روح الله

عجیب است!

انسان «خلیفه الله فی الارض» است؛

یعنی که من،

جانشین خدا هستم در زمین…

آخر،

من‌ ِ جانشین،

چه شباهتی به خدا دارم؟!

۳۸ دیدگاه

دو راهی آزاد – دولتی

(۱)

الهام با معدل ۵/۱۸ دیپلم ریاضی‌اش را گرفته بود. درسش همیشه خوب بود؛ اما با این حال دو سال طول کشید تا از کنکور دانشگاه عبور کند. چون وضع مالی پدرش زیاد خوب نبود، تنها گزینه‌اش دانشگاه دولتی، از نوع روزانه‌اش بود، آن هم فقط شیراز؛ آخر دانشجوی شهر دیگر شدن خرج دارد!

مرضیه اما با یک دردسری دیپلم گرفت و همان سال هم مثل خیلی‌های دیگر برای دست‌گرمی کنکور داد. وقتی کارنامه‌ی کنکورش را برایش گرفتم، معدلش جلب توجه می‌کرد: ۱۰. سراسری قبول نشد. خودش هم می‌دانست قبول نمی‌شود. نتیجه‌ی کنکور آزادش را هم به اصرار خانواده‌اش جویا شده بود. خودش می‌گفت: «مثل روز برام روشنه که قبول نمی‌شم؛ ولی مامان ‌اینا خیلی اصرار دارن که حتما نتیجه رو ببینم». با این که امتیازش در بعضی دروس منفی(-) بود؛ اما در یک رشته‌ی مهندسی ِ شهر شیراز قبول شده بود. بیش‌تر از همه خودش متعجب بود!

مرضیه به برکت دانشگاه آزاد و جیب مبارک پدرش از شر همه‌ی آن سرزنش‌های دوران ۱۲ ساله‌ی تحصیلی خلاص شد و حالا برای خودش یک موقعیت اجتماعی دیگر پیدا کرده است…. و الهام که در دوران مدرسه، به‌اش می‌گفتند خانم مهندس، بعد از دو سال پشت کنکور ماندن، بالاخره قبول شد.

(۲)

حالا به جای الهام و مرضیه؛ امین و رضا را قرار بدهید و تأخیر دوساله‌ی نفر اول را برای ورود به بازار کار در نظر بگیرید…

(۳)

حالا فرض کنید که اولی به هر دلیلی نخواهد/ نتواند بیش‌تر از این، فرصت‌هایش را با پشت‌ کنکور ماندن از دست بدهد و اختیاری/ اجباری قید دانشگاه را بزند و وارد بازار کار بشود. اختلاف در موقعیت اجتماعی نفر اول و نفر دوم را بعد از چند سال تصور کنید…

(۴)

حالا تصور کنید وضع در آینده به همین صورت باقی بماند و فرزندان نفر اول با مشکلی مشابه مشکل پدرشان مواجه بشوند و فرزندان نفر دوم هم از تسهیلات ویژه‌ی مالی مشابه پدرشان برخوردار بشوند و … … … نتیجه؟!

(*)

¤¤¤ دو راهی آزاد – دولتی برای بعضی دو راهی است، برای بعضی یک راهی و برای بعضی هم بن‌بست!

¤¤¤ علم بهتر است یا ثروت؟!

راه زنده ماندن احکام دین، اجرای عدالت است

العدل حیاه الاحکام :: حضرت علی علیه السلام ::

۳۵ دیدگاه

پرانتز باز

۱- آدم خوش قول، یکی از نشونه‌های ایمان رو داره.

۲- اصولا آدم بد قول، زیاد قابل اعتماد نیست!

۳- این کلمات قصار از پیامبر بود:
حُسن العهد من الایمان
لا دین لمن لاعهد له

* وقتی به خاطر بدقولی ما، وقت بقیه تلف می‌شه، یادمون باشه که باید پاسخ‌گو باشیم…

از کدوم دسته‌اید؟!

پرانتز بسته

۱۴ دیدگاه

یکی بیار، ۱۰ تا ببر!

۱- «امریکا: کره‌ی شمالی اگر می‌خواهد از فهرست حامیان تروریسم حذفش کنیم، باید شروط جدید را بپذیرد

چه‌قدر بعضی وقت‌ها از بازی‌های سیاسی خنده‌ام می‌گیرد. این یکی آن را تحقیر می‌کند و آن یکی این را تهدید… یادم می‌افتد به بازی‌های بچگی‌هایمان. هشت، نه ساله بودم شاید… وقتی می‌خواستم سر خواهرم را شیره بمالم تا کاری برایم انجام دهد؛ به تقلید از بزرگ‌ترها که به ما بچه‌ترها می‌گفتند: «من که فلان کار رو برات کردم؛ تو برام این کار رو نمی‌کنی؟!» خودم را مهربان نشان می‌دادم و می‌گفتم: «تو که فلان کار را برایم کردیییییی، این یکی رو برام انجام نمی‌دی؟!» خواهر بیچاره هم گمان می‌کرد این یعنی اوج مهربانی و فی‌الفور اطاعت می‌کرد!

۲- گاهی از مسائلی ناراحت می‌شویم که بزرگ‌ترها برایشان خنده‌دار است. بزرگ‌تر که می‌شویم معنی خنده‌هایشان را بیش‌تر می‌فهمیم.

۳- گاهی بزرگ‌ترها به ما می‌خندند و گاهی هم ما به بزرگ‌ترها! آن‌ها به افق دید ما و ما به پیچید‌گی‌های ساختگی زندگی‌شان.

۴- دیروز از سر بی‌حوصلگی دفتر خاطرات سال‌های پیش را ورق می‌زدم. به نظرم جذاب آمد. شروع کردم به خواندن… تغییرات روحی و اخلاقی را خوب می‌شود با مرور خاطرات سنجید. از آن مهم‌تر، روشن شدن حکمت بعضی ناخوشی‌ها و اتفاقات به ظاهر ناگوار آن زمان بود… و من چه‌قدر کم طاقت بودم!

۵- خدا مهربان است. امتحانات خدا نمره‌ منفی ندارد؛ در عوض تا دلت بخواهد نمره‌ی مثبت می‌دهد. غلط بزنی یک نمره کسر می‌شود؛ درست بزنی ۱۰ تا مثبت می‌گیری:

من جاء بالحسنه فله عشر امثالها و من جاء بالسیئه فلا یجزی الا مثلها

.:: هرکس نیکی بیاورد، ده برابر آن پاداش می‌گیرد و هر کس کار بدی بیاورد جز به همان مقدار، کیفر نمی‌شود (انعام/۱۶۰) ::.

***

پی‌نوشت: همه‌شان به هم ربط دارند!

۲۹ دیدگاه