دگم‌اندیشی مدرن

dogmaدگم‌ها، آدم‌های متعصب بر عقیدهٔ خودشان‌اند که اغلب مطرودند. صفت دگم‌اندیشی همواره یک صفت مذموم و ناپسند شمرده می‌شده است. البته ممکن است علیرغم وجود تعریف مشخصی از دگم‌اندیشی، همه روی مصادیق آن اتفاق نظر نداشته باشند؛ اما معمولاً این واژه دربارهٔ کسانی استفاده می‌شود که نسبت به افکار سنتی خود سرسخت و غیرقابل انعطاف‌اند. کسانی که پذیرش هیچ‌گونه حرف جدیدی را ندارند و نظرات نو را به سختی حاضرند بشنوند.

آدم‌های دگم در طول تاریخ یکی از موانع پیشرفت و توسعهٔ تفکر در جوامع بوده‌اند؛ چرا که بلد نیستند فکر کنند و هر آنچه که از پیش فراگرفته‌اند را حق مسلم می‌پندارند و هر حرفی که شبیه دانسته‌های قبلی‌شان نباشد را باطل می‌دانند و نمی‌پذیرند؛ ولو اینکه گاهی هر دوی نظرات یکی باشند ولی با بیان‌های متفاوت.

آن چیزی که اغلب به عنوان دگم‌اندیشی می‌شناسیم، جبهه‌گیری تفکرات سنتی در مقابل تفکرات مدرن است؛ در حالی که نوع دیگری از دگم‌اندیشی و کوته‌فکری هم وجود دارد که می‌شود اسمش را گذاشت «دگم‌اندیشی مدرن». شاید تفاوت این دو دسته تنها در نوع تفکراتی باشد که روی آن پافشاری می‌شود؛ آدم‌های دستهٔ پیشین که ذکرش رفت و همه‌مان کم و بیش باهاشان آشنائیم، روی تفکرات سنتی و قدمت‌دار پافشاری می‌کنند و دستهٔ دوم روی عقاید روشنفکرانه و به‌روزتر.

اما دستهٔ دوم درست همان حساسیت‌هایی را که دستهٔ اول نسبت به شنیدن حرف‌های جدید دارند، نسبت به حرف‌های کمی کهنه‌تر دارند. یعنی همان باطل‌انگاری‌ای را که دگم‌های سنتی نسبت به حرف‌های جدیدتر دارند، این‌ها نسبت به حرف‌های سنتی دارند و همان‌قدر بدون فکر و ارزیابی، سنت‌ها و تفکرات سنتی و برآمده از دین را طرد می‌کنند که دگم‌های سنتی حرف‌های جدید و به‌روزتر را.

من فکر می‌کنم هر دوی این گروه‌ها پیش و بیش از آنکه نسبت به تفکر مقابل حساس باشند، روی واژه‌ها و رنگ و روی جملات حساس‌اند. کافی است یک حرفِ کاملاً به حق را برای دگم‌های مدرن -که اتفاقاً بین بچه‌مذهبی‌ها هم مصداق‌های زیادی پیدا کرده است- با زبان دین و وابسته به رضایت خدا یا اثرات اخروی بزنی، تا شاهد رویگردانی آن‌ها باشی؛ در حالی‌که همان حرف با ادبیات امروزی‌تر به راحتی مورد پذیرش قرار می‌گیرد. این نوع کوته‌فکری و تعصب روزبه‌روز قربانی بیشتری می‌گیرد و چه بسا که بعضی‌ها برای فرار از دگم‌اندیشی سنتی به ورطهٔ مدرن‌اش فرو افتند.

این باطل یا قدیمی شمردن کلیهٔ نظرات قدمت‌دار و یا باطل شمردن کلیهٔ حرف‌های جدید، آفتی است که افتاده است به جان فکرها و مثل کرمی از درون ذهن‌ها را تهی می‌کند. غافل از این‌که حرف حق زمان‌دار نیست که اگر هزار سال از آن بگذرد، فاسد و منقضی شده و کارکردش را از دست بدهد. حرف حق همیشه حق است و ماندگار.

البته که بعضی شرایط زندگی تابع زمان است، اما تشخیص حق و صحیح در شرایط گوناگون را نه با طرد هر گونه فکری که همراه شده باشد با «قال علی(ع)» یا «قال الله تعالی» یا «در روایتی آمده» و … می‌توان دریافت. حرف و راه درست را فارغ از زمان صدور آن فکر و نظر، با تعقل و تدبر می‌شود ارزیابی کرد.

من بیش از این که نگران آدم‌های دگم و متعصب روی سنت‌ها باشم، نگران دگماتیسم مدرن‌ام  که شعار آزاداندیشی و مبارزه با تعصب سر می‌دهد اما نسبت به عقاید خود متعصب است و در مقابل سنت‌ها به شدت جبهه‌گیری می‌کند؛ دگم‌های مدرنی که کوته‌فکرانِ مدعی دانایی‌اند.

موارد مشابه

۹ دیدگاه

  1. دگماتیسم چه از نوع مدرن چه سنتی مثل فایروالیه که به اشتباه همه ورودی‌ها رو ویروس حساب می کنه.
    آدما‌ها بیشتر از اینکه بخواهند سیستم ذهنی خودشون رو آپدیت و به روز بکنن سعی می کنن فایروال‌هاشون رو به روز کنند. خب این مساله باعث می‌شه که اگر یه وقتی از این فایروال چیز عبور کنه دیگه کلا همه چیز رو خراب می کنم کل سیستم رو از بین می بره مثل نمونه‌های مختلفی که وجود داره…..
    قبول باشه
    پیروز باشید.

  2. خلق را تقلیدشان برباد داد

    انسانهای از خود بیگانه هنگامی که از ریشه خود دور می شوند به ناچار رو به خشک شدن و از بین رفتن مینهاند ִ در کشورهای جهان سوم این از خود بیگتنگی همواره همراه شیفتگی و سرسپردگی به فرهنگ و اندیشه مربوط به کشورهای استعمار گر ( سفید و مسیحی اروپا و آمریکا ) می باشد ִ این شیفتگی به حدی است که بقول مثل معروف تبدیل به کاسه های داغ تر از آش می شوند ִ بطوریکه حتی اندیشه و فرهنگ و سنت های خودشان را هم در صورتی قبول دارند و ارج می نهند که مهر قبولی از طرف استعمارگران خورده باشد ִ همچنین باید از اضطلاحات و ادبیات استعمارگران در گفتار خود استفاده کنند چون کلاس دارد ִ برای مثال نباید گفت برای قلان شخص یا فلان مورد دعا کنید بلکه باید گفت ” انرژی مثبت ” بفرستید ִ نباید گفت که نماز بخوانید و یا دعا بخوانید , بلکه باید گفت ” مدیتیشن ” کنید ִ

  3. “من بیش از این که نگران آدم‌های دگم و متعصب روی سنت‌ها باشم، نگران دگماتیسم مدرن‌ام که شعار آزاداندیشی و مبارزه با تعصب سر می‌دهد اما نسبت به عقاید خود متعصب است و در مقابل سنت‌ها به شدت جبهه‌گیری می‌کند؛ دگم‌های مدرنی که کوته‌فکرانِ مدعی دانایی‌اند.” عالی گفتید!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *