی از آمار نبرده‌م و هیچ اشاره‌ای هم به هیچ آماری نکردم. چون موضوع صحبت ارقام و اعداد نبوده.
      نکتهٔ بعدی این که در متن «آخوند»ها دو دسته شده‌ند و برای هر دو دسته توضیحاتی یادداشت شده. آخوند خوب که معضل نیست که من بخوام بخاطرش شماره تلفن بدم یا راه حل‌های رفع بی‌تقوایی یا مزاحمت‌هاشون رو به مشارکت بگذارم. هست؟! طبیعیه که در نوشته‌هایی از این دست به آسیب‌ها پرداخته می‌شه و در همون راستا صحبت می‌شه. اگر در این نوشته این دسته‌بندی آخوندهای گره‌گشا و مشکل‌ساز وجود نداشت و بنده همهٔ طلاب فضای مجازی رو متهم به ناهنجاری‌ها کرده بودم، فرمایش شما درست بود.

      1. اتقاقا کلام بنده هم ناظر بر همین است که یک تحلیل اجتماعی اگر مبتنی بر آمار دقیق نباشد مثل پول بدون پشتوانه است(یا مثل تحلیل اصولگرایان از وضعیت مشروعیتشان در جامعه است!) در بحث آمار نیز که بحث هویت جعلی حداکثری کاربران اینترنت اجازه نمیده آمار واقعی انجام بشه در اینصورت چه راهی برای کشف آمار واقعی وجود خواهد داشت؟
        خاصیت تحلیلهای اجتماعی این است که بر داده های واقعی استوار باشد..

        بله تقسیم شما راه گریز خوبی است ولی در «روانشناسی وب و رسانه» این مطلب به وضوح قابل لمسه که عنوان یادداشت + بخش پررنگ و بلد یادداشت چه چیزی را در ذهن تداعی می کند… ولی به لحاظ «حقوقی» نظر شما صحیح است چون نه اسم بردید و نه با یک چوب راندید.

      2. ۱٫ دقیقا همین که آمار ارائه نداده اید در حالیکه متنتان پر است از سورها و اسامی جمع، القاء عموم کرده اید.

        ۲٫ظاهرا شما در قرائت نظر این دوستمون دقت رو ضمیمه نکرده اید؛ بر خلاف توصیه خودتون. ظاهرا ایشان درخواست معرفی آخوند خوب نکرده اند که شما اعتراض کردید.

      1. خب چند تا؟ “اونقدر بوده” خیلی مبهمه. چند تا. بالاخره شما روی هوا که حرف نمی زنید. یک سری مصادیق توی ذهنتون هست و بر اون اساس دارید نتیجه ای میگیرید. اون مصادیق چند تا هستند؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *