صفحهٔ ۳۸

.

یازده بار جهان گوشهٔ زندان کم نیست
کُنجِ زندانِ بلا گریهٔ باران کم نیست

سامرائی شده‌ام، راه گدائی بلدم
لقمه‌نانی بده، از دستِ شما نان کم نیست

 

بدون دیدگاه

صفحه ۳۶

.

در هیچ دوره‌ای به اندازهٔ دورهٔ ما، علم اسیر و برده نشده است. اسمِ این دوره را نباید عصرِ علم گذاشت، باید عصرِ بردگیِ علم گذاشت، عصرِ اسارتِ علم…

.

بدون دیدگاه

فرهنگِ نورانیِ طلاق

سامی‌دخت اشارهٔ خوبی کرده بود به الگوی غلطِ رفتاری در طلاق که بر جامعه‌مان سایه افکنده و باید تا دیرتر از این‌ها نشده چاره‌ای برای آن پیدا کنیم. نویسندهٔ وبلاگ نِماشون هم در همین راستا، اشاره کرده بود به تذکراتِ اخلاقی‌ای که قرآن در مورد طلاق داده است در حالی‌که عمومِ افرادِ جامعه، به‌ندرت این نکته‌های اخلاقیِ قرآنی به گوش‌شان خورده است، چه برسد به اینکه عامل باشند.

در حالی که قرآن معمولاً به ذکر کلیات دین می‌پردازد، توجه و تذکرش در جزئیاتِ مربوط به طلاق که از مسائلِ خانواده است، بسیار جای تأمل دارد. قرآن به زن و مرد یادآوری می‌کند که در همه حال تقوا را رعایت کنند. در موردِ طلاق که شرایط به گونه‌ای است که زوجین و خانواده‌های آن‌ها پتانسیلِ بالایی برای زیر پا گذاشتنِ اخلاقیات دارند، به طور ویژه روی رعایت تقوا تأکید می‌کند. این را از تکرار عباراتی مانند «اتقوالله» یا «تلک حدودالله فلاتعتدوها» و مفاهیمی از این دست که در آیاتِ طلاق آمده می‌توان فهمید.

قرآن در مسئلهٔ طلاق به دنبال مقصر نیست،‌ چرا که اصلاً مشی و نهج قرآن در طلاق بر دعوا و منازعه نیست که از پس آن در پی مقصر باشد. ملاک قرآن برای زندگیِ مشترک، اقامهٔ حدود الهی است و به تَبَع‌اش طلاق آنجایی موضوعیت پیدا می‌کند که زوجین نتوانند در کنار یکدیگر به وظایف شرعی خود عمل کنند و به اصطلاح، نتوانند حدود الهی را رعایت کنند.

به همین دلیل است که در مسئلهٔ طلاق، فارغ از اینکه زن خواهانِ جدایی باشد یا مرد، از مرد می‌خواهد که به عنوان قیم و سرپرست، مدیریتِ قطعِ رابطه را در دست بگیرد و مانع از انحرافِ مسیرِ جدایی به سمتِ هر آنچه که ناپسند است و از ایمان و تقوا به دور است بشود. شاهدِ این مدعا خطاباتی است که در آیه‌های طلاق -به جز یکی دو مورد- نسبت به مرد دارد.

در اینجا نیز قرآن بنا به تفاوت خلقتِ زن و مرد و خصوصیات و فطریاتِ جنسِ آن‌ها، تقسیم مسئولیت می‌کند. حواسش هست که زن به دلیل غلبهٔ احساسات، شاید نتواند به خوبیِ مرد، فضای روانی طلاق را کنترل کند. قرآن حواسش به روح لطیف و شکنندهٔ زن هست و از مرد می‌خواهد که به این مورد توجه کافی داشته باشد و تلاش کند که کم‌ترین لطمه و خدشه به روانِ زن وارد شود.

آنجا که از مرد می‌خواد زن را به نیکویی نگه دارد یا به خوبی از او جدا شود، به کرامتِ انسانی زن توجه دارد و آنجا که از او می‌خواهد به زن تهمت نزند و مردم را نسبت به او بدبین نسازد، به دنبالِ رفعِ موانعِ ازدواجِ مجدد او است.

آنجا که اسلام از مرد می‌خواهد مهریهٔ زن را تمام و کمال پرداخت کند و زن را برای بخشش یا بازپس دادنِ مهریه تحت فشار نگذارد، یا زمانی که از مرد می‌خواهد زن را تمتیع کند و پیش از جدایی به او هدایایی در خورِ وضعیتِ مالی خودش بدهد، قصد دارد استقلالِ مالیِ زن را تا آنجا که ممکن است -دست‌کم تا مدتی بعد از طلاق- حفظ کند تا زن به دلیل نیاز مالی، مجبور به شکستنِ شخصیت و تن دادن به امور ناپسند و نامتعارف نشود و نیز احساسِ خسرانِ زن را از رابطهٔ پیشین‌اش با مرد کاهش دهد.

آنجا که قرآن به مرد می‌گوید باید زنِ باردارش را از نظر مالی تا زمانِ وضع حمل تأمین کند، استرسِ زن را کاهش می‌دهد و وقتی به آن دو می‌گوید در مورد تغذیهٔ نوزادتان با هم مشورت کنید، احساسِ مادری را به زن، و حسِ پدری را به مرد می‌بخشد و مسئولیت در قبالِ فرزند را به هر دو یادآور می‌شود.

قرآن با دستوراتِ اخلاقی خود دربارهٔ طلاق و با مخاطب قرار دادنِ مرد در این دستورات، مدیریتِ طلاق و مسائلِ مربوط به آن را به مرد می‌دهد تا از این طریق میزانِ دخالتِ نابجای خانواده‌ها را کاهش دهد و نیز تلاش کند تا آنجا که ممکن است قضیه به آرامی و به خوبی و بدون کدورت به اتمام برسد. قرآن با فرامینِ ریز و درشتش در این مسئله، مرد را به مراعاتِ شخصیت، آبرو و روح و روان زن فرمان می‌دهد تا زن احساسِ دستمالِ مستعملی که به دور انداخته می‌شود، نداشته باشد.

این‌ها و صدها نکتهٔ مکتوم در این آیات، نکاتِ مهم و تعیین‌کننده‌ای هستند که در جامعهٔ اسلامیِ ما مغفول مانده و نیاز به استخراج و انتشار و فرهنگ‌سازی دارند.

 برای مطالعهٔ آیات مربوط به طلاق، رجوع کنید به سورهٔ بقره (آیات ۲۲۷ تا ۲۳۷)، سورهٔ نساء (آیات ۱۹ و ۲۰)، سورهٔ احزاب (آیهٔ ۴۹) سورهٔ طلاق (۱ تا ۷)

.
در همین رابطه بخوانید:

– طلاق پسندیده؛ نشریه حوراء
– زندگی خوب، طلاق خوب؛ وبلاگ نوشت‌گاه
– سایه‌روشن‌های طلاق؛ وبلاگ سامی‌دخت
– نیمهٔ پنهان طلاق؛ وبلاگ نماشون

۶ دیدگاه

یک صفحه دعا

چند وقت پیش، اوائلِ کتابِ «مهارت‌های سازگاری»ِ علی حسین‌زاده روایتی می‌خواندم از امام صادق (ع). روایتِ نسبتاً طولانی‌ای است. نقل کرده بود از امام:

در شگفتم چرا کسی که از چهار چیز می‌هراسد، به چهار چیز پناه نمی‌برد. در شگفتم چرا کسی که می‌ترسد، به این سخن خداوند در قرآن پناه نمی‌برد: حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ؛ «خداوند ما را بس است و او خوب کارگزاری است»؟ به درستی که من در پسِ این آیه خواندم که خداوند منان فرمود: فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَهٍ مِّنَ اللّهِ وَ فَضْلٍ لَّمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ؛ «این‌ها با نعمت و بخششی از سوی خداوند به مقصد می‌رسند، در حالی که هیچ آسیبی به آن‌ها نمی‌رسد».

همچنین در شگفتم چرا کسی که اندوهگین می‌شود، به این سخن خداوند پناه نمی‌برد: لَا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ ؛ «معبودی جز خداوند نیست که از هر بدی منزه است»؟ من در ادامهٔ این آیه خواندم که خداوند منان فرمود: فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذَلِکَ نُنجِی الْمُؤْمِنِینَ؛ «ما دعای او را برآورده ساختیم و او را از اندوه و غم رهانیدیم، و ما مؤمنان را این‌گونه نجات می‌دهیم».

باز در شگفتم چرا کسی که به او نیرنگ می‌زنند به این سخن خداوند پناه نمی‌برد: وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ؛ «و من کارم را به خدا می‌سپارم، همانا که خداوند به حالِ بندگان آگاه است». من در ادامهٔ این آیه خواندم که خداوند بزرگ و پاک فرمود: فَوَقَاهُ اللَّهُ سَیِّئَاتِ مَا مَکَرُوا؛ «پس خداوند او را از عواقب سوء آنچه نیرنگ می‌زدند، حفظ کرد».

و در شگفتم چرا کسی که خواهان دنیا و زرق و برق آن است، به این سخن خدای متعال پناه نمی‌برد: مَا شَاء اللَّهُ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ؛ «آنچه خدا می‌خواهد صورت می‌پذیرد و نیرویی جز به قدرت او وجود ندارد»؟ من در ادامهٔ این آیه خواندم که خدای بلندمرتبه فرمود: إِن تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنکَ مَالًا وَ وَلَدًا * فَعَسَى رَبِّی أَن یُؤْتِیَنِ خَیْرًا مِّن جَنَّتِکَ؛ «اگر مرا از بُعد مال و فرزند، کمتر از خود می‌بینی، امید است که پروردگارم بهتر از باغ تو را به من عطا فرماید»، و این قطعی است».

بعد دیدم انگار این روایت را برای آن دعای یک صفحه‌ای گفته‌اند که در تعقیبات نماز صبح آمده و «با بسم‌الله و صلّی الله علی محمّد و آله» شروع می‌شود و همین چهار دسته آیه را هم شامل می‌شود. مرحوم شیخ عباس قمی با حکایتی که بعدش نقل می‌کند، تأکید دارد بر گشایشی که از مداومت این دعا در کارها حاصل می‌شود. به نظرم می‌ارزد آدم این یک صفحه دعا را حفظ کند.

۲۲ دیدگاه

صفحهٔ ۳۰۲

.

شکست‌ها حُسنِ بزرگش این است که انسان را به هوش می‌آورد… انسان را بیشتر به فکر وادار می‌کند و پردهٔ غفلت را از جلوی چشم انسان برمی‌دارد.

.

بدون دیدگاه

دار

خاطرم نیست
حوالیِ کدام رؤیای ناتمام
………………….. گم‌ات کرده‌ام
که این‌گونه
عزلت‌نشینِ مدارِ سرگردانی‌ام

بدون دیدگاه