صفحهٔ ۲۲۵

.

گاهی اوقات، انسان مجبور می‌شود محبوب‌بودن را فدای خوب‌بودن بکند. محبوب مردم شدن، آسان‌تر از کارکردن برای مردم است.

.

بدون دیدگاه

صفحهٔ ۲۰۷

این ریاکاران و دروغگویان هستند که انسان را به حرف‌زدن مجبور می‌کنند. در برابر آن‌ها اگر سکوت کنی، بُزدلی، و اگر سخن بگویی، هم‌طراز ایشانی. این موقعیت بدی‌ست که همیشه اراذل برای انسان پیش می‌آورند. وقتی یکی آن‌ها می‌گویند و یکی تو می‌گویی، از خودت بیزار می‌شوی که چرا با چنین کسانی هم‌دهان شده‌ای؛ و وقتی می‌گویند و تو بزرگوارانه به راه خود می‌روی، فریاد می‌زنند که چرا جواب نمی‌دهد؟ اگر دروغ می‌گوییم، چرا جواب نمی‌دهد؟! به راستی روزگاری‌ست که هم گفتن مشکل است و هم نگفتن…

بدون دیدگاه

به نام خدا و اسلام، تقوا کنید؛ نه متعه!

متعههمیشه این را شنیده‌ایم که این عملِ بدِ بعضی از مسلمانان است که بعضی‌های دیگر را از اسلام زده می‌کند و نه خود اسلام. در مورد ازدواج موقت هم همین‌طور است. یعنی یک دستور حساب‌شدهٔ اسلامی، با عملِ بدِ بعضی از سوءاستفاده‌گران، باعث مذموم شدن آن در باورها شده است.

البته منحصر کردن علتِ کراهتِ شدید اغلب مردم نسبت به ازدواج موقت، به عمل بدِ بعضی از سوءاستفاده کنندگان، ساده‌انگاری است، و من در صدد ارتکاب چنین اشتباهی نیستم. اما به قطع یکی از دلایل منفور بودن ازدواج موقت همین وجود سوءاستفاده‌چی‌هاست؛ خصوصاً سوءاستفاده‌گرانی که همواره سعی کرده‌اند کار خود را به آیات و روایات مستند کنند و به این طریق دهان «مردم» را ببندند.

عینی‌تر بگویم: یکی از علت‌های ایجاد حس انزجار درخصوص ازدواج موقت، نزد زنان و بعضی از مردان، مردان متأهلی هستند که این حلال را وسیله‌ای جهت اطفای آتشِ شهوت خود قرار داده‌اند. بله، اصلاً شاید یکی از حکمت‌های ازدواج موقت همین باشد؛ ولی نه به قیمت از هم پاشیدن یک ازدواج دائم یا زجر دادن همسر دائم؛ که اولی مباح است و دومی حرام.

یکی از صحبت‌های شایعِ مردان متأهلی که به ازدواج موقت رو می‌آورند این است که همسر دائم‌شان آنان را چنان که باید تمکین نمی‌کند و بعد این حق را به خود می‌دهند که بروند و از طریق دیگری تمکین شوند و چه راهی بهتر از ازدواج موقت؟

در قاموس این مردان کمتر نشانی از مدارا و صبر و تحمل و تلاش می‌شود دید. گویی این مردان که اتفاقاً به خاطر برآوردن هوس‌های‌شان به وفور دم از خدا و التزام به دستورات الهی می‌زنند، تقوا را از یاد برده‌اند. مگر نه این که همین خدای خیلی باحالی که صیغه را حلال کرده، بیشتر از هر چیزی انسان را به رعایت تقوا و کنترل شهوت دعوت کرده است؟ شهوت اعم است از شهوت شکم، شهوت مال، شهوت مقام، شهوت جنسی و هر خواستهٔ برآمده از نفس که گرفتار شدن به آن، انسان را ضعیف‌النفس می‌کند. حال چطور است که فقط متعه دستور خداست، اما نیازردن همسری که خود، جوانی و زندگی‌اش را وقف زندگی با او کرده است، و نیز تلاش کردن برای حفظ شیرازهٔ زندگی، دستور خدا نیست؟

این مردان که در مقولهٔ ارضاء جنسی از راه متعه، شدیداً عبدِ حلقه‌به‌گوشِ خدا شده‌اند، به اسم نیاز و برآوردن نیاز، عنان خود را به دست شهوت‌شان می‌دهند و نارضایتی همسر دائم‌شان را از ازدواج موقت، به بی‌ایمانی یا سست‌ایمانی او نسبت می‌دهند.

مشکلات زندگی مشترک را باید حل کرد،‌ باید با صبر و حوصله و البته ورع -که کمتر در چنین مردانی یافت می‌شود، آن مشکلات را کنترل کرد. علم روانشناسی امروز به جایی رسیده است که کمتر بهانه‌ای به دست چنین مردانِ خودپرستی که جز خود، و رضایت خود از زندگی جنسی به چیزی نمی‌اندیشند، ندهد.

البته که نمی‌خواهم ازدواج موقت را به طور کلی برای متأهلین نهی کنم؛ چیزی که تأکید و اصرار بر آن دارم، ارتکاب این عمل، بدون دلیل معقول و بدون رضایت همسر اول است، به گونه‌ای که موجب آزار او شده و سبب سست شدن شیرازهٔ زندگی‌شان شود. اشاره‌ام به راحت‌طلبی مردانی است که به جای حل مشکل، به مشکلات زندگی‌شان اضافه می‌کنند. نقدم به مردانی است که به جای مدارا و تلاش برای حل مسئله و حفظ خویشتن و افسار زدن به نفس خود، به نام خدا و اسلام، به دم‌دست‌ترین راه‌حلی می‌اندیشند که می‌تواند فقط و فقط -تاحدودی- حلّال مشکل خود آنان باشد و نه مشکل همسر یا خانواده‌شان.

راستی! راه حل این مردان برای زنانی که همسرشان قادر به برآوردن نیازهای عاطفی و جسمی‌شان نیستند، چیست؟

۲۲ دیدگاه

صفحهٔ ۳۰۳

[در ببان حفظ تعادل و نهی از افراط و تفریط:]

در سفینه البحار […] از امام کاظم (ع) نقل می‌کند […] که:

لیس منّا من ترک دنیاهُ لِدینهِ اَو ترک دینَهُ لدنیاهُ
آن‌که دنیای خویش را به بهانهٔ دین و یا دین خویش را به خاطر دنیا رها کند، از ما نیست.

بدون دیدگاه

نگاهی به کتاب «سلام بر ابراهیم»

سلام بر ابراهیم مجموعه خاطرات هم‌رزمانِ شهید «ابراهیم هادی» است که به همت گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی در طول دو سال جمع‌بندی و تدوین شده است.

شهید ابراهیم هادی در عملیات والفجر مقدماتی در منطقه فکه به شهادت رسید و همان‌طور که خود بارها آرزو کرده بود، پیکر مطهرش شناسایی نشد و در زمرهٔ شهدای گمنام به دیدار حق شتافت.

با وجود این که کتاب، نثر یکنواخت و چندان منسجمی نداشته و حتی افعال آن گاه از گذشته به حال و از حال به گذشته تغییر کرده است، اما شخصیت جذاب شهید ابراهیم هادی پرده‌ای بر تمام این معایب انداخته و آن‌چنان خواننده را مجذوب و متحیر می‌کند که کمتر به رسم و رسوم نگارش کتاب توجه می‌کند.

شهید ابراهیم هادی از جمله شهدایی است که اخلاق و ایمان را به خوبی در کنار هم پرورش داده است؛ اما به جرئت می‌توان گفت سیرهٔ دقیق وی که برگرفته از سیرهٔ پیشوایان دینی است، چنان ظریف و کامل است که به گونه‌ای وی را از سایر شهدا ممتاز و متمایز کرده است.

شهید ابراهیم هادی، جوان خوش‌برخوردی است که ورزش را به عنوان وسیله‌ای جهت تقویت قوای بدنی برای خدمت به اسلام انتخاب کرده و در رشته‌های کشتی و والیبال به قهرمانی رسیده است، اما هرگز خود را اسیر شهرت و مقام کسب شده از ورزش نکرده و گاه به راحتی برای به دست آوردن دلِ مادرِ پیرِ یک حریف، تن به باخت داده است.

شهید ابراهیم هادی هر کاری را برای جلب خشنودی خداوند انجام می‌دهد؛ او به طور مستمر از نیازمندان دستگیری کرده و حقوق ناچیز خود را تماماً وقف رفع نیاز آنان می‌کند؛ او به نفْس خود فرصت عرض اندام نداده و برای کنترل آن گه‌گاه به باربری هم تن می‌دهد؛ و همین‌هاست که از وی یک شهید صاحب کرامت ساخته است.

شهید هادی در امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر چنان حساب‌شده و دقیق و بر پایهٔ محبت، مدارا و خوش‌خلقی وارد می‌شود که هر کسی را مجذوب و شیفتهٔ خود می‌کند. او حتی جواب توهین‌ها و فریادها را هم با سلام و لبخند می‌دهد تا خشم توهین‌کننده را به شرم تبدیل کرده و او را هم شیفتهٔ خود کند.

کتاب در مجموعهٔ فصولی بسیار کوتاه تدوین شده که هر فصل به خاطره‌ای از یکی از هم‌رزمان و همراهان و یا دوستان شهید اختصاص داشته و از زبان آن دوست یا همراه ذکر شده است. در تنظیم فصول کتاب و ترتیب خاطرات به توالی زمانی آن‌ها دقت شده است، لذا علی‌رغم این که خواننده مجموعه‌ای از خاطرات جداگانه را دربارهٔ شهید می‌خواند، توالی زمانی خاطرات آن را به صورت یک زندگی‌نامهٔ تقریبا یکپارچه درآورده است.

این کتاب که در کمتر از سه سال به چاپ سی‌ام رسیده است، در ۲۴۰ صفحه، توسط انتشارات پیام آزادی و [در بهار ۱۳۹۱] به قیمت۳۵۰۰ تومان به چاپ رسیده است.

+ در همین رابطه

بازنشر در فارس‌نیوز

۱۰ دیدگاه

صفحهٔ ۱۳۹

آری، این‌گونه اند مردمی که حق دانستن و قضاوت کردن، این حیاتی‌ترین حقوق خویش را به دیگران واگذار می‌کنند و راهشان را نه با تکیه بر آگاهی و شناخت، بل بر اساس اعتماد یکپارچه به رهبران می‌پیمایند و تسلیم ارادهٔ کسانی می‌شوند که مصالح ایشان، چه بسا همیشه با مصالح و آرمان‌های توده‌ها یکی نباشد.

امروز، چشم به حرکت رهبری می‌دوزند که روزگاری، به دلیلی، کسب حیثیتی کرده است -شاید کاذب- و به راه او می‌روند؛ و فردا، به دلیلی دیگر، روی از او می‌گردانند و به جبههٔ دیگری نقل مکان می‌کنند؛ و در همه حال، ساده‌لوحانه و معصومانه، آلت فعل‌اند و برانگیخته‌شده به دست کسانی که منافعشان، رشد آگاهی توده‌ها را ایجاب نمی‌کند.

[…] آن‌ها که نمی‌جویند و نمی‌پرسند و نمی‌شناسند، خیل کوران را مانند، دل‌بستهٔ بُن عصای بینایی؛ و وای اگر آن بینا به راه خویش برود نه راهی که کوران را آرزوست؛ و وای اگر آن به ظاهر بینا، خود در معنا کوری باشد که بُن عصای بیگانه‌ای را گرفته باشد…

بدون دیدگاه

سرنوشت

فراموشت نکرده‌ام؛
فقط
…. لحظه‌ای از همیشه
…….. که نام تو را مشق می‌کردم
نسیمی وزید و…
ورق برگشت

۱ دیدگاه

ناهار عروسی

چند روز پیش برای نوشتن یک مطلب، کمی در مورد مراسم عروسی حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) مطالعه می‌کردم که نکته‌ای توجه‌ام را جلب کرد که پیش از این، به آن دقّت نداشتم.

بعد از این که حضرت علی(ع) و فاطمه(س) به عقد یکدیگر در می‌آیند، پیامبر(ص) به کمک حضرت علی و بعضی یاران‌شان، مقدمات جشن عروسی را فراهم می‌کنند و در یک روز جمعه، مراسم عروسی را برگزار می‌کنند و ولیمهٔ آن را ظهر روز جمعه به مهمانان می‌دهند و حوالی شب، حضرت زهرا را راهی خانهٔ جدیدش می‌کنند. به عبارت خودمانی‌تر، مردم به «ناهار عروسی» دعوت بوده‌اند، به جای «شام عروسی».

رسم برگزاری عروسی در صبح یک روز و دعوت از دوستان و آشنایان برای ناهار آن روز، در بعضی از مناطق کشور ما نیز مرسوم است؛ ولی آنچه که به عنوان «رسم» در اغلب شهرهای بزرگ شناخته می‌شود، برگزاری جشن در شب است و مهمان کردن به شام.

رسم ناهار عروسی به جای شام عروسی، مزایایی دارد که به نظرم ارزش این را دارد که آدم ریسک تغییر آداب و رسوم را بپذیرد و کمی خلاف جهت رودخانه شنا کند. به طور مثال:

۱. اول از همه این که گرفتاری‌های عروسی از صبح تا شب، به صبح تا ظهر کاهش پیدا می‌کند. البته به شرطی که عروسی در خانه برگزار نشود تا مهمان‌ها هوس کنند تا آخر شب همانجا خوش بگذرانند!

۲. معمولاً روز عروسی را طوری انتخاب می‌کنند که شبِ قبل از یک روزِ تعطیل باشد تا اگر مراسم، احیاناً دیر تمام شد، دانش‌آموزان و کارمندان در فردای عروسی که روز تعطیل است استراحت کنند و مجبور نباشند با خستگی به محل کار یا تحصیل بروند. برگزاری عروسی در ظهر یک روز تعطیل که اتفاقاً می‌تواند روز جمعه باشد که عروسی در آن روز مستحب است، به راحتی این مشکل را از سر راه برمی‌دارد.

۳. برگزاری عروسی در ظهر یک روز تعطیل، به عروس و داماد این امکان را می‌دهد که بعدازظهر آن روز را هر طور که مایل‌اند سپری کنند؛ با فراغ بال به آتلیه بروند یا حتی در خانه کمی استراحت کنند و در عوض، اولین شامِ رمانتیک و آرامِ دو نفره را در منزل خود تجربه کنند.

۴. اگر عروسی در ظهر یک روز تعطیل برگزار شده باشد، مهمانان گرفتار ترافیکی که در شب‌ها، خصوصاً شب‌های تعطیل در جای‌جای شهر دیده می‌شود، نخواهند شد و در خلوت‌ترین ساعات روز به عروسی رفته و برمی‌گردند.

۵. شلوغی مکان عروسی و رفت و آمدهای زیاد، دیگر موجب سلب آسایش همسایگان نشده و طبیعتاً مزاحم خواب شبانه‌شان هم نمی‌شود.

تا به حال تجربهٔ شرکت در چنین عروسی‌ای را نداشته‌ام که مشکلات احتمالی‌اش را حدس بزنم، اما به نظرم ارزش ریسک کردن را داشته باشد.

۱۵ دیدگاه

صفحهٔ ۷۳

در تجربهٔ خداوند، برخلاف تجربهٔ طبیعت که قانون‌هاش بعد از آزمایش به دست می‌آد، اول باید به قانونی ایمان بیاری و بعد اون رو آزمایش کنی. حتی باید بگم هر چه ایمانت به اون قانون نیرومندتر باشه احتمال موفقیت آزمون‌ها بیش‌تره. یعنی هر اندازه که به خداوند باور داشته باشی خداوند همون اندازه برای تو وجود داره. هر چه بیش‌تر به او ایمان بیاری، وجود و حضور او برای تو بیش‌تر می‌شه.

۱ دیدگاه