«دروغ» هست تا کمی آرامش

ما آدم‌ها دروغ می‌گوییم.

ما آدم‌ها صداقت را دوست داریم و دروغ‌هایمان را در پیچیدگی‌های ذهنی و رفتاری می‌سازیم. زینت میدهیم و صادقانه نثار خودمان، نثار دیگران می‌کنیم. ما آدم‌های بی‌دست‌آویز معلق در کهکشانیم که با اضطراب زاده شده‌ایم و تمام عمر در جست‌وجوی آرامشیم.

ما آدم‌ها به یکدیگر محبت می‌کنیم. به خاطر خودمان. وقتی در مقابل خواسته محبوب‌مان کم می‌آوریم، پرچم تسلیم را بالا می‌بریم. پوشیده در کاغذ کادوی «هر چه تو بخواهی» و «هر طور تو خوشحال‌تر باشی». محبوب‌مان خوشش می‌آید. از محتوای تسلیمِ ظاهری کادوپیچ‌شده خبر دارد. دل ولی خوش می‌کند به کاغذ کادوی قشنگش. دروغ‌مان را باور می‌کند و به خودش دروغ می‌گوید: «ببین چقدر دوستم داره!». ما آدم‌ها دروغ می‌گوییم و از دروغ‌های خوشگل بدمان نمی‌آید. به‌مان آرامش می‌دهد. ما دروغ‌های پیچیده را به خاطر آرامشی که به‌مان می‌دهد دوست داریم.

ما گاهی به یکدیگر ابراز علاقه نمادین و ظاهری می‌کنیم. ما به محبوب‌مان محبت دروغینِ آرامش‌بخش تقدیم کنیم. گاهی که دلتنگ نیستیم ابراز دلتنگی می‌کنیم. گاه که نبودنش آزارمان نمی‌دهد ابراز بیچارگی و تنهایی. ما آدم‌ها دروغ می‌گوییم. با دروغ به محبوب‌مان آرامش می‌دهیم: «دوستت دارم» و به خودمان هم: «چقدر خوبم که خوشحالش کردم! چقدر خوبیم با هم!» و هر دو برای مدتی رها می‌شویم از حس اضطراب‌آورِ «ترس از دست دادن»؛ از «تنهایی».

ما آدم‌ها دروغ‌های زشت می‌گوییم. دروغ‌های پیچیده کاور پیچ‌شده‌ای که نجات‌مان می‌دهد. آدم‌هایی را که دوست داریم از دست می‌دهیم و بعد به خودمان دروغ می‌گوییم: «از اول هم ازش خوشم نمی‌اومد»، «از سر دلسوزی تا حالا تحملش کرده بودم» و به آدم‌های دوست‌داشتنی از دست‌رفته‌مان هم: «فکر کردی با رفتنت چیزی از زندگی‌م کم می‌شه؟» و می‌دانیم که می‌شود. می‌دانیم که جای یک «دوست‌داشتن» توی دل‌مان خالی می‌شود. ما آدم‌ها ولی دروغ می‌گوییم. دروغ‌های زشت نجات‌دهنده. خودمان را گول می‌زنیم تا درد از دست دادن را کمی تسکین دهیم. تا کمی آرامش…

ما آدم‌ها دروغ‌های بزرگ امیدبخش می‌گوییم. به بچه‌های‌مان وعده‌های زیبای بدون پشتوانه می‌دهیم. بچه‌ها خوشحال می‌شوند. ما خوشحال می‌شویم. دولت‌ها به ما دروغ می‌گویند. وعده‌های زیبا می‌دهند. ما باور می‌کنیم. دوست داریم که باور کنیم. هر بار، هر سال به امید محقق شدن وعده‌ها سر می‌کنیم و از تکرار دروغ‌های امیدبخش و باورشان خسته نمی‌شویم. دست نمی‌کشیم. ما دروغ‌های امیدبخش را دوست داریم. امید آرامش می‌دهد.

ما آدم‌ها فریب خوردن را دوست داریم. فریب‌های پیچیدهٔ در پوشش‌های رنگی را دوست داریم. ما فریب ماورا را می‌خوریم و لبخند می‌زنیم. ما آدم‌ها فریب‌های آرامش‌بخش را دوست داریم. فریب‌های آرامش بخش را باور می‌کنیم. ما آدم‌های معلق در جهان، فریب‌های زیبای کاهندهٔ اضطراب ذاتی‌مان را باور می‌کنیم. ما آدم‌ها تشنهٔ آرامشیم.

ما آدم‌ها دروغ می‌گوییم. ما آدم‌ها ولی از دروغ منزجریم. بدش می‌دانیم. صداقت را می‌پرستیم. ولی دروغ می‌گوییم. ما آدم‌ها از بین تمام دروغ‌ها، دروغ‌های عیان را برنمی‌تابیم. دروغ‌های لخت. بی‌پوشش. دروغ‌های از سر صداقت. صداقتی زشت. صداقت خودخواهانه. دروغ صادقانه، دروغ بی‌ریا را «دروغ» می‌دانیم. دروغ خالص را. دروغی که فقط دروغ است. بی‌پوشش محبت؛ امید، تسکین‌دهنده. از بین تمام دروغ‌ها، دروغ مخل آرامش، دروغ ترس‌آور و اضطراب‌آور را دوست نداریم.

ما آدم‌ها دروغ می‌گوییم. هر روز. هزاران بار. به خودمان. به دیگران. به دوست. به دشمن. ما با دروغ به دنبال آرامش‌ایم. تسکین. آرامش ولی نیست. آفریده نشده. ما می‌سازیمش. با دروغ‌ها. فریب‌خوردن‌ها. امیدها.

موارد مشابه

۱ دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *