نوستالژی دههی فجر بنا بر قول بعضی از دوستان، یک بازی وبلاگی بود که از روز دوم دههی فجر آغاز شد و ظاهراً هنوز هم برخی مشغول نوشتن هستند. اگر منظورمان از بازی، یک کار بیفایدهی بیهدف باشد، نوستالژی بازی نبود؛ موج بود. موجی بود که شکر خدا بیشتر از ۷۰ نفر از وبلاگنویسان را [...]
بایگانی نویسنده > کوثر
دربارهی نوستالژی دهه فجر
بسمالله الرحمن الرحیم
در این وبلاگ مجموعهای از پستهای وبلاگی قرار میگیرد که در موج «نوستالژی دهه فجر» شرکت کردهاند. دربارهی این بازی که از وبلاگ «گلدختر» آغاز شده است، چنین میخوانیم:
دههی فجر برای بزرگترهای ما زندهکنندهی خاطرات تلخ و شیرینی است که به چشم خودشان دیدهاند. ما نسل سومیها فقط داستانهایی را از آن زمان [...]
نمنمک: نوستالژی
وبلاگ نمنمک
در ابتدا قصد نداشتم با نوشتن این خاطره همین یک ذره آبروی نمنمک را هم ببرم . اما خب احترام دعوت کنندگان بهم اجازه نداد سرپیچی کنم و به خاطر طول کشیدن و کشدار شدن پست قبلی با اندکی بیشتر از اندک تاخیر ، خاطرهای از دههی فجر مینویسم .
دورهی راهنمایی ، از بهترین [...]
پاکدیده: یک نوستالژی طولانی!
وبلاگ پاکدیده
به مناسبت دههء فجر بود که از طرف گلدختر عزیز، برای شرکت در این موج وبلاگی دعوت شدم اما همانطور که همان روز به خودشان هم گفتم، به دلیل مشغلهء زیاد نتونستم بنویسم.
الآن بعد از دههء فجر و حتی ماه بهمن، هم حیفم آمد که در این حرکت زیبا شرکت نکنم و هم گفتم [...]
ایلیا: انقلاب خاطره نیست!
وبلاگ ایلیا
۱- بازی وبلاگی با عنوان “نوستالژی خاطرات انقلابی!” مطرح شد. محمد علی عزیز مرا دعوت کرد. در ایمیلی به او گفتم که نخواهم نوشت. اما بعد حسن عزیز نیز مرا دعوت کرد. دیگر نمیشد چیزی ننوشت. دوستان منت نهادند و ما سر فرود آوردیم. لذا زاویه نوشتن را به نگاهی به اصل این بازی [...]
گام آخر: این بود دهه فجر من!
وبلاگ گام آخر
من باب مقدمه میشود این ضرب المثل خیلی حکیمانه را آورد که: ماهی را هر وقت از آب بگیری خیسه( ).
از مهمترین مناسبتهای امسال و شاید دهه اخیر دهه فجری بود که بر ما گذشت، همین دهه فجر امسال بود و من خیلی دلم میخواست فعالیت ویژهای برایش داشته باشم. اما توفیق [...]
داداشی وب: گوشه ای از حال و هوای آن روزها
وبلاگ داداشی وب
من هم بی دعوت دوستان برای آن روزهای انقلاب خاطره ای نوشتم.
سن و سال من که به انقلاب نمی رسد، بیشترین نوستالژی من هم به سال هایی بر می گردد که دست در دست پدربزرگم همراه مردم می شدیم و ۲۲ بهمن را گرامی می داشتیم و هنوز که هنوزه شیرینی آن لحظات [...]
تیپا: نوستالژی دهه فجر
وبلاگ تیپا
- به دعوت بروجنی و با چند روز تاخیر راجع به نوستالوژی دههی فجر می نویسم تا یه کمی از این بازیهای وبلاگی کرده باشیم.
خب دههی فجر برای من هم مثل خیلیهای دیگه وجه نوستالوژیکش تو دوران دبستانِ. تو مدرسه کوچیک جعفری اسلامی با پنج تا کلاس کوچیک و دیوارهای ترک گرفته که نمی [...]
ریرا: عبارت “انفجار نور” رو از کجا اختراع کردند آخه؟!
وبلاگ ریرا
دوستی دعوت کرده بود از خاطرات دهه ی فجرمان بنویسیم. خوشبختانه من نمی توانم یک اتفاق را خارج از تاثیراتی که روی زندگیم و پیرامونم می گذارد درک کنم.
شاید در دوران مدرسه رفتنمان ۱۲ تا ۲۲ بهمن روزهای خوشی برایمان بوده باشد. روزهای پر هیجانی که سرود می خواندیم، تا دیر وقت ِ روز [...]
بهار سیدنی: نوستالژی فجر
وبلاگ بهار سیدنی
محمد عزیز به بنده پیشنهاد داده که از نوستالژی دهه فجر بنویسم.
متاسفانه این چند روز انقدر درگیر بودم که اصلاٌ وقت نکردم چیزی بنویسم و حالا هم که می خوام بنویسم ۲۴ بهمنه و دو روزی از دهه فجر گذشته و تازه متوجه شدم که چقدر نوشتن از این موضوع خاص کار سختیه.
راستش [...]
