نگارهٔ شانزدهم
نگارهٔ هشتم
نگارهٔ نهم
نگارهٔ چهاردهم
نگارهٔ سی و هفتم
* بخر مرا!

برای مؤمن شدن به تو
معجزه نمی‌خواهم؛
دستی دراز کن!

* دار
* همین گونه خوب است
* نرمی
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۱م, تیر ۱۳۸۹، تعداد بازدیدها: 1,516 نفر

    برنامهٔ دیشب «دیروز، امروز، فردا» و صحبت‌های دکتر عباسی، مسبب این نوشته شد که بخشی از مطالبی است که مدت‌ها در آرشیو ذهنم، خیس می‌خورد.

    روی صحبتم در این نوشته، صرفا دوستان مذهبی است؛ کسانی که اگر امیدی به احیا و حفظ فرهنگ و ارزش‌های اسلامی و ایرانی باشد، به آن‌هاست.

    موضوع دیدن مداوم فیلم‌های بدون سانسور خارجی، موضوعی است که یکی دو سال اخیر فکرم را به خودش مشغول کرده است. البته فیلم‌دیدن‌های این‌طوری همیشه بوده؛ یعنی همیشه عده‌ای بوده‌اند که فیلم‌های ممنوعه را ببینند؛ اما چیزی که در سال‌های اخیر اتفاق افتاده و موضوع بحث است، ورود گستردهٔ جوانان مذهبی به این ورطه است.

    این مسئله البته بیشتر در بین پسران شایع است و چند سالی است از حالت مخفیانه و خصوصی، به محافل دوستانه و صحبت‌های عمومی هم راه پیدا کرده و به گونه‌ای رسمیت یافته است. امروز حرف زدن دربارهٔ سریال‌های لاست و [به دلایل فرهنگی سانسور شد!] و غیره، اگر یکی از افتخارات محسوب نشود، هیچ قبحی ندارد.

    اولین بار این موضوع وقتی برایم مسئله شد که یکی از کاربران مذهبی اینترنت -که ازقضا طلبه هم بود- لینک دانلود یکی از سریال‌های فراگیر را به اشتراک گذاشت. سریالی که با یک سرچ ساده در اینترنت، می‌توان از بعضی تصاویر و تم‌های اصلی و فرعی‌اش خبر گرفت.

    فراگیر شدن تماشای فیلم‌ها و سریال‌های خارجی در بین دوستان مذهبی، با وجود صحنه‌های اروتیک و جنسی و عریانی‌های مکرر، به هر دلیل و بهانه و با هر توجیهی، بدون شک یکی از نشانه‌های بارز موفقیت هجمهٔ فرهنگی غرب است. کاری که پیش از آن، دوستانی که کمتر در قید مذهب بودند انجام می‌دادند و مورد سرزنش و طرد واقع می‌شدند، امروز توسط دوستان  مذهبی‌تر انجام می‌شود و خبری از نهی و تقبیح نیست.

    اما چیزی که مانع شکسته شدن این تابو در ذهن من شده است، فارغ از جنبه‌های شرعی آن، تأثیراتی است که این قبیل صحنه‌ها بر ارزش‌ها، فرهنگ و روان بینندگان، و در نهایت تزلزل خانواده دارد. بعضی از اثرات آن را اگر بخواهم خلاصه‌وار اشاره کنم، این‌هاست:

    یک. شایع‌ترین اثر آن را می‌توان در تغییر ارزش‌ها و آنچه که «تسهیل در دین» می‌نامم، دید؛ یعنی آسان‌گیری در امور شرعی و مذهبی، کمرنگ کردن خط قرمز‌های رسم شده توسط دین، اضافه کردن توجیهات و شخصی کردن احکام دینی و خصوصا عادی‌سازی روابط فی‌مابین دو جنس و تغییر ملاک‌های ارزش‌گذاری رفتار افراد و شخصیت آن‌ها.

    دو. اثر بارز بعدی، استحالهٔ فرهنگی است. ریخته شدن قبح خطاهای اخلاقی، به رسمیت شناختن روابط دختر و پسر و بلکه ضروری دانستن آن پیش از ازدواج، حرکت به سمت پلورالیسم اعتقادی، و نهایتا فرو رفتن در فرهنگ غرب.

    سه. اثر مهم و مخرب بعدی این قبیل صحنه‌ها، متوجه روح و روان فرد است. دیدن دنیایی از صحنه‌های عاطفی و جنسی با میلیون‌ها متد و طرح و روش ظریف و متفاوت، هجمهٔ بزرگی به ذهن فرد می‌برد، او را آمادهٔ خیال‌پردازی‌های مکرر کرده، ذهن او را -به تعبیر دکتر عباسی- خارج از ظرفیت فطرت و طبیعت و غریزه‌اش به هیجان جنسی وا می‌دارد. ابتدایی‌ترین نتیجهٔ این امر، تنوع‌طلبی است که فرد، دیگر، ذهنیات خود را در وجود یک نفر، ارضاشده نمی‌بیند. نتیجهٔ بعدی، سیری‌ناپذیری فرد از این لذات جسمی، و دیدن صحنه‌های اروتیک است.

    اثر روانی دیگری که شاید بیشتر در بین مذهبی‌ها، خصوصا مجردان، شایع باشد، ناسازگاری و کشمکش میان تخیلات ذهنی و امیال شکل‌گرفته و ممنوعیت‌ها و خط قرمزهای دینی و اعتقادی است. فرد از یک سو خواهان شکل دادن به تصاویر ذهنی و تخیلات است و از سویی دیگر امکان پاسخ‌گویی به آن‌ها فراهم نیست. (چیزی که دکتر عباسی به نقل از شهید هاشمی‌نژاد، آن را «زنای ذهنی» می‌خواند). نتیجهٔ این میل و ممنوعیت، سرکوب احساسات است که به اختلالات روحی یا واپس‌زدگی جنسی و احیانا چندشخصیتی فرد منجر می‌شود.

    .
    این همه، اثرات مخربش را در تزلزل بنیان خانواده و سقوط ارزش‌های اجتماعی نشان می‌دهد. بسیار طبیعی است که فرد تنوع‌طلب از روابط زناشویی خود احساس رضایت نکند؛ توانایی‌ها، زیبایی، روحیات و جسم همسرش را قابل قیاس با کاراکترهای ساختگی فیلم‌ها نبیند و ناخواسته در قیاس بین همسرش و هنرپیشه‌های فیلم، همسرش را شکست‌خورده بیابد.

    اثرات اجتماعی آن نیز، به نظر اظهر من الشمس می‌رسد. فارغ از تأثیر مستقیم فیلم‌های غربی در تغییر ارزش‌ها، فرهنگ و روحیات؛ نفس تزلزل بنیان خانواده و فروپاشی زندگی‌ها و افزایش طلاق، خود موجب مشکلات عدیدهٔ اجتماعی و اخلاقی است. از میان رفتن تقوای چشم، و آنچه که دکتر عباسی «حیای چشم» می‌خواند، به تنهایی مسبب انحرافات اخلاقی دیگر است.

    خوشحالم که دکتر عباسی تئوری چند ماههٔ اخیرم را مُهر تأییدی زد.

    • قابل توجه دوستانی که هنوز ازدواج نکرده‌اند: علی‌رغم اینکه یادآور می‌شوم همه را نمی‌شود به یک چوب راند؛ اما احتیاطاً بد نیست در ملاک‌های‌تان به این مورد هم نیمچه نظری داشته باشید. به هر حال از قدیم افراد تنوع‌طلب، برای زندگی، چندان قابل اعتماد شمرده نمی‌شدند.

    • اعتراف می‌کنم که اخیرا به افرادی که قبح دیدن چنین فیلم‌ها و تصاویری برایشان ریخته است، ناخواسته اعتماد ندارم و با احتیاط از کنارشان عبور می‌کنم.
    • وقتی دیشب و امروز، اعتراض بعضی کاربران اینترنتی را به این برنامهٔ «امروز، دیروز، فردا» دیدم، مصمم‌تر شدم برای نوشتن.
    • ویدئوی کامل این برنامه
    • این‌ها همهٔ حرف‌هایی نبود که مدت‌ها می‌خواستم بگویم…
    • حاشیه ای بر این مطلب
    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (3 رأی، میانگین: 3.33 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۴م, تیر ۱۳۸۹، تعداد بازدیدها: 290 نفر

    دست خودمان نیست. عادت کرده‌ایم. یعنی از اولش این طوری به‌مان یاد داده‌اند که قبل از اینکه نگران ذهن و دلم‌مان باشیم؛ نگران برداشت‌ها باشیم. نگران برچسب‌ها.

    آن‌قدر حرف‌هایمان را در پس لایه‌های متعددی از «مصلحت» و «حفظ شخصیت» و «جایگاه» و هزار کوفت دیگر پنهان کردیم که هیچ‌وقت مزهٔ صداقت را نچشیدیم. که یادمان رفت حرف دلمان کدام بود. که نفهمیدیم راست چیست.

    برای دریافت قشنگ‌ترین برچسب‌های تقلبی از آدم‌ها، هی بازی کردیم و هی نقاب زدیم و صادقانه دروغ گفتیم.

    دست خودمان نیست. مردابی است که تویش گرفتار شده‌ایم. زنجیری که همه‌مان را در بند کرده است. تو هم اگر بخواهی اسیرش نباشی، راه به جایی نمی‌بری وقتی همه اهل تفسیر و تأویل‌اند و حساب‌و‌کتاب.

    دلم لک زده برای حرف‌های بی‌واسطه. بی‌واسطهٔ آدم‌ها. بی واسطهٔ مصلحت‌ها. بی‌واسطهٔ نقاب‌ها…

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (1 رأی، میانگین: 3.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: من و تو و زندگی٬کمی نقادی
    برچسب ها: , , , ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲م, خرداد ۱۳۸۹، تعداد بازدیدها: 1,291 نفر

    چند وقتی است دوباره طرح حجاب و عفاف و به قولی، طرح «مبارزه با حجاب» افتاده است سر زبان‌ها. از آنجا که طرح‌های قبلی خیلی خوب جواب داده است، قرار است «برخورد» با بی‌حجابی با همت بیشتری دنبال شود!

    سی سال گذشت و ما هنوز به مسائل اعتقادی، به مثابه قرص و کپسول و شربت ب‌کمپلکس نگاه می‌کنیم که باید با اشتیاق یا به زور، به خورد مردم بدهیم. حجاب فقط یک هنجار اجتماعی نیست، اعتقاد است. اعتقادی که در طول سی‌سال با کار نرم‌افزاری درونی نشده است، در یک کار سخت‌افزاری و در عرض چند ماه نهادینه نمی‌شود.

    این که دخترها و پسرهایمان از ترس گشت و تذکر و کلانتری و دردسرهای این‌چنینی، کمی تغییر ظاهر بدهند، آن هم برای مدتی کوتاه، اسمش موفقیت نیست که برای تکرارش با راهپیمایی‌های فرمایشی، تأییدیه و مجوز عرفی بگیریم و شعار مرگ بر بی‌حجاب سر بدهیم.

    قبل از پاک کردن صورت مسئله -آن هم نه با پاک‌کن، که به زور ِ کندن و خراشیدن- باید برویم ریشه را پیدا کنیم، علت را جست‌وجو کنیم و فکری برای نسل بعد کنیم. تغییر عقیده، از این نسل گذشته است.

    قبل از اینکه توی خیابان‌ها بگردیم و اندازه‌ی پاچه شلوار و دور کمر مانتو و قد روسری‌ها را رصد کنیم، یک دوری در بازار پوشاک و لباس و تولیدی‌های داخل بزنیم، تا دست‌کم بدانیم این مانتوهای باربی‌دوز و شال‌های ده‌سانتی و شلوارهای فاق کوتاه از کجا آمده و رفته است تن مردم!

    یک وقتی هم برای رفع خستگی بد نیست سری به سینماها بزنیم و چند تا فیلم پرآوازه و منتخب فلان جشنواره‌ی داخلی و بهمان جشنواره‌ی خارجی را ببینیم و سعی کنیم ارتباطش را با هنجارهای جامعه پیدا کنیم.

    حتی لازم نیست درباره‌ی اثرات زور و اجبار و تحقیر، کتاب‌های قطور روانشناسی بخوانیم، مروری اگر به زندگی خودمان و کودکی و دور و برمان داشته باشیم، واکنش‌های لجوجانه و کینه‌ورزانه‌اش اظهر من الشمس است.

    با اجباری کردن چادر و جا انداختن منطق «دانشجو نمره می‌خواهد، پس ناچار است رعایت کند»، اعتقاد به حجاب شکل نمی‌گیرد. کار فرهنگی می‌خواهد، اقناع و تبیین می‌خواهد، زمان می‌برد، ظرافت لازم دارد، همدلی و محبت می‌خواهد.

    احیاء نهاد امر به معروف هم خوب است و هم لازم؛ اما نیاز ما به امر به معروفی است که اصولی و دلسوزانه باشد. نهی از منکری که به جای زایش نفرت و کینه، تفکربرانگیز باشد.

    برای سر و سامان دادن به حجاب و عفاف در جامعه -که ریشه‌ی مشکلات و ناهنجاری‌های عمده‌ای است- نه تنها تقویت حیا در زنان ضروری است، که نیازمند احیای غیرت و وقار در مردان هم هستیم.

    اشتباه در روش اجرای طرح حجاب و عفاف و مبارزه با بی‌حجابی، می‌تواند آن را به طرح «مبارزه با حجاب» بدل کند.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (4 رأی، میانگین: 3.25 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: کمی نقادی
    برچسب ها: , ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۴م, آبان ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 100 نفر

    دیروز دومین رمان از «احمد محمود» را تمام کردم. «داستان یک شهر» رمانی بود که بعد از «همسایه‌ها» خواندمش.

    قلم احمد محمود بدجور گیرایی دارد. در عین سادگی آن‌قدر دقیق است که خودت را توی بطن اتفاقات می‌بینی. قلمش به توصیف هر جا که می‌رود انگار هم‌الان خودش آنجا ایستاده و دارد گزارش زنده می‌دهد. از آسمان و زمین و در و دیوار و بو و رنگ و طعم و دما و احساس و همه چیز را طوری برایت شرح می‌دهد که توی بودن و دیدنش شک نکنی.

    یک جایی می‌رسد که می‌فهمی همه‌ی خوشی‌ها و ناخوشی‌های تک‌تک شخصیت‌های داستان را درک کرده‌ای. سرمای استخوان‌سوز، گرمای سوزان، تهوع ناشی از گرسنگی زیاد، نشئگی، منگی قبل از خواب و بیهوشی، سوزش پوست بعد از ضربه‌های شلاق، خنکای شن‌های ساحل در شب، سوزش ناشی از سرکشیدن پیاله‌ی شراب داغ خرما… همه را لمس کرده‌ای.

    نمی‌دانم چرا بین کتاب‌های رمان و داستانی که خوانده بودم، بیشتر از همه قلم احمد محمود جذبم کرد. لذت داستان‌نویسی و توصیف‌های ساده و ملموس، لذت بزرگی بود که از این دو رمان محمود هدیه گرفتم.

    با این حال انگار رمان «داستان یک شهر» زیادی کش‌دار شده است. داستانش خسته‌کننده و تا حدودی یکنواخت است. از آن رمان‌هایی است که رنگش سرد است؛ انگار رنگش به خاکستری می‌زند. اگر بگویم آخرهایش را فقط به عشق قلم محمود می‌خواندم، زیاد بیراه نگفته‌ام.

    با این حال، وقتی اولین جرقه‌های نوشتن توی سرم روشن شد، خودم را مدیون احمد محمود می‌دانستم…

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (1 رأی، میانگین: 4.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۵م, شهریور ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 383 نفر

    با گسترش فیل.ترینگ و به طبع آن افزایش تقاضا برای عبور از فیل.تر و آشنایی رو به گسترش کاربران با انواع پروکسی و سایت‌ها و نرم‌افزارهای فیل.ترشکن و وی‌پی‌ان، در واقع کاربر در مقابل فیل.ترینگ واکسینه شده، فیل.ترینگ عملاً کارکرد خودش را از دست می‌دهد.

    با گسترش فیل.ترینگ و به طبع آن افزایش تقاضا برای عبور از فیل.تر، در واقع کاربر در مقابل فیل.ترینگ واکسینه شده، فیل.ترینگ عملاً کارکرد خود را از دست می‌دهد.

    شاید مدیریت یا کنترل دنیای سایبر از مشکل‌ترین کارها باشد؛ دنیای بی‌حد و مرزی که با سرعت در حال گسترش است.

    فیل.ترینگ یکی از ابزارهای کنترل سایبر در تمام کشورها است. مسدود کردن دسترسی به بعضی سایت‌ها ممکن است توسط یک کشور برای مردمش، یک شرکت برای کارکنانش، یک مدرسه برای دانش‌آموزانش، یک کتابخانه برای اعضایش و والدین برای فرزندانشان باشد. مسدودکننده‌ی سایت‌ها، آنچه را که برای کاربرانش مضر می‌داند، فیل.تر می‌کند تا سلامت جامعه، ذهن و جسم آنان را تضمین کرده باشد.

    در کشور ما هم، کمتر کاربر اینترنتی است که در حین وب‌گردی، به صفحه‌ای با عبارت «دسترسی به سایت مورد نظر امکان‌پذیر نمی‌باشد!» برخورد نکرده باشد. سایت‌های مستهجن و پـورنـو از عمده‌ترین صفحه‌های اینترنت‌اند که مسدود می‌شوند. سایت‌های اشاعه‌ی نظرات تحریف‌شده یا شبهه‌برانگیز و همچنین سایت‌هایی که بر ضد نظام اسلامی یا دولت جمهوری اسلامی فعالیت می‌کنند هم، از جمله صفحاتی‌اند که مشمول فیل.ترینگ می‌شوند.

    نگاهی به گسترش فیل.ترینگ در کشور، در سال‌های اخیر و خصوصاً در جریان اتفاقات اخیر به دنبال انتخابات ریاست‌جمهوری، حکایت از کاهش کارکرد و اثر فیل.ترینگ در کشور دارد.

    بستن سایت‌های متعدد و پرکاربر، فقط در چند روز اول مسدود شدن سایت، به کاهش فعالیت کاربران آن سایت منتج می‌شود. کاربرانی که به هر دلیل به استفاده از سایتی که مسدود شده، احساس نیاز کنند؛ نهایتاً بعد از چند روز تحمل، به فکر دور زدن فیل.ترینگ و ورود به سایت می‌افتند.

    کاربری که پیش از این، به طور محدود به پیغام «دسترسی به سایت مورد نظر امکان‌پذیر نمی‌باشد!» برخورد می‌کرد و از کنار آن به سادگی می‌گذشت، حالا با گسترش فیل.ترینگ، وقتی در طول روز بارها و بارها به چنین صفحاتی برخورد کند، طبعاً به فکر عبور از فیل.تر می‌افتد.

    مسدود کردن سایت‌هایی که اطلاعات آن برای تحلیل‌های علمی، اجتماعی یا سیاسی مورد نیاز تحلیل‌گران، دانشجویان و پژوهش‌گران باشد نیز، آن‌ها را به یافتن راهی برای عبور از فیل.تر ترغیب می‌کند.

    با گسترش فیل.ترینگ و به تبع آن افزایش تقاضا برای عبور از فیل.تر و آشنایی رو به گسترش کاربران با انواع پروکـسـی و سایت‌ها و نرم‌افزارهای فیل.ترشکن و وی‌پی‌ان، در واقع کاربر در مقابل فیل.ترینگ واکسینه شده، فیل.ترینگ عملاً کارکرد خودش را از دست می‌دهد.

    اگر چند سال پیش از این، تصور می‌شد که عبور از فیل.تر، خاص کاربران سایت‌های مستهجن است؛ امروزه استفاده از فیل.ترشکن به یکی از ابزارهای کار با اینترنت تبدیل شده و اندک نتیجه‌ای که فیل.ترینگ در چند سال گذشته داشته نیز، زائل شده است.

    علاوه بر این‌ها، فیل.تر کردن سایت‌های مروج شبهات و نظرات ناصحیح اعتقادی، سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، به منزله‌ی سلب شنوایی نظرات گوناگون از کاربر بوده و ادامه‌ی این روند، کاربران را افرادی ناآگاه و کم‌اطلاع و منفعل و بسیار شکننده بار می‌آورد که به واسطه‌ی بی‌اطلاعی، در مقابل هجمه‌ها و سیاست‌های برانداز و تخریب‌کننده، ضربه‌پذیر بوده و کمترین آمادگی‌ای برای دفاع و پاتک ندارند.

    اگر خواهان احیای کاربرد فیل.ترینگ و تربیت افرادی آماده در مقابل جنگ‌های نرم اعتقادی و فرهنگی هستیم، لازم است قوانین فیل.ترینگ، کارشناسانه تصحیح و تعدیل شود.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (2 رأی، میانگین: 5.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: رایانه و اينترنت٬کمی نقادی
    برچسب ها: , ,