حرف خصوصی نداریم!

hard-to-reach

آدمی بندهٔ تجربه است…

اگر بخواهم مصائب وبلاگ‌نویسی این ده سال را بنویسم، مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود. از کنجکاوی‌های خواننده‌های آشنا و ناآشنا گرفته، تا ناسزاها و سوءتفاهم‌ها و پیشنهادات شرم‌آور و درددل‌های بی‌ربط و توبیخ و سرزنش و نظرات پر از عناد و کینه نسبت به نظام و …

شاید غم‌بارترین این مصائب، کنجکاوی‌های بیجا و تلاش برای نفوذ به پشت نوشته‌ها، و سوءتفاهمات باشد و خنده‌دارترینش گله‌های بی‌موردِ کسانی که از روی احساس تکلیف و دغدغه مرا به خاطر بعضی نظرات اجتماعی و فرهنگی‌ام سرزنش و توبیخ کردند، در حالی‌که خودشان دست روی دست گذاشته‌اند و همین کار ناقص نویسندهٔ سراپاتقصیر را هم نمی‌کنند.

بعضی نوشته‌های پرخوانندهٔ وبلاگ -که از نوشتن بعضی‌شان چند سال می‌گذشت- روزانه کامنت‌های جدیدی به خودش می‌دید که نیازمند بررسی و پاسخگویی بود. زمانی حجم این کامنت‌ها کار را به جایی رساند که تصمیم گرفتم قسمت نظرات آن چند مطلب جنجالی را ببندم و خیال خودم را راحت کنم.

 بستن قسمت نظرات گرچه که تعداد کامنت‌ها را به شدت کاهش داد، اما مانع از ارسال کامنت از طرف بعضی‌ها که نظرشان را از قسمت تماس با من [که موقتاً از وبلاگ حذف شده است] ارسال می‌کردند، نشد.

بعد از مدتی، تصمیم گرفتم قسمت نظرات را زمان‌دار کنم. کامنت‌دونی هر مطلب جدید، فقط تا یک هفته برای ارسال نظرات باز بود و بعد از آن به طور خودکار مسدود می‌شد. این روش بهتر از هر روش دیگری جواب داد و حجم کامنت‌ها را کاهش داد و طبعاً کار من را راحت‌تر کرد.

اما هنوز یک جای کار می‌لنگید. هنوز نظرات موهن و کامنت‌های نامطلوب، در همان مدت هفت روز، به طور «خصوصی» در وبلاگ درج می‌شد. بارها تصمیم گرفتم که بعضی از کامنت‌های خصوصی را عمومی کنم و آن را در معرض دید مخاطبین قرار دهم تا نیازی به پاسخگویی خودم به کامنتر نباشد؛ اما امانت‌داری‌ام هر بار مانع شد. تا این که برای رهایی از این مزاحمت‌ها، بین بستن وبلاگ، و مسدود کردن قسمت نظرات به طور کامل، و برداشتن امکان درج کامنت خصوصی، آخری را انتخاب کردم تا به این وسیله راه حرف‌های خصوصی تحمیلیِ خودخواهانه یا جاهلانه را ببندم. وقتی نمی‌توان فرهنگ کامنت‌گذاری را به همه آموخت، برای رهایی از مزاحمت‌ها، ناچار باید محدودیت‌هایی را ایجاد کرد… این هم یک تجربه است؛ و خب آدمی بندهٔ تجربه است دیگر!

حالا به این وسیله به همهٔ آن‌هایی که در این چند سال موفق شدند عرصه را تا این حد بر یک نویسندهٔ سادهٔ یک وبلاگ کوچک تنگ کنند، تبریک می‌گویم و برای‌شان آرزوی خوب بودن می‌کنم.

موارد مشابه

۶ دیدگاه

  1. سلام

    … راه رسیدن به کمال بسی دشوار و تلاش در جهت رساندن به کمال بسیار سخت است…

    برای شما “نویسندهٔ سادهٔ یک وبلاگ کوچک” که مطالب اون به اندازه یک دنیا می ارزه؛ آرزوی موفقیت می کنم.

    سردبیر خبرگزاری شبستان
    یاعلی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *