ویل

زندگی‌ها ماشینی شده

غذاها، ساندویچی

کلام‌ها، پیامک

دیدارها… به قیامت!

بدون دیدگاه

جسد

روزها،

ساعت‌ها

چشم دوخته‌ام به سقف

گوش سپرده‌ام به گوشی

به نوتیفی که

مهمان تنهاییم شود و غم را

لحظه‌ای… ساعتی…

از خاطرم ببرد.


بدون دیدگاه

هایکوکتاب

Haiku-ketab-02کم‌کم کلمه می‌شوم
طوفان واژه‌ها
یک عاشقانهٔ آرام

 

 

 

 

نام نویسندهٔ کتاب‌ها به ترتیب:
جلیل صفربیگی، سیدحمیدرضا برقعی، نادر ابراهیمی

 

بدون دیدگاه

قحطی‌زده

قحطیِ بودنت،
به سراسر هستی‌ام زده

دل، سر ناسازگاری گذاشته
چشمهٔ اشک، طغیان کرده
سیلِ تنهایی، همه جا را برداشته
زمینِ محبت، خشکیده
همه‌جا پر شده از خاطرات خشک درهم کوبیده
خواب، لگدمالِ خاطرات شده
«امروز»، زیر گل‌و‌لای «دیروز» مدفون شده
خبری از عطر دل‌انگیز گل‌های سر و هوای دو نفره نیست
آفتاب، دل‌سرد و ماه‌تاب بی‌حوصله شده

قحطیِ بودنت، همه جا را گرفته…

بدون دیدگاه

هایکوکتاب: پایان

Haiku-ketab-01حفره‌ها
قبله مایل به تو
سنگی بر گوری

 

 

 

 

نام نویسندهٔ کتاب‌ها به ترتیب: 
گروس عبدالملکیان، سیدحمیدرضا برقعی، جلال آل‌احمد

بدون دیدگاه

سریش

از یک زمانی، از همهٔ مردهایی که ول‌کنِ خواسته‌هایشان نبودند، خوشم آمد. همهٔ آن‌هایی که برای رسیدن به آنچه که می‌خواستند، تلاش کردند و بارها افتادند، و باز بلند شدند و خاک سر زانوهایشان را تکاندند و دستی به زخم پیشانی‌شان کشیدند. فقط این نبود که خوشم بیاید؛ نسبت به‌شان یک جور حس احترام خاصی داشتم. احترام نسبت به مردهایی که جسورند، ریسک می‌کنند، آبرو گرو می‌گذارند، حاضرند برای خواسته‌شان بهای سنگینی بدهند، رو در روی موانع قد علم کنند. از یک زمانی پر شدم از حس احترام نسبت به همهٔ مردهایی که می‌شود به‌شان گفت سریش! درست از همان وقتی که یک‌جایی، دقیقاً نزدیک به قله، از ترسِ پس افتادن، ایستادی و باز حرف از نرسیدن زدی و افتادن … و همهٔ راهِ آمده را در کمتر از آنی، برگشتی.

۴ دیدگاه

هایکوکتاب: بهار

Haiku-ketab-06یک نفس تا بهار
ساده با تو حرف می‌زنم
حرفی برای تمام فصول

 

 

 

 

نام نویسندهٔ کتاب‌ها به ترتیب: 
مجموعه داستان‌های منتخب نخستین جشنواره بین‌المللی تولیدات رسانه‌ای نور، محمدرضا عبدالملکیان، سیدعلی موسوی

 

۱ دیدگاه