نگارهٔ بیست و نهم
نگارهٔ نوزدهم
نگارهٔ یازدهم
نگارهٔ سی و نهم
نگارهٔ بیست و هفتم
* نرمی

بعد از تو
نمی‌شود شعر خواند، شعر گفت، به شعر گوش سپرد

من ماه‌هاست شعری نگفته‌ام
ماه‌هاست در شب‌هایی به عمق یلدا
و روزهایی به طول فاصله،
لطافتم را به گل بخشیده‌ام،
به قاصدک
به نسیم

شعر، احساس را به من باز می‌گرداند
نرمی، برای قلبم خوب نیست
ماه‌هاست قرصی نخورده‌ام

شعر، احساس مرا
شعر، اوج اخلاص مرا
شعر، تو را
به من باز می‌گرداند

* بباف
* تغییر
* شرم
* صفحهٔ ۳۵۲

عفو و گذشت کنید؛
مگر دوست ندارید که خداوند گناهان شما را ببخشد؟!

.
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا، أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ؟ (نور: 22)

مشخصات کتاب:
* صفحهٔ ۲۵
* صفحهٔ ۲۰
* صفحهٔ ۲۳۳




  • Powered by WebGozar

    PageRank Checking Icon

  • نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۸م, دی ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 356 نفر

    .
    هر روز که خبر یک حمله‌ی جدید به غزه پخش می‌شود، تا یکی دو روز صداوسیما و بعضی منبرها و تریبون‌ها از نام غزه پر می‌شود و بعد همه چیز برمی‌گردد به همان حالت عادی خودش؛ همه چیز، جز زندگی مردم غزه.

    توی دانشگاه‌ها و مدارس که حتی خبر از همین نام خشک و خالی غزه هم نیست. این جور جاها انگار شده‌اند جزایری متروک و دورافتاده از جامعه که هر روز یکی چند صفحه نوشته‌ی بی‌روح تویش تدریس می‌شود و تمام! خب البته وظیفه‌ی دانشگاه‌ها و مدارس هم چیزی جز این نیست!

    هر روز وضع غزه بدتر می‌شود و ما فقط بیانیه صادر می‌کنیم و محکوم می‌کنیم. آتش غزه دارد شعله‌ورتر می‌شود و ما خیلی هنر کنیم راه‌پیمایی می‌کنیم!

    حالا ما هی بیاییم و روم بسازیم در حمایت از غزه و عکس‌های خونین اجسادش را شیر کنیم، آخرش چی؟ نمی‌دانم این همه کارهای نمادین قرار است چه دردی از آن‌ها دوا کند. دلم می‌خواهد بدانم این بیانیه‌ها جلوی چند تا از موشک‌های اسرائیلی را گرفته است. نمی‌خواهم بگویم همه‌ی این‌ها بی‌نتیجه است؛ اما این‌ها آن کار اصلی نیست که باید بشود.

    غزه نیاز به حمایت نظامی دارد…

    » پیام مقام معظم رهبری درباره‌ی قتل عام مردم مظلوم غزه

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۲۰م, تیر ۱۳۸۷، تعداد بازدیدها: 103 نفر
    شهید مطهری در فصل دوم کتاب سیری در سیره‌ی ائمه‌ی اطهار(ع) بحثی دارند روی انواع جهاد و توضیح مبسوطی در این رابطه می‌دهند و احکام متفاوت هر کدام را ذکر می‌کنند. مبحث جالبی است.
    نوع دوم جهادی که ایشان بررسی می‌کنند، جهادی است که به نام دفاع خوانده می‌شود و آن در جایی است که دشمن یا قصد دارد بر مسلمین استیلاء پیدا کند، یا قسمتی از سرزمین آنان را اشغال کند و یا می‌خواهد به اموال و یا نوامیس مسلمین و یا هر امری که برای مسلمین محترم است تسلط پیدا کند. در این‌جا (برخلاف جهاد نوع اول که در آن شرط است که مجاهد بالغ و عاقل و آزاد باشد و  الزاما مرد باشد) بر عموم مسلمین، اعم از زن و مرد، از دور و نزدیک واجب است که در این جهاد شرکت کنند و جالب این‌جاست که این جهاد برخلاف جهاد اول که مشروط شده به امر امام یا منصوب خاص امام، موقوف به امر امام یا جانشین او نیست.
    و بعد ایشان از این نوع جهاد مثال می‌زنند به وضعیتی که اسرائیل برای فلسطین ایجاد کرده و می‌گویند این از آن نوع جهادهایی است که شرکت در آن بر هر مسلمانی که از آن اطلاع یابد واجب است و شخص هر چه به آن‌ها نزدیک‌تر باشد وجوبش مؤکدتر است، مگر این‌که بداند نیروی خودشان برای دفاع کافی است.


    حالا این حکم را بگذارید کنار تداوم جنگ در فلسطین و لبنان و پیدا کنید پرتقال‌فروشان کم‌فروش را!

    » ترتیب سیر مطالعاتی کتب شهید مطهری را می‌توانید این‌جا ببینید.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...
    قرارگرفته در شاخۀ: خیزش ِ نرم
    برچسب ها: , , ,
    نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۱۴م, اسفند ۱۳۸۵، تعداد بازدیدها: 158 نفر

    محصولات صهیونیستی مثل نقل و نبات در کشور توزیع میشود و ما هم برایشان تبلیغ می کنیم و البته با پر نگهداشتن جیبهایشان، از آن ها حمایت نیز می کنیم! (احتمالا در مقابل فلسطینی ها!)

    آن ها زرنگ بازی در می آورند و با ترفندهای مختلف وارد می شوند، اسم عوض می کنند و خود را پشت هیکل یک اسم از فلان شرکت فنلاندی قائم می کنند، ما هم خودمان را به سادگی زده ایم و سعی می کنیم وانمود کنیم که خیالی نیست، چون مثلا نمی فهمیم! (البته خیلی ها واقعا مطلع نیستند، اما آنها که می دانند هم…!)

    آن ها هم از همین مثلا بی اطلاعی ما نهایت استفاده را می برند و تا می توانند ما را می چاپند تا از این طریق خودشان را در زندگی ما (که اگر اول دشمن آن ها نباشیم، دیگر دومی هستیم!) بچپانند!
    ماهای مثلا ساده هم با اولین اشاره ای، اگر مبهوت محصولاتشان نشویم، لااقل جذبشان می شویم! محصولات خوراکی مگی و نستله هم که دیگر آنقدر در خیابان های شهر رایگان توزیع شده است که کمتر کسی است که با نام آنها غریبه باشد…

    البته ما هم دیگر تا این حد وضعیت بی اطلاعیمان بد نیست! و در جواب تلنگرهای نفسمان جواب های قاطع و دندان شکنی(!) داریم:

    - مگر نمی بینی این شرکت فنلاندی است و اسمش هم فلان است و به این ها ربطی ندارد! حالا اگر آنها هم در سرمایه ی این شرکت سهمی دارند، داشته باشند… مهم این است که شرکت فنلاندی است…

    - آدم عاقل دنبال جنس خوب و با کیفیت و قیمت مناسب است دیگر! امتحان کن تا بفهمی این گوشی های نوکیا، لامصب چقدر ایول دارد! ببین مگی چطور طعم غذا را از این رو به آن رو می کند!

    - این ها را برایشان در آورده اند تا محصولات داخل فروش کند!

    - اگر مشکلی داشت که از بالاترها جلویش را گرفته بودند، مشتی!

    - ای بابا! حال داریا!

    - ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، درگیر شده ایم. فلان قطعه ی همین کامپیوتر خودت را هم آن ها زحمت کشیدند و ساختند! اگر نبود که همین چرت و پرت ها را هم نقل آنها نمی توانستی بنویسی! اصلا تو می دانی اگر بخواهیم منسوبات به آن ها را تحریم کنیم، در همین مملکت خودمان چندین خانواده از نان خوردن می افتند؟ (کاری نداشته باشید که با خرید ماها چندین خانواده در خاک اشغالی داغدار می شوند!)

    ــ …..

    اخیرا هم که به سلامتی یک قرارداد همکاری مَشت با آنها بسته ایم!!!

    خلاصه خیلی جالب است که ما خریداران خوب محصولات دشمنی هستیم که در سال چندین بار پرچمش را آتش می زنیم و دست کم هفته ای یک بار مرگش را فریاد می کنیم.

    1 امتیاز2 امتیاز3 امتیاز4 امتیاز5 امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
    Loading ... Loading ...