چرا بعضی‌ها به فعالیت‌های زنان گیر می‌دهند؟!

این سال‌ها حرف از فعالیت اجتماعی زنان که می‌شود، خیلی‌ها گوش‌شان را تیز می‌کنند که مبادا کسی بخواهد گیری به فعالیت زنان بدهد یا خدایی نکرده محدودیتی برای آنان قائل شود. خوشبختانه حساسیت زنان نسبت به موضوعات مربوط به آن‌ها بالا رفته و متأسفانه در بسیاری موارد همین حساسیت‌ها مانع شده از درک درست بعضی مطالب و موجب سوء برداشت‌هایی شده است.

آن چیزی که اغلب در این موضوع، یعنی فعالیت اجتماعی زنان، گفت‌وگو را کمی پیچیده و مشکل می‌کند، به نظر من مرزبندی نکردن دو مبحث است؛ یک، این که آیا فعالیت اجتماعی زنان از نظر اسلام خوب است یا بد؟ مجاز است یا غیرمجاز؟ دو، اولویت‌های وظایف زنان چیست؟ فعالیت اجتماعی؟ یا همسرداری و فرزندداری؟

آنچه که من اخیراً در صحبت‌هایی از این دست به آن رسیده‌ام این است که بعضی‌ها به اشتباه، صحبت از همسرداری و فرزندداری را، به محدودیت و حتی ممنوعیت فعالیت زن تعبیر می‌کنند و نتیجتاً در مقابل آن جبهه می‌گیرند.

بیایید کمی این دو موضوع را بیشتر بررسی کنیم:

آیا فعالیت اجتماعی زنان جایز است؟

farming

البته که جایز است. از صدر اسلام تاکنون زن‌ها در اجتماع نقش داشته‌اند و وظایفی به عهده‌شان بوده. حتی در غزوات پیامبر هم زنانی به عنوان نیروهای پشتیبان و امدادگر به همراه سپاه به میدان‌های رزم می‌رفتند که با توجه به شرایط آن زمان، بسیار کار طاقت‌فرسا و خسته‌کننده‌ای بوده است. در پیروزی همین انقلاب اسلامی، مگر زنان کم نقش داشتند؟ نگاهی به جامعهٔ کنونی هم به وضوح گویای نقش‌آفرینی زنان در مشاغل و خدمات اجتماعی است.

the-whole-societyاز شواهد تاریخی و عینی که بگذریم و چرتکهٔ عقلانی بیندازیم، می‌بینیم که جامعه ناگزیر است از پذیرش نقش زنان؛ چندانکه از عصرهای کهن زن در چرخهٔ اقتصادی نقش داشته است. چرا که زنان نیمی از جمعیت یک جامعه را تشکیل می‌دهند و اگر حتی از نیم دیگرش که مردان هستند چشم‌پوشی کنیم، همین نیمهٔ زنانه نیازمند خدماتی است که در مواردی جز خود زنان از عهدهٔ آن‌ها برنمی‌آیند. ساده‌تر بگویم: زنان نیازهایی دارند که طبق موازین خود اسلام، جز از طریق زنان دیگر نمی‌شود به آن‌ها پاسخ داد. تصور کنید بیماری‌های زنان را، یا خدماتی مثل آرایشگری و عکاسی را که اگر اسلام می‌خواست مانع فعالیت زنان شود، و از طرفی هم برخی احکام محرم و نامحرمی را تشریع کند، قطعاً دچار دور باطلی می‌شد.

می‌بینیم که از نظر تاریخی نه تنها زنان از فعالیت اجتماعی منع نشده، بلکه با دودوتا-چهارتای عقلی هم لزوم حضور آنان اثبات می‌شود.

اولویت وظایف زنان چیست؟

Mothering-sشاید بیشترین مباحث و مناظرات در پاسخ به این سؤال اتفاق می‌افتد. من در اینجا قصد ندارم مطلب پیش رو را اثبات کنم، تنها به خاطر پیش‌برد موضوع این نوشته، به اولویت‌های نقش زن و مرد به اختصار اشاره می‌کنم.

آنچه که با کاوش در موجودیت جوامع، خصلت‌ها و تفاوت‌های طبیعی زن و مرد، هدف خلقت و نهایتاً آموزه‌های دینی به آن می‌رسیم، این است که زن و مرد طبیعتاً و فطرتاً دارای نقش‌ها و وظایفی متمایز از هم هستند. مرد و خلق‌وخو و ساختار جسمی و روحی‌اش به گونه‌ای است که نقش حمایتگری و تأمین‌کنندگی پررنگ‌تری دارد، و زن نقش تربیتی و عواطفش پررنگ‌تر است که موجب شده است از دیر زمان، مرد به تأمین غذا و مایحتاج خانواده رو بیاورد و زن به پرورش و تربیت فرزند و فراهم‌سازی محیط امن خانه مشغول شود. این نه یک نقش دستوری، که یک نقش طبیعی است.

زن پیش از آن‌که یک فعال اجتماعی یا اقتصادی باشد، یک همسر است و یک مادر. دقت کنید که گفته نمی‌شود که زن فعال اجتماعی و اقتصادی نیست، بلکه نقش مادری و همسری او پررنگ‌تر و در اولویت معرفی می‌شود. با تقسیم وظایفی که در طبیعت صورت گرفته و در اسلام بر آن صحّه گذاشته شده است، وظیفهٔ تأمین اقتصادی خانواده بر دوش مرد است، و همین موجب می‌شود که این تکلیف از دوش زن برداشته شود. اما آنچه که بر عهدهٔ زن نهاده شده است، به نظر من، به مراتب دشوارتر و بااهمیت‌تر و سرنوشت‌سازتر است وظیفهٔ مرد است؛ نقش مادری و تربیتی او در خانواده (که فقط محدود به فرزندان نیست، بلکه مردان را هم دربرمی‌گیرد). اگر مرد در جامعه نقش تولیدکننده و پیش‌برندهٔ تمدن و توسعه را دارد، نقش زن در جامعه، انسان‌سازی تعریف شده است. (اگر نیازی به تبیین این موضوع باشد، در مطلبی جدا به آن خواهم پرداخت.)

چرا زن‌ها ترجیح می‌دهند یک فعال اجتماعی خوب باشند تا یک مادر یا همسر خوب؟

housewifeبا همهٔ این توضیحات، مطلب اخیر مورد پذیرش عدهٔ زیادی از زنان نیست و آن‌ها ترجیح می‌دهند یک مهندس، یک معلم، یا حتی یک فروشندهٔ خوب باشند تا تنها یک «خانه‌دار». علت آن در درجهٔ اول به کم‌اهمیت جلوه دادن و یا کم‌اهمیت فرض کردن نقش خانه‌داری برمی‌گردد. از یک زمان، خانه‌داری به شست‌وشو و رفت‌وروب و پخت‌وپز در خانه و کهنه‌شویی معنا شد! و به اشتباه زنان خانه‌دار موجوداتی تعریف شدند که هیچ سودی برای جامعه ندارند و تنها به اعمالی دون مشغول‌اند و از نظر اقتصادی سربار جامعه شناخته می‌شوند. از این رو زنان از این که «خانه‌دار» تلقی شوند، گریزان شدند.

این که منشأ این نوع نگاه تحقیرآمیز به خانه‌داری و همچنین علت احساس تحقیر در زنانی که فقط به خانه‌داری مشغول‌اند دقیقاً چه بوده است، نیاز به واکاوی و مقالی جدا دارد؛ اما آنچه که مسلم است این است که احیای ارزش خانه‌داری که عبارت است از همسرداری و تربیت فرزند (و نه صرف شست‌وشو و رفت‌وروب) یکی از گام‌های مهم و اساسی، و مؤثر است که باید در جهت نیل به آن برنامه‌ریزی‌های دقیق و کارهای جدی‌ای صورت بگیرد.

در نهایت…

در شروع جمع‌بندی این مطالب، بار دیگر سؤال ابتدای مطلب را تکرار می‌کنم. چرا بعضی زن‌ها در مباحث مربوط به فعالیت اجتماعی زنان، به شدت جبهه‌گیری می‌کنند؟ با توجه به مطالب ذکر شده می‌توان گفت عده‌ای از آن‌ها وقتی می‌شنوند که کسی هویت زن را یا اولویت فعالیت‌های او را مادری اعلام می‌کند، در مقابل او جبهه گرفته و او را متهم می‌کنند به لیستی از اتهامات؛ با این تصور که او در پی سلب امکان فعالیت‌های اجتماعی زن است.

بگذارید مشخصاً نمونه‌ای ارائه کنم که اخیراً اتفاق افتاد. سعید جلیلی در یکی از سخنرانی‌هایش، بعد از مقایسهٔ اولویت‌های زندگی زنان در غرب و در اسلام، می‌گوید که در اسلام خانواده کوچک‌ترین واحد جامعه محسوب می‌شود، برخلاف غرب که فردمحور است. او سپس به مهم‌ترین ایفاگر نقش در خانواده، یعنی مادر اشاره می‌کند و می‌گوید: «هویت زن در خانواده شکل می گیرد که همان مادر بودن است نه اینکه هویت زن را در چرخه اقتصادی و بازار سرمایه قائل شویم.»

این صحبت او که در واقع نفی اولویت شرکت در چرخهٔ اقتصادی برای زن است، با تکفیر او توسط عده‌ای مواجه شد که با تقطیع بخشی از این سخنان، چنین نتیجه گرفتند که او دارد می‌گوید: «زن یعنی فردی که در خانه بنشیند و تا نفس باقیست بچه دار شود و ردی از او در جامعه و فضای اجتماعی نباشد… زنان و دختران ما باید از عرصه درس و دانشگاه و جامعه بیرون کشیده شوند زیرا به دلایل زیادی موی دماغند.» (نمونه‌های دیگری هم مد نظرم بود که به دلیل خصوصی بودن پروفایل‌ها، انتشار آن‌ها را جایز ندانستم.) یا این که: «جلیلی اگر بیاد، همهٔ زن‌ها رو از کار بی‌کار می‌کنه»!

 این در حالی است که اگر به تمایز میان اولویت‌ها و بایدها و نبایدها، دقت شود، هرگز دچار چنین برداشتی از سخنی در این حد ساده و صریح نخواهیم شد. مسئله بسیار ساده‌تر از این‌هاست: زن قبل از این که یک پایهٔ تولید یا چرخهٔ اقتصاد جامعه باشد، مادر است و همسر. و مفهوم این کلام برخلاف تصور بسیاری از دوستان، نفی مشارکت زن در اقتصاد یا فعالیت اجتماعی نیست، بلکه پررنگ‌تر کردن وظیفهٔ اصلی زن است که اولویت دارد به فعالیت اقتصادی او. به عبارتی این گیر دادن به فعالیت زنان نیست، بلکه گیر دادن به کیفیت فعالیت آن‌هاست. (در این مورد خاص، مطالعهٔ کل سخنرانی را برای رفع سوء تفاهم ایجاد شده، ساده‌ترین راه‌حل می‌دانم.)

در نقد دومین جملهٔ مثال باید عرض کرد ساده‌انگاری است اگر معتقد باشیم که کسی در آن سطح از علم و آگاهی، مدعی عدم دخالت و ورود زنان به فعالیت‌های اجتماعی باشد و از آن بالاتر یک‌هو بیاید کل زنان را بی‌کار کند و چرخ فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی نیمی از جامعه را بالکل از جا بکَند!

من علاوه بر تمام مسائل فوق، فراگیر شدن موج فمینیسم را هم دخیل در چنین واکنش‌هایی می‌دانم که البته لزوماً این حرف به معنای متهم کردن زنان جامعه و از جمله خودم، به گرایشات فمینیستی نیست، بلکه عدهٔ زیادی از ما، تحت تأثیر این موج بوده‌ایم، بدون این که فمینیست باشیم.

به طور خلاصه می‌توان گفت حرف بر سر این است که حضور زن در جامعه نباید بی‌قانون و بی‌چارچوب و به هر قیمتی باشد. حضور اجتماعی و اقتصادی زنان به قیمت از هم پاشیده شدن بنیان خانواده، قطعاً نه تنها نشان پیشرفت و تمدن نیست، که موجب انحطاط و اضمحلال جامعه و سر از ناکجاآباد در آوردن است.

(قبلاً تذکر می‌دهم که این نوشته جز در جهت تبیین حقیقت نگاشته نشده و در آن حمایت از هیچ شخص حقیقی یا حقوقی خاصی مد نظر نیست. لذا نظراتی که به منظور سیاسی کردن بحث درج شود یا حاوی تهمت و افتراء به هر کدام از افرادی که به نام یا نظرشان اشاره شده است باشد، تأیید نشده و نمایش داده نمی‌شود.)

بازنشر در:

فارس‌نیوز
باشگاه خبرنگاران
زنان‌پرس

موارد مشابه

۱۷ دیدگاه

  1. “چرا بعضی‌ها به فعالیت‌های زنان گیر می‌دهند؟! ”
    سوال مدافعان حقوق زن و فمینیستها هم همینه… چرا افرادی مثل علم الهدی به فعالیت های اجتماعی زنان گیر می دهند؟
    پس جواب این سوال رو باید مردسالارها بدند که توی نظام ج.ا. هم تعدادشان کم نیست…

    حرف جلیلی هم مشخصه:” هویت زن در مادر بودن است”… و این یعنی زمینه را برای تقویت این هویت فراهم کنیم و تقویت این زمینه هم چطور فراهم میشه؟ خب معلومه دیگه. جز از راه محدود کردن فعالیت های اجتماعی زنان با مانع آفرینی برای آن یا مشکل کردن آن یا حتی بطور رسمی ممنوع کردن آن، امکان پذیر نیست…
    پس حرف مشخص هست… و مردم هم با رایشان حرفشان مشخص بود…

    نظرات بعضی از روحانیون در همین ۱۰۰ سال اخیر رو در مورد زنان اگر بخونید (که لازم نیست نامی از آنها ببرم چون برایتان آشنا هستند)، دلیل این نگرانی ها را می فهمید…

    1. حرف جلیلی هم مشخصه:” هویت زن در مادر بودن است”… و این یعنی زمینه را برای تقویت این هویت فراهم کنیم و تقویت این زمینه هم چطور فراهم میشه؟ خب معلومه دیگه. جز از راه محدود کردن فعالیت های اجتماعی زنان با مانع آفرینی برای آن یا مشکل کردن آن یا حتی بطور رسمی ممنوع کردن آن، امکان پذیر نیست…
      یعنی زن‌ها اگر فعالیت اجتماعی‌شون کنسل نشه، نمی‌تونن مادر بشن؟ بعد اونایی که همین الان هم شاغل‌اند و هم مادر وضعیت‌شون چطوری‌ه؟!

  2. “یعنی زن‌ها اگر فعالیت اجتماعی‌شون کنسل نشه، نمی‌تونن مادر بشن؟ بعد اونایی که همین الان هم شاغل‌اند و هم مادر وضعیت‌شون چطوری‌ه؟!”

    آیا زنی که خانه دار است و کل وقتش را در خانه و کنار فرزندانش است، می تواند وظیفه مادری اش را کاملتر و بهتر انجام دهد یا زنی که شاغل است و قسمت زیادی از وقتش رو بیرون می گذراند؟

    یک سوال دیگه: ” احیای ارزش خانه‌داری که عبارت است از همسرداری و تربیت فرزند”
    همسرداری(در اینجا شوهرداری) دقیقا یعنی چی؟

    1. خودتون جواب خودتون رو دادید. دارید می‌گید که زن‌های شاغل وقت کمتری می‌تونن بذارن، و حتی خودتون هم معتقد نیستید که نمی‌تونن وقت بذارن. پس می‌تونن مادر باشن. اما باید عرض کنم که من زنانی رو می‌شناسم که با وجود شاغل بودن، بسیار بهتر از بعضی زنان خانه‌داری که شاغل نیستند به فرزندانشون می‌رسند. این به هنر مدیریت زن برمی‌گرده.

      این که معنای همسرداری رو می‌پرسید خودش نشون‌دهندهٔ این هست که چقدر نسبت به این موضوع تو جامعه و نهادهای آموزشی غفلت شده و سبک شمرده شده. همسرداری در ساده‌ترین صورتش مهیا کردن فضای خونه به عنوان یک محیط امن و آرام هست که مرد بعد از فراغت از کار روزانه، به اون پناه ببره و تجدید قوا و روحیه کنه. مهیا کردن خونه از نظر فضای فیزیکی منزل (مثل نظافت، نظم، آراستن، خوشبو کردن و …) و هم از نظر فضای روانی اون هست که خود این مطلب نیازمند مطالعه و آموزش‌های مختلفی هست.

  3. شما یه شیطنت کوچولویی توی کامنت اول و کامنت دوم کردی. اون هم تقلیل “وظیفه مادری” به “مادر” بودن بود(“نمی‌تونن مادر بشن؟… پس می‌تونن مادر باشن”) … در حالیکه مادر بودن بعنی صرف “داشتن بچه” ، که با انجام وظیفه مادری فرق می که…
    بله می توانند مادر باشند، ولی منظور من سطح ایفای وظیفه مادری در هر یک بود نه صرفا بچه داشتن…

    1. جوابم همون جواب قبلی هست. می‌شه چنین چیزی. چنانکه بعضی زن‌ها نشون داده‌ن که شده.
      ضمن این که زنی که مادری کردن براش مهم باشه، می‌تونه ساعات کارش رو کمی تقلیل بده. و البته دفع دخل مقدر کنم که تقلیل منطقی ساعات کار، به معنی ممنوعیت زن از فعالیت اجتماعی و اقتصادی نیست.

  4. به خانم توحیدلو هم سلام می کنم. چون سرچ کردم دیدم نوشته خانم توحیدلو بود(اون نقل قول)
    پس چرا عده ای می گند نمیشه؟ حرف من سر اون عده بود… همان عده خاص. و یکی از اونها هم همین جناب جلیلی شماست.
    “هویت زن در اسلام در مادر بودن است، نه در چرخه اقتصادی.”
    این جمله خودش گویاست. یعنی تاثیر زن در چرخه اقتصادی مهم نیست و مهم نقش مادری و وظیفه مادری اوست. و برای اینکه به این مهم دست پیدا کنیم باید نقش او را در آن “غیر مهم” کم کنیم و این یعنی کاهش حضور اجتماعی او.

    “دفع دخل مقدر” ؟!
    دکترا به بالا حرف زدیدا 🙂

    1. سؤال دربارهٔ حرف «یه عده» رو از خودشون بپرسید.
      شما از یه جمله یه برداشت بدون ربط منطقی می‌کنید و بعد از من می‌خواید که پاسخگوی برداشت شما باشم؟!

  5. خب به هر جال ممنون… ولی می خوام بدونم که آیا نظرات مراجع تقلید سنتی و افرادی مثل مصباح یزدی و علم الهدی هم در مورد زنان همین هاست…

  6. سلام بانو
    سوالی در این مورد برایم پیش آمده که اگر اولویت برای زن تربیت فرزند و همسرداری است که بنا بر فطرت و طبیعتش آن را برایش اولویت فرض می کنیم پس اولویت مرد هم براساس همین فطرت تآمین معاش خانواده و خدمت به خانواده و مراقبت تمام وقت از ایشان است. دیگر جایی برای استغاده مرد از استعدادهایش برای پیش برد جامعه نمی ماند چون وظیفه اولش نیست و باید که به خانواده بپردازد. اینجای کار می لنگد که بگوییم زند وظیفه اش مهیا کردن فضای خانه و آرامش است تا مرد بتواند با خیال راحت به وظایف اجتماعیش برسد و زند هر چه استعداد و ظرفیت برای کمک به جامعه دارد باید که فقط و فقط خرج خانه و همسر و فرزندان کند. این نقطه کار به نظر من اشکال بسیاری از دوستانی است که از خانه ماندن زن دفاع می کنند. اگر برای زن وظایف خانه و همسر اولویت دارد به تصریح قرآن برای مرد رسیدگی تمام وقت به همسر و خانواده اولویت بیشتری دارد زیرا سرپرستی خانواده به او سپرده شده و به نظر می رسد در توقع از آن ها در این مورد هر دو برابر اند. پس همانقدر که یک مرد از یک زن می تواند توقع خانه ماندن و انجام وظایف داشته باشد یک زن هم می تواند از او توقع خرج تمام وقت برای خانواده و سرپرستی داشته باشد و اگر فرضا همسر خواست کتابی بنویسد یا مقاله ای یا تحقیقی او را باز دارد چون وقت را صرف غیر خانواده کرده است!!
    به نظر من اشکال این نظر اینجاست که به هر دو جنس به عنوان انسان نگاه نمی کند. انسان وظایفی دارد بخشی در خانواده است که برای هر دو جنس یکسان است و بخشی در جهت رشد معنوی خود فرد و جامعه است و مسیولیت هر دوجنس در قبال جامعه که باز هم هر دو مساوی هستند. این که بگویید زن نقش اجتماعیش را با تربیت فرزند انجام می دهد به نظرم درست نیست زیرا می تواند گفت که مرد هم نقش اجتماعیش را با فراهم کردن بهترین امکانات برای رشد فرزند انجام می دهد!

    1. سلام فرناز جان
      ۱. این که یه مرد وظیفهٔ اولش تأمین معاش باشه، چه تناقضی داره با این که برای همین تأمین معاش استعدادهاش رو شکوفا کنه؟ همون‌طور که وظیفهٔ اول زن که همسری و مادری هست، می‌تونه مانع از شکوفایی استعدادهای دیگه‌ش نشه. اتفاقا در جریان همین تأمین معاش بوده که پیشرفت‌ها و توسعه‌ها، ابتکارات و اختراعات رخ داده.
      ۲. فکر می‌کنم اگر متن و نظرات رو یک بار دیگه با دقت بخونی، اون شبهه راجع به کار تمام وقت زن در خانه رفع بشه. سه تا نکته وجود داره؛ یک: آیا تمام استعدادها و ظرفیت‌ها، فقط در خارج از خانه شکوفا می‌شه؟ دو: آیا اولویت یک امر، به معنی کنار گذاشتن و نادیده گرفتن سایر امور هست؟ سه: آیا یک زن، برای این که همسر و مادر خوبی باشه، حتما لازم هست که تمام وقتش رو در منزل بگذرونه؟
      ۳. دقت کنید که این متن به هیچ وجه درصدد دفاع از عملکرد مردها نیست. حتی موضوعش هم امور مردان نیست. در این نوشته فقط به موضوع وظایف زن اشاره شده و این که از بین وظایف زن و مرد به یکی‌شون پرداخته شده به جهت تفکیک مسئله و اختصار در متن هست و هرگز به معنی سلب وظیفه مرد نیست. بله، مرد هم به اندازه زن وظیفه داره که برای خانواده وقت بگذاره و این خلط کردن زمانِ کار و زمانی که باید به خانواده اختصاص پیدا کنه، اشتباهه. اما دقت کنید که سرپرستی مرد رو محدود نکنیم به صِرف تأمین هزینه‌های خانواده که از او انتظار «خرج تمام‌وقت» داشته باشیم.

