اکسیژن

سال سوم دبیرستان بودم که با خواهرم هم‌مدرسه‌ای شده‌ایم و پاتوق‌مان هم دفتر امور تربیتی مدرسه. دهه فجر که می‌رسید حسابی سرمان شلوغ می‌شد. یک شعری داشتم که از سال سوم ابتدایی، هر سال دهه‌ی فجر آن را به صورت دکلمه اجرا می‌کردم! آن سال‌هایی که من و آبجی هم‌مدرسه بودیم، من اجرایش می‌کردم و سال‌هایی که هر کدام توی یک مقطعی بودیم، هر دو توی مدرسه‌هایمان اجرایش می‌کردیم. شعر طولانی و جالبی بود که ایران را به باغ و امام را به باغبان تشبیه کرده بود و وقایای قبل از تبعید امام و زمان تبعید و بعد از آن و نهایتا انقلاب را شرح می‌داد. هیچ‌وقت هم نه نام نویسنده‌اش را پیدا کرده‌ام و نه حتی متن کاملش را.

آن سال به اتفاق خواهرم، تصمیم گرفتیم به جای دکلمه‌ی خشک و خالی، همراهش کنیم با حرکات نمادین یک گروه ده نفره. به گمانم طرحش را از برنامه‌ی «اکسیژن» گرفته بودیم. البته به صورت مسالمت‌آمیز هم با آبجی کنار آمدیم که نصفی‌اش را من دکلمه کنم و نصفی‌اش را او. بعد به ذهنمان رسید که یک صوت ملایمی هم همراه دکلمه پخش کنیم تا جذاب‌تر شود. کار صوتش با من بود. یک نوار بوی پیراهن یوسف و یکی هم باران عشق جور کردم و نشستم بهشان گوش دادم و با متن تطبیق دادم که بفهمم کدام قسمت هر صوت برای کدام محتوای شعر مناسب‌تر است و زمانش به زمان دکلمه‌ی شعر می‌خورد.

خب آن موقع که هنوز صوت دیجیتال و این‌ها فراگیر نشده بود، من هم یک نوار خالی گذاشتم و یکی‌یکی هر قسمت را از آن نوارها، به نوار خالی منتقل کردم. بعد هم چند بار چک کردم که زمان پخش هر قسمت، از زمان دکلمه‌اش کوتاه‌تر یا بلندتر نباشد و با همین نوار، شروع کردیم به تمرین. چند روز بعدش به آخر نوار، سرود «ایران ایران» را اضافه کردم که هم با محتوای آخر شعر که «پیروزی» بود تناسب داشت و هم یک صوت میان‌برنامه بود که فرصت می‌داد گروه با همان حرکات آرام خودش، سالن را ترک کند و مجری به روی سن بیاید و اعلام برنامه‌ی بعدی کند.

روز اجرا همه آماده بودیم. من و آبجی سرعت دکلمه کردن دستمان آمده بود و بچه‌ها هر کدام زمان اجرای حرکات را با شعر تنظیم کرده بودند. نوار را دادیم پشت پرده‌ای‌ها (!) گذاشتند توی ضبط و وقتش که رسید شروع کردم. هنوز چند ثانیه نگذشته بود که مطابق معمولِ برنامه‌های مدرسه، میکروفون کنار ضبط صوت قطع شد. ما اجرا را ادامه دادیم و صدای پخش نوار را هم خیلی مختصر از پشت پرده می‌شنیدیم. همه‌اش امیدوار بودیم یک لحظه‌ی دیگر میکروفون درست بشود و صوت هم به کارمان اضافه شود. خلاصه‌اش کنم: «آن خفاشان دون» آمدند امام را بردند و «سرما به جان لاله‌ها انداخت چنگ» و «گل‌ها یکایک بر زمین زانو زدند» و بعدش لاله‌ها به خودشان آمدند و «هر لاله با برگش گلوگاه گیاه هرز را» فشرد و «خشکید آن مهمان پست»؛ اما همچنان از صوت خبری نبود. تا اینکه امام برگشت و آبجی داشت آخرین جمله‌ها را خطاب به امام می‌گفت: «آمد بهاران با شتاب، بنگر که پا در جای پایت می‌نهد…» و همه‌مان پشت سر [قاب عکس ِ ] امام به ترتیب داشتیم از سن خارج می‌شدیم که صدای نوار درآمد: «ایران ایران ایران، رگبار مسلسل‌ها …»

.

– از گل‌دختر عزیز به خاطر دعوتم به این موج وبلاگی تشکر می‌کنم و به رسم همین بازی‌ها، از دوستان زیر برای ادامه‌ی این موج دعوت می‌کنم:
آقای مهندس سید محمدرضا فخری، پاسخ‌گویی سران سه قوه، سحمر، پرتگاه، عطر سیب، آیه (نویسنده‌ی وبلاگ پر طرفدار چرا من نه؟حباب و یک پارچ آب خنک.

– می‌توانید همه‌ی پست‌های موج وبلاگی نوستالژی دهه فجر را در اینجا ببینید.

– سیستم امتیازدهی را هم تازگی‌ها فعال کردم؛ امیدوارم که درست کار کند.

– متشکرم از دوستانی که در این باره نوشتند: آقای مهندس فخری، حباب، سحمر، آیه، پاسخ‌گویی سران سه قوه.

۱۹ دیدگاه

بیایید کمی بیش‌تر مراقب باشیم!

ظاهرا فاصله‌ی دنیای حقیقی و مجازی یک کلیک است؛ اما در واقع همان یک کلیک، فاصله‌ای می‌سازد به طول تغییر فرهنگ‌ها و ارزش‌ها. ارزش‌ها و هنجارها، زشت‌ها و زیباهای دنیای حقیقی با همان یک کلیک، تغییر می‌کند و زشت‌ها و زیباهای دیگری جای‌شان را می‌گیرد.

اگر در دنیای حقیقی، ارزش‌ها را مذهب و جامعه و سنت‌ها تعریف می‌کرد؛ در دنیای مجازی این خود کاربران هستند که ارزش‌ها را تعریف می‌کنند.

کاربران در اینترنت فارغ از ارزش‌های دنیای مجازی، با نوشتن نظرات و به اشتراک گذاشتن لینک‌ها و عکس‌ها و یا تأیید آن‌ها، ارزش‌های متفاوت با جامعه را ترویج می‌دهند. در دنیای مجازی، نوشتن و گفتن از تابوهای جامعه اگر امتیاز محسوب نشود، قبحی ندارد! به‌کاربردن کلمات زشت و رکیک، به خاطرآوردن خاطرات خصوصی، نمایش عکس‌های مغایر با عرف جامعه، در بین بعضی کاربران به یک رویه‌ی معمول تبدیل شده است.

غیر از وبلاگستان بعضی شبکه‌های اجتماعی و اصطلاحا وب‌دویی نیز هستند که به تسریع روند این نسبیت در ارزش‌ها کمک می‌کنند. از آن جمله می‌‌توان به سایت‌های دیگ، بالاترین و یوتیوب اشاره کرد که در آن‌ها مطالبی «بهتر» هستند که تعداد بیش‌تری کاربر به آن رأی مثبت داده باشند؛ اگر چه آن مطلب حاوی عبارات رکیک و یا ناسزا و بدوبی‌راه به یک شخصیت سیاسی و یا یک کاریکاتور توهین‌آمیز بوده و یا شامل یک فیلم خصوصی از هنرپیشه‌ای باشد که به هر دلیل لو رفته است. در توئیر و فرندفید مطالبی به فیوریت اضافه می‌شوند و یا اصطلاحا لایک زده می‌شوند که بر اساس عقاید شخصی هر فرد -و نه هنجارهای فرهنگی جامعه- به قدر کافی ارزش‌مند و جذاب باشند؛ هرچند آن مطلب ممکن است حاوی مطالب غیراخلاقی و یا تصاویر ضدارزشی باشد.

مطلب «خوب» در اینترنت، مطلبی است که بیش‌تر پای آن لایک خورده باشد، بیش‌تر شِیر شده باشد و خوانندگان بیش‌تری داشته باشد. مطالب «بد»‌ ِ دنیای حقیقی، در اینترنت می‌تواند تبدیل به یک مطلب «خوب» و پرطرف‌دار شود.

رویه‌ی تغییر ارزش‌ها، رویه‌ای است که ادامه پیدا کردن آن، به تغییر ذائقه‌ی کاربران و درنهایت تغییر ارزش‌های جوامع حقیقی منجر خواهد شد؛ و نتیجه‌ی این تغییر ارزش‌ها، رواج بی‌بندوباری و نسبی‌گرایی افراطی و فردگرایی مفرط خواهد بود.

حال اگر معیار «خوب» و «بد» بودن یک عمل در جامعه، به جای فرهنگ و سنت و مذهب، تشخیص و سلیقه‌ی فردیِ تک‌تک اعضای جامعه باشد، جامعه چه وضعی خواهد داشت؟!

۲۸ دیدگاه

ساخت یک باکس پیوندهای روزانه

طبعا این‌جا یک وبلاگ آی‌تی نیست؛ اما یکی از دوستان درباره‌ی قسمت «پیوندهای روزانه»ی وبلاگم پرسیده بود که به کمک گوگل‌ریدر فعال است، گفتم بد نیست یک توضیح مختصری در مورد شیوه‌ی استفاده از گوگل‌ریدر به همراه کد مربوطه ارائه بدهم تا دوستان در صورت تمایل استفاده کنند.

اگر شما یک گوگل‌ریدری باشید(!) تعبیه‌ی یک باکس «‍پیوندهای روزانه» در وبلاگ‌تان ۵ دقیقه هم طول نمی‌کشد! اگر هم هنوز از گوگل‌ریدر استفاده نمی‌کنید به این‌جا بروید و طرز کار با آن را آموزش ببینید، بعد برگردید همین‌جا و بقیه‌ی مراحل را طی کنید!

برای ساختن یک باکس «پیوند‌های روزانه» دو تا کار می‌توانید بکنید:

* یکی این که از کد آماده‌ی خود گوگل‌ریدر استفاده کنید. (داشتم توضیحاتش را می‌نوشتم که دیدم اگر بخواهم توضیح بدهم که: هم می‌توانید با کد آماده‌ی گوگل‌خوان باکس پیوندهای روزانه بسازید و هم بلاگ‌رول و هم به قول خود گوگل‌ریدر “کلیپ”، خیلی طولانی می‌شود؛ گذاشتمش به عهده‌ی خود شما!)
خروجی آن چیزی شبیه این است:

‌

که هماهنگ نبودن ساختار نمایش آن با بسیاری از قالب‌های وبلاگ، مانع استفاده‌ی کاربران است. به همین خاطر استفاده از شیوه‌ی دوم توصیه می‌شود.


*
شیوه‌ی دوم استفاده از یک کد آماده است که تقدیم‌تان می‌کنم! فقط قبلش باید یک چند تا تغییر و تنظیم توی گوگل‌ریدرتان انجام بدهید.
شما می‌توانید برای ساخت یک باکس «پیوندهای روزانه»، هم از آیتم‌هایی که شیر(Share) می‌کنید استفاده کنید و هم می‌توانید یک تگ جدا به این آیتم‌ها اختصاص بدهید. خوبی استفاده از شیر‌آیتم‌ها این است که یک کلیک کم‌تر خرج می‌کنید! یعنی با یک کلیک هم مطلب مورد نظرتان را با دوستان‌تان در گوگل‌ریدر به اشتراک می‌گذارید و هم آن را به لیست پیوندهای روزانه‌ی وبلاگ‌تان اضافه می‌کنید. اما چون توضیحاتی که به مطالب شیرشده‌تان اضافه می‌کنید، در وبلاگ نمایش داده نخواهد شد، و ضمنا گاهی ارجاع به بعضی مطالب بدون هیچ توضیحی، می‌تواند باعث ایجاد شبهه شود(!)؛ پیشنهاد می‌کنم تگی را برای مطالبی که می‌خواهید در پیوندهای روزانه‌ی وبلاگ‌تان قرار بگیرد، اختصاص بدهید. به عنوان مثال ما تگ P (اولین حرف «پیوندهای روزانه») را برای این کار انتخاب می‌کنیم.

۱- برای ایجاد یک تگ جدید، راحت‌ترین روش این است که پای اولین مطلبی که می‌خواهید در آن تگ قرار بگیرد، نام تگ را بنویسید. مثلا برای ایجاد تگ P که قرار است مطالب «پیوندهای روزانه»‌ی وبلاگ‌تان را در خود داشته باشد، کافی است روی قسمت Add tags که در ذیل هر مطلب در گوگل‌ریدر وجود دارد، کلیک کنید و سپس به صورت دستی حرف P را تایپ کنید.

گوگل‌ریدر


۲-
حالا به قسمت Manage subscriptions گوگل‌ریدر‌تان بروید. از تب‌های موجود، تب Folders and Tags را انتخاب کنید. روی این شکل در کنار عبارت Private، مقابل تگ P، کلیک کنید تا به Public تغییر کند.

‌


۳-
حالا کد زیر را کپی کنید.

<script type=”text/javascript”>
function buildContent (blog) {
if (!blog || !blog.items) return;

var container=document.getElementById(“blogroll”);
var code=””;
var oldurl;
for (var i = 0; i < blog.items.length; i++) {
var item = blog.items[i];
if ( item.origin.htmlUrl!=oldurl) {

code=code+”<div><a href='”+item.alternate.href+”‘>”+item.title+“</a></div>”;
}
oldurl=item.origin.htmlUrl;

}
container.innerHTML=code;

}

</script>

<div id=”blogroll”> </div>

<script type=”text/javascript” src=”http://www.google.com/reader/public/javascript/user/000000000000000000000/label/P?n=10&callback=buildContent” ></script>

– قبل از آن که این کد را در وبلاگ قرار بدهید باید به جای صفرها، عدد یوزر خود را قرار بدهید. برای به دست آوردن عدد یوزر‌تان به مرحله‌ی ۲ بروید و روی لینک add a clip to your site کلیک کنید. در صفحه‌ای که نمایش داده می‌شود، یک کد می‌بینید که در میان آن، عدد یوزرتان هم وجود دارد. آن را کپی کرده و در محل مربوطه قرار بدهید.

– در کدی که در بالا نوشتم، حرف P بعد از کلمه‌ی “lable” (که با رنگ قرمز مشخص شده است) نام همان تگی هست که به مطلب «پیوندهای روزانه»‌ی وبلاگتان اختصاص داده‌اید.
– عدد ۱۰ بعد از “=n” تعداد آیتم‌هایی است که مایلید نمایش داده شود.

۵- کد مربوطه آماده‌ی استفاده‌ی شماست. این کد در همه‌ی سرویس‌های وبلاگی اعم از بلاگفا، پرشین‌بلاگ و وردپرس قابل استفاده است. هر چند ظاهرا برای وردپرسی‌ها یک پلاگین آماده‌ی این کار هم هست که می‌توانند نصبش کنند و ازش استفاده کنند؛ اما من پیدایش نکردم!

۶- بعد از قرار گرفتن این کد در وبلاگ‌تان، می‌توانید به گوگل‌ریدر بروید و مطالب دل‌خواه‌تان را به باکس «پیوندهای روزانه» اضافه کنید. برای این کار کافی است که در قسمت Add tags ذیل مطلبی که می‌خواهید در وبلاگ‌تان نشان داده شود، حرف P را تایپ کنید.
علت این که ما نام این تگ را یک‌حرفی انتخاب کرده‌ایم، بالا بردن سرعت اضافه کردن آیتم به باکس «پیوندهای روزانه» است؛ چون دیگر لازم نیست برای نوشتن یک کلمه‌ی متشکل از چند حرف وقت زیادی بگذارید. با نوشتن یک P مطلب‌تان در باکس قرار می‌گیرد.

خروجی این کد، به همین شکل «پیوندهای روزانه»‌ی وبلاگ من است که می‌بینید.

اگر خطی را که با رنگ آبی متمایز شده است، با یک خط کد زیر عوض کنید:

code=code+”<div><a href='”+item.alternate.href+”‘>”+item.origin.title+”</a>
&nbsp;&nbsp;”+item.title+”</div>”;

در خروجی آن، ابتدا نام سایت یا وبلاگ و در زیر آن نام مطلب منتخب آن سایت یا وبلاگ نمایش داده می‌شود. چیزی شبیه به این:

‌

۷- همین کد را به راحتی می‌توانید تبدیل کنید به یک بلاگ‌رول که شامل لیستی از وبلاگ‌های دوستان‌تان باشد که هربار هر کدام‌شان به‌روز شد در ابتدای لیست قرار بگیرد. برای این منظور، دو تا کار باید بکنید. اول این که در گوگل‌ریدرتان تمامی وبلاگ‌های دوستان‌تان را در یک پوشه‌ی واحد، مثلا با نام “Weblogs” قرار بدهید. بعد توی کد بالا، نام lable را به weblogs تغییر بدهید و کد را در وبلاگتان بگذارید. به این ترتیب یک بلاگ‌رول ساده خواهید داشت! توضیحات مبسوطش را می‌توانید از این‌جا بخوانید.

پ.ن: این کد را اول بار نویسنده‌ی محترم وبلاگ باسیدعلی‌تافتح‌قدس‌و‌مکه زحمت کشیدند و برایم ارسال کردند.

۱۷ دیدگاه

باز هم از نو!

.
این هم از منزل جدیدمان. آخرش این دفتر توسعه و آشنایی با گوگل‌ریدر و متعاقبش خواندن شیر‌آیتم‌های آی‌تی و تعریفات وردپرسی و بعد هم فرندفید و این‌ها کار دست‌مان داد و ما را آواره‌ی وبلاگستان کرد تا بالاخره در یک روزی مثل نیمه‌ی شعبان، منزل جدید به نام‌مان سند بخورد و یک‌جورهایی به کمک وردپرس بشویم صاحب‌خانه!
از حق نگذریم بلاگفا صاحب‌خانه‌ی خوبی بود؛ اما چه کنیم که وردپرس با این اوپن‌سورسش ترکانده و از شیر آدمی‌زاد تا جان مرغ … یا حالا چه فرقی دارد؟! از جان مرغ تا شیر آدمی‌زاد درش یافت می‌شود.
به کمک تیم وردپرس فارسی، کلیه‌ی مطالب وبلاگ سابق‌مان را انتقال دادیم به منزل جدید؛ هرچند فردای همان روز جناب آقای شیرازی، مدیر محترم بلاگفا، سدی بر این نقل و انتقالات ساختند که هنوز خراب نشده است!

بگذریم…
دنیای راه‌ راه، در طول مدت حدود ۲۰ ماه فعالیتش، وبلاگ نسبتا خوبی بود؛ هرچند انکار نمی‌کنم که بعضا پست‌های اسپم(!) هم توش پیدا می‌شد. اما پست‌های خوبی هم داشت که بعضی‌ش بعد از گذشت یک‌سال هنوز هم تازگی و طراوتش را حفظ کرده است و دست‌به‌دست در وبلاگستان می‌چرخد! (چقدر متواضع!)

و اما مروری بر آن‌چه گذشت:

.

پرطرفدارترین مطلب:

شهریور ۸۶، مقارن با ماه مبارک رمضان، دومین پست گفت‌و‌شنود را که منتشر کردم، خیلی بیش‌تر از اولین گفت‌وشنود توی اینترنت پخش شد و هنوز که هنوز است وبلاگ‌هایی را می‌بینم که این پست را اغلب با عنوان «چت با خدا» -با رعایت حق کپی‌رایت و بدون رعایت حق کپی‌رایت- منتشر می‌کنند. این همان پستی بود که یک هفته بعد از انتشارش سایت تبیان بدون اطلاع و اجازه، و بدون ذکر منبع، ازش استفاده کرد و بعد از یکی دو روز پی‌گیری و تماس‌های تلفنی، بین لینک دادن به وبلاگم و برداشتنش از روی سایت، دومی را انتخاب کرد!

.

پربازدیدکننده‌ترین مطلب:
پربازدیدکننده‌ترین مطلب وبلاگ قبلی‌ام، که سایت‌های خبری هم رویش کار کردند، همان دو پستی بود که راجع به انفجار بمب در شیراز نوشته بودم؛ که یکی شرح ماوقع‌ش بود و دومی که بیش‌تر از اولی هم مورد توجه قرار گرفت، پاسخ به دو ابهام راجع به انفجار بود.
به استناد فیدبرنر و گوگل آنالیتیکس، بعد از این دوتا مطلب که تعداد بازدیدکنندگان وبلاگم را در یک روز به ۱۷۰۰ نفر افزایش دادند، پربازدیدکننده‌ترین مطلب، ابزار نوین وب‌گردی بود که به معرفی گوگل‌ریدر اختصاص داشت و بعد هم پست هاله‌ی نورانی رئیس‌جمهور که در نقد مطلبی بود از وبلاگ بر ساحل سلامت و در نهایت همین پست آخر، در مورد نامجو و کار هنری‌اش(!) با قرآن!

حالا بعد از یک فترت یک ماهه به وبلاگستان برگشته‌ام. اگر هیچ کس هم از برگشتنم به وبلاگستان خوش‌حال نباشد، خودم خیلی خوش‌حالم!

.

پ.ن۱: خوش‌حالی دومم هم برمی‌گردد به قبولی‌ام در کنکور ارشد که قبلا -با از دست دادن شانس قبولی در دانشکده اصول‌الدین- حسابی ناامید شده بودم، اما آخرش دعای مادر و لطف حضرت معصومه(س) کار خودش را کرد و من هم قُمی شدم!

پ.ن۲: خیلی از دوستان در راه‌اندازی این وبلاگ کمک‌م کردند. از جمله: تیم وردپرس فارسی، آقای عطروش، جناب مهران، جناب امیرعباس و منیره عزیز -که لوگوی زیبای جی‌میلم را طراحی کرده-… از همه‌ی این دوستان به خاطر وقتی که گذاشتند صمیمانه تشکر می‌کنم.

۴۳ دیدگاه

اینترنت، تضاد یا وفاق اجتماعی؟!

– می‌دانیم که اینترنت «برای خودش» دنیایی است که در آن هر چه بخواهیم فراهم است؛ از سرتاسر دنیا. می‌توانیم در آن کاربرانی از همه‌ی اقشار را ببینیم؛ از سیاسیون بنام گرفته تا یک خانم خانه‌دار ساده.

– در اینترنت می‌توانیم هر طور که بخواهیم ظاهر شویم، در نقش یک دختر یا پسر، دانشجو یا دکتر، یک اصول‌گرا یا اصلاح‌طلب. می‌توانیم امروز در اینترنت شخصیتی داشته باشیم و فردا شخصیتی دیگر. حتی هر کدام از ما می‌توانیم در آنِ‌واحد چند نفر
باشیم! بدون این‌که کسی به ماهیت واقعی ما پی‌ببرد.

– از جنبه‌ی کاربردی و عملی (و نه ارزشی) آزادیم که در اینترنت هر طور می‌خواهیم عمل کنیم، هر جا می‌خواهیم سرک بکشیم و هر چه می‌خواهیم بنویسیم.

– این برای ما مقدور است که هر وقت از نوشته‌ای، یا صفحه‌ای خسته شدیم با یک کلیک، از آن خلاص شویم. یا هر موقع صحبت‌های آنلاین کسی حوصله‌مان را سر برد، با فشار یک دکمه او را خاموش کنیم!

– در اینترنت اختیار تصمیم‌گیری داریم. خودمان تصمیم می‌گیریم که ببینیم، بخوانیم، بگوییم یا نبینیم، نخوانیم و نگوییم. به راحتی به سمت آن‌چه که دوست داریم می‌رویم و به راحتی از آن‌چه که مورد نظرمان نیست خود را خلاص می‌کنیم.

درست برخلاف دنیای واقعی!

به نظر شما این تفاوت‌ها در دنیای مجازی و عالم واقع (وجود آزادی زیاد در اینترنت و محدود بودن انسان در جامعه‌ی حقیقی به‌واسطه‌ی قوانین اجتماعی و یا ارزش‌های فرهنگی) سبب تضاد رفتاری در دنیای حقیقی می‌شود و یا برعکس به افزایش جسارت افراد و نزدیک شدن هر فرد به «خود»ِ اصلی او کمک می‌کند ؟!

۱۴ دیدگاه

چرا به پارسی‌بلاگ نمی‌روم؟

با این که از آشنایی‌ام با پیش‌رفته‌ترین سیستم مدیریت فارسی، پارسی‌بلاگ، مدت زیادی می‌گذرد؛ اما در بلاگفا می‌نویسم و این‌جا را به آن سیستم پیش‌رفته -که بعد از تغییرات اخیر، این صفت را هم از رویش برداشتند- ترجیح می‌دهم. از آن‌جا که این سوال که چرا به پارسی‌بلاگ نمی‌آیی، از سوی بعضی دوستان گاه‌گاهی مطرح می‌شود؛ گفتم بد نیست پستی در این ارتباط بزنم تا هم دلیلش را توضیح داده باشم و هم امیدوار باشم آقای مهندس بخوانند و ترتیب اثری بدهند. باشد که روزی، ما نیز پارسی‌بلاگی شویم!!! (هرچند با این همه تبلیغات وردپرسی و امکاناتی که وردپرس دارد بعید می‌دانم به پارسی‌بلاگ بیندیشیم!)

اولین بار وقتی مهر ۸۵ وارد پارسی‌بلاگ شدم؛ قبل از هر چیز صفحه‌ی اول شلوغ پلوغ پارسی‌بلاگ توی ذوقم زد. صفحه‌ی اول با حجم بالایی که داشت، پر بود از لینک و لیست وبلاگ که طراحی خشن و نازیبای صفحه به شلوغی آن بیش‌تر دامن می‌زند. در حالی‌که صفحه‌ی اول بلاگفا، با این اکانت کم‌سرعت ما، در عرض ۳، ۴ ثانیه باز می‌شود و این برای ما دارندگان اینترنت ذغالی، امتیاز بزرگی بود. بله خب البته در همان صفحه‌ی اولِ شلوغ پلوغ پارسی‌بلاگ یک سری فعالیت‌های خوبی شده بود که بلاگفا فاقد آن است؛ مثل انتخاب پست برگزیده و وبلاگ برتر.
هرچند منتخب شدن یک وبلاگ هم این اواخر دیگر هیچ جذابیتی نداشت. این‌که مثلا هفته‌ای یک‌بار باید یک وبلاگ، به عنوان وبلاگ منتخب معرفی شود و طبعا نمی‌شود یک وبلاگ دوبار منتخب شود؛ باعث انتخاب دوغ‌آبی و رفع تکلیفی وبلاگ‌ها شده بود و گاهی که به وبلاگ‌های منتخب سری می‌زدی، هیچ نکته‌ی جالب و درخوری که باعث منتخب شدنش شده باشد، نمی‌یافتی؛ جز این‌که مطلب غیراخلاقی توش نبود! نمی‌دانم دقت کرده‌بودید یا نه؛ قبلا وبلاگی که منتخب می‌شد، تعداد نظرات پست آخرش یک‌هو بالا می‌زد. همه آمده بودند برای عرض تبریک، البته بدون خواندن جمله‌ای از متن! و عده‌ای هم شاید چند خطی را می‌خواندند و تبریکی و ردپایی؛ ولی اخیرا نگاه که می‌کردی یک وبلاگی که به عنوان وبلاگ منتخب چند روز لوگو‌یش، هم در صفحه‌ی اول و هم در قسمت نظرات جلوی چشم بود، گاهی تعداد نظراتش به ۱۰ تا هم نمی‌رسید؛ یعنی دیگر از همان تبریکات خشک و خالی و صوریِ گذشته هم خبری نبود. بعید نیست یکی از علت‌هایش همان انتخاب اجباری وبلاگ منتخب بوده باشد! و الان خیلی خوشحالم از این‌که در تغییرات پارسی‌بلاگ دیگر خبری از وبلاگ منتخب نیست و صفحه‌ی اولش دیگر آن حجم عظیم را ندارد. هرچند همچنان طراحی‌اش چنگی به دل نمی‌زند!

البته این برایم سوال شده است که چرا قسمت پست‌های منتخب که به یادداشت‌های خواندنی تغییر نام داده است، در صفحه‌ی اول مشخص و متمایز نشده است؛ یعنی جوری نیست که به چشم بیاید؟ البته انتخاب پست‌های برتر هم همیشه همچین حرف زیادی برای گفتن ندارد؛ این را وقتی فهمیدم که دومین پست درپیتی‌ام در پارسی‌بلاگ منتخب شد! منتخب شدن نوشته در پارسی‌بلاگ ابدا به این معنا نیست که پست خیلی خیلی زیبایی داشتی یا این که حتما مطلبت درخور و مفید بوده. برای نمونه می‌توانید چند تا از پست‌های منتخب را بخوانید.
بله خب شاید همین منتخب شدن پست یا وبلاگ، خودش انگیزه‌ای باشد برای ادامه دادن امر خطیر وبلاگ‌نویسی!

از صفحه‌ی اول که بگذریم می‌رسیم به صفحه‌ی مدیریتی که طراحی پیچیده و لینک‌های زیادش در نگاه اول گیج و سردرگمت می‌کند. بگذریم از حجم بالای صفحه که در مقایسه با صفحه‌ی مدیریت منزلمان، جانت را به لبان مبارک می‌رساند. البته تعداد لینک‌های زیاد صفحه‌ی مدیریت خود حاکی از ارائه‌ی خدمات مفیدی است که سرویسی مثل بلاگفا فاقد بعضی از آن‌ها است.

صفحه‌ی مدیریت پارسی‌بلاگ
صفحه‌ی مدیریت پارسی‌بلاگ

اما باز هم همان قضیه‌ی اینترنت ذغالی ماست که بلاگفای ساده را ترجیح می‌دهد. خوشحالم که باکس مربوط به اخبار سایت از صفحه‌ی مدیریت پارسی‌بلاگ حذف شده و امیدوارم که یک فکری هم به حال باکس پارسی‌یار بشود. شخصا وجود پارسی‌یار را در این سایت، یک چیز غیرضروری می‌دانم! اما شاید بشود آن را در یک صفحه یا یک Tab مختص ِ پارسی‌یار قرار داد تا صفحه‌ی خانگی کمی خلوت‌تر شود.

صفØه‌ی مدیریت بلاگفا
میزکار ساده بلاگفا

خوبی دیگری که صفحه‌ی مدیریت پارسی‌بلاگ دارد مربوط است به ثبت موقت مطلب که می‌توانی طوری تنظیم‌اش کنی که مطلبی را که الان زده‌ای، فرضا دو روز دیگر در فلان ساعت نمایش بدهد که بلاگفا فاقد آن است و در بلاگفا تنها می‌توانی مطلبی را به ثبت موقت برسانی بدون این‌که به صورت خودکار در آینده‌ای معلوم نمایش داده شود. همین‌جا یکی دیگر از عیوب پارسی‌بلاگ را هم بگویم و آن نمایش دادن مطالبی که ثبت موقت می‌شوند در rss و نتیجتا در گوگل‌خوان و فیدخوان‌ها است؛ و این خیلی بد است که مطلبی را که مطمئن نیستی می‌خواهی ارسال کنی یا نه، قبل از ارسالش، و قبل از موعدش عده‌ای بخوانند.

قالب‌های آماده‌ی پارسی‌بلاگ هم که با آن حجم بالا و طراحی‌ای که دارند، هیچ‌کدام چنگی به دل نمی‌زنند.

و اما قسمت نظرات پارسی‌بلاگ. اول از خوبی‌اش بگویم و آن این‌که دارای لینک ثابت Rss است که خیلی از سرویس‌های وبلاگی فاقد آن هستند. مزیت دیگر قسمت نظرات، امکان امضا الکترونیک است که ایمنی ِ بخش نظرات را بالا می‌برد و همین‌طور امکان پاسخ‌گویی مدیر وبلاگ به نظرات، و مشاهده‌ی پاسخ مدیر وبلاگ‌ها به نظراتی که در سایر وبلاگ‌ها گذاشته‌ای در صفحه‌ی مدیریت وبلاگ خودت، و امکان حذف و یا عمومی و خصوصی کردن کامنت‌هایی که در سایر وبلاگ‌ها می‌گذاری از طریق صفحه‌ی مدیریت وبلاگت. هم‌چنین نمایش آی‌پی نویسنده‌ی هر کامنت که گاهی جدا به‌درد می خورد!
ولی امکان عمومی کردن نظری که خصوصی ارسال شده، گاهی تجاوز به حقوق کامنت‌گذار است!

البته خب باز هم همان ضعف همیشگی پارسی‌بلاگ که حجم بالای صفحه است در صفحه‌ی نظرات نیز وجود دارد که خب به‌خاطر وجود امکاناتی است که برای تکست‌باکسش تعبیه شده و البته بعضی‌هایش را می‌توان فاکتور گرفت بی ‌این‌که به پیش‌رفته بودن پارسی‌بلاگ لطمه‌ای بخورد. یک صفحه‌ی text ساده هم قطعا می‌تواند انتقال دهنده‌ی نظرات خوانندگان به نویسنده‌ی وبلاگ باشد.

اما حرص‌درآورترین(!) نکته‌ی قسمت نظرات، آیکون‌های آن است. تعداد این آیکون‌ها زیاد است، اما این آیکون‌های پارسی‌بلاگ، هرگز آن‌قدری که همین چند آیکون محدود بلاگفا کاربرد دارند و مقصود را برآورده می‌کنند، کارایی ندارند.

کمی مصداقی بگویم:

– من وقتی سوالی برایم پیش می‌آید، آیکون مناسبی برای درج آن پیدا نمی‌کنم. برای این منظور یک آیکون در پارسی‌بلاگ وجود دارد که این است: و این هم به خاطر ناراحتی‌ای که در چهره‌ی اسمایلی است اصلا گویای سؤال‌برانگیز بودن مطلب نیست؛ مگر وقتی که حرفی را از کسی بشنوی که ناراحتت کند و انتظارش را نداشته باشی.

– آیکونی که ناراحتی‌ات را نشان دهد ندارد. فقط همین آیکون است که این هم علامت سوال‌های بالای سرش کار را خراب کرده. این آیکون هم برای مطلب گریه‌آور است و دردناک و اصلا گویای یک ناراحتی کم‌شدت‌تر نیست.

– برعکس تا دلت بخواهد آیکون عصبانی و اعتراض‌گونه می‌بینی:

– و برای ابراز گیجی:

– شیطنت:

– نیش‌خند:

– درحالی که هیچ آیکون لبخندی وجود ندارد! البته می‌توان نیش‌خند یا چیز دیگر را جای‌گزینش کرد، اما من ِ مؤنث، از این جای‌گزین‌ها تنها برای وبلاگ خواهران می‌توانم استفاده کنم و در مورد وبلاگ برادران گاهی تنها آیکونی که بتوان به مطلب اضافه کرد همین لبخند خنک و بی‌روح(!) است که در پارسی‌بلاگ موجود نیست.

– از همه‌ی این‌ها پر کاربردتر (حداقل برای من!)، آیکون چشمک است که باز هم نیست.

اما من اگر بودم باکس آیکون‌های قسمت نظرات را این‌گونه می‌چیدم:


:و البته این

و باز هم تاکید می‌کنم:
این یکی هم البته خیلی کیف دارد(!):

در این میان آن‌چه بیش‌ از همه تحملش برای من سخت‌تر است، همان طراحی نازیبا و خشن پارسی‌بلاگ است، چه صفحه‌ی اولش، چه قسمت مدیریت وبلاگش و چه قالب‌های آماده‌اش.

خلاصه این‌که بلاگفا با سادگی و سبکی‌ای که دارد با این که همه‌ی امکانات پارسی‌بلاگ را ندارد، رضایت خاطرمان را تامین کرده است. البته بعضی از این امکانات را به راحتی می‌توان از سایر سایت‌ها دریافت کرد و اصلا کم‌بودی احساس نمی‌شود؛ مثلا:

– با استفاده از گوگل‌ریدر، پیوند‌های روزانه‌ام فعال شده است،
– با استفاده از گوگل‌ریدر از به روز شدن سایر وبلاگ‌ها مطلع می‌شوم،
– با کمک گوگل‌آنالیتیکس آمار وبلاگ و پرخواننده‌ترین پست‌هایم را دارم،
– عکس‌هایم را در فضای ۱۰۰ مگابایتی گوگل‌پیجز ذخیره می‌کنم،
– به کمک سایت‌های پرشین‌استت و وب‌گذر آمار وبلاگم را در معرض دید خوانندگان قرار می‌دهم،
– به کمک وب‌گذر خبرنامه‌ای در وبلاگم تعبیه کرده‌ام و …

ناگفته نماند که پارسی‌بلاگ با سرعت خوبی در حال پیش‌رفت است و رو به بهبود؛ و ناگفته نماند که کارهای ارزشی که در پارسی‌بلاگ انجام می‌شود از دیدمان پنهان نمانده؛ اما در این پست مجالی برای بررسی این مورد نبود.

***

شماره‌ی دوم شماها منتشر شد. درباره‌ی اسم و آدرس وبلاگ و تیتر و موتو و …

۱۷ دیدگاه

یکی بیاید ما را روشن کند!

این روزها خیلی زیاد راجع به محدودیت آزادی بیان می‌شنوم و این که دولت نهم، آزادی بیان را از همه گرفته و خفقان است و از این حرف‌ها…!
اگر این حرف را فقط از زبان سیاسیون می‌شنیدیم و خبرگزاری‌ها، یک چیزی؛ ولی این را از زبان چند تا بلاگر هم شنیده‌ام.

برای این که یک وبلاگ‌نویس، توی وبلاگ شخصی خودش بیاید و نقد دولت و دولت‌مردان بکند واقعا چه موانعی وجود دارد که این‌قدر بعضی‌ها فریاد وا آزادیا(!) سرداده‌اند؟ خب بیایید و بنویسید، همان‌طور که خیلی‌های دیگر همین حالا دارند می‌نویسند و هنوز هم توقیف نشده‌اند!

بگذریم از این که بعضی از دوستان هم، آن‌قدر تب نقدشان بالا زده که خواسته یا ناخواسته از شدت انتقاد، با مخالفین دولت و نظام، هم‌جناح شده‌اند.
فکر می‌کنم بعضی از دوستان کلا فراموش کرده‌اند که با تایید مکرر نوشته‌های مخالفین نظام و بعضا لینک‌دادن و به اشتراک‌گذاشتن مطالب آنان، دارند آن آدم ضد نظام را تایید می‌کنند و تقویت.

حالا از بین دوستان کسی هست که بیاید و ما را درخصوص این آزادی بیانی که در این دولت نهم، کمیاب شده است کمی روشن کند؟!

۱۸ دیدگاه

شماها


اگر وبلاگ دارید و حوصله‌اش را ندارید؛

اگر وبلاگ ندارید و دوست دارید داشته باشید؛

اگر وبلاگ دارید و بهش عشق می‌ورزید؛

اگر وبلاگ ندارید و در فکر ایجاد وبلاگ هم نیستید؛

اگر وبلاگ دارید و می‌خواهید درش را تخته کنید؛

اگر وبلاگ ندارید و نوشتن را در حد توانایی خود نمی‌بینید؛

اگر وبلاگ دارید و در پی ارتقاءش هستید؛

اگر وبلاگ ندارید و وبلاگ‌نویسی را بیهوده می‌دانید؛

اگر وبلاگ دارید و دوست دارید متحولش کنید؛

اگر وبلاگ ندارید و اصلا نمی‌دانید وبلاگ چیست(!)؛

اگر وبلاگ داشتید و حالا ندارید؛

شماها را بخوانید تا در عرض ۱۲ ماه، یک وبلاگ‌نویس حرفه‌ایِ همه‌فن‌حریف شوید!!!

با شماها، هر روز به‌تر از دیروز!تیک

۱۸ دیدگاه

ابزار نوین وب‌گردی (۲)

اگر مطلب قبل را نخوانده‌اید و یا هنوز به عضویت گوگل درنیامده‌اید، ادامه‌ی این مطلب را نخوانید که هیچ به کارتان نمی‌آید‍! 

قدم اول اضافه کردن لینک وبلاگ‌ها و سایت‌هایی است که به خواندن آن‌ها علاقه‌مندید. برای این کار وارد گوگل شوید:

و سپس به قسمت Reader بروید:


این نمای کلی ریدر (Reader) شماست (البته این نمای ریدر من است! ولی مال شما هم چیزی شبیه همین است!):


برای افزودن صفحات وب مورد نظرتان، باید از RSS و یا فید(Feed) و به عبارتی خوراک آن صفحه استفاده کنید. اصلا گوگل‌خوان با همین RSS است که کار می‌کند و در واقع یک فید ریدر(Feed Reader) و یا همان فیدخوان است. اگر می‌خواهید اجمالا بدانید که فید آراس‌اس چیست، این‌جا را یک نگاهی بیندازید؛ یادگرفتنش زیاد سخت نیست!

