نگارهٔ بیست و نهم
نگارهٔ نهم
نگارهٔ پنجاهم
نگارهٔ بیست و هشتم
نگارهٔ بیست و پنجم
* پیشواز

هر روز به اسکله می‌روم
به استقبال صدای بوق کشتی‌ها
و به پیشواز هر آنکه
هیچ‌کس برای دیدنش نیامده

اسکله خالی که می‌شود از آدم‌ها
شاخه گل را به دست کسی می‌دهم
که کنار آب ایستاده
و کسی به استقبالش نیامده
و شاخه‌گلی را به سویم دراز کرده است

* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* دوستت…
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۵م, شهریور ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 474 نفر

    با گسترش فیل.ترینگ و به طبع آن افزایش تقاضا برای عبور از فیل.تر و آشنایی رو به گسترش کاربران با انواع پروکسی و سایت‌ها و نرم‌افزارهای فیل.ترشکن و وی‌پی‌ان، در واقع کاربر در مقابل فیل.ترینگ واکسینه شده، فیل.ترینگ عملاً کارکرد خودش را از دست می‌دهد.

    با گسترش فیل.ترینگ و به طبع آن افزایش تقاضا برای عبور از فیل.تر، در واقع کاربر در مقابل فیل.ترینگ واکسینه شده، فیل.ترینگ عملاً کارکرد خود را از دست می‌دهد.

    شاید مدیریت یا کنترل دنیای سایبر از مشکل‌ترین کارها باشد؛ دنیای بی‌حد و مرزی که با سرعت در حال گسترش است.

    فیل.ترینگ یکی از ابزارهای کنترل سایبر در تمام کشورها است. مسدود کردن دسترسی به بعضی سایت‌ها ممکن است توسط یک کشور برای مردمش، یک شرکت برای کارکنانش، یک مدرسه برای دانش‌آموزانش، یک کتابخانه برای اعضایش و والدین برای فرزندانشان باشد. مسدودکننده‌ی سایت‌ها، آنچه را که برای کاربرانش مضر می‌داند، فیل.تر می‌کند تا سلامت جامعه، ذهن و جسم آنان را تضمین کرده باشد.

    در کشور ما هم، کمتر کاربر اینترنتی است که در حین وب‌گردی، به صفحه‌ای با عبارت «دسترسی به سایت مورد نظر امکان‌پذیر نمی‌باشد!» برخورد نکرده باشد. سایت‌های مستهجن و پـورنـو از عمده‌ترین صفحه‌های اینترنت‌اند که مسدود می‌شوند. سایت‌های اشاعه‌ی نظرات تحریف‌شده یا شبهه‌برانگیز و همچنین سایت‌هایی که بر ضد نظام اسلامی یا دولت جمهوری اسلامی فعالیت می‌کنند هم، از جمله صفحاتی‌اند که مشمول فیل.ترینگ می‌شوند.

    نگاهی به گسترش فیل.ترینگ در کشور، در سال‌های اخیر و خصوصاً در جریان اتفاقات اخیر به دنبال انتخابات ریاست‌جمهوری، حکایت از کاهش کارکرد و اثر فیل.ترینگ در کشور دارد.

    بستن سایت‌های متعدد و پرکاربر، فقط در چند روز اول مسدود شدن سایت، به کاهش فعالیت کاربران آن سایت منتج می‌شود. کاربرانی که به هر دلیل به استفاده از سایتی که مسدود شده، احساس نیاز کنند؛ نهایتاً بعد از چند روز تحمل، به فکر دور زدن فیل.ترینگ و ورود به سایت می‌افتند.

    کاربری که پیش از این، به طور محدود به پیغام «دسترسی به سایت مورد نظر امکان‌پذیر نمی‌باشد!» برخورد می‌کرد و از کنار آن به سادگی می‌گذشت، حالا با گسترش فیل.ترینگ، وقتی در طول روز بارها و بارها به چنین صفحاتی برخورد کند، طبعاً به فکر عبور از فیل.تر می‌افتد.

    مسدود کردن سایت‌هایی که اطلاعات آن برای تحلیل‌های علمی، اجتماعی یا سیاسی مورد نیاز تحلیل‌گران، دانشجویان و پژوهش‌گران باشد نیز، آن‌ها را به یافتن راهی برای عبور از فیل.تر ترغیب می‌کند.

    با گسترش فیل.ترینگ و به تبع آن افزایش تقاضا برای عبور از فیل.تر و آشنایی رو به گسترش کاربران با انواع پروکـسـی و سایت‌ها و نرم‌افزارهای فیل.ترشکن و وی‌پی‌ان، در واقع کاربر در مقابل فیل.ترینگ واکسینه شده، فیل.ترینگ عملاً کارکرد خودش را از دست می‌دهد.

    اگر چند سال پیش از این، تصور می‌شد که عبور از فیل.تر، خاص کاربران سایت‌های مستهجن است؛ امروزه استفاده از فیل.ترشکن به یکی از ابزارهای کار با اینترنت تبدیل شده و اندک نتیجه‌ای که فیل.ترینگ در چند سال گذشته داشته نیز، زائل شده است.

    علاوه بر این‌ها، فیل.تر کردن سایت‌های مروج شبهات و نظرات ناصحیح اعتقادی، سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، به منزله‌ی سلب شنوایی نظرات گوناگون از کاربر بوده و ادامه‌ی این روند، کاربران را افرادی ناآگاه و کم‌اطلاع و منفعل و بسیار شکننده بار می‌آورد که به واسطه‌ی بی‌اطلاعی، در مقابل هجمه‌ها و سیاست‌های برانداز و تخریب‌کننده، ضربه‌پذیر بوده و کمترین آمادگی‌ای برای دفاع و پاتک ندارند.

    اگر خواهان احیای کاربرد فیل.ترینگ و تربیت افرادی آماده در مقابل جنگ‌های نرم اعتقادی و فرهنگی هستیم، لازم است قوانین فیل.ترینگ، کارشناسانه تصحیح و تعدیل شود.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (2 رأی، میانگین: 5.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: رایانه و اينترنت٬کمی نقادی
    برچسب ها: , ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۶م, شهریور ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 2,712 نفر

    خبر انتشار قرآنی با تصاویری از زنان برهنه و مشروبات الکلی را احتمالاً شما هم شنیده‌اید. طبق قرار قبلی، در این پست به بررسی دومین قرآن آمریکایی می‌پردازم.

    این قرآن که در واقع ترجمه‌ی انگلیسی قرآن مسلمانان است، توسط «ساندو بیرک» به صورت دست‌نویس نگاشته شده و هر صفحه‌ی آن با جوهر و گواش منقوش به تصاویری از زندگی در قرن بیست و یکم شده است.
    .
    مشخصات ظاهری کتاب

    این کتاب نزدیک به ۳۰۰ صفحه دارد و بیرک آن را در طول ۵ سال نوشته، طراحی کرده و مزین به تذهیبش نموده است. بیرک که مدتی را در کشورهای اسلامی به تحقیق و یادگیری تذهیب و نقوش اسلامی و ایرانی سپری کرده است، در طراحی این کتاب، سعی کرده است تذهیب و نقوش اسلامی را با حروف لاتین پیوند بزند و تا حدودی آن را بومی‌سازی کند. در سایت بیرک آمده است:

    او [بیرک] با پیوند تکنیک و سبک تزئینات و نقوش عربی و نقاشی‌های ایرانی، گذشته را با حال ترکیب کرد، مشرق را با مغرب پیوند داد و یک «قرآن آمریکایی» خلق کرد.

    بیرک برای نوشتن متن ترجمه‌ی قرآن، از فونت‌های «گرافیتی» که فرم مخصوص نوشتار شهرنشینان آمریکایی است و عمدتاً برای دیوارنویسی یا پوسترها کاربرد دارد؛ استفاده کرده است و پس از نگارش هر صفحه از ترجمه‌ی انگلیسی قرآن، تصویری را که فکر می‌کرده متناسب با موضوع آن صفحه است، به عنوان تصویر زمینه، نقاشی کرده، تا به این طریق مفاهیم قرآن را به زندگی معاصر آمریکایی پیوند دهد.
    .
    چرا بیرک، قرآن را مصور کرد؟

    در سایت بیرک، هدف او از این کار، این‌طور بیان شده:

    قرآن که ۱۱۴ سوره دارد، متن اصلی آئینی است که بیشترین سرعت رشد و گسترش در آمریکا را داشته است. بیرک با خود فکر کرد که اگر قرآن به راستی یک پیغام الهی برای همه‌ی مردم است، برای یک فرد آمریکایی که در قرن بیست و یک زندگی می‌کند حاوی چه پیامی است؟ چگونه پیام قرآن به ما، به عنوان یک آمریکایی، در این زندگی و در این زمان پیوند می‌خورد؟ این پیغامی که ما باید به خاطرش خون و ثروت زیادی بدهیم چیست و چگونه پیغام قرآن می‌تواند در زندگی معاصر آمریکایی به کار بسته شود؟ به طور خلاصه، قرآن برای آمریکایی‌های معاصر چه مفهوم و هدفی می‌تواند داشته باشد؟

    بر این اساس، او قصد داشته است از این راه، آموزه‌های قرآنی را با شرایط کنونی مردم آمریکا، هماهنگ کند. او در واقع نقش یک مترجم دلسوز را به خود می‌گیرد تا با تبدیل بعضی عناصر و شرایط مذکور در قرآن، به عناصر و شرایط کنونی جهان، قرآن را با زندگی مردمان آمریکایی قرن بیست و یکم پیوند بدهد.
    .
    نقد و بررسی

    اگر خوش‌بینانه به این قضیه نگاه کنیم، بیرک قصدش نزدیک کردن معارف قرآن به زندگی کنونی و ملموس کردن تعابیر آن بوده است؛ اما چرا مسلمانان نسبت به این اقدام واکنش نشان می‌دهند؟

    صرف‌نظر از اینکه آیا ترجمه‌ای که بیرک به عنوان متن انگلیسی قرآن از چند ترجمه‌ی مختلف انتخاب کرده و قرآنش را بر آن مبنا نوشته است،‌ ترجمه‌ی صحیحی است یا نه؛ مسئله‌ای که در نگاه اول به چشم می‌خورد، تصاویری است که با آموزه‌های اسلامی -که قرآن، مبدأ و منبع اصلی آن است- سازگاری ندارد؛ به عنوان نمونه می‌توانید این تصویر از سوره تحریم را ببینید.

    در متن خبر انتشار این قرآن آمده:

    «محمد قریشی»، مدیر مرکز اسلامی جنوب کالیفرنیا… پس از دیدن عکس‌های مربوط به اثر «قرآن آمریکایی» گفت: «این اثر مسلمانان را خواهد رنجاند. در میان تصاویر، بیش از همه، زنان نیمه‌عریان و همچنین مغازه‌های مشروب‌فروشی مرا نگران و آزرده‌خاطر کرد.»

    نقاشی تصاویری که هیچ تناسبی با دین اسلام ندارد، ناخواسته انسان را نسبت به هدفی که بیرک بیان کرده است، مردد و بدبین می‌کند. چطور می‌شود بخشی از مفاهیم یک آیین را اخذ کرد و نسبت به بخش‌های دیگر آن پای‌بندی نبود؟ بیرک برای پیوند دادن آموزه‌های قرآنی با زندگی معاصر، آن را قطعه‌قطعه کرده و مطابق میل خود، بخش‌هایی را انتخاب کرده است. او در واقع برای ملموس کردن پیغام‌های وحیانی، می‌بایست زندگی آمریکایی را به قرآن پیوند دهد؛ در حالی که او کوشیده قرآن را با زندگی آمریکایی سازگار کند! ضمن اینکه نقاشی وقایعی مانند فروریختن برج‌های تجارت جهانی (۱۱ سپتامبر)، رنگ و بوی سیاسی به این اقدام داده است.

    بیرک به قرآن، به مثابه یک کتاب داستان نگریسته که به انتخاب خود می‌تواند مهم‌ترین، یا جذاب‌ترین بخش آن را به تصویر بکشد!

    او به نام سازگاری، پیوند و هماهنگ کردن معارف قرآن با زندگی آمریکایی، بعضی وقایع و مفاهیم عصر نزول را با مفاهیم امروزی جایگزین کرده است که بعضاً شکل مضحکی به خود گرفته است. مثلاً در تصویر زیر که مربوط به سوره‌ی عادیات است، به جای اسب‌های دونده (عادیات)، اتومبیل‌های رالی را جایگزین کرده است!

    قرآن مصور آمریکایی- سوره عادیات

    یا مثلاً برای سوره‌ی فیل و داستان ابرهه، و به جای سپاهی از فیل، نقاشی زیر را کشیده است! و بعد جالب است که ابابیل، که پرنده‌هایی بوده‌اند که از جانب خدا مأمور به دفع حمله‌ی این سپاه شده بودند، در عصر جدید تغییری نکرده و همچنان به صورت پرنده باقی مانده و در حاشیه‌ی تصویر به چشم می‌خورند.

