نویسنده: کوثر،
۱۵ بهمن ۱۳۸۷،
تحت موضوع: دستهبندی نشده
بسمالله الرحمن الرحیم
در این وبلاگ مجموعهای از پستهای وبلاگی قرار میگیرد که در موج «نوستالژی دهه فجر» شرکت کردهاند. دربارهی این بازی که از وبلاگ «گلدختر» آغاز شده است، چنین میخوانیم:
دههی فجر برای بزرگترهای ما زندهکنندهی خاطرات تلخ و شیرینی است که به چشم خودشان دیدهاند. ما نسل سومیها فقط داستانهایی را از آن زمان [...]
ادامه مطلب
نویسنده: کوثر،
۱۸ بهمن ۱۳۸۷،
تحت موضوع: دستهبندی نشده
وبلاگ اسماعیل نیوز
اگر چند سالی زودتر به دنیا اومده بودم احتمالا دههی فجر که میشد و مثلا در همچین موقعیتی براتون از خاطراتم موقع فرار از دست ساواک میگفتم و بعد ماجرای کتک زدن مامور شهربانی و در رفتنم از دستش و بعد ککتل ملتوف درست کردن و شلوغ بازی و اعلامیه چسبوندن به در [...]
ادامه مطلب
نویسنده: کوثر،
۱۷ بهمن ۱۳۸۷،
تحت موضوع: دستهبندی نشده
وبلاگ دودینگ هاوس
اصلا من همینجوریام همیشه. انگار حتما باید کسی دعوت کند تا بروم جایی. انگار اگر دعوتی نباشد، وظیفهی خودم نمیبینم…
بله. میگفتم. ابتر ماندن آن جمله را ببخشایید. تا همان جایاش کافی بود. حالا کسی دعوت کرده، و خواسته خاطرههایی بنویسیم که این روزها زنده میشوند خود به خود. خاطرههایی که لابد از سالهای [...]
ادامه مطلب
نویسنده: کوثر،
۱۷ بهمن ۱۳۸۷،
تحت موضوع: دستهبندی نشده
وبلاگ دنیای راه راه
سال سوم دبیرستان بودم که با خواهرم هممدرسهای شدهایم و پاتوقمان هم دفتر امور تربیتی مدرسه. دهه فجر که میرسید حسابی سرمان شلوغ میشد. یک شعری داشتم که از سال سوم ابتدایی، هر سال دههی فجر آن را به صورت دکلمه اجرا میکردم! آن سالهایی که من و آبجی هممدرسه بودیم، من [...]
ادامه مطلب
نویسنده: کوثر،
۱۵ بهمن ۱۳۸۷،
تحت موضوع: دستهبندی نشده
وبلاگ گلدختر
دههی فجر برای بزرگترهای ما زندهکنندهی خاطرات تلخ و شیرینی است که به چشم خودشان دیدهاند. ما نسل سومیها فقط داستانهایی را از آن زمان شنیدهایم و فیلمهایی دیدهایم که خودمان هیچ نقشی در آنها نداشتیم؛ ولی برنامههایی که در دههی فجر انقلاب در دوران تحصیل در مدرسه داشتیم، خاطراتی است که کمی ما [...]
ادامه مطلب