طبعا اینجا یک وبلاگ آیتی نیست؛ اما یکی از دوستان دربارهی قسمت «پیوندهای روزانه»ی وبلاگم پرسیده بود که به کمک گوگلریدر فعال است، گفتم بد نیست یک توضیح مختصری در مورد شیوهی استفاده از گوگلریدر به همراه کد مربوطه ارائه بدهم تا دوستان در صورت تمایل استفاده کنند.
اگر شما یک گوگلریدری باشید(!) تعبیهی یک باکس «پیوندهای روزانه» در وبلاگتان ۵ دقیقه هم طول نمیکشد! اگر هم هنوز از گوگلریدر استفاده نمیکنید به اینجا بروید و طرز کار با آن را آموزش ببینید، بعد برگردید همینجا و بقیهی مراحل را طی کنید!
برای ساختن یک باکس «پیوندهای روزانه» دو تا کار میتوانید بکنید:
* یکی این که از کد آمادهی خود گوگلریدر استفاده کنید. (داشتم توضیحاتش را مینوشتم که دیدم اگر بخواهم توضیح بدهم که: هم میتوانید با کد آمادهی گوگلخوان باکس پیوندهای روزانه بسازید و هم بلاگرول و هم به قول خود گوگلریدر “کلیپ”، خیلی طولانی میشود؛ گذاشتمش به عهدهی خود شما!)
خروجی آن چیزی شبیه این است:
که هماهنگ نبودن ساختار نمایش آن با بسیاری از قالبهای وبلاگ، مانع استفادهی کاربران است. به همین خاطر استفاده از شیوهی دوم توصیه میشود.
* شیوهی دوم استفاده از یک کد آماده است که تقدیمتان میکنم! فقط قبلش باید یک چند تا تغییر و تنظیم توی گوگلریدرتان انجام بدهید.
شما میتوانید برای ساخت یک باکس «پیوندهای روزانه»، هم از آیتمهایی که شیر(Share) میکنید استفاده کنید و هم میتوانید یک تگ جدا به این آیتمها اختصاص بدهید. خوبی استفاده از شیرآیتمها این است که یک کلیک کمتر خرج میکنید! یعنی با یک کلیک هم مطلب مورد نظرتان را با دوستانتان در گوگلریدر به اشتراک میگذارید و هم آن را به لیست پیوندهای روزانهی وبلاگتان اضافه میکنید. اما چون توضیحاتی که به مطالب شیرشدهتان اضافه میکنید، در وبلاگ نمایش داده نخواهد شد، و ضمنا گاهی ارجاع به بعضی مطالب بدون هیچ توضیحی، میتواند باعث ایجاد شبهه شود(!)؛ پیشنهاد میکنم تگی را برای مطالبی که میخواهید در پیوندهای روزانهی وبلاگتان قرار بگیرد، اختصاص بدهید. به عنوان مثال ما تگ P (اولین حرف «پیوندهای روزانه») را برای این کار انتخاب میکنیم.
۱- برای ایجاد یک تگ جدید، راحتترین روش این است که پای اولین مطلبی که میخواهید در آن تگ قرار بگیرد، نام تگ را بنویسید. مثلا برای ایجاد تگ P که قرار است مطالب «پیوندهای روزانه»ی وبلاگتان را در خود داشته باشد، کافی است روی قسمت Add tags که در ذیل هر مطلب در گوگلریدر وجود دارد، کلیک کنید و سپس به صورت دستی حرف P را تایپ کنید.
۲- حالا به قسمت Manage subscriptions گوگلریدرتان بروید. از تبهای موجود، تب Folders and Tags را انتخاب کنید. روی این شکل
در کنار عبارت Private، مقابل تگ P، کلیک کنید تا به Public تغییر کند.
۳- حالا کد زیر را کپی کنید.
<script type=”text/javascript”>
function buildContent (blog) {
if (!blog || !blog.items) return;var container=document.getElementById(“blogroll”);
var code=”";
var oldurl;
for (var i = 0; i < blog.items.length; i++) {
var item = blog.items[i];
if ( item.origin.htmlUrl!=oldurl) {code=code+”<div><a href=’”+item.alternate.href+”‘>”+item.title+“</a></div>”;
}
oldurl=item.origin.htmlUrl;}
container.innerHTML=code;}
</script>
<div id=”blogroll”> </div>
<script type=”text/javascript” src=”http://www.google.com/reader/public/javascript/user/000000000000000000000/label/P?n=10&callback=buildContent” ></script>
- قبل از آن که این کد را در وبلاگ قرار بدهید باید به جای صفرها، عدد یوزر خود را قرار بدهید. برای به دست آوردن عدد یوزرتان به مرحلهی ۲ بروید و روی لینک add a clip to your site کلیک کنید. در صفحهای که نمایش داده میشود، یک کد میبینید که در میان آن، عدد یوزرتان هم وجود دارد. آن را کپی کرده و در محل مربوطه قرار بدهید.
- در کدی که در بالا نوشتم، حرف P بعد از کلمهی “lable” (که با رنگ قرمز مشخص شده است) نام همان تگی هست که به مطلب «پیوندهای روزانه»ی وبلاگتان اختصاص دادهاید.
- عدد ۱۰ بعد از “=n” تعداد آیتمهایی است که مایلید نمایش داده شود.
۵- کد مربوطه آمادهی استفادهی شماست. این کد در همهی سرویسهای وبلاگی اعم از بلاگفا، پرشینبلاگ و وردپرس قابل استفاده است. هر چند ظاهرا برای وردپرسیها یک پلاگین آمادهی این کار هم هست که میتوانند نصبش کنند و ازش استفاده کنند؛ اما من پیدایش نکردم!
۶- بعد از قرار گرفتن این کد در وبلاگتان، میتوانید به گوگلریدر بروید و مطالب دلخواهتان را به باکس «پیوندهای روزانه» اضافه کنید. برای این کار کافی است که در قسمت Add tags ذیل مطلبی که میخواهید در وبلاگتان نشان داده شود، حرف P را تایپ کنید.
علت این که ما نام این تگ را یکحرفی انتخاب کردهایم، بالا بردن سرعت اضافه کردن آیتم به باکس «پیوندهای روزانه» است؛ چون دیگر لازم نیست برای نوشتن یک کلمهی متشکل از چند حرف وقت زیادی بگذارید. با نوشتن یک P مطلبتان در باکس قرار میگیرد.
خروجی این کد، به همین شکل «پیوندهای روزانه»ی وبلاگ من است که میبینید.
اگر خطی را که با رنگ آبی متمایز شده است، با یک خط کد زیر عوض کنید:
code=code+”<div><a href=’”+item.alternate.href+”‘>”+item.origin.title+”</a>
”+item.title+”</div>”;
در خروجی آن، ابتدا نام سایت یا وبلاگ و در زیر آن نام مطلب منتخب آن سایت یا وبلاگ نمایش داده میشود. چیزی شبیه به این:
۷- همین کد را به راحتی میتوانید تبدیل کنید به یک بلاگرول که شامل لیستی از وبلاگهای دوستانتان باشد که هربار هر کدامشان بهروز شد در ابتدای لیست قرار بگیرد. برای این منظور، دو تا کار باید بکنید. اول این که در گوگلریدرتان تمامی وبلاگهای دوستانتان را در یک پوشهی واحد، مثلا با نام “Weblogs” قرار بدهید. بعد توی کد بالا، نام lable را به weblogs تغییر بدهید و کد را در وبلاگتان بگذارید. به این ترتیب یک بلاگرول ساده خواهید داشت! توضیحات مبسوطش را میتوانید از اینجا بخوانید.
پ.ن: این کد را اول بار نویسندهی محترم وبلاگ باسیدعلیتافتحقدسومکه زحمت کشیدند و برایم ارسال کردند.
.
این هم از منزل جدیدمان. آخرش این دفتر توسعه و آشنایی با گوگلریدر و متعاقبش خواندن شیرآیتمهای آیتی و تعریفات وردپرسی و بعد هم فرندفید و اینها کار دستمان داد و ما را آوارهی وبلاگستان کرد تا بالاخره در یک روزی مثل نیمهی شعبان، منزل جدید به ناممان سند بخورد و یکجورهایی به کمک وردپرس بشویم صاحبخانه!
از حق نگذریم بلاگفا صاحبخانهی خوبی بود؛ اما چه کنیم که وردپرس با این اوپنسورسش ترکانده و از شیر آدمیزاد تا جان مرغ … یا حالا چه فرقی دارد؟! از جان مرغ تا شیر آدمیزاد درش یافت میشود.
به کمک تیم وردپرس فارسی، کلیهی مطالب وبلاگ سابقمان را انتقال دادیم به منزل جدید؛ هرچند فردای همان روز جناب آقای شیرازی، مدیر محترم بلاگفا، سدی بر این نقل و انتقالات ساختند که هنوز خراب نشده است!
بگذریم…
دنیای راه راه، در طول مدت حدود ۲۰ ماه فعالیتش، وبلاگ نسبتا خوبی بود؛ هرچند انکار نمیکنم که بعضا پستهای اسپم(!) هم توش پیدا میشد. اما پستهای خوبی هم داشت که بعضیش بعد از گذشت یکسال هنوز هم تازگی و طراوتش را حفظ کرده است و دستبهدست در وبلاگستان میچرخد! (چقدر متواضع!)
و اما مروری بر آنچه گذشت:
.
پرطرفدارترین مطلب:
شهریور ۸۶، مقارن با ماه مبارک رمضان، دومین پست گفتوشنود را که منتشر کردم، خیلی بیشتر از اولین گفتوشنود توی اینترنت پخش شد و هنوز که هنوز است وبلاگهایی را میبینم که این پست را اغلب با عنوان «چت با خدا» -با رعایت حق کپیرایت و بدون رعایت حق کپیرایت- منتشر میکنند. این همان پستی بود که یک هفته بعد از انتشارش سایت تبیان بدون اطلاع و اجازه، و بدون ذکر منبع، ازش استفاده کرد و بعد از یکی دو روز پیگیری و تماسهای تلفنی، بین لینک دادن به وبلاگم و برداشتنش از روی سایت، دومی را انتخاب کرد!
.
پربازدیدکنندهترین مطلب:
پربازدیدکنندهترین مطلب وبلاگ قبلیام، که سایتهای خبری هم رویش کار کردند، همان دو پستی بود که راجع به انفجار بمب در شیراز نوشته بودم؛ که یکی شرح ماوقعش بود و دومی که بیشتر از اولی هم مورد توجه قرار گرفت، پاسخ به دو ابهام راجع به انفجار بود.
به استناد فیدبرنر و گوگل آنالیتیکس، بعد از این دوتا مطلب که تعداد بازدیدکنندگان وبلاگم را در یک روز به ۱۷۰۰ نفر افزایش دادند، پربازدیدکنندهترین مطلب، ابزار نوین وبگردی بود که به معرفی گوگلریدر اختصاص داشت و بعد هم پست هالهی نورانی رئیسجمهور که در نقد مطلبی بود از وبلاگ بر ساحل سلامت و در نهایت همین پست آخر، در مورد نامجو و کار هنریاش(!) با قرآن!
حالا بعد از یک فترت یک ماهه به وبلاگستان برگشتهام. اگر هیچ کس هم از برگشتنم به وبلاگستان خوشحال نباشد، خودم خیلی خوشحالم!
.
پ.ن۱: خوشحالی دومم هم برمیگردد به قبولیام در کنکور ارشد که قبلا -با از دست دادن شانس قبولی در دانشکده اصولالدین- حسابی ناامید شده بودم، اما آخرش دعای مادر و لطف حضرت معصومه(س) کار خودش را کرد و من هم قُمی شدم!
پ.ن۲: خیلی از دوستان در راهاندازی این وبلاگ کمکم کردند. از جمله: تیم وردپرس فارسی، آقای عطروش، جناب مهران، جناب امیرعباس و منیره عزیز -که لوگوی زیبای جیمیلم را طراحی کرده-… از همهی این دوستان به خاطر وقتی که گذاشتند صمیمانه تشکر میکنم.
- میدانیم که اینترنت «برای خودش» دنیایی است که در آن هر چه بخواهیم فراهم است؛ از سرتاسر دنیا. میتوانیم در آن کاربرانی از همهی اقشار را ببینیم؛ از سیاسیون بنام گرفته تا یک خانم خانهدار ساده.
- در اینترنت میتوانیم هر طور که بخواهیم ظاهر شویم، در نقش یک دختر یا پسر، دانشجو یا دکتر، یک اصولگرا یا اصلاحطلب. میتوانیم امروز در اینترنت شخصیتی داشته باشیم و فردا شخصیتی دیگر. حتی هر کدام از ما میتوانیم در آنِواحد چند نفر
باشیم! بدون اینکه کسی به ماهیت واقعی ما پیببرد.
- از جنبهی کاربردی و عملی (و نه ارزشی) آزادیم که در اینترنت هر طور میخواهیم عمل کنیم، هر جا میخواهیم سرک بکشیم و هر چه میخواهیم بنویسیم.
- این برای ما مقدور است که هر وقت از نوشتهای، یا صفحهای خسته شدیم با یک کلیک، از آن خلاص شویم. یا هر موقع صحبتهای آنلاین کسی حوصلهمان را سر برد، با فشار یک دکمه او را خاموش کنیم!
- در اینترنت اختیار تصمیمگیری داریم. خودمان تصمیم میگیریم که ببینیم، بخوانیم، بگوییم یا نبینیم، نخوانیم و نگوییم. به راحتی به سمت آنچه که دوست داریم میرویم و به راحتی از آنچه که مورد نظرمان نیست خود را خلاص میکنیم.
درست برخلاف دنیای واقعی!
به نظر شما این تفاوتها در دنیای مجازی و عالم واقع (وجود آزادی زیاد در اینترنت و محدود بودن انسان در جامعهی حقیقی بهواسطهی قوانین اجتماعی و یا ارزشهای فرهنگی) سبب تضاد رفتاری در دنیای حقیقی میشود و یا برعکس به افزایش جسارت افراد و نزدیک شدن هر فرد به «خود»ِ اصلی او کمک میکند ؟!
با این که از آشناییام با پیشرفتهترین سیستم مدیریت فارسی، پارسیبلاگ، مدت زیادی میگذرد؛ اما در بلاگفا مینویسم و اینجا را به آن سیستم پیشرفته -که بعد از تغییرات اخیر، این صفت را هم از رویش برداشتند- ترجیح میدهم. از آنجا که این سوال که چرا به پارسیبلاگ نمیآیی، از سوی بعضی دوستان گاهگاهی مطرح میشود؛ گفتم بد نیست پستی در این ارتباط بزنم تا هم دلیلش را توضیح داده باشم و هم امیدوار باشم آقای مهندس بخوانند و ترتیب اثری بدهند. باشد که روزی، ما نیز پارسیبلاگی شویم!!! (هرچند با این همه تبلیغات وردپرسی و امکاناتی که وردپرس دارد بعید میدانم به پارسیبلاگ بیندیشیم!)
