حتما دیگر تا حالا قضیهی آن لنگهکفشهایی را که خبرنگار عراقی نثار بوش کرد، شنیدهاید.
دیشب وقتی خبرش را شنیدم، خداییاش اولش خیلی کیف کردم! بعد به عواقبی که در انتظار الزیدی، خبرنگار عراقی، است فکر کردم. امروز شجاعتش و نتیجهی این شجاعت مشغولم کرده بود، مخصوصا وقتی این را خواندم.
الزیدی ظاهرا هیچ سلاحی نداشت؛ ولی با نثار یک لنگه کفش به مقام اول مملکتی چون ایالت متحده، پیامهای زیادی را به مردم دنیا مخابره کرد. پیامهایی که با زبان فعل بود و نیاز به ترجمه نداشت و احتمال تحریف درش نبود. یک واکنش ناخودآگاه از کسی که مورد ظلم واقع شده، نسبت به ظالم.
شاید الان خیلی بیشتر از قبل معتقدم که هر کدام از ما، میتوانیم کاری برای مردم غزه انجام دهیم. الزیدی یک نفر بود و از یک ملت دفاع کرد. ما اما یک ملّتیم…


