وبلاگ منبرنت
به دعوت وبلاگ «گلدختر» آنچه را که از روزهای شیرین دههفجر در ایام کودکی به یاد دارم مینویسم:
دوره ابتدائی را در مدرسه شاهد بودم و این مدرسه در بزرگداشتهای مختلف انقلابی، از سایر مدارس جدیتر بود. تقریبا هر روز دهه فجر یا مسئولی به مدرسه میآمد و یا از کارخانه و نمایشگاهی بازدید داشتیم. تزئین هر کلاس به عهده خود بچه ها بود و البته تجهیزات تزئینی همان پرچمهای سهگوش ایران و تصاویر امام بود و از وسایل رنگارنگ امروزی خبری نبود. همان سالها یک لباس سپاهی داشتم که درهفته دفاعمقدس و دههفجر میپوشیدم، البته با آرم سپاه که برای خودش عالمی داشت. بخاطر سمت پدرم که امام جمعهی شهر بود و همیشه بچه های سپاه همراهش بودند، کلا در فضای سپاه و بسیج و جنگ بودم.
سرودهای آن موقع هم برای خود عالمی داشت:« ما بچههای ایران جنگیم تا رهایی….»
امروز به بهانهی نوشتن این یادداشت به آلبوم کودکیهایم سر زدم و این عکس را پیدا کردم. تقریبا تا سال ۶۸ در روز ۲۲ بهمن به جای راهپیمائی، رژه نیروهای مسلح بود و پس از رحلت امام این مراسم به راهپیمائی مردمی تبدیل شد. این تصویر رژه نیروهای مسلح در روز ۲۲ بهمن است که با همان لباس سپاهی در کنار پدرم ایستادهام. فکر کنم تصویر مربوط است به سال ۶۵ و هفت سالگیام. این هم عکسی از علی کوچولو که خسته از راهپیمائی ۲۲ بهمن در نیمه راه به خواب رفت…
در همین زمینه:
اکسیِژن(دنیای راهراه)
دانلودهای انقلابی(آهستان)
انقلاب و خاطرات شیرینش(بچههای قلم)
این انقلاب، همان انقلابی است که باعث کور شدن استعداد شاعری من شد(کشکول جوانی)








۰ نظر برای "منبرنت: یاد لباس نظامیام بخیر"