نگارهٔ پانزدهم
نگارهٔ چهل و هفتم
نگارهٔ هفدهم
نگارهٔ چهارم
نگارهٔ بیست و ششم
* بهانه

تازه دانسته‌ام
دلم باز چرا
بی‌قرار تو بود؛
تأثیر عطر اردیبهشت، کم نیست.

* پیشواز
* طلوع
* کمی مهربان‌تر
* صفحهٔ ۷۹

هر وقت دیدی برده‌اندت بالا و دارند بادت می‌کنند، بدان که روزگار از دست آویزان‌ت کرده است به قناره که پوست‌ت را بکند…

* صفحهٔ ۴۲
* صفحهٔ ۴۵
* صفحهٔ ۲۰۸




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۹م, اسفند ۱۳۹۰، تعداد بازدیدها: 263 نفر

    در انتخابات شرکت خواهم کردامسال فضای انتخابات از بعضی جهات شبیه به سال‌های پیش نیست. منظورم فضای انتخابات در بینِ وفادارنِ به نظام است؛ وگرنه تکلیفِ مخالفینِ نظام که از قبل مسجل است.

    امسال قبحِ اعلامِ عدمِ مشارکت در انتخابات در بین دوستانِ نظام ریخته است و اگر پیش از این شاهدِ عدمِ مشارکتِ افرادِ ناراضی از نظام بودیم، امسال این مسئله به دوستانِ طرفدارِ نظام هم سرایت کرده است. اگر تا پیش از این عده‌ای رأیِ سفیدِ خود را بعد از انتخابات آشکار می‌کردند، امسال پیش از انتخابات، برخی بدونِ هیچ تردید یا احساسِ ناخوشایندی، از رأیِ سفیدی که خواهند انداخت می‌گویند.

    احتمالِ این که انتخاباتِ امسال، از نظر کمیتِ مشارکت‌کنندگان مثلِ سال‌های گذشته نباشد، اصلاً دور از ذهن نیست. چیزی که اهمیتِ بررسی دارد، ریشه‌یابیِ این مسئله است؛ این که چرا عده‌ای از کسانی که شاید انتظارش نمی‌رود، دم از شرکت نکردن در انتخابات می‌زنند و چرا دوستان دیگری به انداختنِ رأی سفید رضایت داده‌اند.

    بدونِ شک پیش‌آمدهای قبل و بعد از انتخاباتِ دور دهمِ ریاست‌جمهوری و حواشیِ آن، در این مسئله بی‌تأثیر نبوده است. عدهٔ زیادی از دوستان، منتقدِ رفتارِ دولت و بعضی از مسئولینِ نظام و ارگان‌ها در برخورد با معترضین بودند. عدهٔ زیادی نیز خواه‌ناخواه تحتِ تأثیرِ پروپاگاندا و جوِ اعتراضیِ علیه دولت‌مردان و سیاسیون، از مسئولین قطعِ امید کرده‌اند.

    اما نباید از عدمِ رضایتِ افراد از نحوهٔ عملکردِ مجلس و منتخبینِ مردم هم غفلت کرد. مردمِ ما -که درصدِ بالایی‌شان را جوانان تشکیل می‌دهند- بالغ‌تر و عاقل‌تر از این شده‌اند که وعده و وعیدهای نمایندگان پیش از ورود به مجلس را فراموش کنند و متوجهِ تغییرِ رفتار و موضع‌شان، قبل از انتخاب و بعد از ورودشان به مجلس نشده باشند.

    دعواها و سرگرمی‌های نمایندگان به مسائلِ دسته‌چندم که صرفاً جنبهٔ حزبی و سیاسی داشته و به حالِ مردمِ حوزهٔ انتخابی‌شان هیچ سودی ندارد، نمایندگان را از صفتِ «مردمی» و یا از جنسِ مردم بودن، بسیار دور کرده است.

    دلسردیِ ملت از دولت‌مردان و مسئولینِ کشور، حاصلِ عدمِ روراستی مسئولین با مردم، بی‌اخلاصی نمایندگان در انجامِ وظایف‌شان، پاسخگو نبودنِ نمایندگان و سایر مسئولین در قبالِ فعالیت‌های‌شان، دعواهای زرگری و حزبی که ذره‌ای در وضعِ معیشت و حلِ مشکلاتِ مردم اثری ندارد، وضعیتِ نامطلوبِ اقتصادی و عدمِ نظارت بر بازار، وعده‌های عمل نشده و … است که اگر بیش از این، موردِ بی‌توجهی قرار گیرد، عواقبِ نگران‌کننده‌ای خواهد داشت.

    صدا و سیما در تلاش‌های این روزهای خود برای ایجادِ شور انتخاباتی، و یادآوری وظایفِ ملت برای شرکت در انتخابات و کوباندنِ مشتِ محکم به دهانِ امریکا و اسرائیل و عقبهٔ آن‌ها، مثلِ هر سال از وظایفِ کاندیداها غفلت کرده است. خوب است صدا و سیما در فکر برنامه‌هایی برای یادآوری وظایفِ نمایندگان در صداقت و حسنِ امانت‌داری و مزین شدن به لباسِ تقوا و اخلاق‌مداری و مردم‌محوری و دوری از اسراف و تجملات و حزبی‌گری و… باشد که تاریخ ثابت کرده است مردمِ ما در شناختِ وظایفِ خود بینش لازم را کسب کرده‌اند، آنچه که مغفول مانده است، تعلیم و یادآوری وظایفِ کاندیداها و مسئولین است.

    بعدنوشت:
    خدا را شاکرم که علاوه بر تمامِ مشکلاتِ موجود، میزانِ مشارکتِ مردمی در انتخاباتِ نهمِ مجلس شورای اسلامی، بیش از انتظار و چیزی در حدود ۶۵ درصد بود که مایهٔ بسی مباهات است.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (6 رأی، میانگین: 4.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: بازیِ بزرگان
    برچسب ها: , ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۳م, مرداد ۱۳۹۰، تعداد بازدیدها: 341 نفر

    تحکمیک روز می‌زند و اتفاقی یا از روی بعضی کارهای درخوری که انجام داده‌ایم، وصل می‌شویم به بالاترها. ماورایی فکر نکنیدها! منظورم وصل شدن به ارگان‌ها یا آدم‌های بالادست‌تری است. جاهایی که وهم برمان می‌دارد مجوز هر کاری داریم. قدرتش را هم.

    همین توهم می‌زند همه چیز را خراب می‌کند. می‌شویم آدم‌هایی که به خودمان اجازه می‌دهیم صلاح بقیه را تعیین کنیم، در کارشان تجسس کنیم، وارد محدودهٔ شخصی‌شان شویم و زیر نظرشان داشته باشیم.

    کارها و افکارمان می‌شود میزان حق و باطل. اگر رفتاری را قبول داشتیم، حق است؛ اگر قبول نداشتیم، باطل است. می‌شویم فرشته‌صفتانی که عدول از حق و راستی در رفتار و گفتارمان غیرممکن می‌شود. رویین‌تنانی که هیچ کس را یارای مقابله با ما نیست. هر کس بر اساس تشخیص ما دست از پا خطا کرده باشد، می‌دهیم پدرش را در بیاورند!

    از آنجا که آدم‌های مهمی شده‌ایم، همه می‌خواهند ما را به زیر بکشند. بقال و قصاب و همکار و همسایه و فامیل و دوست و آشنا، همه بدخواه‌اند و از حرف‌هایشان منظور خاصی دارند. تجمع بیش از دو نفر در اطراف ما، بدون حضور ما ممنوع است و توطئهٔ براندازی.

    این جایگاه، جایگاه خوبی است؛ بهشتِ دنیا است اصلا. هر کاری که برای بقیه ناشایست باشد، برای ما بر اساس مصالح شایسته است و روا.

    خوش و بش با نامحرم برای همه حرام است، برای ما حلال که هیچ، گاهی برای شناخت آدم‌ها واجب می‌شود. تهمت زدن به آدم‌ها برای همه حرام است، برای ما یا مباح است یا واجب که دیگر اسمش تهمت نیست، «رو دست زدن» است! افشای راز مردم برای همه قبیح است و نامردی، برای ما رو کردن ابعاد پنهان زندگی کسانی که به ما اعتماد کرده‌اند، یک کار مصلحتی است و ارشادی. تجسس در کار آدم‌ها برای همه «فضولی» است، برای ما «فوت و فن کار» است. راپورت‌گیری از بقیه برای همه زشت و خاله‌زنکی است، برای ما خبرگرفتن از آدم‌ها ژانر اطلاعاتی است.

    برای خودمان آدم‌ها را دسته‌بندی می‌کنیم، یکی را وارد حلقهٔ بازی می‌کنیم و یکی دیگر را بر مبنای ذهن خلاق و خیال‌انگیزمان مهرهٔ سیاه‌ش می‌کنیم. مهره‌ها را جابجا می‌کنیم… آدم‌ها را بالا می‌بریم و پایین می‌آوریم. خواستیم مهره اضافه می‌کنیم، دوستش نداشتیم از بازی خارجش می‌کنیم. اگر کسی توی این بازی حرف گوش کن بود، مخلص است و کاری و بی‌ادعا؛ اگر جسارت کرد و زیر بار حرف ما نرفت، مزدور است و منافق و نفوذیِ بیگانه.

    خلاصه که خوش‌ایم برای خودمان. خوش‌ایم در این دنیا و سرخوشانه و دور همی، هیزم جهنم‌مان را جمع می‌کنیم.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (6 رأی، میانگین: 4.67 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: بازیِ بزرگان٬من و تو و زندگی
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۵م, خرداد ۱۳۸۹، تعداد بازدیدها: 114 نفر

    گاهی یادآوری اتفاقات تلخ یک سال پیش، از هر صدایی رساتر و از هر کلامی شیواتر است.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (1 رأی، میانگین: 5.00 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: بازیِ بزرگان٬دستینه
    برچسب ها: ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۵م, اسفند ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 301 نفر

    یادتان هست اولین بار در جواب سؤال «یک کیلو آهن سنگین‌تر است یا یک کیلو پنبه»، چه گفته‌اید؟ خیلی‌هامان بی‌معطلی جواب داده‌ایم: «آهن» و بعد که با خنده‌ی سؤال‌کننده‌مان مواجه شده‌ایم، یک کم فکر کرده‌ایم و فهمیده‌ایم عجب اشتباه مضحکی کرده بودیم.