 

حالا برای اضافه کردن فید صفحه‌ی مورد نظر، روی لینک Add subscription کلیک کنید:



و سپس آدرس
RSS یا فید صفحه‌ی دل‌خواه‌تان را وارد کنید:

 

آدرس RSS صفحه‌ی دل‌خواه را می‌توانید از یکی از طرق زیر پیدا کنید:

– می‌توانید در قسمت Add subscription، تنها آدرس صفحه‌ی مربوطه را وارد کنید. گوگل خودش فید صفحه را پیدا می‌کند و به لیست اضافه می‌کند. مثلا فقط وارد کنید: http://kosar21.blogfa.com
– اگر گوگل نتوانست فید مربوطه را پیدا کند، می‌توانید در همان صفحه‌ی وب مورد نظر، به دنبال یکی از تصاویر زیر بگردید و روی آن کلیک کنید.


بسته به نوع فیدی که در صفحه از آن استفاده شده است، یا مستقیما می‌توانید فید این صفحه را به ریدر خود اضافه کنید:


و یا باید آدرس آن را از نوار آدرس کپی کنید و به
Add subscription اضافه‌اش کنید.

– اگر هیچ‌کدام از اشکال مشابه را پیدا نکردید، با کمک مرورگرتان آن را بیابید. اگر ازIE7 استفاده می‌کنید، در گوشه‌ی سمت راست نوار ابزارتان علامت RSS را خواهید دید و اگر از فایرفاکس استفاده می‌کنید، آن را در گوشه‌ی سمت راست نوار آدرس مشاهده خواهید کرد. (البته ظاهرا فایرفاکس در فیدیابی قوی‌تر است؛ برای من که این‌طور بوده!)


IE7



FireFox

بعد از این، به صفحه‌ی RSS وارد می‌شوید. حالا از بین گزینه‌های موجود در کامبوباکس،(ComboBox) Google را انتخاب کنید و Subscribe Now را فشار دهید.

 


با این انتخاب به صفحه‌ی دیگری منتقل می‌شوید با دو گزینه: اضافه کردن این لینک به هوم‌پیج گوگل و یا اضافه کردن آن به گوگل ریدر؛ که طبعا انتخاب ما دومی است:


– اگر از هیچ کدام از این راه‌ها نتوانستید فید صفحه‌ی وب مورد نظرتان را پیدا کنید؛ می‌توانید به این فکر کنید که شاید آن وب‌پیج، از نعمت فید برخوردار نیست! نمونه‌اش را زیاد می‌توانید پیدا کنید؛ حتی در سایت‌های معتبر؛ که شاید یکی از عللش ناشناخته ماندن فواید RSS برای طراحان وب است. این در حالی است که بعضی از سرویس‌های وبلاگی، آن‌قدر اهمیت فید برای‌شان محرز بوده که حتی برای قسمت نظرات وبلاگ هم فید جدایی را اختصاص داده‌اند که با این امکان، غیر از مطالب یک وبلاگ، به راحتی می‌توانید قسمت نظرات آن را هم پی‌گیری کنید.
اما اگر دوست دارید سایتی را دنبال کنید که فاقد RSS است، باز هم راه‌های دیگری هست برای اطلاع از آخرین اطلاعات آن و اضافه کردنش به گوگل‌ریدر. برای این کار به این سایت بروید و آدرس سایت مورد نظرتان را وارد کنید و دکمه‌ی to RSS را بزنید. بعد از یافتن سایت، می‌توانید آن را از طریق لینک Google Reader که در سمت راست صفحه قرار دارد، به گوگل‌خوان خود اضافه کنید. به همین راحتی!
البته با استفاده از امکانات جدید گوگل‌ریدر، می‌توانید حتی مطالبی را به اشتراک بگذارید که دارای فید نیستند و یا در لیست سایت‌هایی که فیدشان را به گوگل‌ریدرتان اضافه کرده‌اید قرار ندارند. روشش را کمی پایین‌تر، در نکته‌ی ۲ گفته‌ام.

 

و اما چگونگی استفاده از امکانات ستاره‌دار کردن و به اشتراک گذاشتن و …

ذیل هر مطلب در گوگل‌ریدر، این ۶ قسمت وجود دارد که به ترتیب یک توضیح مختصر راجع بهش می‌دهم.


۱- ستاره‌دار کردن: که شبیه همان Favorites در اکسپلورر است. مطالبی را که بخواهیم بعدا هم بهش دست‌رسی داشته باشیم، می‌توانیم ستاره‌دار کنیم. کل مطالبی که علامت‌دار کرده‌ایم را می‌توانیم در قسمت Starred items ببینیم.

۲- همان دکمه‌ی جادویی است که مطلب مورد نظرمان را با دوستانی که در گوگل داریم، به اشتراک می‌گذارد. (باید قبلا آیدی
دوستان را در قسمت جی‌میل به لیست دوستان، اضافه کرده باشیم تا بتوانند از مطالب به اشتراک گذاشته شده استفاده کنند). مطالبی را که به اشتراک گذاشته‌ایم می‌توانیم در قسمت
Shared item ببینیم.

۳- این هم همان امکان جدیدی است که اخیرا گوگل جان تهیه دیده. شبیه همان بالایی است، با این تفاوت که می‌توانیم توضیحاتی هم راجع به مطلب به اشتراک گذاشته شده بنویسیم. خیلی به درد بخور است. از ما گفتن!

۴- این هم که مشخص است.

۵- این هم مشخص است. تیکش را که بزنی مطلب آن‌رید (Unread)، یعنی خوانده‌نشده باقی می‌ماند. مطالب خوانده‌نشده، به طور پیش‌فرض در گوگل‌ریدر، بولد (Bold) هستند.

۶- این هم برچسب است، برای دسته‌بندی.

با استفاده از لینک Manage Subscriptions، می‌توانیم روی فیدهای اضافه شده، مدیریت کنیم. از جمله ویرایش، حذف و ایجاد پوشه‌ی جدید. یعنی برای جلوگیری از شلوغی گوگل‌ریدر، می‌توانیم فیدهای موجود را در پوشه‌های جدا قرار دهیم و یا برای آن‌ها برچسب‌هایی تعریف کنیم.

نکته:

۱- فیدها، فقط پست‌های جدید را شناسایی می‌کنند و از تغییراتی که در پست‌ها اعمال می‌شود خبر نمی‌دهند. بنابراین دوستانی که بنا به عادت -و یا ضرورت- به جای پست جدید، مطالبی را به ابتدا و یا انتهای آخرین پست‌شان اضافه می‌کنند، حواس‌شان باشد که این تغییرات در فید وبلاگ‌شان اعلام نمی‌شود و لذا دوستان‌شان که از طریق گوگل‌خوان مطالب آن‌ها را دنبال می‌کنند از تغییرات وبلاگی‌شان مطلع نمی‌شوند!

۲- اگر خواستیم یک مطلب را به اشتراک بگذاریم که مشترک سایتش نیستیم و یا اصلا فید نداشت، از این روش می‌توانیم آن را شیر کنیم. کاربردش خیلی زیاد است؛ حتما شیوه‌ی استفاده از این روش را بخوانید و لینک « «Note in Readerرا بوک‌مارک کنید.

۳- لازم نیست برای اطلاع از آخرین تغییرات، صفحه‌ی گوگل‌ریدر را رفرش کنید. خود گوگل‌خوان، هر چند لحظه یک‌بار محتویات سایت‌ها و وبلاگ‌های معرفی شده را چک می‌کند و تغییرات را به کاربر اطلاع می‌دهد.