    قرآن مصور آمریکایی- سوره فیل

    قرآن مصور آمریکایی- سوره فیل

    برای دیدن تصویر بعضی از سوره‌ها، روی لینک‌های زیر کلیک کنید. البته من ربط بعضی تصاویر را به سوره‌اش نفهمیدم واقعاً! مثلاً این تصویر برای سوره‌ی انسان؛ این تصویر برای سوره صف؛ و این تصویر برای آن بخشی از سوره‌ی غافر است که مربوط به آخرت و بهشت و جهنم است؛ بعد یعنی ما را قرار است با توپولف ببرند آن دنیا؟!

    سوره زلزال . سوره معارج . سوره محمد . سوره نساء و سوره قلم را هم حتما ببینید!

    روی این تصویر از سوره روم کلیک کنید تا چلو کبابش را از دست ندهید!

    قرآن مصور آمریکایی- سوره روم

    قرآن مصور آمریکایی- سوره روم

    از این بُعد مضحک قضیه که بگذریم، به این فکر می‌کردم که چرا تا کنون قرآن، توسط خود مسلمانان تصویرسازی نشده است. در جوابش به این دو نکته رسیدم:

    ۱-  قرآن محدود به الفاظ ظاهری نیست و شامل بطون و تأویل‌هایی است که نه به فهم همه‌کس می‌آید و نه بعضاً قابل به تصویر درآمدن است. اصل خود معارف هم چیزهای عینی و ظاهری نیستند که بشود آن‌ها را مصور کرد؛ یگانگی خدا، ایمان، بهشت و جهنم، عصمت رسل و… معارف ادراکی‌اند.

    ۲- مصور کردن قرآن، ذهن را از کندوکاو می‌اندازد و تصور را محدود به تصویر ساخته شده می‌کند. معمولاً ذهن انسان نسبت به چیزی که ندیده است، خودش تصویرسازی می‌کند. در همین تصورات ذهنی است که تفاوت میان برداشت انسان‌ها نمود پیدا می‌کند و هر کسی در حد فهم و درک خودش و با توجه به قدرت ادراکش، به معرفتی از معارف دست پیدا می‌کند. اگر قرآن محدود به نقوش و تصاویری شده بود که محصول تخیل تعداد معدودی انسان بود، امروز چنین پویایی و تازگی‌ای را به خود نمی‌دید. معارف قرآن جریان دارد و مصور کردن بعضی از قسمت‌های آن، جفاست در حق قرآن.

    به نظر می رسد بیرک، بیشتر از اینکه به فهم و پیوند مردم آمریکا با قرآن کمک کند، میزان درک خود از مفاهیم عمیق قرآن را آشکار ساخته است!

    .
    لینک‌های مرتبط:
    - قرآن آمریکایی در سایت بیرک
    - تصویر بعضی از صفحات این کتاب

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (3 رأی، میانگین: 3.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۴م, شهریور ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 592 نفر

    .
    توی خبرها آمده بود: «انتشار “قرآن آمریکایی” با تصاویری از زنان برهنه در آمریکا». وقتی خبر را خواندم مشتاق شدم بیشتر درباره‌ی این قرآن بدانم. سرچی کردم و رسیدم به سایت طراح آن.

    توی این چند سال اخیر، توهین‌ها و تحریف‌های زیادی نسبت به اسلام و قرآن روی داده است. این دومین قرآنی است که به نام قرآن آمریکایی معروف می‌شود. اولی‌اش قرآنی بود ساخته شده، به اسم «الفرقان الحق»؛ و دومی هم همین قرآن مصور است.

    شش ماه پیش نقدی نوشتم بر «الفرقان الحق» که به گمانم بد نباشد قبل از بررسی قرآن مصور آمریکایی، اول آن نقد را منتشر کنم، سپس پُست بعدی را اختصاص بدهم به همین قرآن مصور.

    .
    الفرقان الحق، قرآن قرن ۲۱!

    چند سال پیش، کتابی منتشر شد به اسم «الفرقان الحق» که یک کتاب عربی است و شبیه قرآن صفحه‌آرایی شده و ۷۷ سوره دارد و عمده‌ی مطالب آن در خدمت ترویج تثلیث مسیحی، و رد و نفی و توهین به اسلام، و منع از جهاد و مذمت چند همسری و طلاق و… است.

    » درباره‌ی اینکه هدف از انتشار این کتاب چه بوده، اقوال مختلفی مطرح شده. بعضی آن را بدلی از قرآن گرفته‌اند و به آن «قرآن قرن ۲۱» گفته‌اند و بر همین مبنا هم آن را نقد کرده‌اند و از قرآن در مقابل آن دفاع کرده‌اند؛ اما در مقدمه‌ی این کتاب آمده:

    صلح، رحمت و مرحمت از طرف خداوند برای امت عرب و همه جهان اسلام… در فطرت هر انسان به طور عمیقی تمایل به ایمان واقعی، صلح درونی، آزادی معنوی و زندگی ابدی وجود دارد. ما با توکل به خداوند حی، معتقدیم که این تمایلات فطری به نحوی در این کتاب [الفرقان الحق] جلوه‌گر شده است. خالق انسانیت به همه انسان‌های جهان بدون توجه به نژاد، رنگ، ملیت، زبان و یا مذهب این مواهب را هدیه کرده است. خداوند متعال مواظب روح همه‌ی انسان‌های این کره‌ی خاکی می‌باشد.

    و نویسنده‌ی آن، در جایی دیگر می‌گوید:

    ما معتقدیم که دوستان مسلمان که حدود یک میلیارد نفر[اند و] در ۳۹ کشور زندگی می‌کنند، به حقیقت و واقعیت پیام انجیل دست پیدا نکرده‌اند… هدف از انتشار «الفرقان الحق» به عنوان وسیله‌ای برای تنصیر و تبشیر ملل مسلمان است…

    می‌شود از این دو قول نتیجه گرفت که هدف نویسنده یا نویسندگان، آشنایی مسلمانان و اعراب با معارف مسیحیت و انجیل است؛ پس برخلاف آنچه برخی گفته‌اند، نه برای معارضه با قرآن منتشر شده و نه به جای قرآن.

    » بعضی گفته‌اند این کتاب از جمله تهاجم‌های فرهنگی غرب است که آمده تا قرآن را تحریف کند یا مسلمانان را به انحراف بکشاند.
    در جواب باید گفت اینکه این کتاب برای آن است که خللی در قرآن ایجاد کند و مسلمانان را به اشتباه بیندازد و کم‌کم جایگزین قرآن شود، سخن بیهوده‌ای است؛ چرا که قرآن کریم، در طی ۱۴ قرن در میان مسلمانان جای خودش را باز کرده و کمتر مسلمانی را می‌شود پیدا کرد که نتواند تشخیص بدهد این فرقان، آن قرآن نیست. با این همه نسخه‌های قرآن که در کشورها هست، نمی‌شود قرآن جدیدی را جایگزین کرد. در ضمن گفته شده که در جای‌جای این کتاب به اسلام و مسلمین توهین شده (هر چند به نظر می‌رسد مستقیماً اسمی از اسلام و مسلمانان آورده نشده) و در ویکی‌پدیا آمده: «این کتابی است که نبوت پیغمبر اسلام را انکار می‌کند»(امروز دیدم این صفحه از ویکی‌پدیای عربی، حذف شده است!)؛ پس با انکار پیغمبر اسلام و با این همه توهینات، چطور می‌تواند از طرف مسلمانان مورد قبول واقع بشود تا آن‌ها را از قرآن باز دارد؟

    » بعضی هم نظرشان این است که در پی توهینات مکرری که در غرب به اسلام شد، وقتی عده‌ی زیادی تحریک شدند بدانند اسلام چیست و قرآن چه گفته است، این کتاب منتشر شد و به جای قرآن در اختیار مردم قرار گرفت تا آن‌ها با یک اسلام دروغین آشنا بشوند و معارف سخیف و ضعیفش را بخوانند و برای همیشه دور اسلام را خط بکشند!
    ولی اینکه این کتاب برای انحراف اذهان غیرمسلمانان آمده تا آن‌ها را به اشتباه بیندازد و فرقان را به جای قرآن به آنان عرضه کند، نشدنی است؛ چرا که علاوه بر اینکه این کتاب پر از اعتقادات مسیحیت است و اعتقادات اسلام به طور کلی نفی شده و یا زیر سؤال رفته است، در خود کتاب آمده که این کتاب به دنبال انجیل عیسی نازل شده و تکلمه‌ی آن است و یا به عبارت دیگر، انجیل کلاسیک است! لذا خواننده، این کتاب را کاملاً جدا و متفاوت از اسلام و قرآن خواهد یافت؛ حتی اگر قبل از آن قرآن را ندیده باشد.

    » بعضی گفته‌اند این کتاب برای معارضه با قرآن نوشته شده است.
    اگر این کتاب آمده تا این سخن را نقض کند که قرآن کلام خدا و معجزه است و از توان بشریت به در است، در اولین قدم شکست خورده است؛ چون به جز اینکه نویسنده‌اش برای آن هدفی غیر از این بیان کرده است، و به جز اینکه عنوان این کتاب و عنوان ۱۱ سوره از آن، از قرآن گرفته شده است، عبارات مشابه قرآن را زیاد می‌شود در آن پیدا کرد. علاوه بر این، در آن به کرات به بعضی معارف قرآن اشاره شده و آن‌ها را نقد یا نفی کرده است. پس یک کتاب مستقل از قرآن نیست که اصلاً بشود گفت همانندآوری شده تا اعجازش بررسی شود.

    » اما اگر هدف از آن را بنا به نظر نویسنده‌اش، در هم کوبیدن اسلام و ترویج مسیحیت بدانیم که خب اصلاً ربطی به قرآن نخواهد داشت که نگران باشیم معارف قرآن را تغییر بدهد یا مسلمین را گمراه کند. علتش هم سست بودن مفاهیم و موهن بودن و سخیف بودن لغاتش هست. ضمن اینکه گاه خودش، خودش را نقض می‌کند.

    این دو قطعه از کتاب الفرقان الحق را با هم مقایسه کنید:

    لقد افتریتم علینا کذبا بأنا حرمنا القتال فی الشهرالحرام ثم نسخنا ما حرمنا فحللنا فیه قتالا کبیرا
    یقیناً که بر ما دروغ بسته‌اید که ما جنگ در ماه‌های حرام را حرام نموده‌ایم. سپس ما این حرمت را نسخ نموده و در این ماه‌ها جنگ‌های بزرگی را حلال نموده‌ایم.

    و

    و زعمتم بأنا قلنا قاتلوا فی سبیل الله و حرضوا المؤمنین علی القتال و ما کان القتال سبیلنا و ما کنا لنحرض المؤمنین علی القتال إن ذلک إلا تحریض شیطان رجیم لقوم مجرمین.
    و گمان کرده‌اید که ما گفته‌ایم در راه خدا بجنگید و مؤمنین را بر جهاد تشویق کنید. و جهاد راه ماه نیست و ما مؤمنین را برای جهاد تشویق نمی‌کنیم. به راستی که این کار مگر تشویق شیطان رانده شده برای قوم مجرم نیست.

    در قطعه‌ی اول به طور واضح جنگ را مجاز و حلال نموده، حتی در ماه‌های حرام که مسلمین جنگ را در آن جایز نمی‌دانستند؛ اما در قطعه‌ی دوم، درست برخلاف قطعه‌ی قبل، ادعا می‌کند که ما اصلاً هیچ نسبتی با جنگ و قتال نداریم!

    در این کتاب – و حتی در هدف از نشر آن هم- تناقضات زیادی به چشم می‌خورد؛ مثلاً در یک نمونه‌ی دیگر، با توجه به اینکه ادعا شده این کتاب برای کمک به مسلمانان در جهت فهم قرآن منتشر شده، در سوره‌ی تنزیل این کتاب، از آن به عنوان وحی و معجزه نام برده:

    ما فرقان الحق را به صورت وحی نازل نمودیم و آن را بر قلب برگزیده‌ی خودمان القا کردیم تا برساند گفته‌ی معجزه را به زبان عربی واضح، تصدیق کننده آنچه در نزدتان است از انجیل حق.

    به عبارتی، از گفتار مؤلف برمی‌آید که کسی یا کسانی، چند سال وقت گذاشته‌اند که این کتاب را بنویسند، در حالی که در خود آن کتاب، از وحی بودنش سخن گفته! البته الآن کاری به این قسمت قضیه نداریم که این وحی کی نازل شده که در این عصر ارتباطات کسی خبردار نشده است و بر چه کسی نازل شده که همچنان بی‌نشان و گمنام مانده است!

    » نتیجه اینکه به نظرم نشر این کتاب خیلی کم‌اهمیت‌تر از آن باشد که مضطرب شویم که چرا علما و مراجع مسلمان عکس‌العمل خاصی در قبال آن نشان ندادند، یا بخواهیم آن را بزرگ‌ترین تهاجم فرهنگی غرب بدانیم!

    .
    بعضی از منابع من را شما هم بخوانید:
    - درباره‌ی نویسنده‌ی کتاب
    - قرآن قرن ۲۱
    - فرقان الحق، توطئه‌ای دیگر بر علیه مسلمانان
    - نقد کتاب «الفرقان الحق» در مجله اندیشه تقریب

    - فرقان الحق: قرآن قرن ۲۱!
    - متن کتاب «الفرقان الحق»
    .

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (1 رأی، میانگین: 5.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۷م, شهریور ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 398 نفر

    اقدام به انتخاب وزرای زن، از همان اولش حرف و حدیث‌های زیادی به همراه داشت. بعضی‌ها بنا به دلایلی مخالف بودند و بعضی‌ها هم اعلام موافقت کردند. بعضی‌‌ها این را عمل به شعاری می‌دانستند که سال‌ها در انتخابات مختلف تکرار می‌شد. بعضی‌های دیگر حتی به این هم فکر کرده بودند که با این همه سفرهای استانی هیئت دولت، همراهی سه خانم در آن جمع، مشکل است.

    فکر می‌کنم اگر قرار باشد بنا را بر شایسته‌سالاری بگذاریم، بحث جنسیت کاملا منتفی و حتی خنده‌دار می‌شود. زنان ایرانی به خوبی نشان داده‌اند که در زمینه‌های مختلف توانایی، دقت و پشتکار دارند.

    اما با همه‌ی این احوال، وقتی دقیق‌تر به مسئله نگاه می‌کنم، می‌بینم شخصا حضور خانم‌ها را توی این جور جاها دوست ندارم. زن لطیف است، رقیق است؛ اصالتا سنخیتی با این جور کارهای زمخت و سنگین ندارد. من با حضور زن در اجتماع، اصلا و ابدا مخالف که نیستم هیچ، آن را ضروری هم می‌دانم.

    اما تصور کنید یک وزیر پُرکار، اگر بخواهد ادای دین کند، شب و روزش در گیرودار کار می‌گذرد. بعد فکرش را بکنید که این خانم وزیر، خانه و خانواده را هم باید ساپورت کند. بله، مرد هم در خانه تعهداتی دارد؛ ولی گمان نکنم این روزها دیگر کسی تفاوت وظایف و نقش زن و مرد، و تأثیری را که هر کدام بر خانواده دارند، نداند. یک خانم وزیر که هر روز، صبح تا شب درگیر است و بعضی از شب‌ها را به خاطر سفرهای کاری در منزل نیست؛ یا از عهده‌ی انجام وظایف اصلی‌اش به خوبی برنمی‌آید، یا مجبور به تحمل فشار و سختی زیادی می‌شود و یا اعضای دیگر خانواده را به سختی می‌اندازد، یا همه‌ی این موارد با هم!

    از این گذشته، همراهی دائمی با مردان و برخورد با انواع خلقیات مردانه، بدون شک در لطافت روح زن و خلقیات او اثرگذار خواهد بود.

    تعجب می‌کنم از بعضی از دوستان هم‌سلکم که ندای مبارزه با فمینیسم را سر می‌دهند، اما به طور جد خواستار حضور زنان حتی در جایگاه ریاست جمهوری هستند. این فریادها و تصدی این مشاغل، بیشتر از اینکه نشان از توانایی زنان داشته باشد، حاکی از تلاش زنان در جهت اثبات برابری با مردان و به معنی باور داشتن ضعف زنان در مقابل مردان است.

    تا زمانی که مردانِ توانمندی، برای تصدی این مشاغلی وجود دارند، هرگز عزت و عظمت زن را در اشغال چنین پُست‌هایی نمی‌بینم.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (6 رأی، میانگین: 3.83 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۷م, تیر ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 332 نفر

    .
    عده‌ی زیادی منتظر نماز جمعه‌ی دیروز بودند. خیلی‌هاشان برای اینکه موضع هاشمی را بدانند، خیلی‌هاشان برای اینکه حضور پیدا کنند و بعضی حرف‌هایشان را در قالب شعار، و همان حضور بزنند.

    بالاخره دیروز رسید و نماز جمعه برگزار شد و هاشمی هم صحبت‌هایش را کرد. آن‌ها که می‌خواستند حرف‌ها را بشنوند، شنیدند؛ آن‌هایی هم که می‌خواستند بروند آنجا، رفتند.

    حالا آن چیزی که مانده است، تحلیل و تفسیر حرف‌های هاشمی است و حرف و حدیث‌هایی درباره‌ی «نماز اولی‌ها»؛ اصطلاحی که به خودی خود، بار منفی به همراه دارد.

    تحلیل صحبت‌های هاشمی بماند. کمی برویم سراغ آن حرف و حدیث‌ها… از دیروز غیر از سایت‌های خبری، توی وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی، و بلکه در دیدارهای حضوری، پر شده است از کنایه‌های دوستان راجع به نماز خواندن و البته نماز نخواندن دوستان سبز و غیرسبز معترض، و عکس‌هایی که نماز خواندن آقایان پشت سر و یا در کنار خانم‌ها، و یا خواندن نماز با کفش را نشان می‌دهد.

    البته هر کاری آدابی دارد و نماز – و خاصه نمازجمعه- هم بالطبع آداب ویژه‌ی خودش را دارد. و خب، به هر دلیلی بعضی از دوستان معترض، دیروز بعضی از این آداب را نادیده گرفته‌‌اند.

    اینجا تحلیل اجتماعی و فرهنگی را به تحلیل سیاسی ترجیح می‌دهم و بلکه برایش اولویت قائل‌ام. قبل از اینکه بیاییم دست بگذاریم روی این مسئله که طرفداران فلانی، حتی بلد نیستند نماز بخوانند، پس فلانی برود خجالت بکشد که این‌ها پیرو اش هستند و بعد نتیجه بگیریم که این‌ها یک مشت خائن دست‌نشانده‌اند؛ بد نیست این سؤال را از خودمان بپرسیم که چرا توی مملکت اسلامی ما، دوستان «مسلمان»مان، توی آداب ساده و ابتدایی نماز لنگ می‌زنند.

    به عملکرد خودمان و مراکز فرهنگی-مذهبی نیم‌نگاهی بیندازیم و ببینیم بعد از ۳۰ سال که از انقلاب اسلامی و شعارهای اسلام‌گرایانه می‌گذرد، چرا هنوز عده‌ی زیادی، به نماز، مثل دعا می‌نگرند که به صرف داشتن صدق «نیت» و اخلاص، آن را مقبول می‌دانند و شرایطی برایش قائل نیستند. و چرا به دین به مثابه مجموعه‌ای از آداب و عقاید نگاه می‌کنند که «دین‌دار» مختار است بعضی‌اش را بپذیرد و ملتزم باشد و هر چه را نپسندید، رها کند؟

    با این وجود، بعد از این همه سال، ما مدعیان مسلمانی، هنوز یاد نگرفته‌ایم که تمسخر و تحقیر، نتیجه‌ای جز نفرت و طرد ندارد. مگر همین ما که به خیال خودمان نماز و عبادتمان بی‌نقص است، سالی چند بار نزدیکی‌های نمازجمعه پیدایمان می‌شود که حالا به «اولین» نمازجمعه‌ی غیرمدعیان گیر داده‌ایم؟!

    دوستانمان را با دشمنان‌مان اشتباه گرفته‌ایم و هر روز یقه‌ی هم را بیشتر از دیروز پاره می‌کنیم. منکر دخالت و حضور آدم‌های منافق و فرصت‌طلب در بین معترضین نیستم، اما یادمان رفته که هر معترضی دشمن نیست.

    هر چه ما بیشتر رو تُرش کنیم و بدخُلقی کنیم، آن‌ها یکپارچه‌تر می‌شوند. نه اینکه یکپارچگی و وحدت بد باشد، نه. بدی‌اش دور شدن بیشتر و تفکیک مجزاتر ملت به «ما» و «آن‌ها» است، و البته نتیجه‌اش اعتماد آن‌هاست به هر آنکه برخلاف ما، باهاشان همدردی می‌کند و هم‌صدا می‌شود. بدی‌اش در اتحاد خواسته یا ناخواسته‌شان با مخالفین نظام  و فرصت‌طلبان خواهان فروپاشی و عاملین دست‌نشانده‌ی تشنه به خون این انقلاب است که برخلاف تحقیرهای ما، با آن‌ها همدلی می‌کنند…

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (3 رأی، میانگین: 3.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...