ترانه

پنجره باز است
….. باد،
…….. آرام…
پنکه می‌چرخد و
یادت را به درون می‌کشد
برگه‌های کتاب می‌رقصند
….. نام‌ات بر جمله‌جملهٔ کتاب می‌نشیند،
معادلات، غزل می‌شود و
کتاب، ترانه‌ای که آن را از بَرَم…

۵ دیدگاه

پدرانه

پدرها
درد را با چاه قسمت کردن و
فریادِ سکوت سر دادن را
از علی(ع) به ارث برده‌اند

۱ دیدگاه

خوب‌ام

خیال می‌کنی
آن چشم‌های عاشقِ پُرسنده‌ را
پشتِ انبوهِ نارنجیِ برگ‌های ریختنی
می‌توانی پنهان کنی؟!

من خوب‌ام؛ عزیزم!

بدون دیدگاه