پست‌های دسته‌بندی شده در موضوع نوآموخته‌ها

ناهار نخوریم!

۲۱ دی ۱۳۸۸

آخرش ما برمی‌گردیم به سنت‌های خودمان. حالا هر چی هم که علم بخواهد پیشرفت بکند، باز هم علوم کسانی مثل شیخ بهایی یا ابن‌سینا رقیب ندارد!
این را گفتم که بگویم یک مدت هست که متمایل شده‌ام به طب سنتی. فکرش را بکنید من که از اسم جوشانده و دم‌کرده فراری بوده‌ام، حالا مشتری‌اش که شده‌ام [...]

» ادامه...

طواف ولایت

۰۵ دی ۱۳۸۸

از چند روز پیش که علت اعمال زینب(س) را به «ولایت» پیوند دادی، دقیق شده‌ام توی رفتار عاشورائیان. راست می‌گویی. همه‌شان هر چه کرده‌اند، سنگ «ولایت» بوده که بر سینه زده‌اند. حالا درکش برایم راحت‌تر شده است. می‌توانم بفهمم چرا تشنگی حسین(ع) از تشنگی بچه‌ها مهم‌تر است. چرا کودکی خود را سپر بلای حسین(ع) می‌کند. [...]

» ادامه...

داستان یک جرقه

۲۴ آبان ۱۳۸۸

دیروز دومین رمان از «احمد محمود» را تمام کردم. «داستان یک شهر» رمانی بود که بعد از «همسایه‌ها» خواندمش.
قلم احمد محمود بدجور گیرایی دارد. در عین سادگی آن‌قدر دقیق است که خودت را توی بطن اتفاقات می‌بینی. قلمش به توصیف هر جا که می‌رود انگار هم‌الان خودش آنجا ایستاده و دارد گزارش زنده می‌دهد. از [...]

» ادامه...

۷۰۰ صفحه دانشگاه

۰۱ شهریور ۱۳۸۸

قبل از هر چیز قلمش جذبم کرد؛ ساده و روان بود. انگار خودش نشسته باشد جلوی رویت و شمرده و دقیق برایت تعریف کند. بعدش چیزی طول نکشید که افتادم وسط ماجرا و قضایا. توصیفات دقیقش از محیط و آدم‌ها و احساسات آن‌قدر واضح بود که انگار به جای خواندن کتاب، داری فیلمش را می‌بینی. جزئیات هم شده بود تکمله‌ی جذابیت‌ها.

راوی و نویسنده چنان آدم را با خودشان همراه می‌کنند که در تمام لحظات دردناکِ «زهرا»، تو هم ناخواسته درد می‌کشی و با ناراحتی‌اش اشک می‌ریزی؛ با شادی‌هایش شاد می‌شوی و با خستگی‌اش بی‌رمق.

» ادامه...

جهاد بی‌اجازه

۲۰ تیر ۱۳۸۷

شهید مطهری در فصل دوم کتاب سیری در سیره‌ی ائمه‌ی اطهار(ع) بحثی دارند روی انواع جهاد و توضیح مبسوطی در این رابطه می‌دهند و احکام متفاوت هر کدام را ذکر می‌کنند. مبحث جالبی است.
نوع دوم جهادی که ایشان بررسی می‌کنند، جهادی است که به نام دفاع خوانده می‌شود و آن در جایی است که دشمن [...]

» ادامه...

© دنیای راه راه ۱۳۸۷ | طراح قالب grrliz | فارسی‌سازی مهران | قدرت‌گرفته از وردپرس