سفر نوروزی با ارمی
۲۹ اسفند ۱۳۸۸
۶۰ ثانیه فرصت دارم و در همان لحظهی اول میدانم که با «ارمیا» همراه خواهم شد…
از اینجا کنده میشوم و پشت سر ارمی، توی جنگلهای شمال راه میافتم و به زمین پر از برگ و شاخههای خشکیدهی آن چشم میدوزم و به تمام ۸۸ فکر میکنم.
شبهای نمناک و سرمای استخوانسوز جنگل را در سکوت الهی [...]




