به بعضی خبرها نباید اعتماد کرد

بحث از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری خیلی زودتر از دوره‌های قبلی شروع شده است. احزاب مشغول رایزنی و بعضا معرفی کاندیداهای خود هستند و طبعا تبلیغات خود را به روش‌های مختلف شروع کرده‌اند.

یکی از شگردهای تبلیغاتی که کاربردش عمدتا توی انتخابات‌ است، اعلام نتایج نظرسنجی و تحقیقات است. نظرسنجی‌هایی که لزوما علمی و معتبر نیستند و حتی شاید وجود خارجی نداشته باشند!

اینکه اعلام شود براساس نظرسنجی‌های صورت گرفته و یا مشاهدات، فلان کاندیدا بیشترین هوادار را دارد، در انتخابات مختلف به کرات از جانب احزاب گوناگون و کاندیداهای متعدد دیده شده است. حتما شما هم دیده‌اید که هر ستاد انتخاباتی آماری ارائه می‌دهد مبنی بر اینکه بیشترین رویکرد مردم، به کاندیدای مورد حمایت آن‌هاست و آخر هم معلوم نمی‌شود که بالاخره کدام نظرسنجی درست است و کدام کاندیدا محبوب‌تر است.

این روش که در آن، به حقیقت یا غیر آن، سعی می‌شود بیشتر مردم را متمایل و راغب به یک کاندیدا نشان دهند، ازجمله روش‌های تبلیغاتی است که می‌تواند رأی کسانی را که هنوز نتوانسته‌اند کاندیدای خود را انتخاب کنند و یا نسبت به انتخاب خود اطمینان ندارند، به نفع کاندیدای مورد نظر تغییر دهد.

شبیه این رفتار را می‌توان به خوبی در فعالیت‌هایی که در حال حاضر توسط احزاب انجام می‌شود ببینیم. برای نمونه کافی است به سایت یاری‌نیوز (خاتمی‌نیوز) یک سری بزنید. روزی نیست که در این سایت خبر از ایجاد یک پرتال جدید در حمایت از آقای خاتمی و یا اعلام موجودیت یک «ستاد ملی جوانان حامی خاتمی» در فلان شهر یا فلان دانشگاه نباشد.

خبرهایی از افزایش هواداران کاندیدای مورد نظر، بدون درج کوچک‌ترین خبری از وضعیت هواداران سایر کاندیداها، یک محیط محض می‌سازد که در آن این‌گونه القا می‌شود که فقط کاندیدای منظور نظر آن‌ها، مورد پذیرش عموم مردم قرار گرفته است و طرفداران و حامیان این کاندیدا، روز‌به‌روز در شهرهای مختلف در حال افزایش‌اند و گویی از همین الان می‌شود نتیجه‌ی انتخابات آتی را حدس زد.

غافل از اینکه این یک شگرد تبلیغاتی است برای تضعیف رقبا و ربودن آرای سرگردان ومذبذب. کسی هم نیست که بپرسد نتیجه‌ی فلان نظرسنجی چقدر درست است و یا سؤالات نظرسنجی چقدر علمی بوده است و یا گردانندگان پرتالِ خبریِ فلان شهر که در حمایت از فلان کاندیدا شروع به کار کرده است، چند نفرند و آیا اصلا وجود خارجی دارند یا نه!

۷ دیدگاه

پشیمانم

از اینکه در راه خانه-مدرسه
سر به زیر بودم،
هیچ‌وقت کیفم را به آسمان پرتاب نکردم،
مقنعه‌ی دوستانم را نکشیدم،
عقب‌عقب راه نرفتم،
زنگ‌ در خانه‌ها را نزدم و فرار کنم،

پشیمانم!

۷ دیدگاه

چند خط سوغاتی

در مورد اصل سفر کربلا، دیده‌ها و شنیده‌هایش چیز زیادی نمی‌شود گفت؛ باید رفت و دید و چشید… اما در مورد بعضی حواشی‌اش شاید بشود چند خطی نوشت.

کربلا- حرم امام حسین (ع)
کربلا، حرم امام حسین علیه‌السلام

– چه چیز از این بهتر که روز شروع سفرت به کربلا، با نزول رحمت الهی،  با یک باران قشنگ، همراه شود؟!

مرز ایران-عراق
عراق، مرز شلمچه

– وقتی حدود دو ماه پیش مقدمات زیارت کربلا برایم مهیا شد، یاد امام رضا(ع) افتادم و این بیت شعر: «پنجره فولاد رضا برات کربلا می‌ده». اما به جای زنده شدن خاطرات چند ماه پیشم در مشهد، همه‌اش تصویر آن شبِ چند سال پیش می‌آید توی ذهنم که همراه با هیئت رهپویان به زیارت امام رضا(ع) رفته بودیم و برخلاف همیشه، به‌جای دارالهدایه، مراسم کوتاه‌مان در صحن جمهوری برگزار شد.

– چند ماه است که ناخواسته وقتی اسم کربلا می‌آید یاد شهدای رهپویان می‌افتم. در طول سفر یادشان زیاد همراهم بودم.

کربلا، حرم مطهر امام حسین علیه‌السلام
کربلا، حرم مطهر امام حسین علیه‌السلام

– مشهور است که امام رضا(ع) را غریب‌الغربا می‌گویند. نمی‌خواهم بگویم غریب نیست؛ ولی این غربت در همه‌ی اهل بیت(ع) هست، در تک‌تک آنان؛ اما هر کدام به شکلی. توی نجف و کاظمین این غربت را می‌شد به شدت احساس کرد. شاید توی نجف بیشتر.

نجف- حرم حضرت علی (ع)
حرم امام علی علیه السلام

اگر زائران ایرانی را از کل زائرین حرم مطهر امام علی(ع) کم می‌کردی، عدد زیادی باقی نمی‌ماند. البته نسبت زائران عرب در کاظمین بیشتر از نجف و در کربلا بیشتر از کاظمین بود. در تأیید غربت امامان نجف و کاظمین همین بس که در حرمشان، نماز جماعت برگزار نمی‌شود! البته در نجف روحانیون کاروان‌های ایرانی صفوف نماز را تشکیل می‌دادند؛ اما در کاظمین به علت کوتاه بودن زمان زیارت کاروان‌های ایرانی، حتی از این نماز جماعت ایرانیان هم خبری نیست.

کاظمین، حرم مطهر امام جواد و امام هادی علیهماالسلام
کاظمین، حرم مطهر امام موسی کاظم و امام جواد علیهماالسلام

– مسجد کوفه عجیب جایی است. یک مسجد خیلی بزرگ، با مقام‌های مختلف و اعمال زیاد. در و دیوار مسجد کوفه بوی علی(ع) می‌دهد. حس غریبی است قدم زدن در مسجدی که جای‌جایش نام علی را به همراه دارد. محل قضاوت علی(ع)، معجزه‌ی علی‌(ع)، محراب علی‌(ع) و از همه‌اش زیباتر کنج خلوت و عبادت علی(ع) است. آنجا که علی‌(ع) با رب کعبه خلوت می‌کند، نماز می‌گزارد و دعا می‌خواند. عجیب حالی است وقتی در کنج عبادت علی(ع) می‌نشینی و مناجات او را در مسجد کوفه زمزمه می‌کنی. آدم به در و دیوار و زمین این مسجد غبطه می‌خورد.

مسجد کوفه
مسجد کوفه

-در تمام لحظات این سفر، یک سؤال مُدام توی ذهنت چرخ می‌خورد: من کجا و اینجا کجا؟!

– در شهرهای عراق، مردانی با لباس نظامی، فراوان می‌بینی. قدم به قدم ایست‌های بازرسی و تفتیش گذاشته‌اند. دقیقه به دقیقه انواع ماشین نظامی رد می‌شود. درست است که همه‌ی این تشکیلات برای حفظ امنیت زائرین و ساکنین است؛ اما از نظر روانی دیدن مداوم سربازان تفنگ به‌دست و ماشین‌های نظامی، تأثیر نامطلوبی روی آدم دارد. اینکه دائما حس کنی در یک کشور در حال جنگ قدم می‌زنی، آزاردهنده است.

– مردم عراق، عموما از فرهنگ بهداشت پایینی برخوردارند. چهره‌ی نازیبای شهرهای عراق، فقط به خاطر عدم رسیدگی ارگان‌های دولتی نیست؛ قسمت عمده‌اش شاید به فرهنگ خود مردم عراق برمی‌گردد که آن‌قدرها که باید، به بهداشت فردی و جمعی اهمیت نمی‌دهند.

– عقب‌ماندگی کشور عراق در بهداشت و عمران شهرهایش، میزان نسبتا خوبی است برای سنجش پیشرفت کشور تازه استقلال‌یافته‌ای مثل ایران.*

– نائب‌الزیاره‌ی همه‌ی دوستان بودم.

کربلا، حرم مطهر حضرت عباس علیه‌السلام
کربلا، حرم مطهر حضرت عباس علیه‌السلام

* در این‌جا دنبال تعریف سیاسی و علمی استقلال‌یافته نباشید. منظور من از استقلال در اینجا مستقل بودن از دخالت و نظر سایر دولت‌ها و کشورهاست و معتقدم ایران بعد از خروج شاه و سقوط سلطنت بود که مستقل شد، هرچند پیش از آن استقلال ارضی و این‌ها هم داشته است.

۲۸ دیدگاه

رفتن یا نرفتن…

این چند سال حرف از کربلا که می‌شود، بعضی‌ها می‌گویند آدم باید دیوانه باشد که در این اوضاع ناامنی به عراق برود.

همیشه برایم سؤال بوده است که وقتی اجل آدم مقدر است و زمانش مشخص، نگرانی ما بابت چیست؟

در یک مقاله می‌خواندم که برخلاف تصور عموم، محیط خانه پرخطرتر از بیرون از خانه است و آدم توی خانه‌اش بیشتر تهدید به مرگ می‌شود! مگر محیطی پرخطرتر از جبهه‌ی جنگ هم هست که هر لحظه ممکن است چیزی بیفتد روی سرت و بفرستدت آن دنیا؟ این همه آدم رفتند جبهه و چیزی‌شان نشد و زنده برگشتند. چرا؟ چون حساب و کتاب مرگ این‌طورها که ما فکر می‌کنیم نیست.

اجل هر کسی مقدر است. زمانش هر وقت که باشد گرفتار می‌شود و راه گریزی ندارد. کربلا رفتن یا نرفتن توفیری در زودتر مردن و دیرتر مردن آدم‌ها ندارد؛ همان‌طور که این همه آدم رفتند کربلا و سالم برگشتند.

اصلا حالا که قرار بر رفتن است، چه بهتر که آخر زندگی آدم، در جایی مثل کربلا باشد!

۱۸ دیدگاه