  7. دنبال نظرات مراجع سنتی نگشتم و فکر نکنم چیزی پیدا کنم ولی نظرات یکی مثل علم الهدی که بسیار بسته و افراطی هست.

    جنتی: دانشگاه رفتن خانم ها از بدبختی هاست.

  8. سیستم اقتصادی سرمایه داری برای استفاده از نیروی کار زنان در بخش صنعت و خدمات برای درهم شکستن اعتصابات کارگران مرد برای دستمزد بیشتر با قرار دادن پوست خربزه ای بنام استقلال اقتصادی و آزادی در زیر پای زنان , آنها را به بازار کار وارد کرد ִ از ابتدا تا کنون هم می بینیم که همچنان دستمزد زنان کارگر و کارمند کمتر از مردان است ִ سرمایه داران به خوبی دارند از این مسئله سود می برند ִ آنها بفکر سود خود هستند نه بفکر زنان یا مردان ִ

    یک زن در درجه اول یک انسان است ִ موجودی دارای میزان معینی انرژی و توان فیزیکی برای انجام کار , پس وقتی که زنی هم به کار دستمزدی بپردازد و هم مادر باشد باید زمان و انرژی خود را بین این دو تقسیم کند ִ در سالهای اخیر بخصوص در شهرهای متوسط و بزرگ شیوه زندگی وکار به گونه ای رقم خورده است که مقدار زیادی از زمان و انرژی انسانها (زن و مرد ) صرف رفتن به محل کار و برگشتن از آن می شود ִ بنابراین از مقدار زمان و انرژی برای فعالیتها و انجام وظایف مربوط به خانه و خانواده کاسته می شود ִ به همین دلیل است که در شهرها ی متوسط و بزرگ همیشه اکثریت مردم خسته و ناراحت هستند ִ

    نکته دیگری که باید اشاره کرد مربوط میشود به آن قسمت از کارها و وظایف مربوط به تربیت و بزرگ کردن فرزندان می شود که در حال حاضر با توجه به اینکه زنانی که در خارج از خانه و برای بدست آوردن دستمزد کار می کنند زمان و انرژی کافی برای انجام این کارها ندارند , این کارها بعهده موسسات اقتصادی ( مهد کودک , مراکزی برای نگهداری کودکان و نوجوانان در ساعات بعد از مدرسه ) سپرده مس شود ִ درحقیقت کارهای مادری به انسانهایی سپرده می شود که در قبال دریافت دستمزد این کارها را انجام می دهند ִ بشیار واضح است که کیفیت کارهای ارائه شده توسط یک مادر که همراه با عشق مادرانه می باشد با کیفیت کار یک انسان ( بسیار شریف ) که فقط بعنوان وظیفه و کار برای دریافت دستمزد انجام می گیرد , قابل مقایسه نیست ִ

    زنان در طول تاریخ همکار و همراه مردان در فعالیتهای اقتصادی بوده اند ִزنان در طول تاریخ در فعالیتهای تولیدی مربوط به کار کشاورزی و دامداری و صنایع دستی همیشه همپا و همراه مردان کار کرده اند ִ پس کار کردن زنان در فعالیتهای تولیدی و غیر از خانه داری و بچه داری چیز جدیدی نسیت ִ

    چیزی که جدید است شیوه تولید و سیستم اقتصادی سرمایه داری است که انسانها را ( هم زن و هم مرد ) از خود بیگانه کرده است ִ این سیتم رقابتی اقتصادی سرمایه داری است که انسانها را رقیب , نه رفیق تربیت می کند ִ

    این مبحث میتواند ادامه داشته باشد ִ اگر مایل بودید میتوانیم به بحث ادامه دهیم ִ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *