نگارهٔ سی و هفتم
نگارهٔ سی و پنجم
نگارهٔ هجدهم
نگارهٔ پنجاه و دوم
نگارهٔ دوازدهم
* پیشواز

هر روز به اسکله می‌روم
به استقبال صدای بوق کشتی‌ها
و به پیشواز هر آنکه
هیچ‌کس برای دیدنش نیامده

اسکله خالی که می‌شود از آدم‌ها
شاخه گل را به دست کسی می‌دهم
که کنار آب ایستاده
و کسی به استقبالش نیامده
و شاخه‌گلی را به سویم دراز کرده است

* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* دوستت…
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۳م, مرداد ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 2,882 نفر

    کارشناس علوم‌اجتماعی و کارشناس ارشد علوم‌قرآنی‌ام که فعلا ساکن شیراز هستم.

    کوثرانه تریبونی نسبتاً آزاد در دست نویسنده‌ای است که دوست دارد یافته‌ها، افکار و روزانه‌هایشان را از این طریق، با دیگران به اشتراک بگذارد.

    شاید این پست به آشنایی بیشتر شما با این وبلاگ کمک کند.

    این نوشته را هم برای آشنایی با نویسنده‌ی وبلاگ بخوانید.

    این صفحه در اسرع وقت تکمیل خواهد شد.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (8 رأی، میانگین: 3.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ:
    برچسب ها: