قضیهٔ سوزاندن قرآن در سالگرد دروغ بزرگ، ۱۱ سپتامبر، را حتما شنیدهاید. طرحی که به ظاهر از سوی یک کشیش گمنام و یک کلیسای بسیار کوچک در امریکا مطرح شد و با بوقهای بزرگ دولت آمریکا و حامیانش در جهان منتشر شد.
در قرن ۲۱، آمریکا در حالی از سوزاندن قرآن به بهانهٔ تروریست بودن مسلمانها و دست داشتن آنها در واقعهٔ تخریب برجهای تجاریاش، حرف میزند که افغانستان همچنان در آتش حملههای وحشیانهٔ آنها به همین بهانه، میسوزد و آتشی که در عراق افروخته، هنوز سرد نشده است. آمریکا امروز در حالی مرتکب حماقت دیگری میشود که حتی ساکنیناش هم دروغ بودن واقعهٔ ۹ سال پیش را به وضوح پذیرفته و دست دولت آمریکا را به خوبی در این حادثه میبینند.
حمایت آمریکا و صهیونیسم از این عمل، بیشتر از هر چیز به نظرم، اعلان شکست ایدئولوژیک و نظامی آنها در جهان است که با خواری و زبونی وحشتناکی آن را فریاد میزنند. دست و پا زدنهای دلقکوار آمریکا و صهیونیسم و حامیانشان در این سالها، حماقت آنها را بیشتر از هر زمانی به نمایش گذاشته است.
شکی نیست که با این عمل کودکانه و مغولوار، ذرهای از عظمت و حقانیت قرآن کاسته نمیشود. آمریکا امروز خلع سلاح شده و روزگار، رنگ و لعاب از چهرهاش شسته و دستش رو شده است.
شاید بد نباشد چشمهایمان را باز کنیم و در سالروز دروغ بزرگ آمریکا، غیر از نظارهٔ به گِل نشستنش، یک بار دیگر فریاد کاذب «آزادی عقیده»شان را هم بشنویم!
.
به دعوت دوستان بزرگوارم، پردال و کاتبباشی.

.
بعضی چیزها خیلی خوب است، برای همه. بعضی چیزهای دیگر خیلی خوب است، فقط برای ما! «آزادی بیان» یکی از آنهاست.
آزادی بیان خوب است تا وقتی که کسی نظرش مخالف ما نباشد. اگر نظرش مخالف شد، دیگر حوصلهاش را نداریم. یا بلاکش میکنیم، یا برای همیشه فراموشش میکنیم، یا تحقیرش میکنیم و یا چنان حسابی بد و بیراه نثارش میکنیم که دلمان خنک شود. آخر سر هم برای تکمیل این پروسه، در فهم و شعورش تردید میکنیم!
+.+ یک نگاهی به خودمان (کاربران اینترنت) توی این چند وقته بیندازیم…
وقتی توانستیم نظر مخالف را بشنویم و نظردهنده را به خاطر نوع نگاهش طرد نکنیم و در کنار هم زندگی کنیم، آن وقت میشود امیدوار بود که به آزادی بیان و عقیده، ایمان داریم.
برای این که یک وبلاگنویس، توی وبلاگ شخصی خودش بیاید و نقد دولت و دولتمردان بکند واقعا چه موانعی وجود دارد که اینقدر بعضیها فریاد وا آزادیا(!) سردادهاند؟ خب بیایید و بنویسید، همانطور که خیلیهای دیگر همین حالا دارند مینویسند و هنوز هم توقیف نشدهاند!
بگذریم از این که بعضی از دوستان هم، آنقدر تب نقدشان بالا زده که خواسته یا ناخواسته از شدت انتقاد، با مخالفین دولت و نظام، همجناح شدهاند.
فکر میکنم بعضی از دوستان کلا فراموش کردهاند که با تایید مکرر نوشتههای مخالفین نظام و بعضا لینکدادن و به اشتراکگذاشتن مطالب آنان، دارند آن آدم ضد نظام را تایید میکنند و تقویت.
حالا از بین دوستان کسی هست که بیاید و ما را درخصوص این آزادی بیانی که در این دولت نهم، کمیاب شده است کمی روشن کند؟!




(6 رأی، میانگین: 3.83 امتیاز از 5)