پست‌های دسته‌بندی شده در موضوع کمی نقادی

کاش فیلمساز بودم!

۰۸ شهریور ۱۳۸۹

چقدر دلم می‌خواست یک روزی می‌نشستیم چند فیلم‌نامهٔ ناب «اسلامی» می‌نوشتیم و عوض این سریال‌های آبکی ِ تکراری که آدم‌هایش از اسلام و ایمان فقط یک ریش دارند و چادر سیاهی که همیشه باز است و پر ِ آن توی باد تاب می‌خورد؛ چهار تا فیلم اجتماعی-اسلامی آمادهٔ پخش می‌کردیم. از زندگی یک زوج جوان و [...]

» ادامه...

یادبود تابوی فیلم‌بینی

۲۱ تیر ۱۳۸۹

برنامهٔ دیشب «دیروز، امروز، فردا» و صحبت‌های دکتر عباسی، مسبب این نوشته شد که بخشی از مطالبی است که مدت‌ها در آرشیو ذهنم، خیس می‌خورد. روی صحبتم در این نوشته، صرفا دوستان مذهبی است؛ کسانی که اگر امیدی به احیا و حفظ فرهنگ و ارزش‌های اسلامی و ایرانی باشد، به آن‌هاست. موضوع دیدن مداوم فیلم‌های [...]

» ادامه...

دروغگوهای صادق

۱۴ تیر ۱۳۸۹

دست خودمان نیست. عادت کرده‌ایم. یعنی از اولش این طوری به‌مان یاد داده‌اند که قبل از اینکه نگران ذهن و دلم‌مان باشیم؛ نگران برداشت‌ها باشیم. نگران برچسب‌ها. آن‌قدر حرف‌هایمان را در پس لایه‌های متعددی از «مصلحت» و «حفظ شخصیت» و «جایگاه» و هزار کوفت دیگر پنهان کردیم که هیچ‌وقت مزهٔ صداقت را نچشیدیم. که یادمان [...]

» ادامه...

مبارزه با حجاب!

۰۲ خرداد ۱۳۸۹

چند وقتی است دوباره طرح حجاب و عفاف و به قولی، طرح «مبارزه با حجاب» افتاده است سر زبان‌ها. از آنجا که طرح‌های قبلی خیلی خوب جواب داده است، قرار است «برخورد» با بی‌حجابی با همت بیشتری دنبال شود! سی سال گذشت و ما هنوز به مسائل اعتقادی، به مثابه قرص و کپسول و شربت ب‌کمپلکس نگاه می‌کنیم که [...]

» ادامه...

داستان یک جرقه

۲۴ آبان ۱۳۸۸

دیروز دومین رمان از «احمد محمود» را تمام کردم. «داستان یک شهر» رمانی بود که بعد از «همسایه‌ها» خواندمش. قلم احمد محمود بدجور گیرایی دارد. در عین سادگی آن‌قدر دقیق است که خودت را توی بطن اتفاقات می‌بینی. قلمش به توصیف هر جا که می‌رود انگار هم‌الان خودش آنجا ایستاده و دارد گزارش زنده می‌دهد. [...]

» ادامه...

© دنیای راه راه ۱۳۸۸ | طراح قالب grrliz | فارسی‌سازی مهران | قدرت‌گرفته از وردپرس