اولین بار وقتی مهر ۸۵ وارد پارسیبلاگ شدم؛ قبل از هر چیز صفحهی اول شلوغ پلوغ پارسیبلاگ توی ذوقم زد. صفحهی اول با حجم بالایی که داشت، پر بود از لینک و لیست وبلاگ که طراحی خشن و نازیبای صفحه به شلوغی آن بیشتر دامن میزند. در حالیکه صفحهی اول بلاگفا، با این اکانت کمسرعت ما، در عرض ۳، ۴ ثانیه باز میشود و این برای ما دارندگان اینترنت ذغالی، امتیاز بزرگی بود. بله خب البته در همان صفحهی اولِ شلوغ پلوغ پارسیبلاگ یک سری فعالیتهای خوبی شده بود که بلاگفا فاقد آن است؛ مثل انتخاب پست برگزیده و وبلاگ برتر.
هرچند منتخب شدن یک وبلاگ هم این اواخر دیگر هیچ جذابیتی نداشت. اینکه مثلا هفتهای یکبار باید یک وبلاگ، به عنوان وبلاگ منتخب معرفی شود و طبعا نمیشود یک وبلاگ دوبار منتخب شود؛ باعث انتخاب دوغآبی و رفع تکلیفی وبلاگها شده بود و گاهی که به وبلاگهای منتخب سری میزدی، هیچ نکتهی جالب و درخوری که باعث منتخب شدنش شده باشد، نمییافتی؛ جز اینکه مطلب غیراخلاقی توش نبود! نمیدانم دقت کردهبودید یا نه؛ قبلا وبلاگی که منتخب میشد، تعداد نظرات پست آخرش یکهو بالا میزد. همه آمده بودند برای عرض تبریک، البته بدون خواندن جملهای از متن! و عدهای هم شاید چند خطی را میخواندند و تبریکی و ردپایی؛ ولی اخیرا نگاه که میکردی یک وبلاگی که به عنوان وبلاگ منتخب چند روز لوگویش، هم در صفحهی اول و هم در قسمت نظرات جلوی چشم بود، گاهی تعداد نظراتش به ۱۰ تا هم نمیرسید؛ یعنی دیگر از همان تبریکات خشک و خالی و صوریِ گذشته هم خبری نبود. بعید نیست یکی از علتهایش همان انتخاب اجباری وبلاگ منتخب بوده باشد! و الان خیلی خوشحالم از اینکه در تغییرات پارسیبلاگ دیگر خبری از وبلاگ منتخب نیست و صفحهی اولش دیگر آن حجم عظیم را ندارد. هرچند همچنان طراحیاش چنگی به دل نمیزند!
البته این برایم سوال شده است که چرا قسمت پستهای منتخب که به یادداشتهای خواندنی تغییر نام داده است، در صفحهی اول مشخص و متمایز نشده است؛ یعنی جوری نیست که به چشم بیاید؟ البته انتخاب پستهای برتر هم همیشه همچین حرف زیادی برای گفتن ندارد؛ این را وقتی فهمیدم که دومین پست درپیتیام در پارسیبلاگ منتخب شد! منتخب شدن نوشته در پارسیبلاگ ابدا به این معنا نیست که پست خیلی خیلی زیبایی داشتی یا این که حتما مطلبت درخور و مفید بوده. برای نمونه میتوانید چند تا از پستهای منتخب را بخوانید.
بله خب شاید همین منتخب شدن پست یا وبلاگ، خودش انگیزهای باشد برای ادامه دادن امر خطیر وبلاگنویسی!
از صفحهی اول که بگذریم میرسیم به صفحهی مدیریتی که طراحی پیچیده و لینکهای زیادش در نگاه اول گیج و سردرگمت میکند. بگذریم از حجم بالای صفحه که در مقایسه با صفحهی مدیریت منزلمان، جانت را به لبان مبارک میرساند. البته تعداد لینکهای زیاد صفحهی مدیریت خود حاکی از ارائهی خدمات مفیدی است که سرویسی مثل بلاگفا فاقد بعضی از آنها است.
اما باز هم همان قضیهی اینترنت ذغالی ماست که بلاگفای ساده را ترجیح میدهد. خوشحالم که باکس مربوط به اخبار سایت از صفحهی مدیریت پارسیبلاگ حذف شده و امیدوارم که یک فکری هم به حال باکس پارسییار بشود. شخصا وجود پارسییار را در این سایت، یک چیز غیرضروری میدانم! اما شاید بشود آن را در یک صفحه یا یک Tab مختص ِ پارسییار قرار داد تا صفحهی خانگی کمی خلوتتر شود.
خوبی دیگری که صفحهی مدیریت پارسیبلاگ دارد مربوط است به ثبت موقت مطلب که میتوانی طوری تنظیماش کنی که مطلبی را که الان زدهای، فرضا دو روز دیگر در فلان ساعت نمایش بدهد که بلاگفا فاقد آن است و در بلاگفا تنها میتوانی مطلبی را به ثبت موقت برسانی بدون اینکه به صورت خودکار در آیندهای معلوم نمایش داده شود. همینجا یکی دیگر از عیوب پارسیبلاگ را هم بگویم و آن نمایش دادن مطالبی که ثبت موقت میشوند در rss و نتیجتا در گوگلخوان و فیدخوانها است؛ و این خیلی بد است که مطلبی را که مطمئن نیستی میخواهی ارسال کنی یا نه، قبل از ارسالش، و قبل از موعدش عدهای بخوانند.
قالبهای آمادهی پارسیبلاگ هم که با آن حجم بالا و طراحیای که دارند، هیچکدام چنگی به دل نمیزنند.
و اما قسمت نظرات پارسیبلاگ. اول از خوبیاش بگویم و آن اینکه دارای لینک ثابت Rss است که خیلی از سرویسهای وبلاگی فاقد آن هستند. مزیت دیگر قسمت نظرات، امکان امضا الکترونیک است که ایمنی ِ بخش نظرات را بالا میبرد و همینطور امکان پاسخگویی مدیر وبلاگ به نظرات، و مشاهدهی پاسخ مدیر وبلاگها به نظراتی که در سایر وبلاگها گذاشتهای در صفحهی مدیریت وبلاگ خودت، و امکان حذف و یا عمومی و خصوصی کردن کامنتهایی که در سایر وبلاگها میگذاری از طریق صفحهی مدیریت وبلاگت. همچنین نمایش آیپی نویسندهی هر کامنت که گاهی جدا بهدرد می خورد!
ولی امکان عمومی کردن نظری که خصوصی ارسال شده، گاهی تجاوز به حقوق کامنتگذار است!
البته خب باز هم همان ضعف همیشگی پارسیبلاگ که حجم بالای صفحه است در صفحهی نظرات نیز وجود دارد که خب بهخاطر وجود امکاناتی است که برای تکستباکسش تعبیه شده و البته بعضیهایش را میتوان فاکتور گرفت بی اینکه به پیشرفته بودن پارسیبلاگ لطمهای بخورد. یک صفحهی text ساده هم قطعا میتواند انتقال دهندهی نظرات خوانندگان به نویسندهی وبلاگ باشد.
اما حرصدرآورترین(!) نکتهی قسمت نظرات، آیکونهای آن است. تعداد این آیکونها زیاد است، اما این آیکونهای پارسیبلاگ، هرگز آنقدری که همین چند آیکون محدود بلاگفا کاربرد دارند و مقصود را برآورده میکنند، کارایی ندارند.
کمی مصداقی بگویم:
- من وقتی سوالی برایم پیش میآید، آیکون مناسبی برای درج آن پیدا نمیکنم. برای این منظور یک آیکون در پارسیبلاگ وجود دارد که این است:
و این هم به خاطر ناراحتیای که در چهرهی اسمایلی است اصلا گویای سؤالبرانگیز بودن مطلب نیست؛ مگر وقتی که حرفی را از کسی بشنوی که ناراحتت کند و انتظارش را نداشته باشی.
- آیکونی که ناراحتیات را نشان دهد ندارد. فقط همین آیکون
است که این هم علامت سوالهای بالای سرش کار را خراب کرده. این آیکون هم
برای مطلب گریهآور است و دردناک و اصلا گویای یک ناراحتی کمشدتتر نیست.
- برعکس تا دلت بخواهد آیکون عصبانی و اعتراضگونه میبینی:

- و برای ابراز گیجی:
- شیطنت:

- نیشخند:
- درحالی که هیچ آیکون لبخندی وجود ندارد! البته میتوان نیشخند یا چیز دیگر را جایگزینش کرد، اما من ِ مؤنث، از این جایگزینها تنها برای وبلاگ خواهران میتوانم استفاده کنم و در مورد وبلاگ برادران گاهی تنها آیکونی که بتوان به مطلب اضافه کرد همین لبخند خنک و بیروح(!) است
که در پارسیبلاگ موجود نیست.
- از همهی اینها پر کاربردتر (حداقل برای من!)، آیکون چشمک است که باز هم نیست.
اما من اگر بودم باکس آیکونهای قسمت نظرات را اینگونه میچیدم:
![]()
:و البته این

و باز هم تاکید میکنم:![]()
این یکی هم البته خیلی کیف دارد(!):
در این میان آنچه بیش از همه تحملش برای من سختتر است، همان طراحی نازیبا و خشن پارسیبلاگ است، چه صفحهی اولش، چه قسمت مدیریت وبلاگش و چه قالبهای آمادهاش.
خلاصه اینکه بلاگفا با سادگی و سبکیای که دارد با این که همهی امکانات پارسیبلاگ را ندارد، رضایت خاطرمان را تامین کرده است. البته بعضی از این امکانات را به راحتی میتوان از سایر سایتها دریافت کرد و اصلا کمبودی احساس نمیشود؛ مثلا:
- با استفاده از گوگلریدر، پیوندهای روزانهام فعال شده است،
- با استفاده از گوگلریدر از به روز شدن سایر وبلاگها مطلع میشوم،
- با کمک گوگلآنالیتیکس آمار وبلاگ و پرخوانندهترین پستهایم را دارم،
- عکسهایم را در فضای ۱۰۰ مگابایتی گوگلپیجز ذخیره میکنم،
- به کمک سایتهای پرشیناستت و وبگذر آمار وبلاگم را در معرض دید خوانندگان قرار میدهم،
- به کمک وبگذر خبرنامهای در وبلاگم تعبیه کردهام و …
ناگفته نماند که پارسیبلاگ با سرعت خوبی در حال پیشرفت است و رو به بهبود؛ و ناگفته نماند که کارهای ارزشی که در پارسیبلاگ انجام میشود از دیدمان پنهان نمانده؛ اما در این پست مجالی برای بررسی این مورد نبود.
شمارهی دوم شماها منتشر شد. دربارهی اسم و آدرس وبلاگ و تیتر و موتو و …
برای این که یک وبلاگنویس، توی وبلاگ شخصی خودش بیاید و نقد دولت و دولتمردان بکند واقعا چه موانعی وجود دارد که اینقدر بعضیها فریاد وا آزادیا(!) سردادهاند؟ خب بیایید و بنویسید، همانطور که خیلیهای دیگر همین حالا دارند مینویسند و هنوز هم توقیف نشدهاند!
بگذریم از این که بعضی از دوستان هم، آنقدر تب نقدشان بالا زده که خواسته یا ناخواسته از شدت انتقاد، با مخالفین دولت و نظام، همجناح شدهاند.
فکر میکنم بعضی از دوستان کلا فراموش کردهاند که با تایید مکرر نوشتههای مخالفین نظام و بعضا لینکدادن و به اشتراکگذاشتن مطالب آنان، دارند آن آدم ضد نظام را تایید میکنند و تقویت.
حالا از بین دوستان کسی هست که بیاید و ما را درخصوص این آزادی بیانی که در این دولت نهم، کمیاب شده است کمی روشن کند؟!






(1 رأی، میانگین: 4.00 امتیاز از 5)
(4 رأی، میانگین: 4.50 امتیاز از 5)
