پست‌های دسته‌بندی شده در موضوع روزانه

سفر نوروزی با ارمی

۲۹ اسفند ۱۳۸۸

۶۰ ثانیه فرصت دارم و در همان لحظه‌ی اول می‌دانم که با «ارمیا» همراه خواهم شد…
از اینجا کنده می‌شوم و پشت سر ارمی، توی جنگل‌های شمال راه می‌افتم و به زمین پر از برگ و شاخه‌های خشکیده‌ی آن چشم می‌دوزم و به تمام ۸۸ فکر می‌کنم.
شب‌های نمناک و سرمای استخوان‌سوز جنگل را در سکوت الهی [...]

» ادامه...

و الفتنة اشد من القتل

۰۵ اسفند ۱۳۸۸

یادتان هست اولین بار در جواب سؤال «یک کیلو آهن سنگین‌تر است یا یک کیلو پنبه»، چه گفته‌اید؟ خیلی‌هامان بی‌معطلی جواب داده‌ایم: «آهن» و بعد که با خنده‌ی سؤال‌کننده‌مان مواجه شده‌ایم، یک کم فکر کرده‌ایم و فهمیده‌ایم عجب اشتباه مضحکی کرده بودیم.
دلیل این اشتباه ساده است. آهن وزن مخصوصش بیشتر از پنبه است، به خاطر [...]

» ادامه...

ناهار نخوریم!

۲۱ دی ۱۳۸۸

آخرش ما برمی‌گردیم به سنت‌های خودمان. حالا هر چی هم که علم بخواهد پیشرفت بکند، باز هم علوم کسانی مثل شیخ بهایی یا ابن‌سینا رقیب ندارد!
این را گفتم که بگویم یک مدت هست که متمایل شده‌ام به طب سنتی. فکرش را بکنید من که از اسم جوشانده و دم‌کرده فراری بوده‌ام، حالا مشتری‌اش که شده‌ام [...]

» ادامه...

طواف ولایت

۰۵ دی ۱۳۸۸

از چند روز پیش که علت اعمال زینب(س) را به «ولایت» پیوند دادی، دقیق شده‌ام توی رفتار عاشورائیان. راست می‌گویی. همه‌شان هر چه کرده‌اند، سنگ «ولایت» بوده که بر سینه زده‌اند. حالا درکش برایم راحت‌تر شده است. می‌توانم بفهمم چرا تشنگی حسین(ع) از تشنگی بچه‌ها مهم‌تر است. چرا کودکی خود را سپر بلای حسین(ع) می‌کند. [...]

» ادامه...

آنم آرزوست

۰۳ دی ۱۳۸۸

بعضی وقت‌ها به حال هم‌اتاقی‌هایم خیلی غبطه می‌خورم. زندگی‌شان روی‌هم‌رفته آرام است و عمده‌ی دغدغه‌شان درس و تحقیق و پایان‌نامه است. بیشتر از من درس می‌خوانند، کتابخانه می‌روند، می‌خوابند، دور هم جمع می‌شوند و حرف می‌زنند. گاهی تلویزیون نگاه می‌کنند، می‌روند خرید، به موقع به عبادات و حرم رفتن و دعا و نمازشب‌شان می‌رسند… شب [...]

» ادامه...

© دنیای راه راه ۱۳۸۸ | طراح قالب grrliz | فارسی‌سازی مهران | قدرت‌گرفته از وردپرس