    دلیل این اشتباه ساده است. آهن وزن مخصوصش بیشتر از پنبه است، به خاطر همین یک حجم یکسان از آهن و پنبه، وزن‌شان تفاوت زیادی دارد. احتمالاً خیلی از ما، در جواب این سؤال، ناخواسته و به اشتباه، حجم یکسانی برای آهن و پنبه تصور کرده‌ایم و بعد بدون هیچ تردیدی، به این نتیجه رسیده‌ایم که آهن باید سنگین‌تر باشد.

    خیلی چیزهای دیگر دور و بر ما هستند که ما همین معامله را باهاشان می‌کنیم؛ مثلاً به فروشنده‌ای که دو کیلو و ۷۰۰ گرم پرتقال را به جای سه کیلو به ما می‌دهد، کمتر حساسیت نشان می‌دهیم تا کسی که دور از چشم فروشنده، دو تا پرتقال می‌دزدد. یا آن‌قدر که دزدی را تقبیح می‌کنیم، عملاً غیبت را -که از زنا بدتر دانسته شده است- بد نمی‌دانیم.

    برای ما کسانی که رو بازی می‌کنند و خباثت‌شان را پنهان نمی‌کنند، منفورترند از کسانی که همین گروه خبیث را رهبری می‌کنند، اما خباثت‌شان را پنهان می‌کنند. هر جا که بحث خون و درگیری و خشونت و زد و خورد و کشت و کشتار باشد، بیشتر خون‌مان به جوش می‌آید تا جایی که بحث تحریف افکار و عقیده و ایدئولوژی باشد.

    اصولاً از قدیم، با چاقو سر بریدن را جنایتکارانه‌تر از با پنبه سر بریدن می‌دانستیم. هر چند هر دو سر بریدن باشند!

    حساسیت ما نسبت به سخت‌افزارها بیشتر است تا نرم‌افزارها. شاید برای همین باشد که نسبت به حمله‌ی نظامی خیلی بیشتر حساس‌ایم تا حمله‌ی نرم فرهنگی. درست است که اولی در گستره‌ی محدودی از زمان، خیلی چیزها را یک‌باره به هم می‌ریزد و از بین می‌برد، ولی دومی ریشه‌ها را سست می‌کند و کل مجموعه را بر باد می‌دهد؛ گرچه در مدت زمانی طولانی‌تر. بین جنگ سخت‌افزاری‌ای که صدام هشت‌سال علیه کشور داشت، با جنگ‌نرم‌افزاری‌ای که دست‌کم سی‌سال غرب نسبت به ایران دارد، کدام‌یک می‌تواند یک نظام را از ریشه مضمحل کند؟

    .

    دیشب یکی از دوستان، در یکی از شبکه‌های مجازی، عکسی از عبدالمالک ریگی و یکی از مسئولین مورد اتهام حوادث اخیر گذاشته بود و دور سرشان دایره‌ی قرمزی کشیده بود و پرسیده بود «کدام‌یک برای نظام خطرناک‌تر است؟». امروز صبح یکی دیگر از دوستان، دو عکس مذکور را ضمیمه کرده بود به عکس همان دوست اول‌ و دور سر دوست‌مان را هم دایره‌ی ضخیم‌تری کشیده بود و پرسیده بود «کدام‌یک برای نظام خطرناک‌تر است؟». این مطلب را نوشتم که بگویم یک کیلو آهن، سنگین‌تر از یک کیلو پنبه نیست؛ اما حجم یک کیلو پنبه از یک کیلو آهن، خیلی بیشتر است.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (3 رأی، میانگین: 3.67 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: بازیِ بزرگان٬خیزش ِ نرم
    برچسب ها: , ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۷م, بهمن ۱۳۸۸، تعداد بازدیدها: 193 نفر

    قبلا نوشته بودم که توی یکی از تجمعات خودجوش مردمی در قم، بعد از قضایای تشییع پیکر آیت‌الله منتظری شرکت کردم. و نوشتم که یکی از صحبت‌هایی که شد این بود که «اگر قوه‌ی قضائیه می‌ترسد با هاشمی روبرو شود، ما این کار را انجام می‌دهیم» که مورد تأیید تجمع‌کنندگان هم قرار گرفت؛ اما یادم رفت بنویسم با وجود اینکه علیه آقایان موسوی و کروبی و خاتمی شعارهایی سر داده شد؛ وقتی که برای اولین و آخرین بار، عده‌ای خواستند علیه آقای هاشمی شعار بدهند، هیچ‌کس همراهی‌شان نکرد؛ حتی سخنران.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (3 رأی، میانگین: 2.33 امتیاز از 5)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: بازیِ بزرگان
    برچسب ها: , ,