بچه‌های قلم: انقلاب و خاطرات شیرینش

وب‌سایت بچه‌های قلم

در پاسخ به دعوت دوستان.


اولین تجربه زیبای من از جشن‌های دهه فجر، برمی‌گرده به بهمن سال ۶۶ موقعی که کلاس اول دبستان بودم.

یادمه آن روزها، دهه‌ی فجر برای ما، مثل ایام نوروز بود و لحظه شماری می‌کردیم برای تزئین مدرسه و کلاس و از یکی دو ماه قبل‌از دهه فجر، رقابت شدیدی بود برای این‌که اسممان در بین اعضای گروه سرود یا نمایش مدرسه قرار بگیره.

یادمه در طول دهه فجر، هر کلاس یک روز را جشن برگزار می‌کرد، جشنی ۲ ساعته که درطی  آن، اجرای کل برنامه با بچه‌های کلاس بود؛ روزنامه دیواری کلاس، تزئینات و پذیرایی و سرود و نمایش و مسابقه.
روز ۲۱ بهمن هم خود مدرسه جشن می‌گرفت.

برای این‌که بتوانیم جشن کلاسمان رابه خوبی برگزار کنیم، با بچه‌های کلاس، پول‌تو جیبی‌هایمان را جمع می‌کردیم و کاغذ رنگی و بادکنک و کیک و شمع و گل می‌خریدیم و از ۲-۳ روز قبل‌از موعد جشن کلاسمان، بعداز تعطیل شدن مدرسه، چند ساعتی را برای آماده سازی کلاس و برنامه‌ی جشنمان، در مدرسه می‌ماندیم.

حالا که به آن روزها و فعالیت‌هایم در عرصه‌های مختلف تا دوران دانشجویی و بعداز آن نگاه می کنم، می‌بینم که انصافاً، کار گروهی و هم‌فکری را در آن روزها و آن برنامه‌ها یاد گرفتم.

روزهای که خیلی خوب و به یادماندنی بود و قطعاً، تا روزی که زنده‌ام، هرگز فراموششان نخواهم کرد.

دوستان وبلاگ نویس زیر را برای شرکت در این حرکت دعوت می‌کنم:
.: صفحات خط خطی .: صفحه بیست و یکم .: رمز دشمن شناسی .: دست خط .: نم‌نمک .: گام آخر

۰ نظر برای "بچه‌های قلم: انقلاب و خاطرات شیرینش"

نظر خود را وارد کنید.










*اگر پیغامتان خصوصی است، کافی است در متن پیام، کلمه‌ی خصوصی را درج کنید.

مشترک فید نظرات وبلاگ شوید.