نگارهٔ پنجم
نگارهٔ سی و ششم
نگارهٔ هشتم
نگارهٔ دوازدهم
نگارهٔ پنجاه و دوم
* پیشواز

هر روز به اسکله می‌روم
به استقبال صدای بوق کشتی‌ها
و به پیشواز هر آنکه
هیچ‌کس برای دیدنش نیامده

اسکله خالی که می‌شود از آدم‌ها
شاخه گل را به دست کسی می‌دهم
که کنار آب ایستاده
و کسی به استقبالش نیامده
و شاخه‌گلی را به سویم دراز کرده است

* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* دوستت…
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۷م, اردیبهشت ۱۳۹۱، تعداد بازدیدها: 52 نفر

    تو مگر چه کرده بودی
    که من…
    …… «من» مجازاتِ بزرگِ تو باشم؟!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (1 رأی، میانگین: 5.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
    برچسب ها:
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲م, اردیبهشت ۱۳۹۱، تعداد بازدیدها: 107 نفر

    بعضی چیزها که فرو می‌ریزد، فرو ریخته است. همهٔ عالم هم جمع شوند، نمی‌توانند بنا را دوباره سرِ پا کنند. تازه گیریم که به زور داربست و پایه، سرِ پا شد؛ هیچ فکر کرده‌ای این بنای بندزده شدهٔ سستِ لرزان، چه شباهتی به قبلش دارد؟

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (2 رأی، میانگین: 5.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه٬دل‌نوشت
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲م, اردیبهشت ۱۳۹۱، تعداد بازدیدها: 53 نفر

    تردید‌هایت را به دست باد،
    چمدانت را به من بده!
    کفش‌هایت را بکَن،
    دست‌هایت را بشوی،
    بنشین کنار سفره و من!
    جرعه‌ای آبِ خوش و
    لقمه‌ای زندگی بخور!

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (1 رأی، میانگین: 5.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
    برچسب ها:
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۹م, فروردین ۱۳۹۱، تعداد بازدیدها: 46 نفر

    در یلدای غیبت‌ات
    سرم را به تغافل گرم می‌کنم و
    دلم را به وعدهٔ آمدنت، آرام…

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه
    برچسب ها:
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۶م, فروردین ۱۳۹۱، تعداد بازدیدها: 61 نفر

    پیله‌ام سی‌ساله شده
    و من هنوز
    کرمی‌ام که از برگ تغذیه می‌کند
    و ابریشم روی ابریشم می‌بافد،
    شب‌ها رؤیای دو بال دارد
    و روزها به تماشای پروانه‌ها می‌نشیند

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (2 رأی، میانگین: 5.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: دستینه٬دل‌نوشت
    برچسب ها: