صفحهٔ ۱۲۵

می‌گفت شخصی گفته بود: چرا این مَردَنگی* را که روی چراغ می‌گذارند، از جنس بلورِ گران‌قیمت درست می‌کنند؟ بیایند از مس بسازند که هیچ‌وقت نشکند. گفتند از مس باشد نور نمی‌دهد. گفت: سوراخ‌سوراخش کنند تا نور بیرون بیاید. گفتند: آخر سوراخ‌سوراخ کنند، باز باد می‌آید خاموشش می‌کند. گفت: کاغذ بچسبانند!

*مردنگی: سرپوش بلورین که لامپ را زیر آن می‌گذارند تا از باد مصون باشد. 

بدون دیدگاه

صفحهٔ ۲۴۸

ابن رشد اندلسی […] می‌گوید: «مردم، در برخورد با تعالیم شریعت سه دسته‌اند:

دستهٔ اول، کسانی‌اند که از حکمت متعالیه برخوردار بوده، صاحب فکر و اندیشه‌اند، در برخورد با حوادث استوار و با متانت رفتار می‌کنند.

دستهٔ دوم، عامهٔ مردم هستند که طبقهٔ جمهور را تشکیل می‌دهند. اینان ممکن است چندان با علم و دانش سر و کاری نداشته باشند، اما طبعی سلیم، نیتی پاک و دلی تابناک دارند.

دستهٔ سوم، میانهٔ این دو قرار دارند، نه از طبقهٔ علمای راستین به شمار می‌روند و نه خود را از جمهور مردم به حساب می‌آورند. خود را از سطح همگانی برتر و در ردیف دانشمندان می‌دانند، در صورتی که صلاحیت عرض اندام در آن عرصهٔ والا را ندارند.»

بدون دیدگاه

صفحهٔ ۱۶۰

[مرحوم طبرسی در پاورقی‌ای در ذیل آیهٔ ۴۱ شوری می‌نویسد:]

در آیات قرآن و روایات بسیارى، عفو و بخشودنِ ظالمى که نسبت به انسان ستم کرده است، جزء صفات بسیار حمیده معرفى شده است؛ ولى باید دانست که این معنى کلیت ندارد، و تنها در موردى است که انسان تشخیص دهد بخشودن ستمگر به صلاح است؛ مانند آنکه طرف از روى نادانى ستم کرده و پشیمان شده است؛ که اگر او را ببخشد بهتر از آن‌ست که از او انتقام بگیرد، و عفو و گذشتِ او اثرش بیشتر است از انتقام. اما اگر چنین نباشد و عفو و گذشت، ظالم را بیشتر در ستمگری‌اش جرى می‌کند، اینجا اگر کسى انتقام بگیرد بهتر است… اینک توجه شما را به تفسیر جالبى که از امام زین العابدین (ع) در مورد این آیه رسیده است جلب می‌کنیم: […] «اما حق آن کس که نسبت به تو بدى کرده است آن‌ست که او را ببخشى؛ ولى اگر دانستى که بخشیدن زیان دارد، از او انتقام می‌گیرى. خداوند بزرگ می‌فرماید: “وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِکَ ما عَلَیْهِمْ مِنْ سَبِیلٍ”».

بدون دیدگاه

صفحهٔ ۴۷

.

تصمیم، در لحظهٔ اول، با همهٔ جان است؛ تصمیم، در لحظهٔ دوم، به نگاه عقل است؛ تصمیمِ سوم، از سر ترس.

.

بدون دیدگاه

صفحهٔ ۵۷

گاهی در جامعه -وقتی که تربیتش غلط باشد- حساسیت‌هایی برای بعضی مستحب‌ها به وجود می‌آید که مردم واجب‌هایشان را ترک می‌کنند، به سنت می‌چسبند و گاه حساسیت‌هایی نسبت به برخی مکروه‌ها پیدا می‌شود که مردم صدها حرام را فدای یک مکروه می‌کنند.

آن‌هایی که متصدی تربیت صحیح جامعه هستند، باید مراقب این امور باشند.

بدون دیدگاه

صفحهٔ ۷۹

.

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

.

بدون دیدگاه

صفحهٔ ۴۲

مهندس و کارگر آلمانی چه می‌داند هیئتِ امام حسین و بیمهٔ ابوالفضل و بیمهٔ جون و دستِ باوضو یعنی چه. ماشین‌هام را صفر می‌فرستم پیشِ درویش مکانیک، تا پیچ‌شان را باز کند و دوباره با وضو ببندد، با نفَسِ حق‌ش سفت کند پیچ‌ها را از سر… از کارخانهٔ آلمانی‌ش بپرسی، هیچ خاصیتی ندارد این کار، اما وسطِ جاده و بیابان، بچه‌های گاراژ قیدار خاصیت‌ش را بخواهند یا نخواهند، می‌فهمند… اتول هم باید موتورش صدای «هو یا علی مدد» بدهد و چرخ‌ش به عشق بچرخد… گرفتی؟

۱ دیدگاه

صفحهٔ ۴۵

ایادی استعمار خواب‌های خیلی عمیق برای شما دیده‌اند؛ خواب‌های خیلی عمیق برای اسلام و مسلمانان دیده‌اند؛ با تظاهر به اسلام، نقشه‌های خطرناکی برای شما کشیده‌اند. شما فقط در سایهٔ تهذیب، تجهیز و نظم و ترتیبِ صحیح می‌توانید این مفاسد و مشکلات را از سر راه خود بردارید و نقشه‌های استعماری آنان را خنثی کنید.

بدون دیدگاه

صفحهٔ ۲۰۸

.

نویسنده باید آینه باشد. آینه اگر زشتی‌ها را بپوشاند و فقط زیبایی‌ها را نشان دهد که دیگر آینه نیست.

 

۱ دیدگاه