صفحهٔ ۲۲۵

.

گاهی اوقات، انسان مجبور می‌شود محبوب‌بودن را فدای خوب‌بودن بکند. محبوب مردم شدن، آسان‌تر از کارکردن برای مردم است.

.

بدون دیدگاه

صفحهٔ ۲۰۷

این ریاکاران و دروغگویان هستند که انسان را به حرف‌زدن مجبور می‌کنند. در برابر آن‌ها اگر سکوت کنی، بُزدلی، و اگر سخن بگویی، هم‌طراز ایشانی. این موقعیت بدی‌ست که همیشه اراذل برای انسان پیش می‌آورند. وقتی یکی آن‌ها می‌گویند و یکی تو می‌گویی، از خودت بیزار می‌شوی که چرا با چنین کسانی هم‌دهان شده‌ای؛ و وقتی می‌گویند و تو بزرگوارانه به راه خود می‌روی، فریاد می‌زنند که چرا جواب نمی‌دهد؟ اگر دروغ می‌گوییم، چرا جواب نمی‌دهد؟! به راستی روزگاری‌ست که هم گفتن مشکل است و هم نگفتن…

بدون دیدگاه

صفحهٔ ۱۳۹

آری، این‌گونه اند مردمی که حق دانستن و قضاوت کردن، این حیاتی‌ترین حقوق خویش را به دیگران واگذار می‌کنند و راهشان را نه با تکیه بر آگاهی و شناخت، بل بر اساس اعتماد یکپارچه به رهبران می‌پیمایند و تسلیم ارادهٔ کسانی می‌شوند که مصالح ایشان، چه بسا همیشه با مصالح و آرمان‌های توده‌ها یکی نباشد.

امروز، چشم به حرکت رهبری می‌دوزند که روزگاری، به دلیلی، کسب حیثیتی کرده است -شاید کاذب- و به راه او می‌روند؛ و فردا، به دلیلی دیگر، روی از او می‌گردانند و به جبههٔ دیگری نقل مکان می‌کنند؛ و در همه حال، ساده‌لوحانه و معصومانه، آلت فعل‌اند و برانگیخته‌شده به دست کسانی که منافعشان، رشد آگاهی توده‌ها را ایجاب نمی‌کند.

[…] آن‌ها که نمی‌جویند و نمی‌پرسند و نمی‌شناسند، خیل کوران را مانند، دل‌بستهٔ بُن عصای بینایی؛ و وای اگر آن بینا به راه خویش برود نه راهی که کوران را آرزوست؛ و وای اگر آن به ظاهر بینا، خود در معنا کوری باشد که بُن عصای بیگانه‌ای را گرفته باشد…

بدون دیدگاه

صفحهٔ ۱۱۶

.

وقتی ترسوها به جبهه می‌آیند و خطر را می‌پذیرند، شک نباید داشت که پشت جبهه، خطر بزرگ‌تری وجود داشته است.

.

.

۱ دیدگاه

صفحهٔ ۱۰۸

.

وقتی برای به دست آوردن چیزی، باید آن را تکدّی کنی، همین مسئله نشان می‌دهد که آن چیز، بسیار بی‌ارزش و بی‌مصرف است. هر چیزی که ارزش و اعتباری دارد، خودش را از معرکهٔ بده‌وبستان‌های کثیف دور نگه می‌دارد.

.

۱ دیدگاه