 

گفتنی‌های گوگل‌ریدر را گفتیم؛ فقط می‌ماند اضافه کردن دوستان که کار زیاد سختی نیست.

برای افزودن دوستان به فرند لیست‌مان در گوگل، از گوگل تاک و جی‌میل می‌توانیم استفاده کنیم که البته روش دوم در دست‌رس‌تر است. وارد جی‌میل‌تان شوید و روی لینک Add Contact کلیک کنید تا صفحه‌ای باز شود و در آن جی‌میل دوست‌تان را وارد کنید و منتظر بمانید تا دوست‌تان به درخواست شما پاسخ مثبت دهد.


تمام شد!

منبع:
این سه پست (+ و + و +) به طور کلی با استفاده از منابعی که در این‌جا معرفی شده‌اند، و همچنین این منبع، نوشته شده است.

***

 

– فکر کنم این گام‌به‌گام‌ترین روشی بود که می‌شد استفاده از گوگل‌ریدر را آموزش داد!
– حالا ابتدا فید وبلاگ بنده را به گوگل‌ریدر خود اضافه کنید (ببینید می‌توانید پیدایش کنید!) و سپس جی‌میل‌ام را اد نمایید (آن بالا در منوی اصلی می‌توانید پیدایش کنید)!
این‌ها همه از برکات آن اردوی طهورا و تلاش اعضای دفتر توسعه و این‌هاست!

۲۱ دیدگاه

ابزار نوین وب‌گردی (۱)

ارسال لینک ممنوع!

»» قبل‌ترها وقتی چیزی در اینترنت می‌دیدیم و خوش‌مان می‌آمد یا خبر مهمی بود که بقیه هم باید مطلع می‌شدند(مثل به روز شدن وبلاگ‌مان!)؛ لینکش را برای فرند لیست مسنجرمان ارسال می‌کردیم.
خوبی این نوع ارسال لینک این است که در دست‌رس است و کافی است یک کلیک ساده کنید تا برسید به مقصد مقصود فرستنده‌اش. اما عیبش این است که گاهی مسنجرهامان قاط می‌زند و ارسال لینکش از کار می‌افتد و هر چه سند تو آل می‌کنیم به جایی نمی‌رسد. یک عیب دیگرش هم این است که اگر آرشیو مسنجرت باز نباشد، لینکی که به دستت می‌رسد یک‌بار مصرف است و برایت ماندگاری ندارد؛ مگر این‌که خودت جایی آدرس را ذخیره کرده باشی. عیب سومش این است که حتی اگر آرشیو مسنجرت باز باشد، فقط از همان سیستم قابل دست‌رسی است؛ یعنی اگر روی سیستم شخصی‌ات لینکی دریافت کرده بودی و حالا در محل کارت به آن لینک احتیاج پیدا کرده باشی؛ دسترسی به آرشیو سیستم شخصی‌ات نداری. (مگر این‌که سیستم شخصی‌ات لپ‌تاپی باشد که همیشه همراهت هست.)
بگذریم از این که گاهی واقعا آفلاین‌های شامل لینک، آن‌قدر زیاد می‌شود که حال آدم را اساسی می‌گیرد و مجبورمان می‌کند که کلا از خیر آف خواندن بگذریم.
البته هنوز هم این شیوه‌ی شِیر (
Share) لینک مرسوم است؛ اما با این عیوبی که چندتایی‌اش را برشمردم در مقابل راه‌های دیگر به اشتراک گذاشتن لینک؛ کار مقرون‌به‌صرفه و چندان سودمندی نیست.
برای شِیر کردن اطلاعات، راه ساده‌تری هم وجود دارد و آن استفاده از
Google Reader است که حسابی محبوب شده است و ما هم کم‌تر از یک‌سال است که مشتری‌اش شده‌ایم! علی‌رغم این‌که تعداد زیادی از کاربران اینترنتی از آن استفاده می‌کنند، اما هنوز هستند کسانی که با این روش نوین بیگانه‌اند.

وب‌گردی ممنوع!

»» آن زمان‌ها یکی‌یکی به وبلاگ دوستان سر می‌زدیم تا از به روز شدن‌شان مطلع شویم یا گاهی منتظر کامنت به‌روزرسانی‌شان می‌نشستیم و یا از طریق مسنجر خبرمان می‌کردند. اما حالا بدون نیاز به انجام هیچ کاری(!) از به روز شدن وبلاگ‌ها در سریع‌ترین زمان ممکن خبردار می‌شویم و بدون ورود به وبلاگ‌ها و صفحات اینترنتی، می‌توانیم مطالب را بخوانیم و دیگر نیازی نیست که با این اینترنت ذغالی، زمان زیادی را صرف لود شدن قالب‌های حجیم و سنگین بکنیم. چطوری؟! با همین گوگل‌خوان خودمان!


اگر بخواهم به‌طور خلاصه بگویم، با استفاده از این روش:

– شما با فاصله‌ی کوتاهی، از به روز شدن وبلاگ‌ها و سایت‌های مورد علاقه‌تان مطلع می‌شوید.
– لازم نیست برای خواندن مطالب، تک‌تک وبلاگ‌ها و سایت‌های مورد علاقه‌تان را باز کنید.(صرفه‌جویی زیاد در وقت)
– تنها با یک کلیک می‌توانید مطالب زیبا و جذاب و یا مهم را با دوستان‌تان به اشتراک بگذارید.
– علاوه بر این‌که می‌توانید لینک‌ها را شیر کنید، می‌توانید به راحتی از مطالبی که دوستان‌تان به اشتراک می‌گذارند هم استفاده
کنید.
– می‌توانید مطالب مفید را علامت‌دار کنید و هر موقع مایل بودید به آن دست‌رسی مجدد داشته باشید.
– در هنگام شیر مطلب، می‌توانید توضیحاتی هم به آن اضافه کنید.
– به ساده‌ترین وجه، می‌توانید حرف‌های‌تان را با دوستان‌تان به اشتراک بگذارید. (دو مورد آخر امکانی است که اخیرا به گوگل‌خوان
اضافه شده)


ضمن این که این روش، به خاطر امکان شِیری که دارد، به شما اجازه می‌دهد در کوتاه‌ترین زمان، به کمک دوستان‌تان، به گستره‌ی بیش‌تری از اطلاعات دنیای نت دست‌رسی پیدا بکنید، بدون آن‌که لازم باشد عملا وب‌گردی کنید. با استفاده از این روش می‌توانید حتی از علایق دوستان‌تان در نت مطلع شوید!
باز هم بگویم؟ یعنی هنوز مشتاق نشده‌اید؟!


» برای استفاده از گوگل‌خوان، لازم است که در سایت گوگل عضو شوید، به عبارتی صاحب یک Gmail باشید.
» از این‌جا می‌توانید به عضویت گوگل دربیایید.

فعلا قدم اول را بردارید تا برسیم به توضیحات مربوط به استفاده از “گوگل‌خوان”

۱۱ دیدگاه