سرنخ‌های پیش‌بینی‌نشده

یکی از لذت‌های مطالعه برای من آن بخشی است که مطلبی را که قبلاً جایی خوانده‌ام، در یک کتاب یا منبع دیگر، در موردش بیشتر بخوانم یا بعضی از ابعاد ناشناخته‌اش را در یک منبع دیگر کشف کنم. این لذتِ کنار هم چیدنِ تکه‌های یک پازل، زمانی به اوج خودش می‌رسد که این اتفاق به صورت تصادفی رخ بدهد و خیلی غیرمنتظره در حین مطالعهٔ یک نوشته، به مطلبی در ارتباط با مطالب قبلی که اتفاقاً نیاز به توضیح بیشتری در موردش داشته‌ام، دست پیدا کنم. آن‌وقت است که انگار هدیه‌ای از طرف خدا، درست افتاده باشد توی دامنم…

۹ دیدگاه

صفحهٔ ۵۷

گاهی در جامعه -وقتی که تربیتش غلط باشد- حساسیت‌هایی برای بعضی مستحب‌ها به وجود می‌آید که مردم واجب‌هایشان را ترک می‌کنند، به سنت می‌چسبند و گاه حساسیت‌هایی نسبت به برخی مکروه‌ها پیدا می‌شود که مردم صدها حرام را فدای یک مکروه می‌کنند.

آن‌هایی که متصدی تربیت صحیح جامعه هستند، باید مراقب این امور باشند.

بدون دیدگاه

سیاستِ یک بام و دو هوای سیما در مسئلهٔ حجاب

کنترل را دست‌تان گرفته‌اید و در جست‌وجوی یک برنامهٔ‌ سرگرم‌کننده یا دلخواه از این کانال به کانال دیگر می‌روید. در حین گشت و گذار بین شبکه‌های داخلی و برون‌مرزیِ تولید داخل، با دیدن بعضی کانال‌ها احساس می‌کنید کمی از مرز ایران فاصله گرفته‌اید و باز در بعضی شبکه‌های دیگر به قلبِ ایران بازگشته‌اید. با خود فکر می‌کنید چه تفاوتی بین بعضی شبکه‌هاست که باعث شده چنین تصوری داشته باشید. باز کنترل را به دست می‌گیرید و کانال‌ها را عوض می‌کنید و کمی دقیق‌تر می‌شوید. تفاوت را پیدا می‌کنید: نوع پوشش خانم‌های مجری!

با کمی گشت و گذار در بین شبکه‌های داخلی و شبکه‌های برون‌مرزیِ کشور، تفاوت در سیاست‌گذاریِ سیما در موضوع حجاب و در شبکه‌های مختلف را خواهید دید. در شبکه‌های درون‌مرزی، اغلب از مانتوهای ساده، نسبتاً گشاد و مقنعه یا چادر استفاده شده است که در اغلب موارد حجاب‌های کاملی را می‌سازد. پوششی که نوعی از یکدستی در آن بوده و حکایت از نظارت و وجود آیین‌نامه‌هایی مشخص و روشن در این باره دارد.

در شبکه‌های برون‌مرزی اما، تفاوت و اختلاف حجاب میان مجریانِ زن، آن‌قدر زیاد هست که بشود از آن، فقدان آیین‌نامهٔ حجاب و یا وجود آیین‌نامه‌ای کلی و حداقلی را نتیجه گرفت. ظاهر شدن در جلوی دوربین با کت و دامن، یا مانتوهای چند رنگ و گاه عجیب و بعضاً بسیار تنگ و بدن‌نما، استفاده از شال به جای روسری یا مقنعه، و رنگ و لعابِ صورت با مقداری آرایش، از تفاوت‌های پوشش در شبکه‌های برون‌مرزی نسبت به شبکه‌های داخلی است.

گویی متولیانِ فرهنگی سیما، پوشش مجریانِ زن را بر پایهٔ فضا، شرایط و فرهنگی که مخاطبانِ شبکه در آن قرار دارند و گاه حتی بر پایهٔ زبانِ گفتاریِ مجری، تعیین می‌کنند و همین اختلافِ فرهنگ داخل و خارج از کشور، علتِ تفاوت حجاب مجریان شبکه‌های درون‌مرزی و برون‌مرزی است.

با گسترش دایرهٔ ارزیابی، به سریال‌ها و فیلم‌های سیما و بعد سینمای کشور و حتی بعضی نهادها و ارگان‌های دولتی، عدمِ وجود تعریفی روشن از حجاب در دستگاه‌های حکومتی و یا دست‌کم تبیین صحیح و دقیق آن خودنمایی می‌کند. در حالی در شبکه‌های برون‌مرزی از پوشش‌های بدن‌نما استفاده می‌شود که در شبکه‌های داخلی، بلندی مقنعهٔ مجریان هم پیرو قوانین خاصی است.

گشتِ ارشاد پوشش‌هایی را ناپسند می‌شمارد که استفاده از آن در سینمای کشور عادی و تبدیل به هنجار شده است.

عدم تعریف روشن از حجاب، زمینهٔ تعاریف سلیقه‌ای از پوشش را فراهم کرده و باعث ظهور این اختلافِ فاحش میان عملکرد دستگاه‌های دولتی و وابسته به حکومت در موضوع حجاب و پوشش شده است. این اختلاف گاه به آنجا می‌رسد که مقنعه‌ای که در شبکهٔ دوی سیما، برای مجری ممنوع بوده است، در شبکهٔ سه سیما بی‌اشکال بوده و مجری با آن به جلوی دوربین می‌رود.

برخورد نسبی با حجاب بر اساسِ سلیقهٔ مخاطبین، در شبکه‌های داخلی و برون‌مرزی، مشابه عملکرد هنرپیشگانی است که در همین سیستم رشد یافته‌اند، اما به محض این که پای‌شان به آن سوی مرزها می‌رسد، رنگِ فرهنگِ همان وادی را به خود می‌گیرند.

در خوشبینانه‌ترین حالت، آنچه که به ذهن می‌رسد این است که متولیانِ فرهنگی شبکه‌های برون‌مرزی، در صدد ارائهٔ پوششی زیبا از زنان مسلمان ایرانی و معرفی حجابی زیبا به پیروانِ سایر ادیان و مسلمانان دیگر کشورها هستند و همین، علتِ اختلاف حجاب در مجریانِ شبکه‌های درون‌مرزی و برون‌مرزی است. با این فرض دو سؤال مطرح است؛ اول: آیا داشتنِ حجابی زیبا، الزاماً به حجابی ناقص می‌انجامد یا با حفظ حدود و ثغور شرعیِ پوشش، می‌توان حجابی زیبا آفرید؟ دوم: آیا تنوع در پوشش و معرفی حجاب زیبا و موافق با آنچه که شرع مشخص کرده است، تنها برای مخاطبین خارجی لازم است و زنان و دخترانِ داخلِ کشور به آن بی‌نیازند؟

 به نظر می‌رسد این مسئله آن زمان به تصمیم‌گیری‌های یک‌دست و هماهنگِ نهادهای دولتی و حکومتی می‌انجامد که مشخص شده باشد: آیا حجاب،… به عبارتی اصلِ حجاب، اصلی‌ست متغیر که با تغییر مکان و موقعیت تغییر می‌کند و یا اصل حجاب، اصلی ثابت است که عبارت است از پنهان داشتنِ جذابیت‌های طبیعی و عارضی از آنان‌که شرع ایشان را «نامحرم» دانسته است؟ و آیا ثابت بودنِ اصل حجاب، به معنی نفی تنوع در پوشش است؟

.
این مطلب در زنان‌پرس

بازنشر شده در:
سایت الف
– روز نو
تریبون مستضعفین

۱۴ دیدگاه

دستِ آسمان

آن‌قدر دور ایستاده‌ای
که میان‌مان،
عالَمی فاصله است.
نزدیک‌تر بیا!
دست‌هایم را
در دستِ آسمان بگذار…

بدون دیدگاه